در جهان مدرن نیازهای سرمایشی و گرمایشی ساختمان ها به واسطه پیشرفت های تکنولوژیکی مرتفع شد. رفته رفته روش های بومی سازگار با طبیعت فراموش شدند و بناهایی وابسته به تکنولوژی، بدون توجّه به انسان محوری و همساز با طبیعت خلق شدند. در این میان، معماری سهم بسزایی در مخاطره انداختن محیط زیست بازی کرد و آگاهی به همین مسئله معماری پایدار را در مجموعه مباحث توسعه پایدار حائز اهمّیّت کرد. با مطالعه و تعمق در معماری بومی مناطق کویری نظیر شهر یزد و نحوه تعامل انسان بومی با محیط درمی یابیم که تفکر پایداری محور، رویکردی نوین و بی سابقه نیست. معماری این مناطق به گونه ای شگفت انگیز با اصول پایداری همگراست. از اینرو پژوهش پیش رو به تبیین نقش فضاهای باز- بویژه حیاط های مرکزی- در هم سویی معماری بومی کویر با اصول پایداری می پردازد و خانه های حیاط مرکزی شهر یزد را به لحاظ پایداری مورد ارزشیابی قرار می دهد. در مسیر پژوهش ضمن اشاره به اصول معماری پایدار، خانه های حیاط مرکزی مورد نمونه به روش تطبیقی با اصول پایداری مورد مقایسه قرار گرفته اند. نتایج حاصل از تحقیق، حاکی از نقش محوری و اساسی فضاهای باز حیاط مرکزی در خلق معماری بومی پایدار شهر یزد است. یعنی ساختار حیاط مرکزی نه تنها خودش پایداری محور است بلکه بستر تحقق پایداری در معماری بومی به مدد این ساختار فراهم شده است؛ بنابراین نظر به آموزه های فراوان این عنصر کارآمد، بر لزوم بازخوانی فضاهای باز حیاط مرکزی در دستیابی به معماری پایدار تأکید می گردد. پژوهش با مطالعه کیفی صورت گرفته و ابزار گردآوری داده ها، مشاهدات عینی و مطالعه منابع مکتوب می باشد.
فضاهای زیستی در هر منطقه، تحت تأثیر خاستگاه های فرهنگی، محیطی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی آن منطقه شکل گرفته است. بی تردید اولین خاطرات و تجارب انسان در خانه بوجود می آید که نقش موثری در جهان بینی هر انسان و در نتیجه جهان بینی جامعه دارد. عدم توجه به انسان، نحوه کار، شیوه زندگی، خواسته ها و تجارب او در طراحی مسکن امروز و روی آوردن به معماری وارداتی، بحران مسکن، پایین آمدن کیفیت زندگی مسکونی، ازبین رفتن حیات، سر زندگی، تحرک، حس تعلق و هویت را به همراه داشته است. این مقاله به بررسی عناصر شکل دهنده مسکن سنتی بوشهر و عوامل وجودی آن ها می پردازد. مسکن سنتی بوشهر مانند سایر مناطق ایران، همساز با شرایط محیطی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است. هدف پژوهش حاضر، شناخت ویژگی ها و اصول شکل گیری و گونه های فضایی در خانه سنتی بوشهر و استخراج عناصر کارآمد آن می باشد تا علاوه بر دریافت صحیح مفاهیم و اصول سازمان یافته مسکن سنتی در محدوده مورد مطالعه بتواند بخشی از ویژگی های این عناصر و دلایل وجودی آن ها را ثبت کند. روش انجام تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روش توصیفی-تحلیلی و روش تفسیری تاریخی است که با مطالعه منابع اسنادی، حضور در بافت تاریخی بوشهر، صحبت با ساکنان بافت و مصاحبه با اساتید معماری صورت گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش، مشخصات کالبدی، فعالیتی و معنایی گونه های فضایی مختلف خانه های سنتی بوشهر در قالب جداول، تصاویر و نقشه ها نشان می دهد تا در نهایت بر مبنای نتایج بدست آمده بتوان زمینه را برای ارائه راهکارهای طراحی مسکن امروز متناسب با نیازهای جدید و بر اساس ارزش های انسانی فراهم کرد.
انجام مناسک حج و اعمال زیارتی اماکن مقدسه مستلزم سلامت روحی و جسمی فرد می باشد. زائران بایستی سلامت و توان جسمانی مناسب داشته باشند تا بتوانند اعمال را با شرایط احسن انجام دهند و در طی مدت اقامت در این اماکن مقدسه با رعایت مسائل خاصی سلامت جسمی خود را حفظ کنند تا خدشه ای به انجام اعمال وارد نشود و زائران با کوله باری از آرامش روحی و روانی و سازندگی در جهت زندگی بهتر و سالم تر به سرزمین خویش برگردند. در این خصوص بر آن شدیم تا در زمینه مشکلات سلامت بانوان در حج و زیارت نکاتی چند به صورت اجمال عنوان نماییم.
مقدمه: با توجه به آمار بالای تصادفات جاده ای در ایران، عملیات امداد و نجات جاده ای از اهمیت بالایی در نظام سلامت برخوردار است. به کارگیری تکنیک هایی برای کاهش خطا در این فرایندها منجر به افزایش کیفیت این خدمات می گردد که این موضوع کاهش هزینه ها و افزایش سلامت را دربرخواهد داشت. از عناصر اصلی سیستم های مدیریت ایمنی، شناسایی مخاطرات، ارزیابی و کنترل آنها می باشد. در این تحقیق سعی شده است ضمن تعیین فرایندها و فعالیت های مطلوب عملیات امداد و نجات جاده ای، خطاهای این حوزه شناسایی و تحلیل شوند و در نهایت راهکارهایی در خصوص کاهش خطاها ارائه گردد. روش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی است و روش مورد استفاده در ارزیابی، کیفی است. برای شناسایی و تحلیل خطاهای بالقوه موجود در عملیات امداد و نجات جاده ای، مدل تجزیه و تحلیل حالات بالقوه خطا (HFMEA) استفاده شده است. یافته ها: عملیات امداد و نجات جاده ای به دو فرایند، 12 زیرفرایند و 53 فعالیت تقسیم شد. تحلیل و خطاهای احتمالی هر فعالیت شناسایی شد، که در مجموع در هر دو فرایند 147 خطا شناسایی، تحلیل و دلایل بالقوه آنها بررسی گردید. از خطاهای شناسایی شده، حدود 48 درصد مربوط به نیروی انسانی، 24 درصد مربوط به نقص تجهیزات، 11 درصد مربوط به روش و فرایند و الباقی به سایر موارد چون سیستم و محیط و غیره مربوط بودند. نتیجه گیری: مباحث مطرح شده در این تحقیق می-تواند در اجرای فرایند عملیات امداد و نجات تصادفات جاده ای، اطلاعات اساسی مورد نیاز در بررسی های ایمنی آتی را به نحوی مطلوب حفظ کند و ارائه اقدامات پیشگیرانه، احتمال وقوع خطاها و پیامدهای حاصل از آنها را به حداقل رساند.
The major role of self-directed learning (SDL) in a successful learning at distance education has been confirmed by various studies. Although learners pass General English courses before studying any ESP courses at distance education of Iran, they usually lack the preliminary skills for independent language learning. The current study aimed to explore the effect of self-directed training (SDT) on ESP learners’ self-directed learning readiness (SDLR). Eighty-six B.A students (19 male and 67 female) studying English for Economy and Management at Tabriz Payam-e-Noor University participated in this study. A demographic questionnaire and Guglielmino’s (1978) self-directed learning readiness scale (SDLRS) were implemented to select the participants of the control and experimental groups. The experimental group was provided with SDT in three different stages a) an introduction to SDL, b) SDT workshop, and c) SDT pamphlet. Then, a post-test of SDLRS was given to the two groups. ANCOVA was applied to analyze the data. The results revealed that SDT could enhance ESP learners’ SDLR. The findings imply that an appropriate training is needed to improve learners’ SDLR. Higher levels of SDLR can contribute to a successful ESP learning at Payam-e-Noor University in Iran.
There is a general consensus that critical thinking can be influential in almost every occupation due to its association with the abilities such as problem solving and decision making. This paper aims at probing the role of critical thinking (CT) skills on EFL learners' reading comprehension performance using Bloom's taxonomy. Therefore, the role of CT strategies training across two language proficiency levels, high & low, was investigated. Then the difference between females and males regarding their CT was studied. In so doing, 240 male and female Iranian EFL students were selected and screened into two proficiency levels based on the Longman preparation course for TOEFL test. Each proficiency group was divided into critical and non-critical group. The results suggested CT skills significantly affected EFL learners’ reading comprehension performance. However, the effect of critical thinking strategy training didn’t vary across different language proficiency levels. Overall, the findings provide empirical support for the facilitative effect of critical thinking strategy training on reading comprehension performance of EFL learners.
This study was particularly concentrating on TOEFL type (CBT vs. P&P) and computer anxiety as independent variables, and test takers' performance as the dependent variable. The two TOEFL types (Paper-and-Pencil and Computer-Based) were given to 40 participants using counter balancing. The interval between the two tests was two weeks. The reason behind choosing this interval and counter balancing was to prevent the practice effect. Three days after the test, the computer anxiety questionnaire was also taken by the same participants. The results showed a high correlation between the scores on the two versions of the test (P&P vs. CBT), also there was no significant difference between the performances of t, and finally, there was no significant interaction between test type (P & high-, low-, and mid-anxious candidates on the two versions of the tesP vs. CBT) and computer anxiety level (high- anxious, low-anxious, and mid-anxious).
دولت عثمانی در نیمه دوم قرن نهم هجری با هدف اعتبار بخشیدن به موقعیت سیاسی و فرهنگی خود، اولین کارگاه های هنر استانبول را با اقتباس از ایران که در زمینه فرهنگ و هنر آن روزگار پیشگام بود، تاسیس کرد. تحولات سیاسی و ناآرامی های مختلفی که در طی این سال ها در ایران رخ داد، شرایط را برای خروج بسیاری از گنجینه آثار و دست نوشته های نفیس و همچنین مهاجرت گروهی از هنرمندان و اساتید فن ایران که در جهت یافتن حمایت و پشتیبانی هنری بودند، به استانبول فراهم ساخت. این شرایط، بستر مناسبی را جهت رشد و توسعه نگارگری عثمانی بر پایه دستاوردهای هنری مکاتب ایران در کارگاه های تازه تاسیس استانبول بوجود آورد. بررسی تطبیقی نگارگری ایران با نمونه های عثمانی نیمه نخست قرن دهم هجری تشابهات بارزی را بین آثار دو گروه به نمایش می گذارد و بازتاب این حقیقت است که نه تنها از نسخ مصور ایرانی موجود در خزانه توپقاپی سرای، به عنوان الگو در تولیدات نسخ مصور دربار استانبول استفاده می شده، بلکه فعالیت هنرمندان مهاجر ایرانی در کارگاه های توپقاپی سرای و نیز رهنمون های برخی صاحب نظران بر تولید آثار مکتب استانبول، تاثیرات قابل ملاحظه ای را از دستاوردهای هنر ایران زمین بر نگارگری عثمانی بر جای گذاشته است.
فرم و صورت اژدها بارها در طول تاریخ هنر ایران، در قالب های گوناگون و با مضامین رمزگونه ظاهر شده است. اتصال این نقش به فرهنگ، باورها، جهان بینی اساطیری از یک طرف و ادبیات غنی و سرشار ایرانی از سوی دیگر، جایگاه آن را بیش از پیش اهمیت می بخشد. در این میان به نظر می رسد نگارگران با توجه به قصص اساطیری و منابع ادبی موجود خصوصاً شاهنام? حکیم ابوالقاسم فردوسی، در نمایش این موجود، به دستور زبان خاصی دست یافته اند؛ لذا این مقاله سعی دارد به شیوه توصیفی و تحلیلی ضمن بررسی معانی اژدها و توجه به توصیفات بصری فردوسی از این موجود در شاهنامه ازطریق مقایسه این اوصاف با اژدهای ترسیم شده در نگارگری عصر صفوی، نگرش و ساختار بیانی و بصری هنرمندان نگارگر را مورد کنکاش قرار دهد. و از طریق مقایسه و تطبیق تمهیدات به کارگرفته شده در شکل اژدها در این دوره با ادوار گذشته روی کردهای نوین آنها را در نمایش این موجود، مشخص نماید. در ضمن تلاش شده است تا علاوه بر توجه به این نگرش، از طریق مطالع? شکل و سیمای اژدها، اندازه و موقعیت آن در کادر و تزیینات و نوع بافت و رنگ های به کارگرفته شده در نمایش اژدها، چگونگی دلالت آن بر مفهوم نیروی شرورنفس اماره مشخص شود.
این مطالعه به منظور تشویق کاربران به استفاده از سیستم پستی، به بررسی و تهیه مشخصه های طراحی برای محصولی تحت عنوان دستگاه پست پرداخته است. این دستگاه امکان پست بسته های پستی و تهیه ملزومات آن نظیر پاکت و تمبر را بدون نیاز به مراجعه به دفاتر پستی فراهم می آورد. در این مطالعه از روش گسترش عملکرد کیفیت (QFD) به عنوان یکی از روش های نوین مهندسی کیفیت استفاده شده است که از مطالعه بازار و شناسایی مشتریان محصول آغاز شده و در فرآیند بررسی و تحلیل خود، ضمن شناسایی خواسته ها و نیازمندی های مشتریان، سعی در لحاظ نمودن آنها در تمامی مراحل طراحی و تولید دارد. در این راستا ابتدا نیازهای کاربران از طریق روش سناریونویسی و مصاحبه و تهیه پرسشنامه از 40 کاربر بین 23 تا 45 ساله جمع آوری شد. سپس از ماتریس خانه کیفیت برای شناسایی ویژگی های یک دستگاه پست ایده آل استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که در طراحی این دستگاه، نرم افزار برای برقراری ارتباط و تعامل بین کاربر با محصول از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. همچنین فرم و جنس بدنه به لحاظ قابل تشخیص بودن دستگاه برای کاربر در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. نتایج مطالعه اطلاعات لازم برای طراحی یک دستگاه خودکار پست را در اختیار طراح قرار داد.
درک و تشخیص درست نیاز کاربر از جمله عوامل کلیدی و امری حیاتی در فرایند طراحی و توسعه ی محصولات می باشد. از میان روش های مختلف دریافت نیاز و الویت بندی آنها مدل کانو، ابزاری قدرتمند در استخراج نیازهای آشکار و پنهان کاربران و طبقه بندی آنها در قالب عملکردهای محصول است. پژوهش حاضر به نقش مدل کانو در طراحی وتوسعه ی محصولات جدید و دستیابی به حد بالایی از رضایتمندی و قابلیت استفاده می پردازد. در قالب مطالعه موردی، طراحی ظروف غذاخوری مبتنی بر احساسات استفاده گر ایرانی با استفاده از ترکیب دو روش کانو و پرسشنامه نظر خواهی فردی به انجام رسید. بر اساس عناصر گشتالت موجود در محصول با تعیین 13 ویژگی، دو پرسشنامه تدوین گردید. به منظور دسته بندی ویژگی ها در قالب طبقه بندی کانو، پرسشنامه بین 37 نفر توزیع گردید. پرسشنامه اول حاوی پرسش های عملکردی و غیرعملکردی بوده و در پرسشنامه دوم 13 ویژگی در قالب طبقه بندی کانو دسته بندی شدند. نتایج نشان دهنده نوع نیاز احساسی و تمایل کاربران به استفاده از ظروفی با فرم های منحنی، نقوش ساده و رنگ های روشن می باشدکه در طراحی ویژگی های کیفی و عملکردی محصول مؤثر می باشند.