تاکنون کنایه را دانشمندان بلاغت بیشتر از زاویه ساختار صوری نگریسته اند و نسبت به بافت درونی آن نیندیشیده اند. حال آنکه بررسی از این دیدگاه می تواند نه تنها بافت درونی آن را آشکار سازد، بلکه عوامل و مؤلفه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اعتقادی نقش آفرین در این بافت را نیز روشن کند.اهمیت چنین نگاهی تازه به مبحث کنایه از آن جاست که با چنین ژرفکاوی می توان زبان را نه به عنوان عنصری جامد در مکالمه، بلکه به مثابه ابزاری زنده و پویا تلقی کرد که همگام با دگرگونیهای بنیادی در ژرف ساخت اقتصادی اجتماعی، خود را متحول می کند تا پاسخگوی نیازهای جدید، حسهای نو و اندیشه های نوین گردد.
جرایم خودزنی و خودکشی در ارتش جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با ارتش های جهان و سایر بخش های جامعه چشمگیر نیست ولی چون انسان ها سرمایه های اصلی سازمان ها و جوامع به شمار می روند و با علم به اینکه حتی یک نفر هم آمار بالایی برای جامعه است بررسی علل آن ضروریست، امروزه خودکشی در جوامع بشری خطری جدی تلقی شده و در دنیا یکی از ده علت مرگ محسوب می گردد، به طوری که میزان آن روند افزایشی داشته و سازمان های ذی ربط درکشورهای مختلف درپی مهار آن می باشند، به همین دلیلاین مقاله برای بررسی نقش عوامل برون سازمانی در خودزنی کارکنان وظیفه یگان های ارتش تهیه شده است و نگارندگان تحقیق با هدف تبیین عوامل برون سازمانی خودزنی و خودکشی و ارائه راه کارهای مقابله با آن ضمن جمع آوری اطلاعات بوسیله ابزارهای میدانی و کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل کمی و کیفی وضعیت موجود در یگان های ارتش در سال1392 مورد بررسی قرار داده اند. در تجزیه و تحلیل این تحقیق سعی شده است تأثیر عوامل برون سازمانی، (مشکلات اقتصادی، عوامل فرهنگی و ناهنجاری های روانی (افسردگی)، ناهنجاری های اجتماعی، مشکلات خانوادگی) که سر منشأ بسیاری از اقدام به خودکشی در سطح آجا می باشد بررسی شود. نتیجه گیری کلی حاصل از تحلیل داده ها حاکی از آن است که مولفه های مورد بررسی در متغیر مستقل عوامل برون سازمانی بر متغیر تابع یعنی خودزنی و خودکشی کارکنان آجا تأثیر زیادی داشته و در انتها برای شناسایی و تقلیل این جرم پیشنهادهایی ارائه گردیده است.
در سال های اخیر استفاده از قابلیت های رایانه در امر نگهداری، تعمیر، اورهال، سیستم های دارای قابلیت آزمون ذاتی، برنامه ریزی جهت انجام بازدیدهای زمان دار دوره ای، برنامه تعویض قطعات عمردار، کنترل تعمیرات بدون نیاز به صدور اسناد کاغذی[1]، asktهای دیجیتالی سبک به جای کتاب های قطور، انبارداری و زمینه های مرتبط به آن و شبکه های کنترل مراحل کار به طور گسترده، شبیه سازی های آموزشی و تعمیراتی و بسیاری موارد دیگر متداول شده و به سرعت در حال گسترش می باشد. با توجه به اینکه دنیای امروز، دنیای اطلاعات است و ابزار اصلی آن سیستم های رایانه هستند لذا لازم است تا چگونگی استفاده از این اطلاعات در تمام ابعاد کاری و وظیفه ای در نهاجا موردتوجه قرار گیرد و با عنایت به اهمیت نت در ابعاد امنیتی، اقتصادی و عدم وابستگی به بیگانگان و برخورداری از توجه ویژه، محقق را بر آن داشته تا موانع و مشکلات به کارگیری فناوری اطلاعات را در نت گردان های بوئینگ نهاجا مورد بررسی علمی قرار دهد. روش مورداستفاده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده و از نوع کاربردی است. در این تحقیق، جمع آوری داده ها از طریق روش های میدانی (پرسشنامه) جمع آوری سپس با استفاده از نرم افزار spss19 مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. جامعه آماری تحقیق مزبور، کلیه فرماندهان، مدیران و مسئولان گردان نگهداری و تعمیر بوئینگ و مدیران معاونت آماد و پشتیبانی از درجات سرهنگی دومی به بالا و کلیه کارکنان دارای رسته رایانه (از درجه سروانی به بالا) که در این دو قسمت انتصاب دارند، می باشد. تعداد کل آنان با ضرب در ضریبی 55[2] نفر است. <br clear="all" />
در این مقاله دو تابع جداگانه برای تقاضا و عرضه صادرات غیرنفتی ایران در سال های 2009-1976 با استفاده از روش هم جمعی برآورد شده است. براساس نتایج این مطالعه رابطه بلندمدت میان تولید ناخالص داخلی، نرخ ارز مؤثر واقعی و صادرات غیرنفتی وجود دارد. نتایج ناشی از برآورد مدل تقاضای صادرات غیرنفتی کشور که شامل متغیر های تولید ناخالص داخلی شرکای تجاری ایران، نرخ ارز مؤثر واقعی و صادرات غیرنفتی ایران می شود نشان می دهد که کشش تقاضای صادرات غیرنفتی نسبت به نرخ ارز برابر با 303/0 و کشش درآمدی در این تابع برابر با 409/2 است. این نتایج حاکی از آن است که نرخ ارز مؤثر واقعی اثر قابل توجهی بر مقدار صادرات غیرنفتی کشور ندارد. از طرف دیگر ضرایب برآورد شده برای نرخ ارز مؤثر واقعی و تولید ناخالص داخلی در تابع عرضه صادرات غیرنفتی کشور به ترتیب برابر 055/0 و 031/1 است.
هویت ملی اصلی ترین عامل در انسجام اجتماعی و وفاق ملی در هر جامعه تلقی می شود. هر اندازه یک ملت از هویت محکم تر و منسجم تری برخوردار باشد، به همان اندازه در تحکیم پایه های همبستگی و وفاق اجتماعی موفق تر خواهد بود. عناصر هویت ایرانی از زمان مشروطه تاکنون از سه عنصر تمدن ایران باستان، تمدن اسلامی و تمدن مدرن تشکیل شده است. چیزی که در نگاه موشکافانه به تاریخ معاصر ایران مشخص می شود افراط و تفریط در به کارگیری عوامل هویت ساز سه گانه فوق توسط دولت ها بوده است. به طوری که هیچ گاه شاهد همزیستی مسالمت آمیز عوامل سه گانه در عرصه هویت سازی نبوده ایم. معمولاً دولت ها با به کارگیری یکی از این عناصر به تضعیف دیگر عناصر هویت ساز پرداخته و با رویکردی خصمانه آنها را «دیگری هویت» خود قلمداد می کنند. سئوال مقاله حاضر این است که نوع سیاست هویت از سوی قدرت سیاسی حاکم چه تأثیری بر ساختار احتمالی قدرت سیاسی آینده خواهد داشت؟ این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی به تاریخ معاصر ایران در پی آن است که در وهله اول به تأیید وجود این افراط وتفریط در سیاستگذاری از سوی دولت ها در رابطه با این عوامل سه گانه پرداخته و نشان دهد که این عدم تعادل در اعمال عوامل هویت ساز، منجر به بی ثباتی در هویت ملی شده است و در درجه دوم به دنبال تأکید بر این نکته است که نوع سیاست هویت از سوی قدرت سیاسی حاکم تصویر احتمالی قدرت سیاسی آینده را شکل می دهد. راه دستیابی به یک وضعیت باثبات، در کنار نهادن نگاه های کاهش گرایانه و ذاتگرایانه به هویت و در به کارگیری توأمان همه عوامل هویتی و رسیدن به یک اجماع است. به طوری که بتواند همه سلائق مشروع و قابل قبول جامعه را پوشش دهد.
بهره وری آب بیانگر مقدار محصول تولیدی یا درآمد حاصله به ازای هر واحد آب مصرفی است. اقتصاددانان برای حل مشکل تولید غذا از منابع آب محدود و جلوگیری از واردات بی رویه محصولات کشاورزی، پیشنهاد می کنند تنها راه موجود افزایش بهره وری فیزیکی و در نهایت بهبود بهره وری اقتصادی آب است. ازلحاظ قانونی نیز به استناد ماده (25) «قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی»، بر اهمیت تعیین شاخص های بهره وری آب کشاورزی و اقدامات اجرایی برای بهبود آن تأکید شده است. براساس نتایج شاخص بهره وری فیزیکی آب کشور در سال های 1379 (پایه)، 1385، 1389 (شاهد)، 1404 (هدف)، به ترتیب برابر70/0، 79/0، 95/0 و 70/1 کیلوگرم بر مترمکعب است. همچنین مقدار شاخص راندمان کاربرد آب در مزرعه در همین سال ها به ترتیب برابر34 درصد، 37 درصد، 40 درصد، 60 درصد است. بهبود بهره وری آب هدف مهمی است که کشور ناگزیر از آن بوده و در یازده سال آینده مقدار آن باید از مقدار فعلی 0/1-9/0 کیلوگرم بر مترمکعب به دوبرابر آن برسد. این چالش نیازمند تدوین قوانین و نهادهای بدیع و جدید درباره مدیریت آب، سیاست های جدید الگوی کشت محصولات کشاورزی، مشارکت بیشتر بهره برداران و سازمان های مرتبط در تصمیم سازی ها، تشکیل شورای آب حوضه های آبریز، اقدامات فنی و زیربنایی لازم و ارتقای دانش بهره برداران و دانش فنی و تحقیقاتی لازم در این زمینه هاست. عملیاتی کردن اجرای ماده (25) «قانون افزایش بهره وری در بخش کشاورزی و منابع طبیعی»، می تواند اولین و اساسی ترین قدم در این راستا باشد.
اهمیت نقش و جایگاه شبکه های استانی در تأمین بخشی از محتوای عرضه شده به مخاطبان و تأکید براستفاده از ظرفیت های شبکه های استانی در حفظ و اشاعه فرهنگ بومی در اسناد راهبردی و بالا دستی صدا و سیما نظیر سند افق رسانه، موجب شد تا چگونگی استفاده از خبرهای استانی در بخشهای خبری 21 شبکه یک (سراسری) وجام جم1 (برون مرزی) به عنوان کامل ترین بخش های خبری مشروح در این دو شبکه، مورد بررسی و مداقه قرار گیرد. هدف این پژوهش مشخص نمودن سهم و چگونگی استفاده از خبرهای استانی در بخش های خبری شبکه های با پخش سراسری و برون مرزی است. به این منظور از نظریه دروازه بانی و الگوی پیشنهادی پیتر بالانتین استفاده شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل محتوا است و جامعه آماری آن شامل تمامی اخبار استانی پخش شده از بخش های مشروح ساعت 21 شبکه یک سیما و ساعت 24 شبکه جام جم1 در شش ماهه اول سال 1392 است. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی دو مرحله ای، یک ماه آماری از این جامعه آماری انتخاب شد. بر اساس یافته های تحقیق شبکه یک حدود دو برابر بخش خبری 24 شبکه جام جم1 از خبرهای استانی استفاده می کند. نتایج پ ژوهش نشان داد که حدود دو سوم (64%) از خبرهای استانی استفاده شده در بخش خبری 21 شبکه یک، خاستگاه محلی با کاربرد فرامحلی (ملی و فراملی) و حدود یک سوم (36%) از این خبرها، خاستگاه فرامحلی با کاربرد فرامحلی داشتند. در بخش خبری 24 شبکه جام جم1، حدود نیمی از خبرهای استانی (53%) خاستگاه محلی با کاربرد محلی و حدود نیمی از آنها (47%)، خاستگاه فرامحلی با کاربرد فرامحلی داشتند. در هیچ یک از این دو بخش خبری خبرهای محلی و یا فرامحلی با کاربرد محلی مشاهده نشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خود-نظم دهی و ویژگی های شخصیتی بود. برای این منظور 500 دانش آموز پایه دوم مقطع متوسطه شهر گنبد کاووس که به صورت خوشه ای انتخاب شده بودند، پرسشنامه خود-نظم دهی نوجوانی (مویلانن، 2007) و فرم کوتاه پرسشنامه شخصیتی نئو را پر کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل رگرسیون انجام شده نشان داد ویژگی های وظیفه شناسی، باز بودن به تجربه و برونگرایی، 28 درصد واریانس خود-نظم دهی کلی (53/0 R=، 28 =، 94/31 F= ،000/0 p=)، ویژگی های مذکور و روان نژندی، 27 درصد واریانس خود-نظم دهی بلند مدت (52/0R=، 27 = ، 9/28= F ،000/0 p=) و توافق پذیری، باز بودن به تجربه و برونگرایی، 23درصد واریانس خود-نظم دهی کوتاه مدت (48/0R=، 23 = ، 25/24= F ،000/0 p=) را پیش بینی می کنند. نتایج حاکی از رابطه مثبت بین خودنظم دهی و ویژگی های شخصیتی است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین یادگیری خودتنظیم و مسئولیت پذیری با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانهای شرق گلستان بود. برای رسیدن به این هدف تعداد 295 نفر از دانش آموزان دبیرستانهای شرق گلستان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (1990)، مقیاس مسئولیت پذیری پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا (CPI) و مقیاس فرسودگی تحصیلی بروسو (1983) را تکمیل نمودند و داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین یادگیری خودتنظیم و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان رابطه وجود دارد. بین مسئولیت پذیری و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد. بین یادگیری خودتنظیم و مسئولیت پذیری دانش آموزان رابطه وجو د دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان می دهد که مؤلفه های اضطراب امتحان و خودتنظیمی در پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانش آموزان نقش معنادار دارد و حدود 53 درصد واریانس فرسودگی تحصیلی را تبیین می کند. همچنین، مسئولیت پذیری در پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانش آموزان نقش معنادار دارد و حدود 16 درصد فرسودگی تحصیلی را تبیین می کند. بنابراین، شاید بتوان با آموزش یادگیری خودتنظیم و مسئولیت پذیری به کاهش فرسودگی تحصیلی کمک کرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین بخشایشگری و هوش معنوی با بهزیستی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد بجنورد بود. روش این پژوهش توصیفی- پیمایش و همبستگی از نوع کاربردی است. جامعه آماری در این پزوهش دانشجویان دختر کارشناسی رشته روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد بجنورد در سال تحصیلی 94-1393 که 250 نفر بود، 80 نفر با استفاده از جدول کرجسی مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری به ترتیب شامل سه پرسشنامه بخشایشگری، هوش معنوی و بهزیستی اجتماعی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها ی پژوهش و تصمیم گیری در مورد رد تا تایید فرضیه ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و جهت پیش بینی تاثیر هر یک از ابعاد بخشایشگری و هوش معنوی بر شاخص های بهزیستی اجتماعی از رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین بخشایشگری و هوش معنوی با بهزیستی اجتماعی دانشجویان با سطح اطمینان 95 درصد و ضریب همبستگی 46/. رابطه معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل مدل رگرسیونی نشان داد که بخشایشگری توانسته 18% واریانس متغیر بهزیستی اجتماعی را پیش بینی و همچنین هوش معنوی توانسته 20% واریانس متغیر بهزیستی اجتماعی را پیش بینی کند و در مجموع 21 درصد از تغییرات بهزیستی اجتماعی توسط ابعاد بخشایشگری و هوش معنوی پیش بینی می شود.
هرچند امروزه خانه داری از شکل سنتی آن فاصله گرفته و زندگی مدرن شهری از جهاتی از رنج های آن کاسته است، امّا بسیاری از امتیازات عاطفی و منزلتی آن را نیز روبوده تا جایی که بیشتر زنان خانه دار، خانه داری را شغلی پر زحمت، یکنواخت و امروزه کم ثمر، تلقی می کنند. در حالی که با وجود تحولات جوامع شهری و حتی روستایی هنوز همان انتظارات سنتی از نقش زن در خانه در نگرش اکثر افراد باقی است. سئوالی که در اینجا مطرح می شود آن است که آیا با وجود باقی ماندن این انتظارات سنتی، جامعه ما جایگاه و منزلت واقعی نقش خانه داری را برای ایفاگران این نقش قائل است و یا آنکه از همان منزلت سنتی نیز فروکاسته است؟ این موضوع دارای ریشه ها و علل جامعه شناختی و روانشناختی عمیقی است که در این مقاله تلاش شده است با بررسی عوامل نگرشی مسئله منزلت خانه داری به عنوان یک نقش اجتماعی از طریق به کارگیری روش کیفی -مصاحبه مسئله محور با زنان جوان- ابعاد تاثیر مؤلفه های شخصیتی و نیازهای افراد و دیدگاه گروه خودی، الزامات موقعیتی و همچنین تاثیر تصورات قالبی افراد جامعه بر منزلت این نقش توصیف شود. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه های فردی در نگرش شاغلین بیشتر از خانه دارها مؤثر بوده است و با وجود اهمیت مؤلفه دیدگاه گروه خودی در انتخاب خانه داری نتایج بیانگر آن است که گروه خودی نتوانسته در فرد انتخاب کننده خانه داری احساس رضایت پایدار نسبت به این انتخاب ایجاد کند. براین اساس آنچه مهم و ضروری به نظر می رسد آن است که به جای اتخاذ رویکردهای اقتصادی به این مسئله، جامعه کنونی ما نیازمند اتخاذ سیاستگذاری فرهنگی در این زمینه می باشد تا با تغییر نگرش خانه داری به عنوان وظیفه بانوان که ریشه در تصورات قالبی جامعه ما دارد، منزلت حقیقی این نقش را بازگرداند.
نظریه های علمی را می توان در بستر فرهنگی شکل گیری خود مطالعه و عوامل شکل گیری آن ها را تحلیل کرد. یکی از نظریات فرهنگی مطرح در اواخر سده بیستم و اوایل سده بیست ویکم، نظریه فرهنگی استوارت هال است. این مقاله درصدد روش شناسی انتقادی مبانی معرفتی و غیرمعرفتی نظریه فرهنگی هال است. نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که مبانی غیرمعرفتی نظریه استوارت هال را می توان در شخصیت حاشیه نشین وی و روزگار حاکمیت تاچریسم در فضای سیاسی اجتماعی انگلستان خلاصه کرد. مبانی معرفتی نظریه فرهنگی هال را می توان در ساختارگرایی، اهمیت بخشیدن به قدرت سیاسی و اقتصادی، نشانه شناسی، فرهنگ گرایی و تأثیرپذیری از مکاتب و نظریه های مختلفی مانند نظریه هژمونی گرامشی، قدرت فوکو، بازی های زبانی ویتگنشتاین، نشانه شناسی بارت و نظام ارزشی پارکین ردیابی کرد. در بررسی انتقادی مبانی نظریه فرهنگی استوارت هال می توان گفت در رابطه بین عامل و ساختار، هال بیشتر به ساختار نزدیک می شود تا عامل، در رابطه فرهنگ با سایر حوزه های اجتماعی، فرهنگ را ذیل سیاست و اقتصاد قرار می دهد و در نسبت میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی، به غلبه علوم فرهنگی بر علوم دیگر گرایش دارد. حال آن که بر اساس حکمت اسلامی، ساختارها به رغم قدرتمند بودن، فاقد قدرت مستحیل کننده عامل هستند. همچنین روابط حوزه های مختلف اجتماعی اعم از اقتصاد، سیاست و فرهنگ کاملاً در هم تنیده است و در صورت قائل شدن به استقلال این حوزه ها، فرهنگ قدرت محوری دارد. در هنگامه چالش یافتن علوم طبیعی در مقابل قدرت یافتن علوم فرهنگی، با وجود جایگاه وحی و مبانی مستحکم علم دینی، علوم فرهنگی ریشه ای در اندیشه اسلامی پیدا نمی کند؛ و سرانجام آن که معنا در حکمت اسلامی، برخلاف اندیشه هال، نه برساخته ای اجتماعی، بلکه واجد ذات و ریشه در حقیقت و نفس الامر است.
عراق و مصر از قدیمی ترین سرزمین هایی می باشند که تمدن بشری از آن جا نشأت گرفته است، طبق اسناد موجود، بین این دو سرزمین کهن، از دیر باز نیز، مراودات وتبادلات فرهنگی وهنری وجود داشته است که نامه های کشف شده در "تل العمارنه" بهترین دلیل بر این مدعا می باشد. این پژوهش در صدد است که با استفاده از شواهد مثال، به تأثیر تبادلات معماری بین عراق ومصر که حاصل وجود وحدت سیاسی وتمدن ناشی از ظهور اسلام، درسرتاسر سرزمین های اسلامی بوده است و علی الخصوص در این دو کشور با گذشت زمان نیز، افزایش یافته، بپردازد. تبادلات فرهنگی وهنری که همواره معلول عواملی همچون: مبادله وارسال والیان و حکام و مهاجرت وانتقال صنعتگران وارباب حرف، بین مصر و عراق، که نقش بسیار مهمی در این امر داشته اند