مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷۳٬۹۰۱ تا ۲۷۳٬۹۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
شناسایی دلالت های شبکه مفهومی زیبایی در قرآن کریم برای حیطه هدف گذاری برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
این مقاله می کوشد شبکه مفهومی زیبایی در قرآن کریم را شناسایی کرده، مؤلفه های کلیدی زیبایی و زیبانمایی را از آن استنباط و دلالت های آن برای حیطه هدف گذاری برنامه ریزی درسی را استخراج کند. در این پژوهش برای تأمین اهداف فوق از روش توصیفی- تحلیلی محتوای متن استفاده و سپس یافته های تحقیق توسط صاحب نظران به کمک اجرای پرسشنامه اعتباریابی شده است.
بر مبنای این پژوهش دلالت های استخراج شده از شبکه مفهومی زیبایی در قرآن کریم برای حیطه هدف گذاری برنامه درسی در دو دسته قابل تقسیم هستند که مهمترین آن ها عبارتند از: 1. درک، باور و توجه به زیبایی های حق، کلام حق، جهان آفرینش (اعم از آفاق و انفس) به منزله تجلیات حق؛ زیبایی های اعتقادی و عملکردی برای نورانی کردن درون و برون؛ تزیین زشتی ها توسط شیطان؛ زشتی های اعتقادی و عملکردی به عنوان عامل ظلمانی شدن درون و برون؛ 2. پرورش مهارت های رضایتمندی از خالق زیبایی ها؛ لذت بردن از زیبایی های حق، کلام او، جهان آفرینش (اعم از آفاق و انفس) به منزله تجلیات او؛ لذت بردن از زیبایی های اعتقادی و عملکردی؛ تنفر از زیبایی های کاذب اعتقادی و عملکردی ظلمت آفرین؛ تعامل عاطفی و معنوی با زیبایی ها؛ توانمندی های مشاهده غیر عینی و غیر مادی (درک باطنی)؛ پرورش مهارت های تولید مصنوعات زیبا؛ پرورش فضایل اخلاقی و تهذیب نفس و پرهیز از رذایل اخلاقی.
اصول و روش های کاربردی آموزش معاد در آموزه های اهل بیت (علیهم السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا مجموعه ای از اصول و روش های آموزش معاد از احادیث اهل بیت (ع) استخراج شده، سپس با بهره گیری از یافته های دانش تعلیم و تربیت، تفسیر و تحلیل گردند. اصول «مخاطب شناسی»، «انگیزش مخاطب»، «نهادینه ساختن آموزه ها در ذهن مخاطب»، «عینیت بخشی»، «استفاده از فرصت ها» و «جاری ساختن یاد معاد و قیامت در زندگی» از جمله مهمترین این اصولند. این اصول در این روش ها به کار گرفته شده اند: «نیاز سنجی و شناخت حساسیت ها»، «توجه به عوامل غیرمعرفتی»، «سؤالی»، «کرامت بخشی»، «تنظیم و دسته بندی مطالب»، «قرینه گویی»، «تذکر»، «موعظه» و «محاسبه نفس».
شطحیات عرفانی از منظر منطق و تفکر فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قبیل سخنان و گشودن رازهای نهفته در آن ها، چشم اندازی جدید از مواجهة تاریخی و سپس علمی با این پدیده است. تقریباً در همة آثاری که له و علیه شطحیات به نگارش درآمده اند، آن جایی که به انکار یا دفاع عقلانی از شطحیات پرداخته شده و نشانی از اثبات و رد توجیه منطقی این قبیل سخنان و تعابیر دیده می شود، منظور از عقل، عقل ارسطویی و مراد از منطق، منطق دوارزشی ارسطویی بوده است. با آن که منشأ اشکالات و مشکلات در شطحیات در ذات نامتعارض بل متناقض یا متناقض نمای آن هاست اما راه حل منطقی برای حل این مشکلات نه در منطق ارسطویی بلکه در منطقی به نام منطق فازی است که در گفته های مدافعان از شطحیّات نیز به طور ضمنی و ناخودآگاه به آن اشاره شده است اما عادت تبعیت تاریخی از قوانین عقلی مشائی و قواعد منطقی ارسطویی، مجال رهایی از چهارچوب تنگ و تاریک این منطق را به ذهن حتی برجسته ترین محققان در این عرصه از جمله استیس نداده است
جایگاه نقد محتوایی در اعتبارسنجی احادیث شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی روش اطمینان به صدور حدیث، تاریخی همپای عصر صدور حدیث دارد. اعتبارسنجی احادیث در بین اصحاب امامیه در دوره های مختلف امری رایج بوده است. نقد محتوای آموزه منسوب به امام(ع)، معیار اعتبار سنجی در دوران ائمه(ع) و محدثان پیشین شیعه است. در این پژوهش، عوامل رویکرد اعتبار سنجی مبتنی بر نقد محتوای آموزه های منسوب به امامان شیعه و پیامدهای آن بررسی و بر این نکته تأکید شده است که این روش، معیار پیشینیان در پذیرش یا ردّ خبر منسوب به معصومان(ع) بوده است. تفاوت دیدگاه های اعتقادی و سطح استعداد اصحاب، بروز جریان انحرافی غلو و ایجاد فضای تقیه را می توان مهم ترین عوامل این رویکرد برشمرد. بازخوانی این عملکرد از آن جهت اهمیت دارد که معیار محدّثان شیعه در انتقال احادیث به کتاب های خویش و نقد آثار سایر راویان بوده است.
بازشناسی منابع کلینی در تدوین کافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب کافی، مهم ترین اثر برجای مانده از دوره حدیث پژوهان پیشین به شمار می رود. این کتاب که دربردارنده موضوعات اعتقادی، اخلاقی و رفتاری است، به سبب باب بندی قوی و دریافت احادیث، از مهم ترین نویسندگان حدیث شیعه، از آغازین روزهای عرضه، مورد استقبال جامعه علمی شیعه قرار گرفت. در این مقاله، به بازشناسی منابع کلینی در تدوین کافی پرداخته شده تا اتقان این کتاب روشن گردد، زیرا از نگاه قدما، صحت حدیث مبتنی بر دریافت آن از اصول مورد اعتماد اصحاب است. این پژوهش نشان می دهد که تجلیل بزرگان از کافی به دلیل اخذ روشمند کلینی از مهم ترین کتب اصحاب است و اعتبارسنجی احادیث کافی به روش حوزه حله با روش کلینی در تدوین کتاب خویش هم خوانی ندارد و لازم است در راستای اعتبارسنجی روایات کتب پیشینیان، منابعی که مؤلفان، احادیث کتاب خود را از آن ها دریافت کرده اند، شناسایی و ارزش گذاری شود.
بررسی نقش روات مشترک در اخبار منتقله (مطالعه موردی؛ جِعّابی از مشایخ صدوق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسندگان در مقاله حاضر می کوشند از زاویه ای جدید و نو، به چگونگی انتقال اخبار اهل تسنن به تشیع و پیامدهای آن بپردازند. به گمان نویسندگان این نوشتار، وجود برخی از راویان مشترکِ مؤلفان جوامع حدیثی از علل انتقال اخبار اهل تسنن به تشیع است. آنان با مطالعه موردی جِعّابی از مشایخ مشترک شیخ صدوق و روایات منقول از او در کتب وی سعی کرده اند تا شواهدی برای ایده یاد شده فراهم کنند. برای این منظور، پس از کاوش در احوال جِعّابی و توثیقات او در فریقین، به بررسی دو خبر منقول از او در باب تحریف قرآن و جهاد در کتب صدوق پرداخته شده است. این دو خبر به واسطه او از جوامع حدیثی اهل سنت به کتب شیعی منتقل شده است که با مبانی امامیه سازگار نیست. همچنین به خلط راویان مشترک در سند و متن حدیث به عنوان یکی از زمینه های انتقال اخبار توجه شده است.
مروری بر معنای عبارت «ادنی المعرفه» در حدیث امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
ترجمه و نقد مقاله مادلونگ با عنوان ""علی الرضا(مقاله علمی وزارت علوم)
ارزیابی زیست محیطی و اقتصادی توسعه پایدار در شهرهای استخراجی (مطالعه موردی: شهر عسلویه)
حوزههای تخصصی:
در میان انواع شهرها، شهرهای استخراجی دارای ویژگی های خاصی از جمله تمرکز بالای فعالیت های صنعتی و معدنی مرتبط با اکتشاف، استخراج، پالایش می باشد که می تواند مسئله ناپایداری را در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و کالبدی در محیط شهری این نوع شهرها، به وجود آورده یا تشدید نماید. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل و ارزیابی ابعاد زیست محیطی و اقتصادی توسعه شهری پایدار در شهر عسلویه در جنوب ایران و در کناره شمالی خلیج فارس بوده و به لحاظ روش، رویکرد حاکم بر این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز از طریق بررسی های اسنادی، میدانی و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و ارزش گذاری نماگرها با بهره گیری از طیف لیکرت، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحلیل پژوهش پس از انجام آزمون های آماری T استیودنت، ویلکاکسون و آزمون فریدمن، بیانگر آنست که فعالیت های استخراجی – معدنی در شهر ساحلی عسلویه نه تنها منجر به پایداری این شهر نشده است که به ناپایداری بیشتر آن نیز انجامیده است. در بعد پایداری زیست محیطی،مولفه کنترل آلودگی ها به عنوان یکی از مهم ترین پارامتر ها در مسئله وجود یا عدم وجود پایداری در سطح شهر عسلویه،دارای کمترین رتبه و امتیاز (05/1) در بین مولفه های این بعد می باشد. همچنین در بعد پایداری اقتصادی، مولفه های فعالیت و اشتغال(2.03) و سرمایه گذاری(1.41) در وضعیت مناسبی قرار ندارند.
بررسی و تحلیل فضایی نابرابری های اجتماعی در مناطق شهری ارومیه
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تحلیل نابرابرهای اجتماعی و سطوح توسعه در مناطق شهری ارومیه است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است که از مدل های کمی ازجمله از مدل تاپسیس و نرم افزار های رایانه ای برای رتبه بندی مناطق و سطوح توسعه استفاده شده است. بنابر یافته های این پژوهش نظام برخورداری های اجتماعی و ضریب نابرابری در فضای شهری ارومیه بسیار شدید بوده به طوری که منطقه چهار(منطقه مرکزی شهر) و منطقه یک(منطقه سکونت قشر نخبه شهری) مناطق برخوردار، مناطق دو و سه مناطق محروم شناخته شدند. در واقع توسعه مادر شهر ارومیه همانند اکثرمادر شهرهای کشورهای در حال توسعه از نظام دو قطبی بالاشهری وپایین شهری پیروی کرده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد، برای رسیدن به فضای تعادل در سطوح شهر ارومیه، راهبرد پیشرفت توأم با توزیع درآمد و مازاد اجتماعی بویژه تخصیص آن به مناطق کم برخوردار برای حل مسایل رشد و عدالت اجتماعی بهتر می تواند رشد و عدالت را به همراه داشته باشد.
چالش های اخلاقی در بازاریابی ویروسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه در دنیای امروزی استفاده از اینترنت یک ضرورت شناخته شده است، کسب و کارها در جنبه های مختلف به ویژه برای بازاریابی و تبلیغات از این تکنولوژی بهره می برند و صاحبان کسب وکار، به دنبال روش های مؤثر بازاریابی که سرعت خیلی بالا و هزینه کمی برایشان دارد مانند بازاریابی ویروسی می باشند. بازاریابی ویروسی، علی رغم کارایی و اثربخشی بالا، مسائل و چالش های اخلاقی متعددی را نیز پیش روی سازمان ها و افراد قرار می دهد که توجه به آنها از سوی سازمان ها و افراد ضروری است. با وجودی که اخلاقیات مبحث مهمی در جذب، حفظ و به دست آوردن اعتماد مشتریان است، بسیاری از کسب و کارها که از بازاریابی ویروسی استفاده می کنند اخلاقیات را مدنظر قرار نمی دهند. این تحقیق، ضمن مرور مختصر مسائل اخلاقی در بازاریابی، به طور خاص به بررسی اخلاقیات در بازاریابی ویروسی می پردازد و چالش های اخلاقی در بازاریابی ویروسی را تشریح می نماید. مسئله اصلی تحقیق، شناسایی چالش های اخلاقی در بازاریابی ویروسی به منظور ارائه راهکارهایی برای رفع یا کاهش آنها می باشد.
مفهوم شناسی مقایسه ای گناه در قرآن و جامعه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
نگرانی متخصصین حوزه فرهنگ در خصوص علوم وارداتی از سویی و مواجهه تسامحی و شاید اباحی گری بخش قابل توجهی از مردم جامعه اسلامی نسبت به گناه اهمیت واکاوی معنا و مفهوم گناه در ادبیات دینی (قرآن) را در مقایسه با مفهوم اصطلاحی هم تراز گناه در جامعه شناسی و بدست آوردن شباهت ها و تفاوت های آن دو را نشان می دهد. به این منظور با روش تبیینی ابتدا با تتبع در آیات قرآن، واژه های هم خوان گناه را شناسایی و به تعریف آنها پرداخته و سپس از متون معتبر جامعه شناسی، تعریف مفاهیم مرتبط را استخراج و به این نتیجه رسیدیم که دو محیط مزبور به رغم بعضی مشترکات، از نظر منبع، رویکرد، جامعیت و مانعیت و وفاق نظر درخصوص تعریف با یکدیگر تفاوت های مبنایی دارند.
مقایسه تطبیقی نظریه «ناظر آرمانی» در فرااخلاق و نظریه «امر الهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو نظریه «ناظر آرمانی» و «امر الهی» نظریه هایی بر ساخت گرا و اراده گرا هستند. بر طبق نظریه ناظر آرمانی، حقایق اخلاقی براساس نگرش های ناظران آرمانیِ فرضی، تعریف و معنا می شود. بر این اساس، شالوده این نظریه ها بر نفی حقایق اخلاقی مستقل شکل خواهد گرفت. بنابراین وجود حقایق اخلاقیِ مستقل و بدیهی که بتواند مکشوف عقل آدمی قرار گیرد، انکار می شود و حقیقت اخلاقی، ساخته و پرداخته پسند / ناپسند ناظرانی آرمانی شمرده می شود. به همین دلیل، خودِ این ناظران خالی از فضایل اخلاقی مستقل اند و در داوری های اخلاقی خود ملزم به رعایت هیچ اصل و ارزش اخلاقی نخواهند بود. نظریه امر الهی نیز دارای تقریرهای متعددی است و نظریه ناظر آرمانی با مبانی فرا اخلاقی خود، به برخی از گونه های نظریه امر الهی شباهتی تام دارد. در این میان، یکسانی ماهیت نظریه های ناظر آرمانی و امر الهی اشاعره بسیار چشمگیر است. گویا نظریه ناظر آرمانی همان نظریه اشاعره است که به صورت لابشرط نسبت به وجود و عدم ناظرانِ ایدئال در لباسی غیردینی نمودار شده است. این مقاله با طرح و مقایسه این دو نظریه، درپی بازتاب ماهیت یکسان آن دو است.
جایگاه یادگیری ضمنی و غیرمستقیم در آموزش اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد عقل گرا سال های متمادی بر فضای آموزش ارزش ها حاکم بوده است. تمرکز یک جانبه و افراطی بر این رویکرد، سبب غفلت از بخش وسیعی از یادگیری های ضمنی انسان و داوری های اخلاقی شهودی او که منشأ بسیاری از رفتارهایی اخلاقی هستند شده است. مسئله این پژوهش آن است که چرا آموزش های مستقیم و استدلالی در حوزه ارزش ها، به تنهایی تحقق اخلاق را در رفتار متربیان تضمین نمی کند؟ به نظر می رسد آموزش مستقیم و کلامی ارزش ها، تنها منبع یادگیری اخلاقی انسان نیست؛ بلکه بخش وسیعی از یادگیری های انسان به صورت ضمنی و در قالب تجارب واقعی او صورت می پذیرد. برای بررسی این فرضیه، دیدگاه های جدید در مورد یادگیری های ضمنی، عملی و ادراکات شهودی بررسی و اثبات شده است که یادگیری اخلاقی انسان از دو طریق مستقیم و ضمنی صورت می گیرد و البته با وجود همکاری و تعامل این دو شیوه، اغلب داوری ها و اعمال اخلاقی ما به صورت شهودی انجام می گیرد. این داوری ها ریشه در تجارب اولیه زندگی و تعاملات غیرکلامی فرد محیط دارد که از یادگیری های ضمنی ناشی شده اند. در پایان نیز پیشنهادهایی برای اثربخشی بیشتر برنامه های آموزش اخلاقی مطرح شده است.
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش به خشونت (مطالعه موردی: دانش آموزان مقطع متوسطه بخش چوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در راستای بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش به خشونت دانش آموزان دبیرستانی بخش چوار از توابع شهرستان ایلام در سال تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۲ صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه بخش چوار (شهرستان ایلام) به تعداد 460 نفر تشکیل داده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و فرمول کوکران تعداد210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه ی محقق ساخته استفاده شد. روایی آن از طریق نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ (α=0.78) مورد بررسی قرارگرفت. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش های آماری ضرایب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، دورشته ای نقطه ای و آزمون رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در بحث ابعاد خشونت، وجود انواع خشونت به میزان کل 43/3 درصد مورد تأیید قرار گرفته اند. نتایج و یافته های تحقیق نشان داد که متغیرهای قشراجتماعی، شهرنشینی، ارتباط با همسالان بزهکار، برچسب خشونت خوردن و پیوند اجتماعی با مدرسه با خشونت دانش آموزان رابطه مستقیم و معناداری دارند.
شق القمر در ترازو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شق القمر به عنوان یکی از معجزات پیامبر معرفی شده است. این معجزه به آیه شریفه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ» و مجموعه ای از روایات شیعه و اهل سنت مستند شده است. آیه شریفه به چندین گونه فهم شده است که یکی ناظر بودن آیه شریفه به شق القمر درعصر پیامبر است و دومی ناظر بودن به شق القمر در آینده و ... مستندات روایی شق القمر نیز از چندین جهت محل تامل است که ضعف دلالی، سندی، محتوایی و ... تنها برخی از نشانه های بی اعتباری این روایات است. پژوهش پیش رو به روش کتاب خانه ای و با بررسی و تحلیل مستندات شکافتن ماه به سامان رسیده و نتیجه آن اثبات عدم دلالت مستندات شق القمر است.
کاوشی فقهی- تفسیری در حلیت ذبیحه کتابی در پرتو آیه 5 سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آیه 5 سوره مائده حلیت ذبیحه کتابی استفاده می گردد و دلیل آن علاوه بر سیاق و امتنانی بودن حکم حلیت، این است که کلمه طعام در آیه مذکور به شهادت عرف و لغت به معنای ذبیحه و یا اعم از ذبیحه است و روایات حلیت موید آن است و روایاتی که طعام را به حبوباب تفسیر کرده اند یا از باب ذکر مصداق است و یا معارض با این روایات است و بعد از تعارض، به ظاهر آیه و اصالت حلیت رجوع می شود. و در جمع روایات متعارض، اقوالی است که قول شهید ثانی در حمل نهی بر کراهت اولی است.
تأمّلی در مستندات فقهی ماده 468 قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون مجازات اسلامی مصوّب 1/2/1392 با پذیرش مسئولیت عاقله در قتل های خطایی این نظریه را در ماده-ی 463 منعکس نموده است. این قانون درباره نحوه پرداخت دیه ی مذکور ذیل ماده 468 چنین مقرر نموده است: «عاقله عبارت از پدر، پسر، و بستگان نسبی پدری و مادری، یا پدری به ترتیب طبقات ارث است».
مفاد ماده ی اخیر مستظهر به موافقت مشهور فقهای امامیه می باشد. ایشان معتقدند: «با وجود عاقله ی اَقرَب، عُهده ی عاقله ی اَبعَد مشغول نمی باشد و در فرض اجتماع خویشاوندان ذکور نسبی(= عاقله) تأدیه ی خون بهاء و پرداخت دیه بر ذمّه ی نزدیک ترین اقارب به حسب طبقات ارث می باشد».مستند عمده ی ایشان استظهار از آیه «وَأُولُواالْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ» و نیز روایات ناظر به مسأله ی پیشگفته می باشد.
نگارنده استظهار از آیه ی فوق را تمام نمی داند و استدلال به آن روایات را تام نمی یابد. وی پس از نقد مستندات قول مشهور چنین نتیجه می گیرد که: «در پرداخت دیه ی قتل خطایی، رعایت ترتیب بین عاقله لازم نبوده و همگی ایشان مسئول پرداخت دیه هستند؛ اگرچه حین الفوت ارث بر نباشند». این نظریه اگرچه خلاف قول مشهور است؛ لیکن برخی از فقهاء را با خود موافق نموده است؛ مضافاً به این که اطلاقات و عمومات ادلّه نیز آن را اقتضاء دارد.
تحلیل انتقادی استقلال تدلیس در پیدایش خیار فسخ نکاح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر مشهور حقوق دانان، تدلیس به طور مطلق و مستقل از عیوب منصوصه و اشتراط صفت، از موجبات فسخ نکاح است. در واقع آنان موجبات فسخ نکاح را سه مورد دانسته اند: 1 خیار عیب؛ 2 خیار تخلف از شرط صفت؛ 3 خیار تدلیس. در حالی که نظر مشهور فقها عدم استقلال تدلیس در فسخ نکاح است. این مقاله در مسیر یافتن نظریه صحیح، به بررسی دلایل هر دو گروه پرداخته و به این نتیجه رسیده است که با استناد به روایات، اصل لزوم و بنای عقلا می توان اثبات کرد که تدلیس به طور مستقل خیار فسخ ایجاد نمی کند و فقط عیوب منصوصه و تخلف از شرط صفت فسخ کننده نکاح اند. در واقع، تدلیس در صورت بازگشت به عیوب منصوصه یا تخلف از شرط صفت، موجب فسخ نکاح است، نقش تدلیس صرفاً در ضمانت مدنی و کیفری فریب دهنده ظاهر می شود.







