درس تفکر و سبک زندگی با هدف تقویت مهارت های تفکر و سبک زندگی دانش آموزان در بعضی مدارس ابتدایی کشور اجرا شده است. هدف: مطالعه ی حاضر، بررسی تأثیرآموزش کتاب » تفکر و سبک زندگی » بر مهارت های تفکر و سبک زندگی دان شآموزان شهرستان قلعه گنج به انجام رسیده و در پی بررسی میزان تأثیرگذاری این درس آزمایشی بوده است. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود، جامعه پژوهش شامل کلیه دان شآموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان قلعه گنج در سال تحصیلی ۹۳- ۹۴ بود. نمونه مورد مطالعه شامل 48 نفر بود که در قالب ۳ گروه ۱۶ در سه گروه مداخله، شبه مداخله وگواه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و جایگزاری شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ی 20 سوالی مهارت تفکر و پرسش نامه ی 30 سوالی سبک زندگی استفاده شده است. داد هها با کمک نرم افزار SPSS 21 وبا استفاده ازآماره های توصیفی، تحلیل کواریانس و تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه، نشان دادندکه آموزش تفکر بر یادگیری تفکر و سبک زندگی دان شآموزان مؤثر بوده است. بعلاوه میزان اثربخشی مداخله بر زیرمقیاس های 10 گانه سبک زندگی تفاو تهایی را نشان داد. یافته ها در قالب جایگاه نظری موجود و ادبیات پژوهش تبیین شده اند. بنا بر نتایج، تعمیق و آموزش این گونه دوره های آموزشی و تربیتی توصیه می شود.
با توجه به جایگاه و اهمیت مدیریت مدارس و نقش آن در مسیر توسعه هر کشور، تحقیق حاضر تلاشی است برای تبیین مدل بومی مدیریت مدارس استان کرمان.در این تحقیق، مولفه های مدل مورد نظر از پیشینه و مبانی نظری موجود استخراج و سپس به تایید 20 نفر از اساتید رشته مدیریت آموزشی رسید.سپس پرسشنامه ای مبتنی بر این الگوطراحی و نسبت به تعیین روایی سازه )از طریق تحلیل عاملی( و پایایی آن اقدام گردید و در ادامه این پرسشنامه در اختیار 325 نفر از دبیران مدارس متوسطه دولتی )دوره دوم – نظری( شهر کرمان قرار گرفت تا نظر شان را در خصوص وضعیت مدیریت مدارس مشخص نماید.نتایج نشان م یدهد که مدیریت مدارس از نظر 5 مولفه اصلی این مدل شامل کارکردها،دانش،مهارتها،اخلاق حرفه ای و ویژگی های شخصیتی و اخلاقی، تنها در دو بعد اخلاق حرفه ای و ویژگی های شخصیتی و اخلاقی نمره ای بالاتر از متوسط کسب کرده و در سه بعد دیگر نمره کسب شده پایین تر از میانگین می باشد
هدف پژوهش حاضر مقایسه ی تنظیم خلق منفی و بیانگری هیجانی در دانش آموزان با و بدون اختلال یادگیری خاص بود. روش این پژوهش از نوع علی-مقایسه ای است. نمونه این پژوهش شامل 90 دانش آموز (45 دانش آموز با ناتوانی یادگیری و 45 دانش آموز عادی به شیوه همتاسازی) بود که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تنظیم خلق منفی (NMR) کاتانزار و میرنز و تعادل عاطفی (BEQ) گروس و جان استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از شاخص های توصیفی و تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که بین دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری و عادی در تنظیم خلق منفی و بیانگری هیجانی تفاوت معناداری وجود دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که دانش آموزان ناتوان در یادگیری مشکلات و کاستی هایی در زمینه ی رفتاری و هیجانی دارند. نقص های رفتاری و هیجانی، معمولاً با مشکلاتی در رشد تحصیلی و قابلیت های فردی همراه هستند، لذا شناخت ویژگی های رفتاری و هیجانی مبتلایان به ناتوانی های یادگیری از جمله گام های اساسی در فرآیند تشخیص و بازپروری این دانش آموزان است
امروزه آشکارسازی تغییرات با استفاده از تصاویر ماهواره ای، یکی از حوزه های اصلی تحقیقات به شمار می رود. یکی از مشکلات استفاده از تصاویر ماهواره ای خطاهای بی شمار در این تصاویر است. خطاهای ناشی از اثر نورپردازی سطح جزء مشکلات اساسی در فرایند آشکارسازی تغییرات اند. از این رو، در پژوهش پیش رو، به منظور کاهش خطاهای ایجادشده در نتایج آشکارسازی تغییرات با استفاده از روش آنالیز بردار تغییرات، روشی ساده و در عین حال مناسب برای کاهش خطاهای ناشی از اثر نورپردازی ارائه شده است. در روش پیشنهادی، پس از اعمال تبدیل Tasseled cap روی تصاویر، جهت بردار تغییرات با راستای بردار پیکسل مربوط به تصویر مبنا در فضای طیفی مقایسه و سپس آستانه ای زاویه ای، برای کاهش خطاهای نورپردازی محاسبه می شود. مساحت زیر منحنی ROC و همچنین، پارامترهای احتمال تشخیص صحیح در روش پیشنهادی، به ترتیب،970/0 و 97/0 است و مقدارFalse Alarm برای آن 32/0 به دست آمده است. نیز، مقایسه نتایج روش پیشنهادی با نتایج روش های مرسوم آشکارسازی تغییرات دقت بیشتر روش پیشنهادی را نشان داده است
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر نظریه ذهن بر عملکرد ذهن خوانی و کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم انجام شده است. روش : طرح پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی با استفاده از گروه شاهد بود. نمونه متشکل از 24 کودک (22 پسر و 2 دختر) مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم در سنین 6 تا 12 سال بود که بر اساس جنسیت و ضریب هوشی همتا شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش، به مدت 25 هفته (100 جلسه)، در برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه ذهن شرکت کردند؛ در حالی که اعضای گروه شاهد تنها برنامه های آموزشی رایج روزانه را دریافت کردند. عملکردهای ذهن خوانی و کارکردهای اجرایی، پیش و پس از ارائه مداخله اندازه گیری شدند و آزمون پیگیری به فاصله دو ماه بعد از اتمام مداخله اجرا شد. یافته ها : نتایج آزمون تحلیل اندازه گیری های مکرر نشان داد که در مورد متغیر ذهن خوانی مقدماتی، واقعی و کل، تأثیر عامل زمان معنادار بوده است. تعامل معنادار عامل زمان و عضویت گروهی بیانگر آن بود که آموزش مبتنی بر نظریه ذهن به طور معناداری به بهبود عملکرد ذهن خوانی مقدماتی، واقعی، پیشرفته و نمره کل اعضای گروه آزمایش، در زمان «پس آزمون» و«پیگیری» منجر شده است. همچنین، تأثیر عامل زمان در مورد زیرمقیاس های برنامه ریزی-حل مسأله، سازمان دهی رفتاری-هیجانی و نمره کل مقیاس کارکردهای اجرایی نیز معنادار بود. تعامل معنادار زمان و عضویت گروهی نشان داد که آموزش مبتنی بر نظریه ذهن، به طور معناداری مشکلات زیرمقیاس سازمان دهی رفتاری- هیجانی و کل کارکردهای اجرایی را در زمان «پس آزمون» و «پیگیری»، در مقایسه با «پیش آزمون»، کاهش داده است. نتیجه گیری : آموزش مبتنی بر نظریه ذهن یک عامل مهم در پیشرفت مهارت ذهن خوانی و کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم است. درباره تلویحات نظری این یافته ها در مقاله بحث شده است.
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه انسجام و انعطاف پذیری خانواده و سبک های فرزندپروری، با شدت استرس فرزندپروری مادران منطقه یک شهر تهران بود. روش : جامعه آماری این پژوهش شامل مادران کودکان 3 تا 6 ساله ای بود که فرزندان خود را به کودک سراهای منطقه یک تهران می سپردند. نمونه آماری از 192 نفر از این مادران تشکیل شد که به طور تصادفی از میان آنها انتخاب شدند و پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند، مقیاس انسجام و انعطاف پذیری خانواده و پرسشنامه استرس فرزندپروری مادران را تکمیل کردند. یافته ها : نتایج نشان داد که بین انسجام و انعطاف پذیری خانواده و سبک های فرزندپروری با شدت استرس فرزندپروری مادران ارتباط معنی داری وجود دارد (01/0 p< ). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری نشان داد که انسجام متوازن، انعطاف پذیری آشفته و فرزندپروری مستبدانه، بیشترین تأثیرگذاری را در پیش بینی استرس فرزندپروری مادران دارند. نتیجه گیری : انسجام و انعطاف پذیری خانواده و همچنین، سبک های فرزندپروری با شدت استرس فرزندپروری والدین ارتباط دارند.
با وفات آیت الله بروجردی مرجعیت شیعه دچار تکثر شد. تصور حاکمیت این بود که کثرت مراجع تقلید از قدرت، نفوذ و بالتبع ایستادگی آنان خواهد کاست، اما بر خلاف این گمان از آغاز دهه چهل تا طرح کاپیتولاسیون مجتهدین طراز اول به پیشقدمی امام خمینی (ره) در برابر برنامه های خلاف قانون و شرع حاکمیت ایستادگی کردند که بارزترین آنها اصلاحات ارضی و انجمن های ایالتی و ولایتی بود. مسأله اصلی پژوهش چگونگی مواجهه مراجع تقلید شیعه با طرح کاپیتولاسیون است و چرایی این نکته که اتحاد سابق مراجع در زمان طرح لایحه کاپیتولاسیون تکرار نشد و در مقابل، آنان با یک اقدام تقریبا هماهنگ نسبت به تبعید امام خمینی (ره) واکنش نشان داده و با اقداماتی که به عمل آوردند، زمینه ساز اقامت ایشان در نجف اشرف شدند. مدعای پژوهش این است که اگرچه مرام و مسلک سیاسی متفاوت علما و همچنین سیاست سخت حاکمیت در برخورد با مردم و به ویژه حمله به فیضیه سبب عدم اتحاد و جدایی مراجع تقلید شد اما تبعید امام خمینی (ره) بار دیگر زمینه همکاری و اتخاذ تصمیم واحد از سوی آنان با هدف حفظ جایگاه و اعتبار روحانیت شیعه در برابر حاکمیت را فراهم آورد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی متکی به اسناد و مدارک دست اول تاریخی به واکاوی این مسئله پرداخته است.
موضوع این مقاله شناخت شیخ احمد عارف الزین (1883-1960م)، شخصیت برجسته شیعی در جبل عامل (جنوب لبنان امروزی)، است. او در شرایط سخت لبنان در زمان حاکمیت عثمانی ها (و سپس، فرانسوی ها) نقش مهمی در تاریخ این کشور، به خصوص جبل عامل، و نهضت در این منطقه داشته است.مقاله با پرداختن به جوانی الزین و فعالیت های اجتماعی او (مانند افتتاح مدارس، تاسیس انجمن ها و تشکل ها، که در حوزه های اجتماعی و فرهنگی نقش فعال داشتند)آغاز می شود. با پرداختن به فعالیت های روزنامه نگاری او، از نوشتن در روزنامه ها و مجلات عربی تا انتشار روزنامه جبل عامل و مجله العرفان، همچنین فعالیت های تاریخی اش، از جمله تالیف کتاب تاریخ صیدا و نوشتن ده ها مقاله تاریخی، که در آن ها به ملی گرایی دعوت می کند، ادامه می یابد و با بررسی فعالیت سیاسی الزین و نقش او در مبارزه با فساد، همکاری اش در کنفرانس های متعدد با موضوع وحدت سوریه و نپذیرفتن قیمومت، که موجب دستگیری اش شد، پایان می گیرد.مقاله به ویژه می پردازد به اندیشه الزین درباره زبان عربی و تاکید او بر میزان اهمیت و کارکرد زبان در محافظت از ملت عرب و هویتشان؛ همچنین نظریات او درباره تعلیم و تربیت را روشن می کند، چراکه در نظر او تعلیم و تربیت تنها شیوه صحیح پیشرفت، برتری جستن، و آزادی هر ملت است. الزین تعلیم زنان را مقدم بر مردان می دانست. این مقاله همچنین به توضیح آراء دینی او بیان می پردازد. او دین را برای حفظ ساختار و جلوگیری از فساد ضروری می دانست، اما ایمان داشت که انسان ها، فارغ از دین و نژاد و سرزمینشان، با هم برادرند. در این مقاله به تالیفات الزین نیز پرداخته می شود. او دو کتاب تاریخی و یک رمان عاشقانه کوتاه نوشت؛ در انتشار چندین کتاب نیز همکاری داشت و دو کتاب مهم و فرهنگی کهن را تصحیح کرد، با این حال مهمترین کار او نشر مجله العرفان بود. به واسطه همین مجله، او را در بسیاری از زمینه ها از پیشگامان نهضت در جبل عامل به شمار می آورند.
در طول تاریخ، هرگاه قانونی برای جرم ارتکابی افراد به وجود آمده، نشان دهنده ایجاد مسئولیت کیفری افراد بوده است. اما این مسئولیت در طول تاریخ دستخوش تغییراتی شده است. در این تحقیق به مطالعه ای تاریخی در سیر تکوین مفهوم مسئولیت کیفری قبل از قرن هجدهم پرداخته شده و به مواردی چون منبع و منشأ قوانین، مقایسه قوانین گذشته با قوانین فعلی، اشتباهات تاریخی قانون گذاران در تبیین قانون و علت یابی برخی ناهنجاری های قانونی اشاره گردیده است. این مطالعه کمک می کند تا نگاه انتقادی به شکل گیری قانون را قوت بخشیم و با مقایسه قواعد معاصر و کهن، عیب های قواعد موجود را حذف کنیم و به پیشرفت قانون گذاری امیدوار باشیم. این تحقیق با سوالاتی چون « امکان سنجی تغییر شگرف مسئولیت کیفری در قوانین آینده »، «بررسی احتمال بازگشت و استفاده دوباره از قوانین گذشته » و «بررسی ضرورت استفاده قانون گذار در حین قانون گذاری از قوانین » مواجه است.
تاریخ نویسی ایران در عصر قاجار، حوزه ای است که به رغم اهمیت آن، تا کنون مورد پژوهش های شایسته و همه جانبه ای قرار نگرفته است. این خلأ به ویژه در مورد تاریخ نویسی شاهزادگان قاجاری بیشتر دیده می شود. محمود میرزا یکی از این شاهزادگان قاجاری بود که چندین متن تاریخی را به رشته تحریر درآورد. این مقاله قصد دارد علاوه بر شناخت ویژگی های تاریخ نویسی او در زمینه تکنیک(نقشه) تألیف و هدف تالیفِ دو کتاب تاریخ صاحبقرانی و اخبار محمدی، جایگاه او را در میان تاریخ نویسان دوره نخست قاجاریه و شاهزادگان قاجاری بشناسد. روش این پژوهش بر اساس واکاوی، نحوه چینش و تنظیمِ گزارش های تاریخیِ متون محمودمیرزا و نیز مقایسه دیباچه ها و گزارش های آن دو با متون تاریخی معاصر و چند متن از دیگر شاهزادگان قاجار است.نتیجه نشان داد محمودمیرزا در تنظیم دیباچه ها، از دو کتاب احسن التواریخِ ساروی و مآثر سلطانیه ی دنبلی به یک میزان الگوبرداری کرده است. قصد ظاهری و اولیه ی محمود میرزا در هر دو متن، نگارش دو اثر تاریخی به سبک و شیوه ساده نویسی و به دور از مغلق نویسی است که چندان موفق نبود. هدف مهم تر وی، مشروعیت سازی برای خاندان قاجاریه و پادشاه وقت آن، فتحعلیشاه است که این امر به ویژه در واکنش نویسنده به شکست سنگین حکومت قاجار از دولت روسیه دیده می شود. با این وجود، شیوه های مشروعیت سازی در این دو متن، متفاوت از هم انجام شده است.
تحقیق حاضر با هدف مقایسه ذهن آگاهی و باورهای فراشناختی در دبیران مدارس متوسطه پسرانه نجف آباد با عفو و گذشت کم و زیاد انجام شده است. بدین منظور از جامعه ی 1400 نفری دبیران مدارس متوسطه پسرانه شهر نجف آباد در سال 1392 ، مطابق جدول مورگان، 300 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب گردیدند. آزمودنی ها ابتدا به پرسشنامه عفو و گذشت ان رایت و همکاران (1998) با ضریب پایایی 87/0 پاسخ دادند تا به دو دسته ی 100 نفری با عفو و گذشت کم و زیاد تقسیم شوند. سپس هر گروه به دو پرسشنامه فراشناخت ولز (1997) با ضریب پایایی 73/0 و ذهن اگاهی بائر (2006) با ضریب پایایی 90/0پاسخ دادند. روش پژوهش علّی- مقایسه ای است و نتایج تحلیل آنکوا نشان داد که بین میانگین نمرات باورهای فراشناختی و ابعاد آن و ذهن آگاهی و ابعاد آن در دبیران با عفو و گذشت کم و زیاد تفاوت معنادار وجود دارد. با توجه به این نتایج و مطالعه نکردن هم زمان این سازه ها در تحقیقات قبلی با میزان عفو و گذشت ، بایستی اصلاح این سازه ها در افراد جامعه به ویژه افراد با میزان عفو و گذشت کم مورد توجه قرار گیرد.
سرمایه اجتماعی امروزه به یکی از مهمترین دارایی های جوامع تبدیل شده است. همبستگی اجتماعی ناشی از سرمایه اجتماعی افراد، بخش های مختلف جامعه و سازمانها بر ابعاد متخلف هویت و منش اجتماعی تاثیر می گذارد. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه های اندیشمندانی همچون کلمن، پاتنام، لین، بارت و ولمن و با هدف بررسی رابطه ابعاد سرمایه اجتماعی و گرایش به عفو و گذشت در شهر سنندج انجام گرفته است. بدین منظور پرسشنامه محقق ساخته ای جهت سنجش ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی از یک سو و گرایش به عفو و گذشت از سویی دیگر در میان 500 نفر از افراد بالای 20 سال ساکن سنندج تکمیل گردید. یافته های تحقق حاکی از آن است که زنان بیشتر از مردان به عفو و گذشت گرایش دارند. همچنین ابعاد سرمایه اجتماعی شامل انسجام اجتماعی 653 /0 ،اعتماد اجتماعی 622/0،اعتماد سیاسی 212/0 ، روابط اجتماعی 523/0، و مشارکت مدنی 70/0با گرایش به عفو و گذشت ارتباط دارند. بعد آگاهی اجتماعی ارتباط معنی داری با گرایش به عفو و گذشت نداشته است علاوه بر این، با توجه به فرضیه اصلی تحقیق مبتنی بر 618/0و معنادار بودن این رابطه مبتنی بر ارتباط سرمایه اجتماعی و گرایش به عفو و گذشت تایید می گردد.
رویکردهای پدیدارشناختی و پساساختارگرایی در حوزه معماری آخرین تلاش های قابل توجه برای تفسیر مفهوم «مکان» است. بااین حال، پدیدارشناسی، با تأکید بر طبیعت هستی شناسانه و ایستای مکان ها، در مطرح کردن جنبه های فرهنگی اجتماعی در ایجاد مکان ها با شکست مواجه شده است. از سوی دیگر، نسبیت پساساختارگرایی و زنجیره بی پایان مفاهیم مستتر در آن بیشتر از آنکه برای طراحان راهنمای مفیدی باشد، گیج کننده است؛ بنابراین، هدف این مقاله ارائه تعریفی جامع از «مکان» است که علاوه بر درنظرگرفتن تجربیات انسان ها بیشتر بر جنبه های اجتماعی و فرهنگی مکان توجه دارد. این موضوع باعث می شود تا این تعریف برای طراحان قابل استفاده تر باشد. برای رسیدن به این هدف در این مقاله عمدتاً از رویکرد معناشناسی استفاده شده است. در نتیجه گیری این مقاله بحث درباره مفهوم مکان از نقطه نظر نمادشناسی چندلایه و مطالعه حوزه معنایی «فضا و مکان» در زبان فارسی برای درک خواسته ها و تجربیات مردم از مکان در فرهنگ ایرانی به عنوان نمونه موردی دنبال شده است.
سازمان آتلانتیک شمالی که یک تشکل عمدتاً سیاسی به جامانده از زمان جنگ سرد است، به واسطه سهمی که رهبر آن یعنی آمریکا در نظام بین الملل دارد، باعث شده است همچنان خود را به عنوان قدرتی مطرح در عرصه جهانی مطرح کند. ناتو که شامل کشورهای غربی به رهبری آمریکاست، سعی می کند در جای جای جهان، حضور فیزیکی خود را حفظ کند. در این میان منطقه خاورمیانه و کشور ایران از جمله مناطقی است که این حضور قابل لمس و دارای حساسیت های ویژه ای است. به عبارتی با توجه به برنامه های ناتو جهت توسعه به شرق و نزدیک شدن به محیط جغرافیایی اطراف ایران و پیوند این سازمان با برنامه های نظامی آمریکا در جهت مداخله در منطقه ژئوپلتیک خاورمیانه، ناتو یک تهدید جدی برای ایران محسوب می شود. در این نوشتار با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی ابتدا سعی شده است، ضمن اشاره به ساختار ناتو به عنوان ترتیب امنیتی منطقه ای به تشریح نظریه رئالیست تهاجمی به عنوان دیدگاه تئوریک پرداخته شود و پس از آن تأثیر حضور ناتو بر امنیت منطقه ای بالاخص امنیت جمهوری اسلامی ایران مورد مطالعه قرار گیرد. سوال اصلی در این پژوهش تأثیر راهبردهای جدید ناتو بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران است و فرضیه تحقیق نیز به این ترتیب است که؛ وسعت جغرافیایی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به کشورهای حوزه شرق، دغدغه امنیتی مهمی را نسبت به مأموریت های ناتو بر امنیت بین المللی کشورهای حوزه شرق بالاخص ایران به وجود می آورد. واژگان کلیدی:
در عصر اطلاعات و ارتباطات، رشد روزافزون و نمایی تولید و تبادل داده های متنوع از منابع مختلف، مفهوم کلان داده را بوجود آورده است. در کشورهای صنعتی، سرمایه گذاری وسیعی در مورد بهره گیری از فرصت ها و برطرف نمودن چالش های فنی و مدیریتی این فناوری نوظهور در حال انجام است. کلان داده علاوه بر کاربردهای تجاری، اجتماعی، اقتصادی و علمی در تأمین امنیت ملی و کاربردهای نظامی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در مدیریت عملیات نظامی، استفاده بلادرنگ و مؤثر از داده های بیشتر و افزایش سرعت انتقال و پردازش داده ها، از حساسیت و جایگاه حیاتی برخوردار است. هدف اصلی این مقاله، بررسی کاربردهای نظامی فناوری کلان داده و نقش آن در مدیریت صحنه نبرد است. برای این منظور ابتدا به معرفی ویژگی ها، کارکردها و ابزارهای مورد استفاده در کلان داده پرداخته شده و در ادامه با اشاره به کاربردهای اخیر این فناوری در سازمان های دفاعی و امنیتی، با ارائه دو مدل مفهومی، نقش این فناوری در مدیریت صحنه نبرد مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشانگر آن است که بکارگیری فناوری کلان داده موجب بهینه سازی کارایی تجهیزات، تصمیم گیری به موقع، هدایت نیروها و افزایش توان عملیاتی شده و برای کسب برتری نظامی در جنگهای آینده امری ضروری است. توجه به آگاه سازی، برنامه ریزی و شناسایی توانمندی های داخلی، حمایت از شرکت های دانش بنیان و لزوم بومی سازی زیرساخت های ارتباطی و مراکز داده به منظور تبیین تعامل این فناوری با کاربردهای نظامی، از جمله راهکارهای پیشنهاد شده در این مقاله است.
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان نقطه ی قوّت راهبردی نظام در سراسر آب های آزاد دنیاست. تمامی تجزیه و تحلیل ها و برآورد تهدیدها و راهبردهای دفاعی مقابله با آن ها نشان می دهد که مهمترین محور تهدیدها به منافع جمهوری اسلامی ایران، در دریا و یا از طریق دریا بوده و از سوی دیگر نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران باید، ضمن داشتن توانایی انجام مأموریت های اصلی خود، تداوم کنترل و برتری در منطقه را برای نیل به اه داف بازدارندگی به بهترین وجه تأمین نماید.به همین جهت به منظور بقاء در دریا، باید یگان های سطحی و خصوصاً هسته مرکزی به شدت مورد محافظت قرار گیرند و در صورت مواجهه با نیرو های فرامنطقه ای که قصد تحمیل درگیری دارند، با رعایت هوشمندانه پدافند غیر عامل، سطوح آسیب پذیری را کاهش داده و از خسارت و تلفات جلوگیری نمایند. در میان واحده ای شناور سطحی نداجا، ناوشکن های کلاس جماران به خاطر توانمندی بالا از اهمّیت ویژه ای برخوردار بوده و در صحنه رزم دریایی تأثیرگذار خواهند بود. لیکن در این راستا، آسیب پذیری ناوشکن کلاس جماران به دلیل طرّاحی قدیمی و عدم پیش بینی تمهیدات لازم در ارتباط با پدافند غیر عامل در دریا از نقاط ضعف این یگان ها بوده و در این ارتباط محقق بر اساس چندین سال تجربه عملیاتی خود در یگان های شناور، در خصوص پدافند غیرعامل به ضعف هایی در حوزه استتار الکترومغناطیسی و استتار حرارتی در ناو های نیروی دریایی برخورد نمود و مشاهده کرد که به اندازه لازم و مکفی به این امر مهم پرداخته نشده است
هدف این پژوهش بررسی و یافتن مناسب ترین شیوه و شگردهای مقابله اطلاعاتی آجا در برابر نیروهای فرامنطقه ای می باشد. براساس مطالعه منابع مختلف و رویکردهای نیروهای فرامنطقه ای در دنیای ارتباطات نوین فضای جامعه جهانی را به صورت یک دهکده تحت کنترل خود در آورده و بخش عمده ای از ارتباطات اطلاعاتی، نظامی، امنیتی، فرهنگی، اقتصادی و... را به سمت فضای سایبری سوق داده با این شیوه اهداف شوم خود را در جنگ اطلاعاتی به صورت آشکار و پنهان و نامحسوس از طریق این ارتباطات دنبال می نماید. در چند دهه ی گذشته در عرصه های مختلف اطلاعاتی مشکلات و تهدیدات جدی را بر علیه نظام جمهوری اسلامی از جمله آجا ایجاد نمودند. بنابراین ضرورت دارد که از شیوه های مختلف مقابله ای بهره برداری مؤثری صورت بگیرد. سازمان حفاظت و اطلاعات باید اطمینان پیدا کند که کلیهی فرایندهای سازمانی منطبق بر سیاست امنیت اطلاعات و استانداردهای امنیت اطلاعات انجام می گیرد. در این مقاله که به شیوه تحلیلی – توصیفی انجام می شود تلاش شده است شیوه های مقابله ای و بازدارنده اطلاعاتی را با تاکیده بر استانداردهای فنی و مدیریت امنیتی مورد بررسی قرار گیرد.
نظریه اقتصاد مقاومتی برای اولین بار توسط رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ابداع گردید. فرای اینکه برای پیاده سازی نظام اقتصاد مقاومتی در هر حوزه و نهاد چه اقدامی بایستی صورت پذیرد تا نظام اقتصاد مقاومتی اجرا گردد، می بایست ابتدا به مقوله فرهنگ سازمانی توجه ویژه نمود. فرهنگ مهم است زیرا هر اقدامی بدون آگاهی از نیروهای فرهنگی ممکن است پیامد های پیش بینی نشده و ناخواسته داشته باشد. بنابراین قبل از پیاده سازی هر نظامی در هر سازمان باید در کارکنان فرهنگ لازم برای پذیرش آن تغییر را ایجاد نمود. فرهنگ سازمانی شمشیری است دو لبه. از یک سو بستری است که دستیابی به اهداف سازمانی را تسهیل می کند. لبه دوم فرهنگ سازمانی می تواند سدی باشد بر سر را اعمال تغییرات در سازمان؛ بنابراین سازمان آجا نیز باید توجه خاص به فرهنگ سازمانی خود در راستای اجرای نظام اقتصاد مقاومتی داشته باشد. تغییر فرهنگ و نقش رهبری در مدیریت آن بسته به مراحل رشد سازمان، از طریق سازوکارهای گوناگونی پدید می آید. در تمام برنامه هایی از این دست، یک گروه پیش تاز برای آموختن و آزمایش رفتار تازه تشکیل می شود. نا آموزی یک باور مشترک و آموختن یک چیز ناشناخته به جای آن، آزار دهنده است. به آسانی می توان گفت آنان که دربست در درون سازمان درگیر هستند نمی توانند فرهنگی را که خود در درون آن شناورند به روشنی ببینند و لذا نمی توانند ارزیابی درستی از آن داشته باشند. رهبر تغییر را می توان کسی دانست که در نفی وضع موجود سازمان و بر انگیختن افراد به تغییر به اندازه کافی نقش دارد. چنانچه فرآیند "تغییر فرهنگ برنامه ریزی شده و ساختارمند" نتایج لازم را به بار نیاورد، رهبران تغییر به اقدامات شدیدتر دست می زنند. رایج ترین شیوه این است که مدیرعاملی از بیرون می آورند که ارزش ها و باورهای متفاوتی از فرهنگ موجود دارد.
حکومت پهلوی اول در جهت تقویت قدرت خود و تشکیل دولت مدرن، مجبور به رویارویی با سروران اجتماعی جامعه شبکه ای ایران بود. از همین رو به مقابله همزمان با نهاد قدرتمند اجتماعی مسئولین محلی پرداخت. از آنجا که رابطه میان مردم و حکمرانان محلی بر مبنای زور بود، به سادگی این نهاد از میان برداشته شد اما در مواجه با روحانیون، دولت به سادگی نتوانست قدرت اجتماعی آنان را محدود سازد بلکه بر عکس با از هم گسسته شدن پیوند دیرین میان سلطنت و دیانت در دوره پهلوی اول، روحانیت بیش از پیش مورد پذیرش و اقبال اجتماعی قرار گرفت. در اصل از آنجا که روحانیون در میان طبقات شهری نفوذ بیشتری داشتند، سیاست های ضد ایلی و دهقانی دولت سبب افزایش تغییر در فرماسیون اجتماعی و مهاجرت مردم به شهرها شد. این امر در تحلیل نهایی سبب ازدیاد جمعیت تحت نفوذ روحانیت و نقش آفرینی بیش از پیش آنان در تحولات جامعه ایرانی گردید.