ثابت شده که پارک و فضای سبز شهری مزایای اقتصادی، اجتماعی، اکولوژیکی، و زیباشناسی گسترده ای دارند و نقش مهمی در پایداری شهرها ایفا می کنند. منطقه سه شهر اهواز با وجود مشکلاتی چون همجواری های نامناسب، کمبود پارک، توزیع نابرابر پارک، دسترسی نامناسب به همراه شدت گرما، وجود آلودگی حاصل از صنایع و گرد و غبار، انجام پژوهشی در ارتباط با وضعیت پارک ها را ضروری ساخته است. بنابراین، هدف پژوهش ارزیابی الگوی پراکنش پارک ها در منطقه سه شهر اهواز است. رویکرد پژوهش «کاربردی» و روش انجام آن «توصیفی و تحلیلی» است. اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده است. 5 شاخص کمّی و 7 شاخص کیفی برای ارزیابی پارک ها در نظر گرفته شدند. این شاخص ها به وسیله ابزارهای موجود در نرم افزار ArcGIS مورد بررسی قرار گرفتند. از نرم افزار PROMETHEE نیز برای رتبه بندی پارک ها استفاده شد. محاسبات نشان دادند که توزیع پارک ها در تناسب با تراکم جمعیتی نیست، از 30 محله منطقه سه اهواز، 25 محله در ارائه خدمات پارک به ساکنان خود با مشکل مواجه اند، پارک های این منطقه، در شاخص های مساحت، پوشش جمعیتی، سرانه، سلسله مراتب، دسترسی، مرکزیت، مجاورت با کاربری های ناسازگار و پیک ترافیک شرایط مطلوبی ندارند، محلات سازمانی متعلق به شرکت نفت بیشترین برخورداری از پارک را دارند، و از لحاظ شاخص های کمّی و کیفی، پارک ده قطعه ای با Phi = 0/303 مطلوب ترین و پارک کارون با Phi = - 0/336 نامطلوب ترین پارک این منطقه است. بنابراین نتیجه گیری می شود که توزیع پارک ها در منطقه سه اهواز در تناسب با استاندارد سطح و سرانه و معیارهای مطلوبیت مکانی نیست.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی میزان توجه به مؤلفه های تربیت سیاسی شامل: آگاهی، خودشناسی، استقلال، آزادی و عدالت در کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی در سال تحصیلی 95 94 صورت گرفته است. روش پژوهش مورداستناد، توصیفی و از نوع تحلیل محتواست. واحد تحلیل، نوشته ها، تصاویر و تمرین های کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی است که درمجموع، 402 صفحه را دربر گرفته است. جامعه و نمونه آماری پژوهش، کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بوده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که مؤلفه خودشناسی 96 مرتبه، مؤلفه آگاهی 91 مرتبه، مؤلفه استقلال 83 مرتبه، مؤلفه عدالت 35 مرتبه و مؤلفه آزادی 21 مرتبه، مورد توجه قرار گرفته است. همان طورکه مشخص است به مؤلفه خودشناسی بیش از سایر مؤلفه ها توجه شده است و کم ترین میزان توجه و اهمیت، مربوط به مؤلفه آزادی بوده است.
ارتقای سطح کمی و کیفی تعامل پلیس و جامعه که به افزایش سرمایه اجتماعی این سازمان منجر می شود، از دغدغه های مهم در مدیریّت پلیس جامعه محور است. حاکم شدن اخلاق بر رفتار پلیس می تواند نقش مهمّی در این زمینه داشته باشد. از سوی دیگر، در آثار دانشمندان اسلامی، عمده مباحث مربوط به نحوه تعامل مجری قانون با مردم، به منابعی مربوط است که به امر حسبه پرداخته اند و در خلال آن ها به فرد محتسب، توصیه هایی اخلاقی شده است؛ و لذا این آثار می توانند منابع مناسبی برای واکاوی اصول تعامل اخلاقی پلیس با جامعه، در جوامع کنونی باشند. در این نوشتار با رجوع به آثار حسبه نویسان، توصیه های اخلاقی آن ها به فرد محتسب به عنوان ضابط قانون، جمع آوری شده و با در نظر گرفتن مهم ترین وظایف سازمان پلیس در جوامع کنونی، نحوه کاربست آن ها توسّط این سازمان، تبیین شده است. در نتیجه این پژوهش، مشخّص می شود که چهار اصل «صلابت و اقتدار»، «بی نیازی و غنا»، «تعهّد و التزام عملی به قانون» و «ترحّم و مهرورزی»، اصولی هستند که می توان آن ها را در توصیه های حسبه نویسان مشاهده کرد. در نگاه اوّل، برخی از این اصول، در تقابل با برخی دیگر به نظر می آیند، امّا انجام یک تبیین مفهومی درست از معنای این اصول اخلاقی در تعامل پلیس و جامعه و نیز افزایش بصیرت پلیس در شناخت مورد و تشخیص اصل اخلاقی حاکم در هنگام تزاحم این اصول، از جمله بایسته هایی هستند که می توانند مسیر را برای اجرایی شدن آن ها هموار کنند.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت سود بر لحن گزارشگری مالی در نظام حسابداری ایران است. لحن توسط نسبت واژه های مثبت و منفی که در گزارش های مالی سالانه موجود است، مشخص می شود. مدیریت نمودن سود با استفاده از دو روش اقلام تعهدی و واقعی امکان پذیر است که در این پژوهش، مدیریت سود تعهدی با استفاده از سه مدل (جونز، تعدیل شده جونز و کازنیک) و مدیریت سود واقعی با استفاده از مدل روی چودهری آزمون شده اند. نمونه پژوهش حاضر شامل 119 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1389 تا 1395 می باشد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون چند متغیره با داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد مدیریت سود تعهدی محاسبه شده براساس مدل های (کازنیک و تعدیل شده جونز) بر لحن بدبینانه تأثیر منفی و معنی داری دارد، به عبارتی با کاهش مدیریت سود تعهدی لحن بدبینانه در گزارشگری مالی افزایش یافته و دیدگاه فرصت طلبانه در خصوص لحن گزارشگری مالی مدیران صدق می کند تا از این طریق ادراک استفاده کنندگان از اطلاعات را منحرف نمایند. در حالیکه مدیریت سود تعهدی محاسبه شده براساس مدل جونز و همچنین مدیریت سود واقعی بر لحن بدبینانه تأثیر معنی داری ندارند.
نظر به حرکت ایران به سوی پیاده سازی استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی از یک سو و اهمیت یافتن بیش از پیشِ نقش دارایی های نامشهود در اقتصاد از سوی دیگر، این پژوهش به تدوین مدل اندازه گیری دارایی های نامشهود مورد استفاده در ایران می پردازد. ماهیت مدل ارایه شده در این پژوهش، همانند تلاش های صورت گرفته توسط نهادهای استانداردگذار همچون هیات استانداردهای بین المللی حسابداری، مبتنی بر سازه اجتماعی بوده و درنتیجه برمبنای فرایند مشاوره و کنش های متقابل با متخصصان ساخته شد، اما برخلاف فرایند قانونگذاری استانداردگذاران، تجزیه وتحلیل های صورت گرفته در این پژوهش مبتنی بر استفاده از روش نظریه داده بنیان و با استفاده از مصاحبه های ساختارنیافته و عمیق انجام شده است. این پژوهش با انجام 15 مصاحبه به روش گلوله برفی به اشباع رسید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که پدیده محوری در مدل اندازه گیری دارایی نامشهود در میان ارزیابان دارایی های نامشهود، «سودمندی در تصمیم» است که تحت شرایط علی سطح تجمیع، وضعیت سواری مجانی، قابلیت اندازه گیری و تعیین هدف از ارزیابی و راهبرد استفاده از مبنای اندازه گیری چندگانه که همسو با رویکرد کنونی استانداردهای حسابداری بین المللی می باشد، قابل تبیین است.
شعر حافظ در تاریخ مطالعات ادبی همواره محل توجه و موضوع تأمل بوده است. بیشتر تحقیقات حافظ پژوهی، کم وبیش پرتویی بر جهان شعر وی افکنده و سویی از اندیشه وی را روشن کرده اند. توجه به جنبه فلسفی و کلامی شعرش همواره یکی از موضوعات چالش انگیز بوده است. در این پژوهش، صرف نظر از جست وجوی نیت حافظ، در پی خوانشی فلسفی حکمی از شعرش هستیم؛ بنابراین، بیش از هر چیز، با متن روبه رو هستیم و سعی شده است در حدود دلالت های متنی اندیشه وی از منظری فلسفی یا حکمی بررسی و با آراء دو فیلسوف بزرگ ابن سینا در مقام فیلسوفی مشائی و سهروردی در جایگاه فیلسوفی اشراقی مقایسه شود. این خوانش به دلیل برخی ویژگی های خاص شعر حافظ از جمله وجود ایهام که امکان خوانش های متعدد را فراهم می کند و دیگر ظرفیت تأویل پذیری بسیار، ممکن می گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد از دریچه اندیشه سهروردی به اشعار حافظ نگریستن، وی را متفکری می نمایاند که به عقل پشت پا می زند و نگاهی وحدت گرایانه به هستی دارد و با نگریستن از دریچه تفکر عرفانی ، حکمی به آراء ابن سینا، برخی ویژگی های مشترک به ویژه در زمینه های وجود و فرشته شناسی، طعنه زدن به صوفی، زهد، ریا(زهد ریایی) و تأکید بر زندگی رندانه، اندیشه حافظ با تفکر ابن سینا مطابقت دارد. ابن سینا به مدد ابتکار خویش مبنایی عقلانی و وجودشناختی برای اشراق عقل فراهم آورد؛ ویژگی ای که هر اندیشه عرفانی واجد آن است. از چنین دیدگاهی، بی تردید اندیشه اشراقی وی است که زمینه را برای فلسفه اشراقی سهروردی، که حافظ از آن بهره جسته است، فراهم می کند.
حقِ برخورداری از وکیلِ تسخیری که در تبصره 2 ماده ۱۹۰ و ماده 348 ق.آ.دک پیش بینی شده مبتنی بر اصلِ برابری در برابر قانون، جلوگیری از محکومیتِ بی گناهان و تعهد دولت برایِ دسترسیِ عمومِ شهروندان به عدالت است. مقاله حاضر با رویکرد پژوهش کیفی درصدد است تا عملکرد وکلای تسخیری را در دفاع از متهمانِ فقیر در پرونده هایِ مواد مخدر در حوزه قضایی شهرستان کاشان مورد ارزیابی قرار دهد. یافته هایِ تحقیق حاکی است وکلای تسخیری در بیشتر موارد با پذیرشِ اصلِ اتهامِ موکل در صدد جلِب نظرِ قضات برای اِعمالِ نهادهای ارفاقی قانونی هستند. همچنین آنها تمایلِ چندانی برایِ چالش با قضاتِ دادسرا و دادگاه ندارند. پیامد این وضعیت، بی دفاع ماندنِ متهمانِ فقیر در برابرِ مقاماتِ قضائی است. تغییرِ شرایطِ کنونی نیازمند تعاملِ دستگاهِ قضائی با وکلا، نظارتِ کانون وکلا، تعیینِ ضمانت اجرا در موارد احراز دفاعِ غیرموثر و تعیینِ حق الزحمه بر مبنایِ کمّ و کیف کارکرد وکیل است.
از جمله رفتارهای خشونت آمیز در مدرسه، خشونتی است که از سوی معلمان و کادر آموزشی علیه دانش آموزان اعمال می شود. تعیین فراوانی این دسته از خشونت ها و تبیین آن ها و عواملی که در اعمال خشونت معلمان علیه دانش آموزان نقش دارند موضوع پژوهش حاضر می باشد. فرضیه این پژوهش عبارت است از اینکه، بین اعمال خشونت از سوی معلمان علیه دانش آموزان در محیط مدرسه و رضایت شغلی، میزان تاب آوری، مهارت شغلی و مشروع پنداری خشونت نزد معلمان همبستگی وجود دارد. این پژوهش از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن عبارتند از کلیه معلمان مرد و زن مقطع متوسطه اول شهرستان مرودشت که در سال تحصیلی 93-92 مشغول به کار معلمی بودند، که 100 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ملاک ارزیابی میزان خشونت معلمان در این پژوهش نظر دانش آموزان است. بدین منظور، پس از تکمیل پرسشنامه توسط دانش آموزان، داده های 858 پرسشنامه استخراج و تحلیل شد که 431 پرسشنامه مربوط به دانش آموزان پسر و 427 پرسشنامه مربوط به دانش آموزان دختر بود. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه رضایت شغلی J.D.I، تاب آوریCPI، پرسشنامه محقق ساخته مشروع پنداری خشونت، مهارت شغلی و خشونت بود. یافته های این پژوهش نشان می دهد بین رضایت شغلی، تاب آوری و مهارت های شغلی معلمان با میزان خشونت آنان رابطه معنی دار در سطح 01/0- وجود دارد که این رابطه معکوس است. همچنین بین مشروع پنداری خشونت نزد معلمان و میزان خشونت آن ها نیز رابطه معنی دار در سطح 01/0 وجود دارد که این رابطه مثبت و مستقیم است. واژگان کلیدی: خشونت، مدرسه، معلم، دانش آموز
افزایش روز افزون پدیده مجرمانه در جوامع امروزی، ضرورت بکارگیری طرق و ابزارهای گوناگون را برای پیشگیری و نیز پاسخ دهی مناسب به آن می طلبد. در این میان استفاده از مشارکت و همکاری جامعه مدنی از ابزارهای کمکی بسیار مهم به حساب می آید. در حوزه رسیدگی های کیفری و با لحاظ اینکه رسیدگی در حوزه اقتدار حکومت و نمایندگان آن است، سهم عموم قدری کمرنگ تر دیده می شود. با این وجود استفاده از مشارکت عموم در مراحل مختلف دادرسی کیفری از مرحله کشف جرم تا اجرای مجازات امروزه مورد تایید سیاستگزاران جنایی در کشورهای مختلف است. ضرورتهایی همچون کاهش شکاف میان مردم و دستگاه عدالت کیفری و افزایش اعتماد عمومی نسبت به این دستگاه و نیز بهره گیری از توان مردم در راستای افزایش کارامدی دستگاه عدالت کیفری چنین مشارکتی را ایجاب کرده است. در قوانین دادرسی کیفری ما تا قبل از قانون 92 سهم عموم در حوزه مورد بررسی، اندک بود. در قانون 92 می توانیم جلوه های متنوعی از مشارکت عموم در دادرسی های کیفری را شاهد باشیم از آن جمله است، تعقیب شهروندی، مشارکت دادن سازمانهای مردم نهاد در فرایند رسیدگی و نیز استفاده از عموم در تشکیل محاکم.
کارکردگرایی از مطرح ترین نظریات علوم اجتماعی است که ریشه در اثبات گرایی دارد. انگاره های این مکتب در تلقی موجودیت نظام اجتماعی جدا از افراد جامعه به عنوان یک ارگانیسم با ضرورت های ارزشی و هنجاری خاص که برای کارکرد آن ضروری اند و تاکید بر لزوم همنوایی همه اعضا در راستای کارکرد، نظم و ثبات این کل، در دیدگاههای دورکیم و پارسونز منتهی به گزاره هایی در لزوم نظارت هر نظام بر رفتار بالقوه مخرب اعضایش و تحت نظارت در آوردن کشمکش های مخرب گردیده است. در این مقاله با روش توصیفی– تحلیلی تلاش گردیده است که ضمن شناسایی نظریه های کارکردگرایانه، چگونگی رسوخ قرائتی بر آمده از این نظریه ها در قلمرو تحقیقات کیفری و متاثر از آن، شکل گیری و توسعه نوع جدیدی از تحقیقات کیفری با رویکرد کنشی بررسی شود. در تحلیل گزاره های کارکردگرایانه در جامعه شناسی، این نظریات به لحاظ کل گرایی افراطی، انتزاعی و خیالی بودن، تصور جامعه به منزله بسته ای ارزشی، ایستایی و صلب بودن توام با نفی اراده، آزادی و حقوق فردی مورد انتقاد واقع شده است. در همین راستا پیامد نفوذ کارکردگرایی در تحقیقات کیفری کنشی به اطلاعات مداری، محوریت پیشگیری، فروکاست استاندارد آغاز تحقیقات، گسترش دامنه تحقیقات، پیشروی حقوق اداری در حقوق دادرسی کیفری، نقض حقوق فردی و اصول دادرسی کیفری و تاثیر پذیری بالقوه تبعیض آمیز روند تحقیقات از عوامل انسانی گردیده است.
در این مقاله تلاش می شود تا «منطق تکوین» اولین دولت مدرن ایرانی برحسب پویایی برآمده از مواجهه و تلفیق مؤلفه های نهادی دولت سنتی ایرانی و ویژگی های نهادی دولت مدرن توضیح داده شود، درحالی که گروهی در ذیل رویکرد «گسست» با تمرکز بر نهادها و کارکردهای نوسازانه دولت رضاشاهی، آن را دولتی مدرن و دارای تمایز مبنایی با دولت سنتی می دانند، گروهی دیگر در ذیل رویکرد «تداوم»این دولت را در ادامه حکمرانی سنتی ایرانی تحلیل می کنند. این مقاله با نقد هر دو رویکرد، به اتکای تحلیلی از ماهیت دولت سنتی ایرانی، می کوشد تا زمینه ای برای فهم ماهیت دولت پهلوی، برحسب تلفیق و هم جوشی مؤلفه های دولت پاتریمونیال سنتی، با ابزارها و نهادهای دولت مدرن فراهم آورد. مقاله معتقد است که این همزیستی نهادی اگرچه گسستی بنیادین از دولت پاتریمونیال سنتی بود و توانست به ضعف ساختاری آن دولت غلبه کند، این امر به هزینه تحریف نظام مند شکل گیری دولت مدرن صورت گرفت؛ تحریفی که متضمن تثبیت نهادها و مناسبات حامی پرورانه در متن دولت جدید، تهی شدن این نهادها از استقلال نهادی و بدل شدن آنها به ابزار قدرت شخصی حاکم و خاندان وی بوده است. چنین دولتی در گونه شناسی نظریه پردازان نئووبری دولت، نئوپاتریمونیالیسم نامیده شده است. نویسنده باور دارد توجه به ترکیب نهادی پیچیده این شکل از دولت، به عنوان میراث نهادی اولین دولت جدید در ایران از آن جهت اهمیت دارد که سرنوشت سیاست و نیز توسعه در دوران بعد به شدت تحت تأثیر آثار بسیار مخرب این میراث بوده است.
واژه جهانی شدن در دو دهه اخیر یکی از پرکاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری اقتصادی،فرهنگی و سیاسی داخلی و بین المللی کشورها و نیز موضوع بحث های دانشگاهی و ژورنالیستی بوده است. به رغم کاربرد گسترده واژه جهانی شدن در ادبیات سیاسی جهان معاصر، هنوز معنا و مفهوم آن مناقشه آمیز است و بسته به اینکه از چه زاویه و با چه نگرشی به آن نگریسته شود، معنا و مفهوم متفاوت پیدا خواهد کردکه ظهور واژه های مختلفی همچون «جهانی شدن»، «جهانی سازی»، «جهان گرایی»، «غربی شدن» و «آمریکایی» شدن در بسیاری از جوامع از جمله ایران بیانگر این امر است. در مورد ماهیت جهانی شدن رویکردهای متفاوتی وجود دارد. جهانی شدن به عنوان یک پروسه و جهانی شدن به عنوان پروژه دو نگرش رایج و متفاوت نسبت به این پدیده است. در این پژوهش با استفاده از مدل تحلیل گفتمانلاکلا و موفه دیدگاه اسلام نسبت به جهانی شدن بررسی می شود. براساس بررسی های دینی می توان به این مطلب اذعان کرد که در اسلام نیز به مانند گفتمان های دیگر، برداشت هایی وجود دارد که با جهانی شدن همساز است و حتی راه آینده را بر آن توصیه می کند. اگرچه جهانی شدن در برداشت اسلامی با پدیده جهانی شدن کنونی، هم در تعریف و هم در اهداف و روش ها، تفاوت های بنیادی دارد، می توان گفت جهانی شدن از دیدگاه اسلام دیدگاهی پروسه ای است و آن را از پیش تعیین شده نمی داند.این مقاله درصدد است با تأملی بر آیات قرآن و روایات رابطه اسلام با این مفهوم را تبیین کند.
نقش برجسته اعراب کلمات و جملات در دریافت مفهوم کلام عربی مقوله ای غیرقابل انکار است. در این میان درک مفاهیم والای آیات قرآن کریم به کمک بررسی نقش کلمات و جملات آن همواره مورد توجه عالمان و ادبا بوده است. لذا مقوله بررسی اعراب کلمه و کلام قرآنی اهمیت بسزایی دارد. در این مقاله با عنایت به گروهی از کلمات قرآن کریم موسوم به اسم منقوص که شرایط پذیرش اعراب ظاهری رفع و جر ندارند، نظرات مفسران و علمای نحو جمع آوری شده و با ترجمه های فارسی موجود تطبیق داده شده است تا بتوان به تحلیل واحدی در خصوص نقش و ترجمه این اسامی دست یافت. نتیجه بحث که به روش تحلیلی- توصیفی ارایه شد، نشان می دهد که اختلاف اعراب اسامی منقوص در حالات تقدیری باعث دریافت مفاهیم متفاوتی از کلام خداوند سبحان می شود. همچنین اغلب مترجمان قرآن کریم بر اساس کتب تفسیری و نه اعراب القرآن به ترجمه واژه پرداخته اند.
مهم ترین وجه تمایز قراردادهای جدید IPC با قراردادهای بیع متقابل، حضور پیمانکار در دوره بهره برداری و بلندمدت بودن زمان قرارداد است. در چنین شرایطی، احتمال بروز اختلاف نظر یا دعوای حقوقی، قراردادی و فنی افزایش می یابد. بنابراین، صرف روش داوری و دادگاه پیش بینی شده در قراردادهای بیع متقابل، پاسخگو نیست. پیچیدگی های فنی- مالی دوره تقریباً پانزده ساله بهره برداری، دست اندرکاران طراحی مدل جدید را بر آن داشت تا افزون بر روش های سنتی حل و فصل اختلافات، از شیوه های جدیدی همچون ارجاع به کارشناس دارای شرایط در اختلافات مالی و فنی استفاده کنند؛ چنین روش هایی هزینه و زمان تصمیم گیری را می کاهد که موضوعی حیاتی برای پروژه ها شمرده می شود. در مقاله پیش رو، روش حل مسالمت آمیز و روش های جایگزین که صرفاً محدود به راه حل های حقوقی نیستند، پیشنهاد شده است.
زمینه: براساس تحقیقات، تغییرات دوران نوجوانی می تواند مستعد اختلالات عاطفی و اضطراب و تنیدگی باشد.. مسئله این است، آیا روابط والدین با یکدیگر و با فرزند نوجوان، در کاهش نشانه های اختلالات عاطفی نوجوانان تأثیرگذار است؟ هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه مداخله خانواده محور بر نشانگان اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل بود. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی، از نوع طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون و پس آزمون، با گروه گواه بود و پس از غربالگری اولیه اختلالات عاطفی فرزندان آنان، تعداد30 نفر از والدین شاغل مرتبط با هدف انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه مساوی آزمایشی و گواه، تقسیم و گروه آزمایش طی برنامه مداخله روان شناختی(12جلسه آموزش گروهی، هفته ای یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی خودساخته (1396)، نیازسنجی و فهرست نشانگان رفتاری کودک آخنباخ( CBCL ) (1991) بود. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از نوع اندازه گیری های مکرر انجام گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه وجود دارد(0/05> P ) . نتیجه گیری: به این معنا که؛ برنامه مداخله روان شناختی خانواده محور، موجب کاهش نشانگان اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل گردید و این نتایج در پیگیری سه ماهه نیز پایدار بود.
زمینه: خانواده نخستین و بادوام ترین عاملی است که به عنوان سازنده و زیر بنای شخصیت رفتارهای بعدی کودک شناخته شده است. هدف: از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش فرزندپروری مثبت بر مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری در دوره ابتدایی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی است. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در مقطع ابتدایی مراجعه کننده به مرکز مشاوره آرامان بودند که به منظور بهبود اختلال خود در سال 1396 مراجعه کردند. گروه نمونه شامل 30 دانش آموز بود که به صورت هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند و پیش و پس از انجام مداخلات، با استفاده از ابزار پژوهش، مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار پژوهش چک لیست مشکلات عاطفی رفتاری راتر بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس مختلط مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد بین میانگین های پرخاشگری و بیش فعالی، اضطراب و افسردگی، ناسازگاری اجتماعی و رفتارهای ضداجتماعی شرکت کنندگان برحسب عضویت گروهی «فرزندپروری مثبت و کنترل» در سه مرحله اندازه گیری تفاوت معناداری مشاهده شد(0/05 p< ). نتیجه گیری: بنابراین روش فرزندپروری مثبت بر کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری تأثیر دارد.
فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت، خصیصه هایی هستند که در اکثر فراداستان های ایرانی به وضوح دیده می شوند و می توان گفت جزو ویژگی های غالب فراداستان فارسی هستند. در واقع فراداستان ویژگی های بسیار زیادی دارد، اما در فراداستان فارسی تنها چند ویژگی غالب است که فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت از آن ویژگی هایند. غلبه این دو ویژگی در فراداستان فارسی با توجه به پراکندگی ویژگی های فراداستان در آثار خارجی در ارتباط با مسئله پلورالیسم در جامعۀ ایران قابل بررسی است. به طورکلی می توان گفت در ایران، در دهه هفتاد با مطرح شدن مبحث نواندیشی دینی و سپس چندگانگی فرهنگی و پلورالیسم، نوعی نگرش نسبی اندیشی رواج پیدا کرد. این مباحث با مقاله های مجله کیان آغاز شد و به چاپ کتاب صراط های مستقیم و هویت چهل تکه منجر شد. آنچه بیش از همه از چالش مطرح شدن مبحث پلورالیسم برآمد نگرش نسبی اندیشی بود که با وجود مطلق اندیشی هایی که پیش ازاین در گفتمان دینی مردم وجود داشت به یک مسئله حساسیت برانگیز بدل شد و ازاین رو تأثیر این وضعیت در فراداستان فارسی به عنوان غلبه دو کنش فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت ظهور کرد که زاییده یک نگرش نسبی گراست. با نظر به آرای بوردیو می توان پیدایش مبحث پلورالیسم را موقعیت در نظر گرفت و فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت را کنش. طی بررسی موقعیت، ما به ویژگی ای از کنش رسیدیم که بوردیو آن را منش می نامد و بر این باور است که منش ها با موقعیت ها ارتباط دارند و این منش همان نگرش نسبی اندیشی است که منجر به خلق و غلبه چنین ویژگی هایی در فراداستان فارسی شده است.
گنبدها و تناسبات آن ها نقش مهمی در چشم نوازی معماری اسلامی بازی می کنند. هدف این مقاله رمزگشایی از دلایل جذابیت گنبدها و یافتن پاسخ به پرسش هایی از این دست است: تناسبات چه اهمیتی در معماری دارند و چه عواملی باعث تغییر تناسبات فرم بیرونی گنبدهای ایرانی می شوند؟ چه نسبتی از اجزای تشکیل دهنده چفد گنبدها، با استقبال مواجه می شود؟ مقاله ابتدا به مطالعه و طبقه بندی مفهوم تناسب، انواع گنبد و متغیرهای مؤثر در بازتولید شکل بیرونی گنبدها پرداخته و سپس به ارزیابی تجربه زیبایی شناسانه آزمودنی ها با محرک های بصری دستکاری شده در بخش شانه و آوگون گنبد، با روش تحلیلِ واریانس با اندازه گیری مکرر یک و چندعاملی، اقدام نموده است. در انتخاب گنبدها، دقت شده تا انواع گنبدهای انتخاب شده، از نمونه هایی باشند که فرم آن ها برای آزمودنی های ایرانی شناخته شده تر هستند. همچنین برای بررسی تأثیر عواملی مانند نور یا مصالح، سه نوع پیش پرسشنامه توزیع شده است. آزمودنی ها ‒ شامل 86 نفر (46 پسر و 40 دختر) و (41 دانشجوی معماری و 45 دانشجوی غیرمعماری) ‒ از بین دانشجویان همه دانشکده های دانشگاه هنر اسلامی تبریز و به روش دردسترس انتخاب شدند و در آزمون رایانه ای که با نرم افزار اُپن سِسمی، که ویژه این پژوهش طراحی و کدنویسی شده بود، شرکت داده شدند. یافته ها نشان می دهند که به ویژه در گنبدهایی که آوگون داشتند، می توان رابطه معناداری ( 2 ± 0 .06 ) بین ترجیحات زیبایی افراد و تناسبات ابعاد تشکیل دهنده گنبدها مشاهده نمود. این مقاله نشان می دهد زیبایی گنبدهای ایرانی- اسلامی، ویژگی تصادفی نیست و از قواعد و اصول زیبایی شناسانه مشخص پیروی می کند.
مقدمه: تحقیق حاضر در پی بررسی قابلیت تبیینی نظریه حمایت اجتماعی و اجبار افتراقی در زمینه انحرافات اجتماعی است. روش: این پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از توزیع پرسش نامه در بین دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان انجام یافته است. نمونه گیری با روش طبقه ای متناسب با حجم انجام گرفته و حجم نمونه 400 نفر بوده است. اعتبار گویه های تحقیق با روش اعتبار محتوا و سازه و پایایی تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شده است. نتایج: نتایج حاصل از رگرسیون نشان می دهد که متغیر اجبار تأثیر مثبت و معنی داری بر رفتار انحرافی دارد. اما این ادعا که متغیر حمایت اجتماعی رابطه بین اجبار و رفتار انحرافی را تعدیل می دهد، توسط داده ها تأیید نمی شود. همچنین متغیر اجبار از طریق افزایش همالان بزهکار و تقویت ایده پردازی زورگویانه، بر رفتارهای انحرافی تأثیر دارد. در حالی که متغیر اجبار از طریق افزایش خشم و کاهش خودکنترلی، موجب افزایش رفتارهای انحرافی نمی گردد.