امیربهادر (سپهسالار بعدی) از کسانی بود که ــ از روی ایمان، و نه وابستگی به سیاست خارجی ــ با مشروطه وارداتی مخالف بود. شهامت و ثبات عقیده و وفاداری او ــ به قول مورخ الدوله سپهر ــ حتی مورد تصدیق دشمنانش، قرارداشت.1 دکتر قاسم غنی «راجع به مرحوم امیر بهادر جنگ، مکرر شنیده» است «که مرحوم کمال الملک او را به صفات پسندیده صدق، صفا، صمیمیت، وفا، حفظ قول و عهد میستود و میفرمود مردی بود که رنگ خارجی نگرفته بود. پایبند به سنن و آداب بود، عقیده و صدق و صفا داشت؛ و او را بر بسیاری از معاصرین خود برتری میداد.»2 پس از ترور شیخ فضلالله (شب 16 ذیحجه 1326) در بازجویی از ضارب وی (عبدالکریم دواتگر) معلوم شد نام امیر بهادر نیز در لیست ترور بوده است.3 معالوصف، امیر بهادر «با وجود آنکه» میدانست «در کمین او هستند و در استنطاق عبدالکریم [دواتگر] هم محقّق شد، باز چهل و یک منبر [عزای سالار شهیدان را] پیاده و پای برهنه به رسم همه ساله خود، رفت.»4
ظهور و انتشار تمدن جدید غرب به غلبه آن بر سایر تمدنهای بشری منجر شد و در نتیجه تمدنهای مزبور در معرض نوسازی اجباری قرار گرفتند. اما اقدامات عملی مربوط به نوسازی، جنبه بیرونی و آشکار آن را نمایش میدهد. جنبه بنیادین و اصلی نوسازی به نحوه تفکر و تلقی از نوسازی مربوط میشود. تفکر و تلقی از نوسازی وجوه و مراتب گوناگون دارد. راهبرد یا استراتژی نوسازی، از وجوه فکری مهم نوسازی بهشمار میآید؛ زیرا از سویی هدف و غایت و از سوی دیگر روش تحقق نوسازی را تعین میبخشد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که از آغاز سلسله قاجاریه تا ظهور مشروطیت، راهبردهای نوسازی مختلفی در درون حاکمیت قاجارها ظهور کرد و صرفنظر از ماهیت آنها، هیچ یک به پارادیم غالب و راهنما در جامعه ایران تبدیل نشدند و در نهایت نحوه تلقی و فهم از نوسازی و استراتژی مناسب آن به امری بحرانی و بحرانزا مبدل شد.
متنی که در پی می آید سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سید محمد خاتمی ، رییس جمهوری اسلامی ایران ، در شهر تبریز است که در تاریخ 14/5/1383 در همایش علمی - تخصصی انقلاب مشروطه ایراد شده است.
ترکمانان مجموعه قبایل پراکنده ای بودند که از قرن پنجم به بعد خود را به مناطق شمال شرقی ایران رساندند. در سیر کلی تاریخ ایران این عناصر بخشی از حاکمیت سیاسی ایران را تشکیل می دادند اما در ایام ضعف حاکمیت مرکزی، خودسری و نافرمانی ویژگی عمومی این قبایل بود. در قرن سیزدهم هجری قدرت مرکزی ایران که در اختیار قاجارها بود اکثراً در برابر خودسری این قبایل ناتوان ظاهر شد. در همین ایام پیشروی روس ها در آسیای مرکزی زمینه الحاق بخش هایی از مناطق ترکمن نشین به قلمرو آنها را به دنبال داشت. ساختار قومی و قبیله ای و جغرافیای طبیعی منطقه در کنار شیوه های دفاعی ترکمانان، مجموعه شرایطی را مهیا نمود تا روس ها برای تسلط بر این منطقه در مقایسه با سایر بخش های آسیای مرکزی با دشواری های بیشتری مواجه شوند و به سختی نیروهای خود را در این منطقه استقرار بخشیدند. مقاله پیش رو شیوه های دفاعی ترکمانان و دلایل ناکامی نهایی مقاومت آنها را در برابر روس ها جستجو می نماید.
با پیروزی انقلاب مشروطه در ایران، هواداران استبداد در منطقه ماکو پشت سر محمدعلی شاه قرار گرفتند و به مقابله با نظام جدید و نهادهای آن پرداختند. همچنین هواداران مشروطیت در خوی برای دفاع از دستاوردهای انقلاب گروه های مجاهد تشکیل دادند و به مقابله با مستبدین ماکو پرداختند. حاصل این نزاع خود را در قالب جنگ ها و کشتارهای وسیعی از طرفین نشان داد. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به زمینه های آغاز منازعه مشروطه خواهان خوی با مستبدین ماکو، نتایج و عوامل دخیل در آن پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد گرایش های فکری و خاستگاه طبقاتی متفاوت خوانین ماکو با مشروطه خواهان خوی از عوامل اصلی درگیری آنها در صدر انقلاب مشروطه بود. این اختلافات همچنین بازتابی از تقابل طرفداران استبداد و مشروطه خواهان در دیگر مناطق ایران بود که در این منطقه با کشتارهای فراوانی همراه گردید.