درتاریخ معاصر ایران لغو امتیاز رژی و تبعات آن یکی از سر فصل های مهم نهضت آزادیخواهی ایرانیان به حساب می آید که درباره آن سخن بسیار گفته شده است. اما در خصوص ارتباط رژی ایران و عثمانی در نوشته ها و تحقیقات ایرانی کمتر سخنی به میان آمده است، در این نوشته ها معمولا الغای رژی به منزله پایان قضیه تنباکو تلقی شده است، در صورتی که واقعیت غیر از این است و شعبه عثمانی رژی موسوم به « کمپانی ادخال توتون و تنباکو» که در استانبول قرار داشت پس از الغای رژی در ایران همچنان باقی ماند. دولت ایران هم به دلیل تنگنای مالی ناشی از خسارت رژی با انعقاد قرارنامه توتون و تنباکو به همراه ضمایم آن در سال 1310 قمری این بار با بهره گیری از تجار مسلمان جایگزین رژی شد و به خرید توتون و تنباکو در ایران مبادرت ورزید. آتش اجحاف و بهره کشی کمپانی مزبور بیش از همه دامن تجار و کسبه ایرانی دور از وطن(عثمانی) را گرفت که صادر کننده تنباکوی ایران به ممالک عثمانی بودند و کمپانی جای آنها را گرفته بود.فعالیت کمپانی مذکور به دلیل نا آگاهی و فقدان عزم مردمی با قوت تمام تا جنگ جهانی اول ادامه یافت. این نوشتار بر آن است تا به استناد منابع آرشیوی به کند و کاو در زوایای پنهان این مساله بپردازد نا گفته های رژی را پس از الغای آن در ایران باز نماید.
132 ش.)، به سبب - مرتضی قلی خان اقبالا لسلطنه ماکوئی، در طول حکمرانی خویش ( 1277
موقعیت خاص ماکو در مجاورت با روسیه و عثمانی، روابط نزدیکی با آن دو قدرت سیاسی
بویژه روس ها برقرار کرد تا قدرت خویش را در این ناحیه از ایران تحکیم بخشد. او در این
سیاست، ادامه دهنده راه اجداد خویش بود. موقعیت سردار ماکو در آغاز جنگ جهانی اول، به
علت ورود عثمانی و روسیه به جنگ، بسیار حساس شد. این امر، به دلیل مجاورت ماکو در
مرز آن دو قدرت و نقش این شهر به عنوان پل ارتباطی میان آن دو کشور بود. اقبالا لسلطنه
با توجه به مسافرتی که قبل از جنگ به برلین داشت و با تبلیغات اتحاد اسلام از یک سو و از
طرفی دیگر، با تحریکات شدید عثمانی ها در میان کردهای منطقه - که قدرت نظامی سردار را
شکل می دادند - و حملات آن ها به منافع روسیه، برای حفظ منافع خود، در آغاز جنگ جهانی
به عثمانی ها گرایش یافت و این رفتار خود را در اشکال مختلف بویژه در جلوگیری از امتداد
خطآ هن تبریز - جلفا تا ماکو نشان داد. این سیاست سردار، سبب سوءظن روس ها و تبعید وی
به تفلیس گردید. با تبعید حاکم ماکو، تلاش دولت ایران برای بازگرداندن وی به نتیجه نرسید،
تا این که روس ها، وی را بعد از دو سال و نیم تبعید، به ایران بازگرداندند. او بعد از بازگشت به
کشور و به دنبال عقبن شینی روس ها از خاک ایران به علت انقلاب 1917 م. روسیه، سیاست
گرایش به عثمانی را به شکل ملموست ری ادامه داد. این اقدامات وی، تاییدی بر گرایش او
به عثمانی در آغاز جنگ جهانی بود؛ گرایشی که همانند گرایش اغلب ایرانیان به متحدین در
طول جنگ به اشکال مختلف سرکوب شد و به نتیجه مشخص نرسید.
علل تحول فکری میرزا یوسف خان مستشارالدوله، ماهیت قوانین مورد نظر او و مبانی نظری آن ها در رویکرد به نظام مشروطه غربی، مسأله مشکله تحقیق حاضر است که با روش تاریخی و با استفاده از منابع اصلی به تحلیل آن پرداخته می شود. مستشارالدوله از اندیشه گران ایران عصر ناصری بود که به دنبال آشنایی با نظام های مشروطه غربی، راز پیشرفت و ترقی دولت های فرنگی را در قانون و قانونمندی و علت عقب ماندگی ایران را در نبود آن می فهمید و تغییر نظام سیاسی در ایران را ضروری می دانست. شکل حکومتی پیشنهادی او برای ایران آن زمان، سلطنت مقننه بود که قوانین آن از اعلامیه حقوق بشر مندرج در مقدمه قانون اساسی فرانسه اخذ می شد و در چارچوب اصول شریعت اسلام قرار می گرفت.
این مقاله درصدد بررسی نوع تعامل و ارتباط میرزای قمی با حکومت قاجاری، عوامل این تعامل و دیدگاه وی نسبت به حکومت وقت است. در این مقطع تاریخی(ابتدای دوره قاجار مصادف با دوره آغامحمدخان و به ویژه دوره فتحعلی شاه قاجار) بسیاری از علما با حکومت قاجار ارتباط نزدیکی داشتند، اما ارتباط و تعامل میرزا ابوالقاسم قمی - که از برجسته ترین علمای این دوره بود - با حکومت وقت، بسیار مهم و تاثیرگذار بود. با توجه به سابقه تاریخی عدم ارتباط یا تقابل علمای شیعه با پادشاهان و حکومت های آنها، اگر در موارد و مقاطعی که بین علما و حکومت های وقت، ارتباط و تعامل نزدیک برقرار شده است، این سؤال مطرح می گردد که چه علل و عواملی باعث ایجاد این ارتباط و تعامل شده است؟ این ارتباط با دیدگاه علما در خصوص عدم مشروعیت حکومت وقت چگونه سازگار است؟ در این نوشتار بیان گردیده است که رویکرد مذهبی حکومت وقت و بحرانها و مشکلات داخلی و خارجی ای که اساس کیان اسلام و دین مردم و مذهب تشیع را تهدید می کرد، باعث شده بود که عالمانی همچون میرزای قمی از راه ارتباط با حکومت وقت از ابزار قدرت در راه مقاصد شریعت اسلام و حفظ کیان اسلامی، گسترش اسلام و مذهب تشیع نهایت استفاده را بنمایند.
زنان در عصر قاجار همچون دوره های پیشین در چارچوب نظام سنتی محصور بودند و تنها در جایگاه همسر و مادر نقش ایفا می کردند. نظام خانواده، هنجارهای اجتماعی و نظام حقوقی، جهان بسته ای را فراهم ساخته بود که در عمل، امکان بروز فردیت را به زنان نمی داد. زن در این مناسبات، مسیر تعیین شده ای را طی می کرد که به تحقق فردیت او نمی انجامید. خانواده، امور مذهبی و خیریه و در مواردی حضور اجتماعی زنان، همه مسیرهای از پیش تعیین شده جوامع سنتی بود که همچنان در ارتباط با نقش های سنتی آنان معنا می یافت. حتی سرگرمی های زنان نیز امکان کنش گری برای آنان فراهم نمی کرد. در سال های پیش از مشروطیت، رگه های کمرنگی از نقد جهان سنت در اندیشه زنان پیشگام و در برخی از امور اجتماعی یافت می شود که بیان کننده ی آغاز چالشی طولانی در مسیر نقد سنّت است.
بعد از اعتراض شدید مردم ایران به انحصار تنباکوی ایران به وسیله شرکت انگلیسی تالبوت و لغو امتیاز یاد شده در سال 1892م/1309ق، تنباکوی ایران به توسط دو شرکت خارجی خریداری و به خارج از کشور صادر می گشت. بخش عمده تنباکوی ایران توسط «کمپانی انحصار ادخال تنباکو در خاک عثمانی» به کشور عثمانی صادر می شد. در سال 1894 میلادی/1312 قمری دولت ایران انحصار صادرات تنباکو به مصر را به یک تبعه این کشور به نام خلیل پاشا خیاط واگذار نمود. قرار بر این شد، خلیل خیاط فعالیت تجاری خود را از سال 1897 شروع نماید. به این ترتیب بخش دیگری از تنباکوی ایران برای مدت بیست و دو سال (1919-1897) به کشور مصر صادر گردید. در حالیکه ده سال نخست (1906-1897) این تجارت در طی یک مقاله مستقل مورد تحقیق قرار گرفت، در ضمن مقاله پیشرو به بخش دوم صادرات تنباکوی ایران به مصر در سال های بعد از پیروزی انقلاب مشروطه تا سال 1919/1337 می پردازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر مربوط می شود به میزان کارآمدی وزارت خانه ها و نهادهای دولت های عصر مشروطیت در اداره و نیز تأمین منافع عمومی جامعه که می بایست از پرتوی این تجارت نصیب دولت ایران می شد. در تجارت یاد شده اگرچه طرف مصری از سود بیشتری بهره می برد و سهم دولت ایران را با اکراه و در واقع تحت فشار تشکیلات قضایی در مصر می پرداخت، دولت های عصر مشروطه، در مقایسه با دولت های پیشین، در برخورد با خلیل خیاط جدی تر و با کفایت بیشتری عمل کردند.
در ایران عصر قاجار، بخشی از گروه مستخدمان و نوکران را که در خانه ثروتمندان به وفور یافت می شدند، کنیزان، غلامان و خواجگان تشکیل می دادند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خرید و فروش آنها از طریق خلیج فارس صورت می گرفت و سفیدها که از قومیتهای مختلف بودند، ـ از راه تجارت و خرید و فروش و یا اسارت در جنگها و تهاجمات ناگهانی تامین می شدند. غالبا رفتاری که با این طبقه می شد، مورد قبول همگان بود و در جامعه پذیرفته شده بود. کنیزان یا به عنوان زن صیغه ای و یا دایمی وارد حرمسراها می شدند و یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی می پرداختند. غلامان نیز در زمینه های مختلف نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی و آبیاری، ماهیگیری و غواصی (در جنوب) به کار گرفته می شدند و درصورت داشتن توانایی و کاردانی به مناصب بالای اداری و نظامی نیز دست می یافتند.این تحقیق در پی بررسی وضعیت بردگان (کنیزان، غلامان و خواجگان) در عصر قاجار است که در چند مبحث مراکز تامین، جمعیت، موارد کاربرد و استفاده و طرز رفتار با بردگان، به این موضوع پرداخته شده است.