هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین ارزشیابی های کلاسی و جو یادگیری در کلاسهای درس دوره راهنمایی نواحی پنجگانه ی شهر اصفهان بوده است.
جامعهی آماری این پژوهش کلیه ی معلمان مدارس دوره ی راهنمایی شهر اصفهان بوده است. حجم نمونه 30 نفر بوده است که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم و با توجه به متغیر جنسیت و ناحیه محل خدمت انتخاب گردیده اند. روش پژوهش همبستگی است و داده ها به وسیله دو چک لیست و با مشاهدهی رفتار معلمان در کلاس های درس در طول یکسال تحصیلی به دست آمده است.
نتایج این پژوهش نشان داد که معلمان دوره ی راهنمایی شهر اصفهان کارکرد ارزشیابی را پایین تر از حد متوسط (84/2= ) و فرآیند یاددهی- یادگیری را بیشتر از حد متوسط (33/3= ) ایجاد نموده اند. بین ارزشیابیهای مستمر کلاسی وجو یادگیری رابطه ی مثبت و معنی داری وجود داشته است. ضریب همبستگی 554/0 و ضریب تعیین 307/0 بوده است. به عبارت دیگر 30 درصد جو یادگیری کلاس درس را می توان بوسیله ارزشیابی تبیین نمود.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه عملکرد شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و افسردگی اساسی در حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات انجام گرفت. در یک مطالعه علی- مقایسه ای با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 15 فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه، 15 فرد مبتلا به افسردگی اساسی و 15 فرد سالم که در متغیرهای سن و هوش و شرایط اقتصادی و اجتماعی همگن شده بودند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختار یافته برای اختلالات محور I در (SCID-I) DSM_IV، پرسشنامه خود سنجی تأثیر رویداد (IES-R)، سیاهه اضطراب حالت - رگه اسپیلبرگر، آزمون شاخص پردازش اطلاعات، خرده آزمون توالی حروف-اعداد آزمون حافظه وکسلر، خرده آزمون نماد ارقام (رمزگردانی) آزمون هوش وکسلر (سرعت پردازش). داده ها با روش های آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس یافته های پژوهش، در بخش کلامی حافظه کاری میان گروه های افسرده و PTSD، میان افسرده و بهنجار و میان بهنجار و PTSD تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، از نظر بخش فضایی معکوس حافظه کاری میان دو گروه بهنجار و PTSD تفاوت معناداری وجود دارد. از نظر بخش دیداری حافظه کاری میان دو گروه بهنجار و PTSD و میان دو گروه بهنجار و افسرده تفاوت معناداری وجود دارد. در مورد نتایج آزمون توکی از نظر سرعت پردازش اطلاعات میان گروه های بهنجار و PTSD و میان گروه های بهنجار و افسرده تفاوت معناداری وجود دارد. در نتیجه یافته های این پژوهش مهر تاییدی بر اختلالات در حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات نوجوانان مبتلا به افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه است.
هدف پ ژوهش حاضرساخت مقیاس آسیب شناسی سازمانی و بررسی آسیب سازمانی در شرکت های صنایع غذایی بر اساس مدل سه شاخگی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق از نوع آمیخته می باشد. ج امعه آماری آن تمامی کارکنان شاغل در شرکت های صنایع غذایی شهرک صنعتی آمل بوده و نمونه انتخاب شده در بین این افراد 250 نفر می باشند که به صورت خوشه ای صورت گرفته است. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی آزمون با اعمال نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرانباخ ۹۲/. بدست آمد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که سوالات و عامل های پرسش نامه ساخته شده همبستگی مناسبی دارند. برای بررسی آسیب شناسی سازمانی بر اساس مدل سه شاخگی (مولفه های رفتاری، زمینه ای و ساختاری) از آمار توصیفی (شاخص های مرکزی ) و آزمون خی دو استفاده شد و نتایج نشان داد که از بین مولفه های مربوط به عامل رفتاری بیشترین درصد فراوانی آسیب مربوط به مولفه انگیزش و هدفمندی (34 درصد) است و در مرتبه دوم امنیت شغلی حدود 32 درصد است. از بین مولفه های مربوط به عوامل ساختاری بیشترین درصد فراوانی آسیب مربوط به مولفه روش های گزینش و استخدام در سازمان (حدود 33 درصد) است و عامل زمینه ای با تک مولفه عوامل فردی و اجتماعی میزان آسیب 31 درصد در سازمان ارزیابی شده است.
این پژوهش، با هدف تعیین رابطه خوش بینی، عزت نفس و رضایت از زندگی با شادکامی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. بدین منظور، 356 نفر از طلاب و دانشجویان شهر قم در سال تحصیلی 1397 1396، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسش نامه های خوش بینی نوری، عزت نفس روزنبرگ (RSES)، رضایت از زندگی داینر (SWLS) و شادکامی آکسفورد (OHI) پاسخ دادند. در تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد بین همه متغیرهای پیش بین و مؤلفه های آن، با شادکامی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که خرده مؤلفه های توجه به جنبه های مثبت زندگی و انتظار مثبت از خوش بینی اسلامی و متغیرهای رضایت از زندگی و عزت نفس، در مجموع 55 درصد از واریانس شادکامی را تبیین می کنند. این یافته ها به خوبی نقش مهم خوش بینی، عزت نفس و رضایت از زندگی در پیش بینی شادکامی را نشان می دهد.
این پژوهش کیفی با هدف غایی کنکاش و بررسی رفتارهای متعارض در ارتباطات بین فردی در سازمان با استفاده از طرح نظام مند نظریه داده بنیاد انجام شده است به این منظور ضمن انجام مصاحبه باز با 35 نفر از کارکنان یکی از سازمان های دولتی، مجموعه ای از مضامین اولیه طی فرایند کدگذاری باز گردآوری شدند و از دل آنها مقوله هایی استخراج گردید سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله ها ذیل عناوین شرایط علی، پدیده محوری، راهبردهای کنش و کنش متقابل، بستر، شرایط مداخله گر و پیامدهای تعارضات در ارتباطات بین فردی در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یکایک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و نظریه خلق شد. سرانجام گزاره های حکمی و فرضیه های راهبردی پژوهش تدوین گردید.
زمینه و هدف :یکی از پایه ای ترین ویژگی های کودکان مبتلا به اختلال های یادگیری، اختلال در کارکردهای شناختی است. پژوهش حاضر، به بررسی اثربخشی برنامه توان افزای شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی (حافظه کاری، توجه و درک مطلب) دانش آموزان با نارسایی های یادگیری پایه سوم تا پنجم ابتدایی پرداخت. مواد و روش ها:طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد بود. جامعه پژوهشی در بردارنده تمامی دانش آموزان پسر پایه های سوم تا پنجم ناتوان یادگیری در سال تحصیلی 94-1393 در مدارس عادی دولتی شهر تهران بود. 20 تن از دانش آموزان (از هر مدرسه 10 نفر) به صورت هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه شاهد و آزمایش جایگزین شدند. برای دانش آموزان گروه آزمایش طی 10 جلسه برنامه تقویت شناختی اجرا شد و گروه شاهد به برنامه های معمول خود ادامه داد. برای سنجش عملکرد حافظه کاری گروه نمونه از آزمون N-Back و سنجش توجه از آزمون عملکرد پیوسته CPT (Continuous performance test) و سنجش درک مطلب از مقیاس هوش Wechsler کودکان (WCIS یا Wechsler comprehension subscale) استفاده شد. داده های حاصل از این آزمون ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استباطی، تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته ها:تأثیر برنامه توان افزای شناختی در بهبود حافظه کاری و درک مطلب (05/0 > P) و در افزایش توجه دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری (01/0 > P) معنی دار بود. همچنین، این برنامه بر توجه بیش از سایر کارکردها مؤثر بود. نتیجه گیری:برنامه توان افزای شناختی موجب تغییر در کارکردهای شناختی آموزندگان شد و این خود می تواند زمینه های بهبود در شرایط یادگیری و آموزش آموزندگان را نیز به دنبال داشته باشد.
هدف این پژوهش تعیین نقشِ ادراک ازجهت گیری هدفی والدین، فضای محل زندگی و ناهماهنگی خانه و مدرسه، در تقلب تحصیلی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود. بدین منظور از بین کلیه دانشجویان دانشگاه مذکور که به تعداد تقریبی 6000 نفر بودند، نمونه ای با حجم 404 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری متغییرها، مقیاس های الگوهای یادگیری سازگارانه (PALS) میجلی و همکاران (2000) بود. پایائی ابزارهای اندازه گیری در زیر مقیاس های مختلف متفاوت، ولی همه آنها قابل قبول بودند (بالای 70/. ). داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS، و با روش رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. متغییرهایِ ادراک از اهداف والدین، فضای محل زندگی و ناهماهنگی خانه ودانشگاه، به عنوان متغییرهای مستقل، در مجموع توانستند 12/0 درصد از کل واریانس تقلب تحصیلی را تبیین کنند. از بین متغییرهای مستقل، متغییرهایِ ناهماهنگی بین خانه و دانشگاه و ادراکِ هدف تبحری بودنِ والدین، توانستند رفتار تقلبی دانشجویان را به شیوه معنی دار پیش بینی نمایند. متغییرِ ناهماهنگی بین خانه و دانشگاه با ضریب بتای استاندارد 293/0 بیشترین سهم، و متغییرِ ادراک هدف تبحری بودن والدین، با ضریب بتای124/0، بیشترین سهم بعدی معنی دار را در پیش بینی تقلب تحصیلی دانشجویان داشتند. می توان نتیجه گرفت که هر چقدر ناهماهنگی بین خانه و دانشگاه بیشتر باشد، و نیز هر چقدر ادراک دانشجویان از جهت گیری هدفی والدین تبحری تر باشد، احتمال رفتار تقلب تحصیلی دانشجویان افزایش خواهد یافت
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی، به تعویق انداختن انجام تکالیف آموزشی و پژوهشی است که عوامل هیجانی، انگیزشی و توانمندی های روان شناختی فراگیران در آن نقش دارند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس هوش هیجانی با نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در دانشجویان علوم پزشکی انجام شد. روش کار: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. از بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال تحصیلی 1396- 1395، 300 دانشجو، از دانشکده های دندان پزشکی (14 نفر)، پزشکی (144 نفر)، پیراپزشکی (44 نفر)، پرستاری (65 نفر)، بهداشت (33 نفر) به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی Solomon و Rothblum ، هوش هیجانی Bar- On و سرمایه روان شناختی Luthans & et al جمع آوری شدند. همه پرسشنامه ها دارای روایی و پایایی مطلوبی بودند. داده ها به وسیله آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به شیوه گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: بین هوش هیجانی و مؤلفه های خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی با اهمال کاری تحصیلی رابطه معناداری و منفی وجود دارد (01/0 > P ). هوش هیجانی سهم مثبت و معناداری در پیش بینی مولفه های سرمایه روان شناختی دارد و مولفه های سرمایه روان شناختی در رابطه هوش هیجانی و اهمال کاری تحصیلی نقش واسطه ای دارد (01/0 > P ). نتیجه گیری: نقش واسطه ای مولفه های سرمایه روان شناختی در رابطه هوش هیجانی و اهمال کاری تحصیلی جزیی است. سرمایه روان شناختی تأثیر هوش هیجانی را بر اهمال کاری کاهش می دهد اما این تأثیر کامل نیست، یعنی رابطه هوش هیجانی و اهمال کاری هم چنان معنادار باقی می ماند. لذا به منظور کاهش اهمال کاری دانشجویان و پیشگیری از تأثیر آسیب زای هوش هیجانی پایین در بروز مشکلات تحصیلی، پیشنهاد می شود علاوه بر بهبود سطح هوش هیجانی، زمینه ارتقاء سرمایه روان شناختی نیز فراهم شود
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مثبت نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی زنان متأهل شهر اصفهان بود. روش پژوهش شامل دو بخش کیفی و کمی بود. در بخش کیفی روش پژوهش مطالعه متون و منابع مربوط به مفاهیم مثبت نگری بود. در بخش کمی روش پژوهش نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. برای انتخاب نمونه مورد نظر 60 نفر از زنان متأهل داوطلب از مراکز مشاوره و فرهنگ سرای خانواده انتخاب و به صورت در دسترس در دو گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند (هر گروه 30 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه اسنادهای زناشویی برادبوری و فینچام بود. آموزش مثبت نگری زوجی در نه جلسه روی گروه آزمایش اعمال شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره و مرحله پیگیری نشان داد که مثبت نگری زوجی، اسنادهای زناشویی زنان متأهل را بهبود بخشیده است. این شیوه ابعاد اسنادها شامل اسنادهای درونی/ بیرونی به همسر، درونی/ بیرونی به خود، عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/ گذشت را بهبود بخشیده ولی بر ابعاد پایدار/ ناپایدار و کلی/ جزئی اسنادها موثر نبوده است.
مقدمه:امروزه پژوهشها نشان داده است که کژکاری های شناختی به ویژه کارکرد های اجرایی در افراد با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی وجود دارد و یکی از مهمترین درمان های موجود در این زمینه نوروفیدبک است. بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان دختر دانشگاه کردستان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی بود. روش:روش مطالعه نیمه تجربی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دختر دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 1395-1394 و روش نمونه گیری از نوع داوطلبانه بود. بدین صورت که ابتدا آزمون غربال گری افسردگی بک و فرسودگی تحصیلی ماسلاش در بین دانشجویان دختر 25- 19 ساله توزیع شد و سپس بر اساس نمره ی پرسشنامه ها دانشجویانی که از متوسط نمرات در هر دو پرسشنامه برخوردار بودند انتخاب گردیده و از بین افرادی که شرایط ورود به پژوهش حاضر را داشتند 34 نفر برای مشارکت در پژوهش حاضر داوطلب شدند که به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش( 17 نفر) و کنترل(17 نفر) قرار گرفتند و به نسخه ی نرم افزاری آزمون های کارت های ویسکانسین و استروپ رنگ واژه و آزمون فراخنای حروف ارقام پاسخ دادند. جلسات نوروفیدبک برای گروه آزمایش در آزمایشگاه روانشناسی دانشگاه کردستان و برای هر فرد طی یک دوره ی آموزشی 10 جلسه ای( هفته ای 2 بار و به مدت 45 دقیقه) انجام شد. پروتکل نوروفیدبک با استفاده از امواج آلفای بالا در ناحیه ی پاریتال و اکسیپیتال)نقاطP3, PZ, P4, O1, 02) و نقطه ی PZ انجام گرفت که پس از گذشت 3 جلسه دو نفر از اعضای گروه آزمایش از ادامه ی همکاری انصراف دادند. پس از اتمام جلسات از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها:نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از لحاظ پس آزمون حافظه ی کاری( 001/0> P) و تغییر توجه ( 001/0> P) با کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد ولی روش نوروفیدبک تاثیر معناداری بر بازداری پاسخ غالب دانشجویان نداشته است( 05/0< P). نتیجه گیری:یافته های این پژوهش نشان داد که نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی اثرگذار است و از طریق تغییراتی که در سطوح سلولی مغز ایجاد می کند منجر به بهبود عملکرد شناختی افراد می شود.