هدف: پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو رویکرد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی بر تعدیل طرح واره های ناسازگار اولیه در مراجعان متقاضی طلاق بود. روش: در این روش مداخله ای نیمه آزمایشی که با استفاده از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد، 60 نفر از افراد متقاضی طلاق شهرستان نورآباد مراجعه کننده یا ارجاع داده شده توسط دادگاه خانوادگی به مراکز بهزیستی، کمیته امداد و بخش مشاوره شبکه بهداشت و درمان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گروه اول آموزش پذیرش و تعهد و برای گروه دوم روایت درمانی گروهی و گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. پژوهش با کمک فرم کوتاه پرسش نامه طرح واره های ناسازگارانه اولیه یانگ (YSQ-SF) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر تعدیل طرح واره های ناسازگار اثر بخش بوده اند (001/0≥P). نتیجه گیری: بنابراین توجه به اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده از اهمیت ویژه ای برخوردارند.
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تاثیر نحوه پردازش مساله منبع بر تشکیل طرح واره راه حل و انتقال آن به مساله آماج در یک موقعیت حل مساله قیاسی بود. روش: بر اساس یک طرح آزمایشی «پس آزمون چند گروهی»،90 دانشجوی پسر مقطع کارشناسی دانشگاه زنجان در سه گروه آزمایشی کلامی، نقاشی و نمایش، ابتدا داستان ژنرال و دیکتاتور را مطالعه کرده و سپس به روش گروه خود آن را بازآفرینی کردند. در مرحله بعد، هر سه گروه در مورد حل مساله اشعه و تومور، که طرح واره مورد نیاز برای حل آن در داستان اولیه نهفته بود، اقدام کردند.
یافته ها: نتایج حاکی از آن است که قبل از اشاره به تشابه ساختاری داستان ژنرال و مساله اشعه، آزمودنی هایی که داستان را به صورت نمایشی بازآفرینی کرده بودند، در حل مساله آماج موفق تر از آزمودنی هایی عمل کردند که داستان را صرفاً به صورت کلامی یا تصویری بازنمایی کرده بودند، این در حالی است که از نظر کیفیت یادآوری داستان ژنرال بین سه گروه کلامی محض، نقاشی و نمایش تفاوتی دیده نشد یا حتا از نظر کمیت این تفاوت به ضرر گروه نمایش بود.
نتیجه گیری: از آنجا که حل موفقیت آمیز مساله آماج، در این آزمایش، مستلزم به کارگیری یک طرح واره جنبشی بود و چون احتمال تشکیل چنین طرح واره ای هنگام انجام دادن رفتارهای حرکتی (نمایش) بیش از سایر حالات است، آزمودنی های گروه نمایش در حل این مساله موفق تر از سایر گروه ها عمل کردند. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که برای انتقال موفقیت آمیز اصول از منبع به آماج، صرف غنی بودن طرح واره های تشکیل شده، هنگام ادراک منبع، کافی نیست، بلکه برای حل مساله آماج طرح واره تشکیل شده باید با طرح واره مورد نیاز هم-جنس باشد.
استرس براساس دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته که یکی از آن ها، مدل همخوانی فرد- محیط است. هدف از این پژوهش حاضر، بررسی نیکویی برازش مدل ناهمخوانی فرد- محیط با استرس و بازتاب های آن به صورت عوارضی روانی است. آزمودنی های پژوهش، شامل 985 نفر با میانگین سنی و سنوات خدمت به ترتیب 42.5 و 19 سال هستند که در 8 گروه شغلی مشغول به کارند و به صورت سرشماری در پژوهش شرکت کرده اند. به علاوه، مسوولان پالایشگاه نیز 111 پرسشنامه برای کارکنان در این مورد تکمیل کردند. ابزار پژوهش در دو بخش کلی پرسشنامه کارکنان که بر بررسی همخوانی فرد- محیط ذهنی و پرسشنامه مسوولان که به بررس همخوانی فرد- محیط عینی می پردازد، بوده است. علاوه بر این، کلیه آزمودنی ها به پرسشنامه استرس شغلی، و چک لیست نشانه یابی 90 سوالی (SCL-90-R) نیز پاسخ گفتند. نتایج حاصل حاکی است که بین فرد و محیط ناهمخوانی و عدم تطابق در دو بعد توانایی های فردی- خواسته های محیطی، و امکانات محیطی- انتظارات فردی وجود دارد. به علاوه، اظهارات مسوولان در مورد ناهمخوانی فردی- محیطی کارکنان با اظهارات خود کارکنان تفاوت بارز و معنادار دارد. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای توانایی های فردی، تقاضای محیطی و امکانات محیطی در تغییر فشار روانی کارکنان تاثیر منفی و معکوس داشته، ولی متغیرهای ارزش ها و انتظارات فردی تاثیر مثبت و مستقیم داشته است. نهایتا نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام دیگر مشخص کرد که از دو بعد توانایی های فردی- خواسته های محیطی، و امکانات محیطی- انتظارات فردی فقط متغیر دوم (امکانات محیطی- انتظارات فردی) وارد مدل رگرسیون شده و در تغییرات متغیر فشار روانی تاثیرات معنادار داشته است. بنابراین، نتایج پیشنهاد می کنند که مدل همخوانی فرد- محیط می تواند مدل مناسب در تبیین میزان فشار روانی باشد.
یادگیری زبان یک فرایند پردازش اطلاعاتی است. در واقع زمانی که گفته دیگران را می شنویم، کلمات موجود در گفتار پیوسته را بازشناسی می کنیم. بنابراین بازشناسی، شامل یافتن کلمات مجزا در گفتار پیوسته و نگاشت آنها به مدخل های واژگانی موجود در حافظه به منظور تعیین معنای کلمات می باشد. در توجیه فرایند بازشناسی کلمات گفتار، انگاره های متعددی ارایه شده و زبان شناسان بسیاری نیز در این حوزه فعالیت و تحقیق نموده اند؛ از جمله کاتلر، دنیس نوریس و جیمز مک کوئین که در تحقیقات بسیاری این انگاره ها را در زبان های مختلف مانند انگلیسی و ژاپنی آزموده اند.
این مقاله، به معرفی چهار انگاره اصلی بازشناسی کلمه یعنی کوهورت، ردیابی، سیاهه کوتاه و تقطیع عروضی و بررسی رفتار کودکان فارسی زبان در بازشناسی کلمات گفتار از رهگذر این انگاره ها و همچنین شناسایی عوامل موثر در بازشناسی می پردازد.
هراس اجتماعی یکی از اختلالات اضطرابی است . افراد با هراس اجتماعی از موقعیت های اجتماعی و صحبت با دیگران می ترسند و از حضور در اجتماع پرهیز می کنند . این اختلال در کارکردهای شغلی و تحصیلی افراد مبتلا تاثیر بسیاری دارد . یافته های پژوهشی نشان داده اند که آموزش خانواده در کنار بکارگیری روشهای شناختی – رفتاری در درمان هراس اجتماعی موثر است . بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی خانواده درمانی توام با روشهای شناختی – رفتاری در درمان هراس اجتماعی است . روش پژوهش حاضر مطالعه موردی است . در این مطالعه دو آزمودنی 18 و 20 ساله که با استفاده از مصاحبه بالینی ، ملاکهای تشخیصی -IV- TR DMS و آزمونهای تشخیص مبتلا به هراس اجتماعی تشخیص داده شده بودند شرکت کرده اند . نتایج این پژوهش بیانگر نقش خانواده در ایجاد ، نگاه داری و نتیجه درمان هراس اجتماعی است . نتاج نشان دهنده کارایی خانواده درمانی با تاکید بر رویکرد شناختی – رفتاری است . همسویی و ناهمسویی یافته ها در پایان مورد بحث قرار گرفته است .
این مطالعه با هدف بررسی ساختار عاملی تاییدی نسخه فارسی مقیاس درجه بندی تجدیدنظرشده شفقت-خود در گروهی از زندانیان مرد زندان سپیدار شهر اهواز انجام گرفت. 178 مرد زندانی به روش نمونه گیری داوطلب- در دسترس از میان زندانیان مرد برگزیده شدند و نسخه فارسی مقیاس 12 ماده ای درجه بندیتجدیدنظر شده شفقت-خود و پرسشنامه سلامت عمومی 11 ماده ای را تکمیل نمودند. داده ها با روش تحلیل عوامل تاییدی و با استفاده از نرم افزارهای آماری 21-SPSS و AMOS تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل عاملی به روش تحلیل تاییدی، 6- عامل همانندسازی افراطی، مهربانی به خود، ذهن آگاهی، انزوا، تجارب مشترک انسانی و قضاوت کردن خود را بر اساس یافته های پیشین مورد تایید قرار داد. ضرایب آلفای کرونباخ کل مقیاس 91/0، برای عامل های ششگانه از 77/0 تا 92/0 و ضریب روایی همزمان آن با پرسشنامه سلامت عمومی 45/0- (001/0>p) و برای خرده مقیاس های ششگانه با پرسشنامه سلامت عمومی از 28/0- (036/0>p) تا 48/0- (001/0>p) محاسبه شدند. در نهایت، مقیاس شفقت-خود را می توان به عنوان یک ابزار پایا و معتبر در اندازه گرایی جنبه هایی از شفقت خود در جامعه ی مردان زندانی مورد استفاده قرار داد.
هدف اصلی این پژوهش تبیین دیدگاه های مختلف فیلسوفان مسلمان نسبت به آموزش عقلانی و فلسفی به کودکان، در راستای تربیت دینی بایسته می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل محتوا و نیز روش تحلیل و استنتاج منطقی بهره گرفته شد. بنابر یافته های به دست آمده، رویکرد تربیت دینی مبتنی بر عقلانیت به دو شکل همگانی و نخبه پرور از یکدیگر متمایز هستند. پاره ای از آثار و اندیشه های ابن طفیل، سهروردی، اخوان الصفا، ابوریحان، مولانا، ابو علی سینا و شهید مطهری به زبانی ساده، قابل فهم و گاهی حکایت گو نه است که فهم آن برای همه امکان پذیر می باشد. این رویکرد را می توان تربیت دینی عقلانی از نوع همگانی یا توجه فیلسوفان مسلمان به فلسفه برای همگان دانست که همپوشانی زیادی با «فلسفه برای کودکان» دارد. در مقابل، رویکرد تربیت عقلانی نخبه پرور را می توان در آثار و اندیشه های ابن-مسکویه، غزالی، خواجه نصیر و ابن خلدون یافت که به طورکلی در گفتگوها و شیوه های آموزش فلسفی خود از مضمون های عقلانی و انتزاعی پیچیده برای کسانی که به درجه های بالاتری از فلسفه رسیده اند، بهره برده اند. این گروه چون ورود کودکان را در وادی فلسفه جایز نمی دانند، برای عوام نیز چنین اجازه ای را روا نمی دارند. بر این اساس، با پذیرش تربیت عقلانی همگانی و نیز با تقویت این رویکرد با استناد به میراث حکیمان مسلمان در طول تاریخ اندیشه اسلامی می توان از موضعی استوارتر به موضوع فلسفه برای کودکان در جامعه اسلامی نگاه کرد و زمینه فلسفیدن برای همه (حتی کودکان) را از طریق آموزش فرایند فلسفیدن، طرح مسائل فلسفی به شکل داستانی و ساده سازی مضمون های فلسفی دنبال نمود.
مقدمه: یادگیری خدماتمحور، فن تعلیم و فلسفه آموزشی خدمات جامعه را با یادگیری ارادی ارتباط میبخشد. این شیوه آموزشی به عنوان یک نوآوری آموزشی در دامنه وسیعی از فعالیتهای آموزشی فراگیران از کودکستان تا مقاطع دانشگاهی مطرح است. در این راهبرد فراگیران با مشارکت فعال در تجربیات خدماتی سازمانیافته پیشرفت میکنند و مهارتهای فردی و اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی و مهارتهای حل مساله در آنان پرورش می یابد. این راهبرد موجب پیشرفت تحصیلی دانشجو، دوری از آموزش سنتی و افزایش تعامل بین دانشکدههای پرستاری و جامعه می شود. این موضوع ضرورت تغییر فرهنگی را در دانشکده های پرستاری مطرح می نماید. مقاله مروری حاضر با هدف بررسی اثرات و جنبههای مختلف یادگیری خدماتمحور نگارش شد و ضمن مروری بر منابع راهبرد یادگیری خدمات محور، مفهوم، گامهای اجرا، سودمندی و زوایای متعدد این شیوه یادگیری بررسی شد.
نتیجهگیری: استفاده از یادگیری خدماتمحور در دانشگاهها رو به افزایش است و دانشکدههای پرستاری بیشترین سهم را در به کارگیری این شیوه آموزشی به خود اختصاص دادهاند. ضروری است که دانشجویان مقاطع مختلف پرستاری به آموزش سیستماتیک در زمینه روش های یادگیری فعال ازجمله یادگیری خدمات محور دست پیدا کنند تا ضمن آشنایی و بهکارگیری این شیوه، نیازهای تحقیقاتی در این زمینه به فراموشی سپرده نشود.
"
به منظور گسترش یک ابزار اندازهگیری راهبردهای مقابلهای دانشجویان با دو فرم موازی، تعداد 230 گویه طی سه مرحله پژوهشی، تجربی و نهایی، تهیه و در گروه نمونهای به تعداد 1145 دانشجو (496 دختر و 649 پسر) که با روش نمونهبرداری چند مرحلهای انتخاب شدند، اجرا شد. پس از چندین بار تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش متمایل (در دو مرحله پژوهش) تعداد 100 گویه (با قدرت تشخیص بالاتر از 4/0 و بار عاملی ناب و بالاتر از 35/0) انتخاب شد که هشت راهبرد مقابلهای 1) حمایت اجتماعی، 2) حمایت معنوی (مذهبگرایی)، 3) بازسازی شناختی، 4) حل مسئله، 5) تفکر آرزومندانه، نگرانی، 6) انحراف توجه (بدنی و هیجانی)، 7) اجتناب شناختی و 8) تسلیم را متمایز میساخت و بر روی هم 33 درصد واریانس را تبیین میکرد. سپس دو فرم 50 گویهای براساس شباهت در محتوا و همسانی بار عاملی به گونهای انتخاب شدند که ضریب همبستگی هشت عامل آنها معنادار و تفاوت میانگینهای آنها غیرمعنادار بود. ضرایب اعتبار (همسانی درونی) و خطای استاندارد اندازهگیری دو فرم به ترتیب برابر با 910/0، 60/3 و 913/0، 61/3 بود. تحلیل عاملی راهبردهای مقابلهای دو فرم روی هم، وجـود عوامل هشتگانه را تأیـید کرد. مشخصههای روانسنجـی عاملهای هشتگانه دو فرم محاسبه شد و مبانی نظری عاملها مورد بحث قرار گرفت.
"
زمینه و هدف: در حال حاضر حدود 5 تا 6درصد از دانش آموزان دارای اختلال هماهنگی رشدی هستند. این اختلال نوعی ناتوانی عصبی حرکتی است. در این اختلال، ناتوانی در هماهنگی حرکتی موجب مشکلاتی در فعالیت های روزمره زندگی یا پیشرفت تحصیلی کودک می شود. این کودکان به طورمعمول مشکلاتی در مهارت های حرکتی ظریف یا درشت دارند و در انجام عملکردهای حرکتی نسبت به همسالان خود به طورمعمول کند تر، بی دقت تر و بی ثبات تر هستند.
نتیجه گیری: در این مقاله به بررسی تاریخچه و تعریف فعلی این اختلال، شیوع، سبب شناسی، اختلال های همراه، اثر آن بر زندگی کودک و تشخیص آن پرداخته می شود. در پایان مقاله به طورخلاصه درمان هایی که در مورد این کودکان انجام گرفته، بررسی می شود و همچنین نتایج پژوهش های جدید با تصویربرداری عصبی از مغز این کودکان شرح داده شده است.