ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۷۸۱ تا ۱۲٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۲۷۸۱.

بررسی مقایسه ای ارتباط بین تروماهای دوران کودکی با کارکرد شخصیت و صفات مرضی در بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی و گروه غیر بیمار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۳ تعداد دانلود : ۶۰۰
مقدمه: بررسی پیشینه افراد دارای اختلال شخصیت مرزی نشان می دهدکه اغلب این افراد در محیط های متزلزل خانوادگی پرورش یافته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رابطه ی کارکرد شخصیت و صفات مرضی در بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی و گروه نرمال از طریق تروماهای دوران کودکی انجام شد . روش : پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای و همبستگی بود. جامعه آماری را ۲۱۴ نفر از دانشجویان سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ دانشگاه کردستان و ۲۵ نفر از بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی بستری از آذر تا بهمن سال ۱۳۹۷ در بیمارستان روانی قدس، به روش نمونه گیری در دسترس تشکیل دادند و به پرسشنامه های آسیب های دوران کودکی (برنشتاین و فینک، ۱۹۹۸)، مقیاس بلند سطوح کارکرد شخصیت (موری و همکارن، ۲۰۱۱)، نسخه بلند سیاهه شخصیت برای پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانپزشکی (انجمن روانپزشکان آمریکا، ۲۰۱۳) و پرسشنامه اختلالات شخصیت (فیرست و همکاران، ۱۹۹۷) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون لجستیک انجام شد. یافته ها: بین نمرات اختلال شخصیت مرزی با کارکرد شخصیت در سطح (۰/۰۰۰> P ) و ترومای کودکی در سطح (۰/۰۰۰> P ) ارتباط مستقیم و معنادار یافت شد. یافته های پژوهش حاضر با استفاده از رگرسیون لجستیک نشان دادند که بدکارکردی شخصیت و تروماهای دوران کودکی در سطح (۰/۰۰۰> P ) قادر است با درصد تبیین ۲۳ الی ۴۸ ٪ گروه دارای اختلال شخصیت مرزی را از گروه غیر بالینی تفکیک نماید. نتیجه گیری: با توجه به نتایج اختلال شخصیت مرزی از طریق تجارب تروماتیک دوران کودکی و بدکارکردی شخصیت قابل پیش بینی است و به بالینگران توصیه می شود در کار با بیماران مرزی نقش تروماهای دوران کودکی را در نظر داشته باشند.
۱۲۷۸۲.

راهبردهای تطابق سازنده در بیماران دارای ضایعه نخاعی: یک مطالعه پدیده شناسی هرمنوتیک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۴۳۸
اهداف: ضایعه نخاعی یکی از شایع ترین عوامل ناتوانی های مزمن در جهان است. درک راهبردهای تطابق در این مددجویان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه پدیده شناسی با هدف درک راهبردهای تطابق در مددجویان دارای ضایعه نخاعی انجام شد. مواد و روش ها: رویکرد پدیده شناسی هرمنوتیک برای هدایت مطالعه استفاده شد. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، پانزده مشارکت کننده (چهار زن و یازده مرد) مبتلا به ضایعه نخاعی که در شهر اردبیل زندگی می کردند، وارد مطالعه شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های فردی نیمه ساختار و عمیق استفاده شد. زمان مصاحبه ها از 30 تا 100 دقیقه متغیر بود. داده های صوتی بعد از جمع آوری به متن تبدیل و با استفاده از تحلیل مضمون ون مانن تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تجارب مرتبط با راهبردهای تطابق در مددجویان مبتلا به ضایعه نخاعی در شش مضمون اصلی خلاصه شد که عبارت اند از: «درک علاج ناپذیری»، «میل به استقلال»، «استمداد الهی»، «صبر داشتن و قانع بودن»، «زمان عامل تطابق» و «تشکیل خانواده». نتیجه گیری: مددجویان دارای ضایعه نخاعی علاوه بر مکانیسم های سازگاری کلاسیک، سعی می کنند با استفاده از راهبردهایی خود را با شرایط جدید وفق دهند. لازم است درمانگران بالینی؛ به ویژه روان شناسان و روان پزشکان در طرح درمانی خود، راهبردهای تطابق بیماران دارای ضایعه نخاعی را تقویت کرده و از آن ها برای سازگاری سریع تر مددجویان خود استفاده کنند.
۱۲۷۸۳.

اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد اسلامی بر سلامت روان سالمندان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۲
سالمندی پدیده ای جهانی است که در آینده نزدیک یکی از مهم ترین چالش های اجتماعی خواهد بود و به دلیل تغییرات زیستی، روانی و اجتماعی، دوران مهمی از زندگی است که توجه به مسائل و نیازهای آن ضرورتی خاص دارد. این پژوهش به بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد اسلامی بر سلامت روان سالمندان استان یزد پرداخته است. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری، سالمندان استان یزد در سال 1398 بودند. حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 30 نفر (1۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) که با روش نمونه گیری در دسترس و با لحاظ ملاک های ورود به مطالعه انتخاب شدند. ابزار این پژوهش پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ و برنامه درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد اسلامی بود. پژوهشگران جلسات درمان را با استفاده از منابع معتبر در زمینه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد طراحی کردند. سپس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با منابع اسلامی معتبر تطبیق داده شد و به تأیید 5 نفر از متخصصین حوزه روا ن شناسی و علوم قرآنی رسید. گروه آزمایش، برنامه درمان را در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. طبق یافته های این مطالعه، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد اسلامی موجب افزایش ابعاد سلامت روان سالمندان شده است.
۱۲۷۸۴.

نقش اجتناب هیجانی، سرمایه های روان شناختی و دین داری در پیش بینی ابعاد بهزیستی سالمندان مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف پژوهش حاضر، نقش اجتناب هیجانی، سرمایه های روان شناختی و دین داری در پیش بینی ابعاد بهزیستی سالمندان مبتلا به دیابت نوع 2 بود. این پژوهش بر اساس روش توصیفی و از نوع همبستگی سامان یافته و جامعه آماری آن کلیه سالمندان شهرستان خرم آباد است. در این مطالعه 200 سالمند بالاتر از ۶۰ سال شهرستان خرم آباد به روش نمونه گیری تصادفی و به صورت خوشه ای از مناطق مختلف شهری جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه های اجتناب هیجانی کندی (۲۰۱۵)، سرمایه های روان شناختی مک گی (2011)، نگرش دینی وایلد و جوزف (1997) و بهزیستی ذهنی گی یرز و مارگامیو (2003) استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده از طریق آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به شیوه گام به گام و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها نشان داد رابطه دو متغیری اجتناب هیجانی با هر یک از مؤلفه های بهزیستی ذهنی، منفی و معنی دار است. همچنین، رابطه متغیرهای سرمایه های روان شناختی و دین داری با هر یک از مؤلفه های بهزیستی ذهنی مثبت و معنی دار است. نتایج این تحقیق تلویحات مهمی در خصوص اهمیت متغیرهای مستقل در حفظ بهزیستی هیجانی، روان شناختی و اجتماعی سالمندان داشت.
۱۲۷۸۵.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و مثبت اندیشی بر بهبود سلامت روان، کمال گرایی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در سرپرستان خانواده دچار اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف: هدف پژوهش حاضر اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و مثبت اندیشی بر بهبود سلامت روان، کمال گرایی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در سرپرستان خانواده دچار اختلال افسردگی اساسی است. روش پژوهش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه سرپرستان خانواده دچار اختلال افسردگی اساسی شهرستان آران و بیدگل در سال 1399بودند که از بین آن ها،60 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و در گروه های آزمایش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (20 نفر) و مثبت اندیشی (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001)، کمال گرایی تری – شورت و همکاران (1995)، سلامت روانی گلدنبرگ (1979) به دست آمدند. پروتکل آموزش مهارت های مثبت اندیشی سلیگمن و همکاران (2005) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ربکا (2009) به مدت هشت جلسه به صورت هفتگی برگزار شد. گروه گواه، درمان دریافت کرد و در لیست انتظار قرار گرفت. در راستای تحلیل استنباطی از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS 22 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین دو گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و مثبت اندیشی و گروه گواه بر سلامت روان (01/0 P< و 48/60 F = )، خودتنظیمی سازش یافته (01/0 P< و 40/39 F = ) و خودتنظیمی سازش نیافته (01/0 P< و 99/50F = ) و کمال گرایی مثبت (01/0 P< و 76/8F = ) و کمال گرایی منفی (01/0 > P و 44/27F = ) تفاوت معناداری از نظر آماری وجود دارد و خودتنظیمی سازش یافته در گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (01/0 > P) و سلامت روان در گروه مثبت اندیشی در پایان پس آزمون بالاتر از گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بوده است (05/0 > P). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت از نظر تأثیرگذاری، آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودتنظیمی سازش یافته و مثبت اندیشی بر بهبود سلامت روان بیشترین تأثیر داشتند.
۱۲۷۸۶.

Emotional Deregulation, Dissociative Experiences and Cognitive Failures in Individuals with and without Posttraumatic Stress Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۳۲۲
abstract Objective: Studies have found that PTSD patients are more likely to experience various physical and mental health problems. This study was conducted to compare emotional deregulation, dissociative experiences and cognitive failures in persons with and without post-traumatic stress symptoms (PTSS). Method: This research was causal–comparative. The sample consisted of 150 persons with and without PTSS (75 in each group) referring to forensic medicine centers of Ardabil city. The subjects were selected via convenient sampling method. Cognitive Emotion Regulation Questionnaire-Short Form (CERQ-SF), Dissociative Experiences Scale (DES), Cognitive Failures Questionnaire (CFQ), and Impact of Event Scale-Revised (IES-R) were utilized for data collection. Results: Multivariate analysis of variance showed that mean scores of emotional deregulation, dissociative experiences, and cognitive failures were significantly higher in persons with PTSS (p < 0.01). Conclusion: The findings indicated that modifying dissociative experiences and cognitive failures, and enhancing emotional regulation skills may help to mitigate posttraumatic stress symptoms.. keyword
۱۲۷۸۷.

رابطه شیوه های فرزندپروری (استبدادی، آزادگذار و منطقی) با موفقیت تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه شیوه های فرزندپروری (استبدادی، آزادگذار و منطقی) با موفقیت تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه مقطع دوم شهر تهران در سال 1399 تشکیل دادند، که از میان آنها، تعداد 257 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه شیوه های فرزندپروی (بامریند، 1991) و موفقیت تحصیلی (صالحی، 1392) که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون، و رگرسیون چندگانه) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بین سبک اقتدار منطقی با موفقیت تحصیلی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه و سبک آزادگذار با موفقیت تحصیلی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بنابراین از آنجایی که خانواده و الگوی تربیتی آن نقش مهمی در شکل گیری عادات و رفتارهای فرزندان دارد، به نظر می رسد تحول در شیوه های فرزندپروری بتواند به عنوان یکی از عوامل افزایش موفقیت تحصیلی فرزندانشان باشد.
۱۲۷۸۸.

بازساخت، رواسازی، پایاسازی و هنجاریابی پرسشنامه گسترش یافته سنجش عینی هویت من (EOM- EIS-2) و تهیه فرم کوتاه آن در جامعه ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۴۶۳
مقدمه: برای سنجش هویت فردی قبلاً ابزاری مناسب توسط آدامز و همکاران تهیه شده است اما هنوز مشخص نیست که این ابزار و آیتم های مطرح شده در آن تا چه اندازه با مقتضیات فرهنگ ایرانی همخوان است و قابلیت کاربست دارد. هدف: مطالعه حاضر با هدف بازساخت، رواسازی، پایاسازی و هنجاریابی آزمون هویت فردی مشهور به پرسشنامه گسترش یافته سنجش عینی هویت من و تهیه فرم کوتاه از این پرسشنامه انجام گرفته است. روش: شرکت کنندگان این پژوهش ۵۲۴ نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای تحلیل گویه ها (ضریب تمیز و روش لوپ)، برای روایی سازه (تحلیل عاملی با روش تحلیل عاملی اکتشافی) و برای اعتبار نیز (محاسبه ضریب آلفای کرونباخ) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: طی فرایند تحلیل عاملی ۸ عامل شناسایی گردید که ۶ عامل با مفاهیم پایگاه های هویت مطابقت داشتند. در بررسی پایایی سوالات آزمون، برای هر یک از ۴ پایگاه ضریب آلفای بالای ۰/۷ و همچنین برای کل آزمون ضریب آلفای ۰/۸۸۶ بدست آمد. طی فرایند رواسازی نیز تعداد ۱۵ سوال به دلیل کاهش شواهد روایی حذف گردید که با احتساب ۶ سوال حذف شده در جریان فرایند پایاسازی (به دلیل کاهش شواهد پایایی)، تعداد سوالات حذف شده به ۲۱ عدد رسید و پرسشنامه کوتاه شده ایرانی با ۴۳ گویه تنظیم و ارائه گردید. نتیجه گیری: در مجموع می توان نتیجه گرفت که این پرسشنامه از پایایی و روایی مناسبی در فرهنگ ایرانی برخوردار است و عوامل بدست آمده از تحلیل عامل و فرم کوتاه ارائه شده می تواند پایگاه هویتی آزمودنی را به گونه ای مناسب اندازه گیری کند.
۱۲۷۸۹.

تحلیل محتوای کلیشه های جنسیتی در کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۹ تعداد دانلود : ۸۰۵
این نوشتار به بررسی کلیشه های جنسیتی موجود در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی می پردازد. بررسی و تحلیل داده های این نوشتار به روش تحلیل محتوای کتاب های درسی انجام شده است. مولفه مورد نظر، کلیشه های جنسیتی می باشد. محتوای کلیه متون درسی از حیث تمامی مقوله ها مورد بررسی قرارگرفته و درصد ناچیزی کلیشه جنسیتی در آن مشاهده می گردد. درصد بیشتر این کلیشه ها، کلیشه های مثبتی هستند که ما آن را برای سلامت جامعه لازم می دانیم. می دانیم که کلیشه سازی باعث می شود تفاوت های فردی نادیده انگاشته شوند. به طور مثال کلیشه های جنسیتی می گویند که زنان احساساتی اند و منفعل و مردان قدرت مدیریت بالایی دارند. این کلیشه سازی تفاوت میان زنان را در میزان این استعدادها در نظر نمی گیرد. این کلیشه ها همان کلیشه های منفی هستند که در کتب مطالعات اجتماعی چهار پایه ابتدایی به ندرت دیده می شود. نتیجه نهایی پژوهش این است که آموزش وپرورش در ترویج کلیشه های منفی نقشی نداشته و به طور کلی بازتاب باور های ذهنی و کلیشه ای مغایر با سنت اسلامی و الهی در محتوای این کتاب ها گنجانیده نشده است.
۱۲۷۹۰.

تعیین اثر هیپنوتراپی بر عاطفه مثبت و منفی و خودکارآمدی زنان دارای سابقه شکست عاطفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۵۳۷
زمینه و هدف: عشق یکی از حیرت انگیزترین هیجان هایی است که انسان می تواند تجربه کند و شکست عاطفی یکی از دردآورترین مشکلاتی است که ممکن است در طول یک رابطه عاشقانه برای هر فردی پیش آید. پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی هیپنوتراپی بر عاطفه مثبت و منفی و خودکارآمدی زنان دارای سابقه شکست عاطفی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه ی آماری، تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان آمل با سابقه شکست عاطفی در سال ۱۳۹۶ بود. تعداد ۳۰ آزمودنی با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گواه گمارده شدند. به منظور اجرای پژوهش، از پرسش نامه های آسیب عاطفی راس (۱۹۹۹)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس (۱۹۸۸) و پرسشنامه خودکارآمدی (شوآرتزر و جروسلم، ۱۹۹۵) استفاده شد. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۲ ساعته به صورت هفتگی تحت مداخله هیپنوتراپی قرار گرفتند ولی گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل یافته های تحقیق با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد ۸ جلسه آموزش هیپنوتراپی موجب افزایش معنادار در عاطفه مثبت (۰۰۱/۰p<) و خودکارآمدی (۰۰۱/۰p<) و کاهش معنادار عاطفه منفی (۰۰۱/۰p<) در گروه آزمایش به نسبت گروه گواه گردید که حاکی از تأثیر معنادار هیپنوتراپی بر بهبود افراد با سابقه شکست عاطفی بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان از هیپنوتراپی برای بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به آینده در افراد با سابقه شکست عاطفی استفاده کرد.
۱۲۷۹۱.

مقایسه اثربخشی برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری بر رفتارهای ضد تولید کارکنان یک کارخانه صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۵۹
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش هوش معنوی وتاب آوری بر رفتارهای ضد تولید کارکنان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان بخش های تولیدی مجتمع فولاد گیلان بود که از بین 255 نفر، 60 نفر که بالاترین نمره را در رفتارهای ضد تولید کسب کرده بودند به صورت تصادفی در سه گروه (20 نفر آموزش هوش معنوی، 20 نفر آموزش تاب آوری و 20 نفر گروه کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه رفتار ضد تولید (فوکس و اسپکتور، 2002) بود که آزمودنی های 3 گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به آن پاسخ دادند. گروه های آزمایش در جلسات مداخله ای مبتنی بر برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری (8 جلسه) شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و از آزمون بونفرنی به منظور مقایسه تفاضل نمرات پیش آزمون- پس آزمون متغیرهای گرو ه های آزمایشی و کنترل استفاده شد. یافته ها نشان داد برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری بر بهبود رفتارهای ضد تولید کارکنان اثربخش بود (001/0p≤). همچین نتایج نشان داد که تأثیر برنامه آموزشی تاب آوری بر کاهش رفتار ضد تولید کارکنان در مقایسه با برنامه آموزشی هوش معنوی بیشتر بود (001/0p≤). با توجه به یافته های این پژوهش نتیجه گیری می شود که مدیران و صاحبان صنایع به منظور رقابت در بازار تولید و نیز افزایش بهره وری سازمانی از برنامه های آموزشی هوش معنوی و تاب آوری استفاده نمایند.
۱۲۷۹۲.

تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم قشری مغز (tDCS) بر شاخص های عصب-روانشناختی مرتبط با مهارت های اجتماعی در کودکان مبتلا به اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۴۴۹
اختلالات طیف اوتیسم از جمله اختلالات عصبی تحولی هستند که به وسیله نقص در تعاملات اجتماعی، ارتباطات و رفتارهای تکراری مشخص می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم قشری مغز ( tDCS ) بر شاخص های عصب-روانشناختی مرتبط با مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اوتیسم در قالب یک طرح شبه آزمایشی با روش پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری انجام گرفت. بدین منظور 32 کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله شامل 10 جلسه تحریک الکتریکی مستقیم بود که طی آن بیماران به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه تحریک واقعی و گروه دیگر تحریک ساختگی یا شم دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تشخیصی اوتیسم گیلیام (گارز) و مقیاس اندازه گیری مهارتهای اجتماعی بود. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر برای مقایسه نمره های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. نتایج نشان دهنده بهبود مهارت های اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری در گروه آزمایش بود .
۱۲۷۹۳.

مقایسه اثربخشی درمان گروهی تصمیم گیری مجدد و چشم انداز زمان بر اعتماد میان فردی، رغبت به ازدواج، ترس از صمیمت و امیدواری در دختران بی اعتماد به جنس مقابل شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۵۴۳
زمینه: بی اعتمادی دختران به جنس مخالف از عواملی است که باعث به وجود آمدن مشکلاتی در زندگی دختران می شود. مسئله اینست، اثربخشی درمان گروهی تصمیم گیری مجدد و چشم انداز زمان بر متغیرهای مختلفی تأیید شده است، اما تأثیر این دو درمان بر اعتماد میان فردی، رغبت به ازدواج، ترس از صمیمیت و امیدواری در دختران بی اعتماد به جنس مقابل مغفول واقع شده است. هدف: مقایسه اثربخشی درمان گروهی تصمیم گیری مجدد و چشم انداز زمان بر اعتماد میان فردی، رغبت به ازدواج، ترس از صمیمیت و امیدواری در دختران بی اعتماد به جنس مقابل شهر بندرعباس بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دختران مجرد بی اعتماد به جنس مقابل شهر بندرعباس در سال 1397 بود. 51 نفر به شیوه ی نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش تصمیم گیری مجدد، آزمایش چشم انداز زمان و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه های اعتماد در روابط میان فردی رمپل و هولمز (1986)، نسخه دانشجویی رغبت سنج ازدواج حیدری و همکاران (1382)، ترس از صمیمیت دسکاتنر و تلن (۱۹۹۱)، امید میلر میلر و پاورز (1988)، درمان تصمیم گیری مجدد کریمیان و همکاران (1395) و درمان چشم انداز زمان زیمباردو، اسورد و اسورد (2012). تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آنکوا انجام شد. یافته ها: درمان گروهی تصمیم گیری مجدد بر افزایش سطح قابلیت اعتماد (0/01 p< )، بر آمادگی به ازدواج (0/05 p< )، بر نگرش به ازدواج (0/05 p< )، بر امیدواری (0/01 p< ) و بر کاهش سطح ترس از صمیمت (0/01 p< ) تأثیر داشت. همچنین درمان گروهی چشم انداز زمان بر افزایش سطح قابلیت اعتماد (0/01 p< )، بر آمادگی به ازدواج (0/05 = p )، بر نگرش به ازدواج (0/05 p< )، بر امیدواری (0/05 p< ) و بر کاهش سطح ترس از صمیمیت (0/01 p< ) تأثیر داشت. نتیجه گیری: درمان گروهی چشم انداز زمان تأثیر بیشتری نسبت به درمان گروهی تصمیم گیری مجدد بر مؤلفه های اعتماد میان فردی، مؤلفه های رغبت به ازدواج، ترس از صمیمیت و امیدواری داشت.
۱۲۷۹۴.

اثربخشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۹ تعداد دانلود : ۳۸۲
زمینه: مطالعات متعددی پیرامون اثربخشی به خود دستوری بازپرداش و علل احساس تنهایی، نگرانی و استرس اداراک شده انجام شده است. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله کرمانشاه پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف : بررسی اثربخشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله کرمانشاه بود. روش : پژوهش از نوع، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زلزله زدگان ساکن در کانکس زلزله کرمانشاه در سال 1398 بود، 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفری) جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس شهروندی اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی کیان و همکاران (1988)، پرسشنامه نگرانی پن استت ( PSWQ ) زینبارگ و بارلو (1990)، پرسشنامه احساس تنهایی (راسل و پیلوا و کورتونا، 1980)، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پکیج آموزشی به خود دستوری باز پردازش (اسموکر، 1995) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره انجام شد. یافته ها : به خود دستوری باز پردازش (اسموکر) بر احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده بیماران استرس پس از سانحه ناشی از زلزله تأثیر معنادار داشت (0/05 > P ). نتیجه گیری : بیمارانی که در جلسات به خود دستوری بازپردازش شرکت کردند احساس تنهایی، نگرانی و استرس ادراک شده کمتری داشتند.
۱۲۷۹۵.

اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و ایمن سازی در مقابل تنیدگی بر راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان در نوجوانان بزهکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۸۲
این پژوهش به منظور مقایسه اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و ایمن سازی در مقابل تنیدگی بر راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان نوجوانان بزهکار انجام شد. طرح پژوهش از نوع شبه تجربی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. بدین منظور از بین نوجوان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران، 60 نفر با استفاده از روش نمونه برداری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. شرکت کنندگان، قبل از شروع مداخله پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون، 2006) را تکمیل کردند. سپس دو گروه آزمایشی تحت 10 جلسه آموزش به شیوه آموزش جایگزین پرخاشگری گلدشتاین و آموزش ایمن سازی در مقابل تنیدگی مایکنبام قرار گرفتند، درحالی که گروه گواه آموزشی را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسه های آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر سه گروه پرسشنامه مزبور را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش جایگزین پرخاشگری در مقایسه با دو گروه دیگر به طور معناداری بر نمرات راهبردهای شناختی مثبت نظم جویی هیجان در طول مراحل پژوهش تأثیر داشته است. اما در ارتباط با راهبردهای شناختی منفی نظم جویی هیجان نتایج نشان داد که روش های آموزشی نتوانستند تأثیر معناداری بر نمرات داشته باشند. با توجه به یافته های پژوهش می توان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری به عنوان روشی جایگزین یا مکمل در کنار سایر شیوه های مداخله ای برای بهبود نظم جویی شناختی در نوجوانان استفاده کرد.
۱۲۷۹۶.

اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۴۵۴
زمینه: پیرامون کارکردهای اجرایی، توانش ­های عصب روانشناختی و مهار توجه کودکان دارای ناتوانی یادگیری تحقیقات متعددی انجام شده است. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش‌های عصب‌روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری پرداخته باشد مغفول مانده است . هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش‌های عصب‌روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری بود. روش: طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش­ آزمون - پس­ آزمون با گروه گواه بود. به منظور انجام ‌این پژوهش نمونه‌ای 30 نفره از جامعه آماری پژوهش (کودکان با ناتوانی یادگیری دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و در گروه‌های آزمایش و گواه به صورت تصادفی گمارش شدند. ابزارهای استفاده شده در ‌این پژوهش شامل آزمون هوشی ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، آزمون عصب ­روانشناختی (کانرز، 2004)، پرسشنامه مشکلات یادگیری (ویلکات و همکاران،2011) و مقیاس مهار توجه (دیری‌بری و رید، 2002) بود. قبل از اجرای متغیر مستقل از هر دو گروه پیش‌آزمون گرفته شد. سپس گروه آزمایش آموزش کارکردهای اجرایی (صاحبان و همکاران، 1389) را در طی 8 جلسه آموزشی در طول 2 ماه دریافت نمود. داده‌های به دست آمده توسط تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش‌های عصب‌روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری تأثیر معناداری داشته است (132.82 f= ، 53.55 f= ، 0.001 p< ). میزان تأثیر آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش‌های عصب‌روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری به ترتیب 81 و 66 درصد بود. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های حاصل از این پژوهش، می‌توان آموزش کارکردهای اجرایی را به عنوان روشی مؤثر برای بهبود توانش‌های عصب ­روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری مورد استفاده قرار داد.
۱۲۷۹۷.

پیش بینی تفکر خودکشی بر اساس سوگیری توجه در جمعیت بالینی و غیربالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۰ تعداد دانلود : ۶۷۲
اهداف: پیش بینی تفکر خودکشی بر پایه سوگیری توجه در جمعیت بالینی و غیربالینی هدف پژوهش حاضر بود. مواد و روش ها: شرکت کننده ها 120 نفر (77 زن و 43 مرد، دامنه سنی 40-18 سال) به صورت هدفمند در قالب سه گروه بالینی خودکشی، بالینی غیرخودکشی و غیربالینی انتخاب شدند (هر گروه 40 نفر) و در سنجش های آزمون استروپ خودکشی (SST) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSS) شرکت کردند. سه شاخص سوگیری توجه متشکل از زمان واکنش، تداخل زمان و نسبت تداخل محاسبه شد و داده ها با استفاده از آزمون تی جفت شده، ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندگانه در سطح اطمینان 95 درصد تحلیل شدند. یافته ها: بین میانگین زمان واکنش در انواع استروپ (مثبت، منفی و خودکشی) در مقایسه با استروپ خنثی تفاوت معنادار مشاهده نشد (0/05>P). تفکر خودکشی تنها با زمان واکنش کل نمونه در استروپ هیجانی مثبت (0/001 >r=32/0 ، P)، استروپ هیجانی منفی (0/01>r=0/27 ، P) و استروپ خودکشی (0/01 >r=0/28 ، P) و با تداخل زمان گروه غیربالینی در استروپ خودکشی (0/05 >r=0/33 ، P) همبستگی معنادار داشت و در باقی موارد، روابط بین متغیرها از لحاظ آماری معنادار نبودند (0/05 >P). تحلیل رگرسیون بر اساس داده های کل نمونه نشان داد که سن (253/0- = β)، جنسیت (0/233=β)، داشتن شرایط بالینی (0/242= β) و اقدام اخیر به خودکشی (0/424 = β) با تبیین 44 درصد از تغییرات، تعیین کننده های معنادار تفکر خودکشی هستند و شاخص های مربوط به سوگیری توجه نقشی در پیش بینی تفکر خودکشی نداشتند (0/05 >P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که بروز سوگیری توجه در قبال اطلاعات مرتبط با خودکشی تابع شرایط بالینی نبوده و همبستگی سوگیری توجه و تفکر خودکشی از الگوی معینی تبعیت نمی کنند. عواملی نظیر سن، جنسیت، شرایط بالینی و سوابق رفتارهای خودکشی گرایانه گذشته تعیین کننده های مهم تفکر خودکشی به شمار می روند، اما شاخص های سوگیری توجه ممکن است نقش تعیین کننده ای در پیش بینی تفکر خودکشی نداشته باشند.
۱۲۷۹۸.

نقش ممیزی الگوهای ارتباطی خانواده و صفات تاریک شخصیت در تشخیص اعتیاد به تلفن همراه در دانش آموزان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۶۰۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ممیزی الگوهای ارتباطی خانواده و صفات تاریک شخصیت در تشخیص اعتیاد به تلفن همراه در دانش آموزان بود. طرح پژوهش، تابع تشخیص دوگروهی بود. جامعه موردبررسی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 99 - 1398 بودند. به این منظور تعداد 30 دانش آموز دارای اعتیاد به تلفن همراه و 30 نفر بدون اعتیاد به تلفن همراه به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده ریچی و فیتزپاتریک (1990)، صفات تاریک شخصیت جانسون و وبستر (2010) و اعتیاد به تلفن همراه سواری (1393) پاسخ دادند. داده های گردآوری شده با آزمون تحلیل تشخیص تجزیه وتحلیل شد. نتایج تحلیل ممیزی نشان داد که با کمک الگوهای ارتباطی خانواده و صفات تاریک شخصیت می توان اعتیاد به تلفن همراه را پیش بینی کرد. تحلیل ممیزی توانست با 95 درصد پیش بینی صحیح دانش آموزان دختر را به دو گروه با و بدون اعتیاد به تلفن همراه طبقه بندی نماید . نتایج این پژوهش نشان دهنده اهمیت این متغیرها در امکان تمایز گذاری بین دانش آموزان با و بدون اعتیاد به تلفن همراه بوده و لذا می توان از این متغیرها در بحث پیشگیری از رفتارهای آسیب زا از ناشی از تلفن همراه توسط مشاوران و روانشناسان استفاده کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان