فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۵۲۱ تا ۳۲٬۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
بررسی تأثیر خانواده درمانی به روش ساختی بر کاهش تعارضات زناشویی زوج های متقاضی طلاق شهرستان اصفهان
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه پرخاشگری آشکار و ارتباطی با سازگاری عاطفی- اجتماعی دانش آموزان دختر و پسر دوره ابتدایی
مقایسه مفاهیم و مفروضه های نظریه کلاسیک و نظریه جدید سوال - پاسخ در ساخت آزمونهای روانی و تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه مسائل اندازه گیری به منظور پیدا کدرن راه حلهایی برای آنها در روانشناسی و تعلیم و تربیت نظریه ای به نام نظریه آزمون سازی را به وجود آورده است. هدف هر نظریه آزمون سازی کمک به دست اندرکاران این فن است تا آنها را از مدلهای منطقی و ریاضی که زیربنای ساخت آزمونهای روانی و تربیتی را تشکیل می دهند آگاه سازد. در این مطالعه تحلیلی مفاهیم و مفروضه های دو نظریه مهم در ساخت آزمونهای روانی و تربیتی مورد بررسی قرار گرفت. نظریه کلاسیک آزمون که می توان پیدایش آن را به چارلزاسپیرمن روانشناس انگلیسی نسبت داد و امروز از آن به عنوان یک نظریه قدیمی در آزمون سازی یاد می شود، عمدتا بر سه مفروضه اساسی نمره مشاهده شده، نمره واقعی، و نمره خطا استوار است. این نظریه تاکنون مبنای اندازه گیری ویژگیهای رفتاری مورد استفاده بسیاری از متخصصان آزمون سازی قرار گرفته است. محدودیتهائی که اخیرا در این نظریه مشاهد شد موجب گردید تا نظریه (1993)، وانگهارد (1994) ارایه گردد. نظریه سوال - پاسخ تاثیر مهمی در ساخت آزمونهای روانی و تربیتی داشته است. بر پایه مبانی نظری، این نظریه نشان داده است که هم در پاسخگوئی به سوالات آزمون سازی و هم ارایه راهکارهای مناسب بر نظریه کلاسیک آزمون برتری دارد. در این مقاله مفروضه های دو نظریه قدیم و جدید و تفاوتهای موجود در مدلهای ریاضی آنها ارایه می شود. در باره شاخصهائی که این دو نظریه برای برآورد پارامترهای سوالهای آزمونهای روانی و تربیتی استفاده می کنند بحث خواهد شد. علاوه بر این، مزایا و محدودیتهایی که هر یک از دو نظریه در ساخت آزمونهای روانی و تربیتی دارند بررسی می شود. در پایان، به تفاوتها و تشابهات بین دو نظریه و شیوه هایی که آزمونها براساس این تفاوتها و تشابهات ساخته می شود اشاره خواهد گردید.
بررسی نظریه خودگرایی اخلاقی براساس معیار عقلانیت: بحثی در فلسفه آموزش و پرورش اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه اخلاق با عقلانیت برای دست اندرکاران آموزش و پرورش و بخصوص آموزش و پرورش اخلاقی حائز اهمیت ویژه است. بر همین اساس لازم است نظریه های اخلاقی با رجوع به معیار عقلانیت مورد ارزیابی قرار گیرند، زیر فقط آن دسته از نظریه های اخلاقی می توانند مبنایی برای آموزش و پرورش اخلاقی دانسته شوند که اخلاق را امری عقلانی دانسته و گزاره های اخلاقی را واجد بار شناختی بدانند. در این نوشتار نظریه خودگرایی اخلاقی براساس معیار عقلانیت بررسی شده و با توضیح و تبیین تردیدها و ایرادهایی که در مورد عقلانی دانستن نظریه های خودگرا مطرح هستند، با بیان توجیهاتی منطقی درخصوص دفاع از عقلانیت این نظریه پیشنهادهایی برای رفع مشکلات و تردیدهای مطرح شده ارائه می گردد و نهایتابا طرح قرائتی از خودگرایی اخلاقی که نه در مقابل نوع گرایی بلکه مصداقی از آن است از عقلانیت نظریه خودگرایی اخلاقی حمایت می شود. بر این اساس، این نظریه اخلاقی می تواند مبنایی برای ساخت نظریه ها در باب آموزش و پرورش اخلاقی به حساب آید.
بررسی ساختار عاملی پرسشنامه شخصیت 16 عاملی کتل فرم 16PF-E)E) در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی فرم E پرسشنامه 16 عاملی کتل و سنجش پایانی و روایی آن میباشد. به همین منظور، پرسشنامه 16PF-E روی 513 آزمودنی از کارکنان مؤسسات دولتی اهواز، اجرا شد. براساس تحلیل عوامل پاسخنامههای آزمودنیها، 69 ماده از 128 ماده پرسشنامه حذف شد و یک ساختار چهار عاملی به دست آمد. روایی عوامل استخراج شده از طریق ضریب روایی عاملی و پایایی آنها از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. در کل، ضرایب روایی و پایایی بسیار رضایتبخش بود. براساس یافتهای این پژوهش، ساختار اصلی پرسشنامه 16PF-E (یعنی 16 عامل) در جامعه پژوهش مناسب نیست ولی چهار عامل استخراجی که از طریق تحلیل عوامل به دست آمده است. از ساختار عاملی مناسبی برخوردارند و واجد شرایط لازم برای کاربرد در پژوهشهای روانشناختی و فعالیتهای کلینیکی و تشخیصی میباشند.
جامعه ی ما از خشم و خشونت رنج می برد
حوزههای تخصصی:
کودک به ساز چه کسی برقصد؟
حوزههای تخصصی:
مقایسه بهداشت روانی در زوجهای جشنهای ازدواج دانشجویی و زوجهای عادی
حوزههای تخصصی:
مقایسه ارزشیابی رفتار دانش آموزان توسط والدین، معلم و خود او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، مقایسه ارزشیابى رفتار دانشآموزان از نظر خودشان، معلمان و والدین آنها است.بدین منظور از یک مطالعه بزرگ که 1784 دانشآموز(در مقطع ابتدایى و راهنمایى)در شهر شیراز را شامل مىشود، تعداد 220 دانشآموز که مقیاسهاى درجهبندى رفتار به وسیله خود دانشآموز، معلم و والدین آنها تکمیل شده بود، مورد بررسى قرار گرفتند.جهت کسب اطلاعات، از نیمرخ درجهبندى رفتار براون و هامیل(1978)یعنى سه مقیاس ارزشیابى رفتار به وسیله خود دانش آموز، معلم و والدین، استفاده شد.پایایى و روایى مقیاسهاى مورد استفاده در تحقیق حاضر مورد تأیید قرار گرفت.نتایج به دست آمده نشان داد که مابین زیرمقیاسهاى نمونه پرسشنامه دانشآموز (خانه، مدرسه و همسالان)همبستگى مثبت و معنى دارى(001/0 P) وجود دارد و حاکى از اعتبار سازهاى نمونه دانشآموز مىباشد.به علاوه مابین ارزشیابى رفتار خود دانشآموز با ارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز همبستگى مثبت و معنىدارى(01/0 P به دست آمد، در حالى که مابین ارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز، رابطه معنىدارى به دست نیامد.جهت بررسى تفاوت میانگینهاى ارزشیابى رفتار از نظر خود دانشآموز، معلم و والدین آنها، از تحلیل واریانس چند متغیره طرحهاى تکرارى (AVONAM) استفاده شد و تفاوت مابین کلیه میانگینها معنىدار بود.همچنین تفاوتهاى فوق در دو گروه دانشآموزان پسر و دختر بهطور جداگانه مورد بررسى قرار گرفت و یافتهها نشان داد که بین(خود-ارزشیابى)رفتار دانشآموز باارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز همبستگى وجود دارد.به عبارت دیگر، ارزشیابى والدین و معلم با خود ارزشیابى دانشآموز همسویى دارد.به منظور بررسى تفاوت نظرات سه گروه(دانشآموز، والدین و معلم)بررسى میانگین نمرات ارزشیابى رفتار نشان داد که معلمان رفتار دانشآموزان را مطلوبتر از دو گروه دیگر ارزیابى مىکنند و برعکس، والدین ارزیابى پایینترى از رفتار فرزندانشان نسبت به معلمان و خود فرزندانشان دارند.در پایان نتایج مورد بحث و بررسى قرار گرفت و پیشنهادهاى لازم ارایه گردید.
بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و هنجار یابی آزمون های APS، AAS و MAC-R به منظور شناسایی افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بین دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران
حوزههای تخصصی:
رشد روز افزون مواد مخدر در جامعه و استفاده از ابزارهای مناسب برای تشخیص افرادی که سوء مصرف مواد دارند یا در معرض خطر سوءمصرف آن هستند، از نیازهای اساسی جامعه کنونی ایران به شمار می رود. هم اکنون تنها روش شناسایی افراد معتاد، استفاده از کیت های تشخیص مرفین در ادرار است که بر مدل پزشکی مبتنی است و فقط وجود مرفین را در ادرار نشان می دهد و نمی تواند روش مطمئنی برای شناسایی فرد معتاد باشد. دراین چارچوب، به نظر میرسد که استفاده از آزمون های روان شناختی برای شناسایی افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد و تشخیص اعتیاد ضروری باشد.
پژوهش حاضر نیز بر اساس این ضرورت و با هدف هنجار یابی و آماده سازی سه خرده مقیاس پذیرش اعتیاد(AAS)، استعداد اعتیاد(APS)و استعداد الکل یا می بارگی مک اندرو(MAC. R)، از فرم بلند آزمون چند وجهی شخصیتی مینه سوتا (MMPI-2) که برای بررسی سوء مصرف مواد طراحی شده و در قالب یک پرسشنامه 90 سؤالی است بر روی 1000 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه تهران به روش نمونه گیری تصادفی منظم از 4 منطقه (3،5،7و 18) آموزش و پرورش شهر تهران و 200 نفر از داوطلبان ترک اعتیاد که از نظر سنی با دانش آموزان در یک گروه قرار داشتند، اجرا شد و سوالات زیر مورد بررسی قرار گرفت:
1-آیا آزمون سنجش اعتیاد برای شناسایی اعتیاد دانش آموزان مستعد و در معرض خطرسوء مصرف مواد از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟
2-آیا مقیاس پذیرش اعتیاد یا AAS برای شناسایی دانش آموزانی که سوء مصرف مواد دارند از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟
3- آیا مقیاس استعداد اعتیاد یا APS برای شناسایی دانش آموزانی که مستعد سوء مصرف مواد هستتند، از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟
4- آیا مقیاس استعداد الکل یا MAC. R برای شناسایی دانش آموزانی که در معرض و مستعد سوء مصرف الکل هستند، از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟
5-آیا آزمون سنجش اعتیاد ازهنجار های کیفی و کمی مطلوبی برخوردار است ؟
نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که در هر سه مقیاس به طور معنیداری بین نمرات دو گروه معتادان و دانش آموزان تفاوت وجود دارد و هر سه مقیاس، توانایی تفکیک افراد معتاد را از افراد عادی دارند.
پایایی آزمون با استفاده از روش آلفای کرانباخ (مجموعه خرده مقیاس های MAC. R، APS و AAS ) محاسبه شد که برابر با 5338/0 و از طریق روش دو نیمه کردن برابر با 5332/0 بود.