هدف اساسی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر راهبردهای یادگیری ویژه «تحمل ابهام» بر فرایندهای یادگیری و توانش زبانی، زبان دوم یادگیرندگان است. بدین خاطر 135 دانشجوی دوره کارشناسی که دارای حداقل نمره زبان خام کنکور سراسری بودند و بر اساس آزمون سلت (CELT) نیز توانش زبانی نزدیکی داشتند، انتخاب گردیدند. پس از وارسی «تحمل ابهام» آن ها بر اساس مقیاس تحمل ابهام زبان دوم مک لین (Mc Lain، D.، 1993)، افرادی که دارای تحمل ابهام بالا و پایین بودند تعیین شدند. سپس دو گروه آزمایش با تحمل بالا و پایین به دو گروه کنترل مشابه تشکیل شد. آنگاه پیش آزمون تافل در مورد آن ها اجرا گردید. سپس گروه های آزمایش در یک ترم تحصیلی تحت آموزش راهبردهای یادگیری ویژه تحمل ابهام قرار گرفتند. بعد از آن، پس آزمون تافل نیز در مورد آن ها اجرا شد. یافته ها نشان داد که راهبردهای یادگیری ویژه تحمل ابهام، بر گروه آزمایش دارای تحمل ابهام پایین موثر بوده و توانسته است توانش زبانی آن ها را به شکل معنادار نسبت به دیگر گروه ها افزایش دهد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر هوش هیجانی بر کیفیت روابط اجتماعی در یک نمونه ی دانش جویی است. سی صد داوطلب (150 دختر و 150 پسر) از دانش جویان رشته های مختلف دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد به پرسش های هوش هیجانی و مشکلات بین شخصی پاسخ دهند. برای تحلیل داده های پژوهش، شاخص ها و روش های آماری، مانند فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون t، ضریب هم بسته گی، و تحلیل رگرسیون به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که بین هوش هیجانی و مشکلات بین شخصی دانش جویان هم بسته گی منفی معنادار وجود دارد. هوش هیجانی، هم چنین با زمینه های مختلف مشکلات بین شخصی دانش جویان، هم چون قاطعیت، مردم آمیزی، صمیمیت، و مسئولیت پذیری، هم بسته گی منفی معنادار دارد. هوش هیجانی، با تقویت سلامت روانی، توان هم دلی با دیگران، سازش اجتماعی، بهزیستی هیجانی، و رضایت از زنده گی، مشکلات بین شخصی را کاهش می دهد و زمینه ی بهبود روابط اجتماعی را فراهم می سازد. هوش هیجانی، هم چنین از راه ویژگی های ادراک هیجانی، آسان سازی هیجانی، شناخت هیجانی، و مدیریت هیجان ها، و با سازوکارهای پیش بینی، افزایش توان کنترل، و تقویت راهبردهای رویارویی کارآمد، به فرد کمک می کند تا کیفیت روابط اجتماعی را بهتر سازد.
هدف این پژوهش بررسی مراحل رشد اخلاقی نوجوانان 12 تا 17 ساله دارای اختلال سلوک بر اساس نظریه کلبرگ است. بدین منظور تعداد 54 نوجوان 12 تا 17 ساله (27 نوجوان دارای اختلال سلوک و 27 نوجوان عادی) از مدارس راهنمایی و متوسطه شهر تهران و همچنین کانون اصلاح و تربیت این شهر انتخاب و با استفاده از داستانهای کلبرگ مورد مصاحبه بالینی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل پاسخهای نوجوان دارای اختلال سلوک نشان داد که مراحل رشد اخلاقی نوجوانان 12 تا 17 ساله دارای اختلال سلوک با الگوی ارایه شده از جانب کلبرگ مطابقت دارد و به موازات بالا رفتن سن، سطح استدلال اخلاقی آنان نیز رشد می یابد. اما مقایسه نسبت پاسخهای آنان با نسبت پاسخهای نوجوانان عادی در داستانهای کلبرگ نشان داد که استدلال اخلاقی کودکان و نوجوانان دارای اختلال سلوک با استدلال اخلاقی نوجوانان عادی سنین 3-12 سال در سطح اول و دوم تفاوت دارد. در حقیقت سرعت و حرکت نوجوانان دارای اختلال سلوک در مراحل رشد اخلاقی و به عبارتی حرکت صعودی آنان به سمت مراحل بالاتر کندتر از نوجوانان عادی است.
هدف: هدف مطالعه حاضر، بررسی فراوانی و شدت علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و بررسی عوامل خطر در ایجاد این اختلال در کودکان و نوجوانان کمتر از 18 سال در معرض زلزله بود.
روش: این مطالعه مقطعی - تحلیلی روی 48 کودک و نوجوان کمتر از 18 سال که در فاصله هفته سوم تا چهارم پس از زلزله بم به کلینیک صحرایی مستقر در منطقه مراجعه کرده بودند، انجام شد. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه های CPSS و STEPP بود.
یافته ها: شیوع اختلال استرس پس از سانحه در گروه سنی کمتر از هفت سال، هفت تا 12 سال و 13 تا 18 سال به ترتیب 85%، 1/74% و 6/84% بود. در گروه سنی 13 تا 18 سال فراوانی هر دسته علایم اختلال کمتر از گروه هفت تا 12 سال بود. در گروه بالای هفت سال ناآگاهی از محل والدین، ترس از مرگ در کودک و احساس ناتوانی والد با تشخیص PTSD ارتباط معنی داری داشت.
نتیجه گیری: فراوانی و شدت علایم PTSD در گروه های سنی مختلف کودکان و نوجوانان، متفاوت است. بنابراین به نظر می رسد برای تشخیص این اختلال در کودکان و نوجوانان استفاده از ابزارهای تشخیصی دقیق تر ضروری باشد.
هدف این پژوهش تعیین میزان فراوانی افسردگی در بیماران تحت درمان با همودیالیز و تعیین عوامل خطر مرتبط با افسردگی در این بیماران به منظور پیشنهاد مداخلات پیشگیرانه و درمانی بود . این پژوهش مقطعی روی 80 بیمار ( 48 مرد ، 32 زن ) مبتلا به نارسایی مزمن کلیه تحت درمان با همودیالیز انجام شد . بیماران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . ابزارهای مورد استفاده ، پرسشنامه های جمعیت شناختی ، آزمون افسردگی بک و ملاک های تشخیص DSM - IV برای اختلال افسردگی اساسی و افسرده خویی بود.