مدیریت رسانهای انواع گوناگون دارد؛ مدیران خبری برشمارند و به سه گروه مطبوعاتی، رادیویی و تلویزیونی تقسیم میشوند. مدیران رسانهای را از نظر نوع و درجه شغلی نیز میتوان به گروههایی تقسیم کرد. دراین مقاله، نویسنده نخست مشخصات مدیران مطبوعاتی را برمیشمارد و سپس به بررسی مدیریت در روزنامهها و مجلهها و توصیف وظایف انواع مدیران میپردازد و در پایان توصیههایی به آنها میدهد.
ساختار مدیریتی، وظایف، ویژگیها و روابط مدیران رسانهای، در ایستگاههای تلویزیونی و رادیویی با یکدیگر و با کارکنان و مخاطبان، از عوامل مهم مدیریتی در سازمانهای ارتباطیاند. دراین مقاله، نویسنده پس از بررسی این نکتهها، یادآوری میکند که دوام و بقای مدیریت رسانهها (در آمریکا)به جلب هرچه بیشتر مخاطبان و تبدیل نیاز محض سوددهی به امری معنیدار و رسالتی غرورانگیز برای کارکنان، به ویژه کارکنان خبری، بستگی دارد. همچنین، این کارکنان نیازمند کسب مهارتهای تولید و فروش و تحصیل دانش روز درباره تحول برنامههای تلویزیونی و چگونگی فعالیت در کارگاههای تولید خبر و نحوه کسب احساس امنیت در مراکز رسانهایاند.
هفتمین همایش مدیریت و عملکردهای شبکه 2000
WWW.moms.org2000 Noms 2000,http://)IEEE/IFIP)
در هونولولو، هاوایی، ازدهم تا چهاردهم آوریل، 2000 برگزار شد.این همایش مهم در واقع ادامه دهنده مجموعه وظایف خطیری است که کمیته انجمن ارتباطات
(IEEE)درباب مدیریت و عملکردهای شبکه و گروه کاری 606 IFIP درباب مدیریت شبکه، عهدهدار ایفای آن بودند. دراین همایش بیش از 500 شرکت کننده از سراسر دنیا حضور یافتند.
نوشتار حاضر که برداشتی است آزاد از «ساختار سازمانهای رسانهها»(The Structure Of Media Organizations)نگاهی دارد به کاربرد مکتبهای مدیریت علمی و روابط انسانی در تعیین ساختارهای سازمانی رسانههای گروهی که ضمن تحلیل مختصر درخصوص میزان تواناییهای دو مکتب مذکور برای حل مسائل بغرنج سازمانی، چگونگی تلفیق یافتههای دو مکتب کلاسیک و روابط انسانی را نیز در طراحی ساختارهای سازمانهای رسانهای مورد بررسی قرار میدهد. اگر روند بحث دراین نوشتار را برمبنای تحولاتی قرار دهیم که در علم مدیریت و نظریهها و مکاتب مربوط به آن روی دادهاست، ناگزیر باید به مکتب اقتضایی و تاثیر آن در شیوههای سازمان دهی موسسات رسانهای نیز بپردازیم.
نیازهای منابع انسانی، در دهه آینده، برای شرکتهای رسانهای پابهپای سایر حرفهها پیش خواهند رفت. جمعیتشناسی درحال تغییر کارکنان، ازجمله ظهور زنان و رنگین پوستان در مدیریت، نه تنها در چهره کار تاثیر میگذارد، بلکه مفاهیم کار را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
گرچه رقابت و سودهمچنان استفاده از شیوههای تصمیم محوری را ایجاب میکند، انتخابهای مدیران تحت تاثیر تاریخ و تجارب کاری آنها قرار خواهد گرفت.
شیوههای رهبری را کسانی شکل خواهند داد که مسئولیت پذیرند. شیوههای مرجعمدار، کنترل کننده و ازبالا به پایین احتمالا به کلی نابود نخواهند شد، اما به موازی آن شیوههای نوینی شکل خواهند گرفت. درآینده افراد روشناندیشی که آماده رویارویی با بحران باشند و بتوانند محیطهای کاری مطلوب را برای ارضای نیازهای حرفههای متعهد و تحصیل کرده فراهم آورند مورد نیاز خواهد بود. رهبرانی که بتوانند تواناترین و باهوشترین ها را به عرصه بکشانند، به هنگام کمبود نیروی کار بسیار باارزشاند. همچنان که مدیرانی که این کارکنان جدید را به شرکت کنندگانی عالی بدل میکنند، مورد نیازند.
و سرانجام، محتوای فرهنگی برای رهبری مهمتر و مهمتر میشود. نمادها، زبان و فضای کار منعکس کننده تحولات جمعیت شناختی، رقابتی، وفناوری خواهند بود. رهبران آینده نیاز دارند که مفاهیم جدید را درک کنند آنها را از نو تعریف و در محیط کار تدوین کنند.
"پژوهش در خصوص عوامل وراثتی ساده و اختلافات ژنتیکی در جایگاه ژن از عمده ترین بحثهای امروز جهان زیستی است که از مهمترین آنها بیماری کوررنگی است که ژن آن روی کروموزومX انسان قرار دارد.
طبق نظریه پست و پیکفورد، فراوانی این بیماری در جمعیتهای مختلف انسان با هم متفاوت بوده و به نوع زندگی آنها وابسته است. مطالعه حاضر به بررسی این پدیده در 1008 نمونه در شش جمعیت ایرانی: یموت، گوکلان، تکه، قزاق، تالش و زرتشتی پرداخته و نتایج آن را با نتایج حاصل از گروههای دیگر ایرانی مقایسه نموده و نظریه های ""پست"" و ""پیکفورد"" را مورد تحلیل قرار داده است. نتیجه آنکه گروههایی که در مراحل اولیه زندگی یعنی دامداری قرار دارند معمولاً فاقد خصوصیت کوررنگی می باشند و به تدریج و با توجه به مراحل زندگی کشاورزی، روستانشینی و شهرنشینی فراوانی این خصوصیت در آنها بیشتر می شود"
"پس از اعلان مشروطیت ابتدا در شهر تبریز و سپس در اغلب شهرها (و نیز پاره ای از مناطق روستایی) انجمنهایی به نام انجمنهای رسمی و غیر رسمی (آزاد) تاسیس شد.
انجمنهای مزبور با اقبال بی سابقه مردم مواجه شده و در حوادث و جریانات دو ساله نخستین عصر مشروطه نقش چشمگیری در حیات سیاسی و اجتماعی کشور ایفا کرد.
مردم ایران که تا قبل از اعلان مشروطه فاقد حقوق سیاسی و اجتماعی بودند و رعایای سلطان مستبد بشمار می رفتند، با فعالیت در چهارچوب انجمنها و در حول و حوش آنها نخستین تجربه های خود را در زمینه مشارکت سیاسی و فعالیت سازمان یافته دستجمعی کسب کردند.
"