"موضوع این پژوهش عبارت است از سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران و هدف اصلی تحقیق تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران است. اهداف فرعی آن عبارتند از: 1- تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان با توجه به نوع علت سرپرستی زنان سرپرست خانوار، 2- تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران با توجه به میزان تحصیلات زنان سرپرست خانوار، 3- تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران با توجه به مدت زمان تحت پوشش قرار گرفتن در سازمان بهزیستی شهر تهران.
جامعه آماری این پژوهش را 2500 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش مجتمع های حمایتی بهزیستی شهر تهران قرار دارند تشکیل می دهد. حجم نمونه این پژوهش 300 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش مجتمع های بهزیستی شهر تهران است که به صورت تصادفی سهمیه ای از بین مجتمع های بهزیستی انتخاب شده اند. ابزار پژوهش عبارت است از: آزمون GHQ 28 سؤالی و یک پرسسشنامه اطلاعاتی. روش این پژوهش پیمایشی است.
داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و تحلیل آماری کای اسکوئر مورد تحلیل قرار گرفته است. و یافته های پژوهش حاکی از آن است که 77% از زنان سرپرست خانوار این پژوهش از سلامت روان کامل برخوردار نبوده و تنها 23% از زنان سرپرست خانوار از سلامت روان کامل برخوردار بوده اند. همچنین نشان می دهد که بین علت سرپرستی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران و سلامت روان آنان رابطه وجود ندارد. اما در رابطه با دو متغیر تحصیلات و مدت زمان سرپرستی نشان می دهد که رابطه ای بین این دو متغیر با سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران وجود دارد. و می توان نتیجه گرفت و پیشنهاد کرد که توجه به وضعیت روانی زنان سرپرست خانوار از طریق تشکیل جلسات مشاوره و کارگاه های آموزشی (شناخت خود، مهارت های زندگی، مقابله با استرس و خشم) نیز حائز اهمیت است. لازم به ذکر است که توجه به وضع اقتصادی زنان سرپرست خانوار بسیار مهم و ضروری است.
"
"اعتماد از متغیرهای مهم سرمایه اجتماعی است که در چارچوب نظم اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است و همزمان با تغییرات جامعه، اشکال اعتماد نیز تغییر می یابد. امروزه همراه با تغییرات جوامع، ابعاد و دایره اعتماد فقط شامل فامیل و اجتماع محلی نمی شود بلکه میزان آن در ارتباط با سازمانها، نهادها و اصناف مختلف مطرح می شود. بر این اساس برای جلب اعتماد شرایطی لازم است که سازمانها و اصناف باید به آن پایبند باشند. از جمله شرایط لازم برای تداوم فعالیت آنها صداقت، کارایی و حرکت در جهت تحقق اهداف جمعی است. مقاله حاضر بر اساس نتایج دو پیمایش ملی در خصوص اعتماد اجتماعی در شهرهای تهران، قزوین و قم تدوین شده است. تجزیه و تحلیل عاملی گویه ها نشان می دهد که گویه های مربوط به اعتماد بین شخصی در یک عامل جمع شده و با هم همبستگی بالایی دارند و گویه های مربوط به اعتماد به گروه ها و اصناف اجتماعی مختلف و رسانه به عنوان عامل دوم از هم همبستگی بالایی برخوردارند و به این ترتیب می توان از اعتماد بین شخصی تحت عنوان عامل «اعتماد به گروههای خودی» و گروه دوم تحت عنوان «اعتماد به گروههای غیرخودی» یاد کرد. میانگین میزان اعتماد به گروه اول به مراتب بیشتر از گروه دوم است. با توجه به نتیجه رگرسیونی، 10 متغیر مستقل اثرگذار بر متغیر وابسته (اعتماد اجتماعی)، متغیر فضای مناسب اخلاق عمومی با ضریب تاثیر 0.25 بیشترین تاثیر بر اعتماد اجتماعی را داشته است و پس از آن متغیر احساس امنیت اجتماعی با 0.24 در ردیف دوم قرار دارد و متغیرهای انسجام اجتماعی با 0.18 و رضایت اجتماعی با 0.16، پایبندی دینی با 0.12، روحیه نوع دوستی با 0.12، مقبولیت اجتماعی با 0.08 در مراتب بعدی قرار گرفته اند. اما نتیجه بررسی نشان داده است متغیر های؛ پایگاه اقتصادی و اجتماعی، بیگانگی اجتماعی و احساس محرومیت ضریب تاثیر معکوس بر متغیراعتماد اجتماعی داشته اند به عبارتی با افزایش هر واحد از سه متغیر اخیر در پاسخگویان، میزان اعتماد اجتماعی به مقدار 0.05 کاهش یافته است.
"
"پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل فرهنگی- اجتماعی مرتبط بر شکل گیری اعتماد اجتماعی شهروندان تبریز صورت گرفته است.
روش تحقیق: در یک پژوهش پیمایشی، 395 نفر از شهروندان 18 سال به بالای شهر تبریز به روش نمونه گیری خوشه ای چند انتخاب شد. داده های جمع آوری شده به کمک پرسشنامه و با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین - انحراف معیار ، فراوانی - درصد) و ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن، تحلیل رگرسیون، t-test، تحلیل واریانس ANOVA مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد بین متغیرهای سطح شهروندی، نگرش دینی، مشارکت اجتماعی، پایگاه اجتماعی - اقتصادی، فقر فرهنگی، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات، سن، شغل با اعتماد اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.
"
"نقدجامعه شناختی آثار ادبی، روشی است که به تحقیق و بررسی درباره طبقات مختلف جامعه و طرز رفتارها و کنشهای متفاوت و متشابه ساختارهای اجتماعی در دوره معینی از تاریخ می پردازد. «در این شیوه نقد، اثر ادبی از این دیدگاه که اجتماع و هنرمند و اثر او با یکدیگر رابطه ای زنده و جدایی ناپذیر دارند، مورد بحث و ارزیابی قرار می گیرد. بنابراین منتقد به دقت از زمان و مکانی که نویسنده در آن زیسته و اثر ادبی در آن بوجود آمده، آگاهی کامل به دست می آورد، تا بتواند اثر را به منزله واکنش روحیه هنرمند نسبت به جامعه و برداشت های او از محیط مورد مطالعه قرار دهد» (میرصادقی،267،1377).
اهمیت نقد جامعه شناختی، در تفسیر و تبیین مشخصات جامعه شناختی یک دوره است. «چنین نقدی قادرست از طریق کمک به خواننده و آگاهاندن او که چرا پاره ای خطاها از مشخصات آثار ادبی عصر معینی است، بر معلومات وی بیفزاید - حتی می تواند ماهیت چنین خطاها را تبیین کند، اگر چه پی بردن به خطا بودن آنها فقط با تکیه بر معیارهای ادبی محض صورت می گیرد» (دیچز، 552، 1369).
محمود دولت آبادی به شهادت آثارش یکی از تواناترین داستان نویسان امروز ایران است. وی با انتشار رمان «جای خالی سلوچ» توانست جایگاه خود را در میان نویسندگان برجسته ادبیات داستانی تثبیت کند. تنوع و تعدد شاخصه های مثبت زبانی و ادبی دولت آبادی در این اثر با مضامینی از جمله فقر و گرسنگی، مناسبات زناشویی در شرایط نابسامان اجتماعی، مصائب پایان ناپذیر مردم ستم دیده و رنج کشیده روستایی، اصلاحات ارضی و تقابل سنت و تجدد، همراه شده و در مجموع ستون فقرات هنر نویسندگی وی را تشکیل داده است.
نگارندگان این نوشتار برآنند تا با بررسی جامعه شناختی رمان «جای خالی سلوچ» رابطه میان آفرینش ادبی و اوضاع احوال اجتماعی و تاریخی نویسنده را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهند و راهگشای نوعی نگرش تازه در برخورد هنری و علمی با یک اثر ادبی باشند"
هدف اصلی این مقاله، بررسی رابطه بین استراتژیهای فرهنگ پذیری و سلامت روانی مهاجران شهر کرمانشاه می باشد. امروزه بخش قابل توجهی از مردم برای بهتر شدن وضعیت خود و فرزندانشان معمولا از زادگاه خود به مناطقی مهاجرت می کنند که امکان پیشرفت برای آنان مناسبتر باشد، مجبور به مهاجرت از زادگاه خود به مناطق دیگر می شوند، در بسیاری موارد این مهاجران با محیطهایی مواجه می شوند که از نظر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با محیط زندگی قبلی آنان تفاوت بسیاری دارد مطالعات نشان داده اند که هنگامی که افراد با یک محیط فرهنگی جدید روبرو می شوند که با فرهنگ بومی آنان تفاوتهای اساسی دارد با مشکلات زیادی در سازگاری با آن محیط مواجه می شوند، تا جایی که فشار ناشی از این مساله آنان را دچار استرسهای زیادی می کند. در این مقاله با استفاده از روش پیمایش و از طریق پرسشنامه ساختار یافته برای 400 نفر مهاجر که بطور تصادفی انتخاب شدند، داده ها گردآوری شد. از روشهای آماری تحلیل عامل برای روایی سازه، آلفای کرونباخ برای پایایی ابزار سنجش، ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیات، تحلیل واریانس برای آزمون مقایسه میانگین ها و رگرسیون و تحلیل مسیر برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد. براساس یافته های تحقیق رابطه معنی داری بین متغیرهای، راهبردهای فرهنگ پذیری (r=0.74) و فرهنگ پذیری در مقصد (r=0.119) و مدت اقامت (r=0.41) با سلامت روانی مهاجران وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیر وابسته مستقیما تحت تاثیر متغیرهای راهبردهای فرهنگ پذیری (Beta=0.66)، فرهنگ پذیری در مقصد (Beta=0.18، تحصیلات (Beta=0.36)، وضعیت مسکن (Beta=0.095)، وضعیت تاهل (Beta=0.096) و منزلت شغلی (Beta=0.22) قرار گرفته است و در مجموع این متغیرها توانسته اند مقدار (R2=0.67) از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. در مدل مسیر، پنج متغیر مذکور به صورت مستقیم و سایر متغیرها به صورت غیرمستقیم تاثیر معنی داری بر روی متغیر وابسته داشته است.
آمارها و شواهد حاکی از آن است که میزان نقض هنجارهای فرهنگ رسمی و سنتی غالب در کشور در بین بخشهایی از جوانان به صورت آشکار یا پنهان در حدی عمومیت یافته که ممکن است بتوان از شکلگیری خردهفرهنگی که مغایر با فرهنگ رسمی غالب در کشور میباشد سخن گفت. برخی بی توجهی به این هنجارها را ناشی از نوعی اظهار مخالفت با فرهنگ و نیز نظام سیاسی غالب میدانند به این معنی که افرادی که برای حاکمیت سیاسی و فرهنگ حاکم مشرو عیت و وجاهت قائل نیستند با بی توجهی به نمادهای فرهنگی آن، مخالفت خود را ابراز میدارند. گروهی نیز نقض هنجارها را ناشی از پذیرش جنبههایی از یک فرهنگ جدید (غربی) میدانند و معنای آن از نظر کنشگران را لزوما ابراز مخالفت و اعتراض به حساب نمیآورند. این مقاله در پی بررسی مباحث فوق است.
یکی از ویژگی هیئتهای مذهبی به عنوان مهمترین کانون برای انجام مناسک عزاداری، آمیختگی آن با حیات اجتماعی ـ فرهنگی و اخلاقی مؤمنان است. از اینرو ابزار مهمی در جهت بازنمایی حیات مذهبی ـ فرهنگی و حتی اقتصادی آنان نیز به شمار میآید. وقوع انقلاب اسلامی آغاز تحول نگرشی و سبک زندگی در میان توده مردم بوده که فهم آنان از عناصر اصلی مناسک دینی و عزاداری متحول وخود این مناسک را با تغییرات محتوایی و صوری بسیاری مواجه نموده است. به گونهای که از اواخر دهه 1370 اشکال جدید هیئتهای دینی و مداحی گسترش یافتند که ساختار و عناصر هویتی آنها با انواع سنتی تفاوت بسیار دارد.
«آینده پژوهی»، علم و هنر کشف آینده و شکل بخشیدن به دنیای مطلوب فرداست. از ویژگیهای مهم این دانش، بهره گیری از ابزارهای علمی به منظور ترسیم چشم انداز متناسب با ارزش های حاکم بـر جامعه و برنامه ریزی برای نیل به جامعة مطلوب است. از این رو، جامعه شناسان آینده پژوهی را ابزار هدایت اجتماعی دانسته اند.
اسلام نیز علاوه بر جامعة آرمانی، که نوید تحقق آن را در فرجام تاریخ داده است، از پیروان خود انتظار دارد که با الهام از شاخص های آن جامعـة آرمانی، بـه اقتضای امکانات و توانمندی اجتماعی خود، بکوشند تا در یک روند تکاملی حداقل هایی از ویژگیهای جامعة مطلوب اسلامی را محقق سازند. با الهام از آموزه های اسلامی همچون سنت های اجتماعی و صبغة عبرت آموزی آن و فلسفة انتظار، میتوان نوعی آینده پژوهی دینی را استخراج نمود که حاصل آن، ترسیم چشم اندازی دقیق از آینده ای آرمانی باشد. با قراردادن این آیندة مطلوب به عنوان هدف، میتوان آینده های مقدور را به عنوان حلقه های میانی نیل به ویژگیهای جامعة آمادة ظهور، طراحی و تعریف نمود.