هدف این پژوهش مطالعه تاریخی ، جایگاه و ساختار دیوان سالاری ایران بعد از اسلام تا پایان دوره صفویه است. از منظر علم تاریخ نظام های دیوان سالاری در طول تاریخ ایران بنا به مولفه ها و متغیرهای گوناگون همچون مذهب ، فرهنگ ، شرایط اقتصادی و اجتماعی ، تحولات سیاسی و تاریخ همواره در حال تحول بوده این پژوهش در پی پاسخ دادن به این سوال است که حکومت های بعد از اسلام تا پایان دوره صفویه در اداره امور حکومتی تا چه اندازه ضمن الگو برداری از نظام های دیوانسالاری پیشین به چه میزان در سیر تحول جایگاه و ساختار نظام دیوان سالاری ایران بعد از اسلام تا پایان دوره صفویه تاثیر داشته اند ؟ نتایج حاصل این پژوهش نشان می دهد که نظام دیوانسالاری در ایران قدمتی تاریخی داشته که در طول تاریخ بنا به موقعیت ها و شرایط مختلف تاریخی و ضرورت ها و نیازها ، دستخوش تغییرات و تحولات متعددی گردیده اما علارغم همه فراز و فرود های تاریخی نظام دیوانسالاری ایرانی توانسته علاوه بر پابرجا ماندن ، الگو و مبنایی باشد برای نظاهای سیاسی حاکم در جهت برقراری نظامی اداری ، سیاسی مدون و منظم جهت حکومت داری . رویکرد مقاله تاکید بر تبیین تحلیلی با اتکا به شواهد توصیفی برگرفته از منابع اصلی و تحقیقی و گردآوری اطلاعات بر پایه روش کتابخانه ای است.
ویژگی های کمتر سرزمینی است که مانند هند در شعر فارسی انعکاس یافته باشد به گونه ای که در کهن ترین اشعار فارسی و در همه ادوار و انواع مختلف ادبی خصوصیات این سرزمین پرشگفتی دست مایه شاعران در ساخت تصاویر و مضامین شعری بوده است. هدف این مقاله بررسی تصاویر و مضامینی است که شاعران از خصوصیات سرزمین هند خلق کرده اند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی ضمن نشان دادن سیر و تاریخچه کاربرد ویژگی های سرزمین هند، به بررسی سیر تحول تصاویر و مضامینی پرداخته که شاعران با کارکردی هنری از خصوصیات این سرزمین خلق کرده اند. از ابتدای شعر فارسی، ویژگی های متنوع هند ذهنیت و تخیل شاعران را به سمت کاربرد هنری آنها واداشته است. در دوره غزنویان به صورت چشم گیری هند در شعر فارسی انعکاس یافته و بعد از آن ویژگی های هند به عنوان پشتوانه شعر جای خود را در شعر فارسی مستحکم ساخته است. این ویژگی ها در دسته هایی مانند نام شهرهای هند و خصوصیات آنها، ابزار و محصولات هند، دین و مذاهب، اعمال و رفتار، خصوصیات ظاهری هندیان و امثالهم جای می گیرد که بعدی ادبی یافته و موجب خلق کنایات، ترکیبات، استعارات، تشبیهات، مضامین و شبکه منسجم تناسباتی شده که بدون شناخت حوزه فرهنگی هند نمی توان آنها را کامل درک کرد.
مقام وکالت در ساختار حکومتی و اجتماعی ایران عصر صفوی جایگاه خاصی داشت. با فروپاشی حکومت صفویه، مدعیان مختلف سلطنت، مقام منسوخ شده وکالت دولت را احیا کردند و این مقام به تدریج با کسب اختیارات گسترده در سایر مشاغل دیوانی، حکومتی و نظامی رواج یافت. در پژوهش کنونی به این سوال پاسخ داده می شود که کدام مناسبات سیاسی نظامی در دوره های افشاریه و زندیه، موجب افزایش نقش منصب وکیل الدوله شد؟ در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق تاریخی و طبقه بندی تحولات سیاسی نظامی حکومت های افشاریه و زندیه، این ویژگی ها و آثار آن بر منصب وکیل الدوله را تحلیل و بررسی می کنیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقام وکالت دولت نقش مهمی در تضعیف فرمانروایی شاهزادگان و همچنین نظام دیوان سالاری صفویه داشت و در مقابل، به اقتدار روزافزون مدعیان مختلف سلطنت یاری رسانید.
از واقعه ملاسرا که مقدمه فروپاشی نهضت جنگل بود، گزارش های متعددی در قالب روایت های دست اول و دست دوم موجود است. راویان این ماجرا عمدتاً به دو گروه تقسیم می شوند: عده ای که با در نظر گرفتن حوادث قبل و هم زمان با این رخداد آن را گزارش کرده اند و برخی که واقعه را با توجه به پیامدها و نتایج آن و یا فقط با در نظر گرفتن حوادث هم زمان با واقعه تحلیل نموده اند. روایت این گروه ها که با نوعی سهل انگاری یا سطحی نگری همراه است، این سؤال را مطرح می کند که عاملان واقعه ملاسرا و قتل حیدر عمواوغلی چه افراد یا جناح هایی هستند؟ هدف از این پژوهش آن است که گزارش های واقعه ملاسرا و قتل حیدرخان را مورد مداقه قرار دهد. بررسی های مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی، نشان می دهد با این که هر کدام از گزارش ها نواقصی به همراه دارند، می توان وقایع مزبور را حاصل مشارکت خواسته یا ناخواسته جناح های مختلف مرتبط با نهضت جنگل دانست. به نظر می رسد، عاملان واقعه ملاسرا بی ارتباط با قتل حیدرخان نبوده اند و در این میان نقش عوامل دولت انگلیس پررنگ تر است.
بعد از جنگ های ایران و روس، به ویژه از زمان صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، ضرورت اصلاحات و نوسازی ایران با وجود موانع متنوع داخلی و خارجی همواره دغدغه بخشی از طبقه حاکمه به شمار می رفت. این بخش از طبقه حاکمه با جذب و فراخوانی نخبگان علمی و فرهنگی همچون خاندان هدایت کنشی مضاعف یافت. رضاقلی خان هدایت با توان و خدمات علمی و فرهنگی و پیوند سیاسی با سلسله قاجار توانست زمینه رشد و تعالی فرزندان و نوادگانش را در طبقه حاکم تسهیل و هموار نماید. فرزند وی، علی قلی خان مخبرالدوله، که خدمات خود را در زمینه علمی و در دارالفنون آغاز نمود، توانست در زمینه نوسازی نقشی چشمگیر داشته و از بانیان اصلی توسعه تلگراف در ایران گردد و مشاغل و القاب مربوط به این پدیده جدید ارتباطی را در میان خانواده خویش موروثی و انحصاری نماید و به تدریج با به دست گرفتن وزارت علوم و دارالفنون باعث گردید تا بسیاری از مناصب علمی و فرهنگی وزارت علوم به خانواده اش تعلق گرفته و خدمات ارزنده ای در این جهت بنماید. در زمینه سیاسی هر چند تجارب وی گذرا و ناچیز است اما باعث گردید تا فرزندانش فقدان ها و ضعف های سیاسی موجود در کشور را درک نموده و در آینده و به ویژه انقلاب مشروطه تأثیرگذار باشند و در کنار وی در منصب صدارت مناصب سیاسی را تجربه نمایند. خدمات وی باعث گردید تا بعد از وی فرزندانش جایگاه و مقبولیت سیاسی خاصی یابند.
اصحاب فکر و فرهنگ در دنیای متجدد با سیلابی از اصطلاحات و برساخته های مفهومی همانند تاریخ علم و فن، فکر و فلسفه، اخلاق، حقوق، هنر، آیین، جامعه، فرهنگ، زبان، سیاست، حکومت، تجارت، منشاء خانواده، نژاد و... و یا تاریخ و پیشینه این یا آن نهاد و سازمان و تشکیلات اجتماعی، مدنی و معنوی و یا حتی در سطح و سپهری دیگر با اصطلاحات و ترکیب بندی های مفهومی همانند؛ تاریخ کیهان و تاریخ کهکشان ها و منظومه ها و اختران و قمران و سیاره زمین و حیات و سیلابی از اصطلاحات و برساخته های مفهومی رایج و جاری دیگر از این نوع، مأنوس و آشنا هستند. این برساخته های مفهومی و اصطلاحات رایج و جاری در ذهن، فکر، فرهنگ و زبان انسان عالم جدید نه به تصادف و نه از سر ذوق جعل و وضع شده اند؛ بلکه هرکدام به تنهایی فحاوی عظیم و سنگینی را با محوریت و موضوعیت مفهوم کلیدی تاریخ بر شانه گرفته اند که فضای وجودی و تجربه و تقدیرتاریخی انسان عالم جدید را محسوس و ملموس و آشکارتر از هر سپهر دیگری بیان کرده و در برابر ما چونان طومارهای عظیم باز می نمایند.
برخی از پژوهشگران قطب الدین شیرازی را صاحب دستاوردهایی مهم در علم اپتیک یا مناظر دانسته اند. تحقیق حاضر که بر اساس سه کتاب مهم قطب الدین شیرازی در علم هیئت با نام های نهایه الإدراک فی درایه الافلاک و اختیارات مظفری و التحفه الشاهیه انجام شده است، نشان می دهد قطب الدین شیرازی در هیچ بخشی از آثار مذکور به بحث رنگین کمان نپرداخته است. نتیجه این پژوهش همچنین نشان می دهد که با اینکه شیرازی در زمینه علم هیئت نظریه های نویی مطرح کرده، امّا در علم مناظر دستاورد مهمّی نداشته است. آنچه در آثار قطب الدین شیرازی در علم مناظر دیده می شود نه تنها نو نیست، بلکه حتی از آثار ابن هیثم و علاء بن سهل نیز عقب تر است.