امیر تیمور گورکانی پس از تسلط بر نواحی مختلف آسیای مرکزی و ایران بر آن شد، تا فتوحات خود توسعه دهد و در ادامه توسعه سرزمینی بود که با سدی به نام عثمانی برخورد کرد. تنش و اختلاف میان امیر تیمور با عثمانی سبب ساز ایجاد مناسبات وی با دول اروپایی شد که در این زمان سخت تحت فشار دولت عثمانی قرار گرفته بودند. در واقع دول مسیحی اروپایی سعی در استفاده از توان نظامی تیمور برای حذف عثمانی ها داشتند. این مناسبات که در دهه آخرحکومت تیمور شکل گرفت، تحت تأثیر عواملی همچون بعد مسافت و ترس اروپائیان از شخص تیمور به یک رابطه پایدار و مداوم تبدیل نشد و بعد از شکست عثمانی و تضعیف آن توسط تیمور این مناسبات پایان پذیرفت و حتی در دوره جانشینان تیمور نیز ادامه پیدا نکرد. این پژوهش درصدد است اساس و اهداف شکل گیری مناسبات امیر تیمور با اروپائیان را مورد بررسی قرار دهد و در طول پژوهش به این پرسش پاسخ دهد چرا روابط امیر تیمور با دول اروپایی به رابطه سیاسی پایدار و مداوم تبدیل نشد؟
بدون شک داستان های عامیانه بخش مهمّی ازفرهنگ عامه به شمارمی آید. به ویژه درکشورهایی مانند کشور ما که مورخان اعتنایی به شرح و توصیف زندگی مردم نداشته اند؛ این داستان ها اهمیت بیشتری می یابد و به عنوان منبعی مهّم برای کسب آگاهی آداب، عادات، رسوم وسنن آن ها درمی آید. داستان فیروزشاه نامه پس ازسمک عیّار و داراب نامه ازمهمّ ترین داستان های عامیانه به شمار می رود که ازاصالت برخوردار است. فیروزشاه نامه یکی ازمتون ارزشمند منثور ادبیات فارسی و درواقع مجلد سوم و دنباله کتابی است که دو مجلد آن به عنوان داراب نامه مشهوراست. این کتاب تألیف محمد بیغمی از آثار قرن نهم هجری است؛ اما پیداست که منشأ بسیار قدیمی تر دارد. از این اثر علاوه بر استفاده های دستوری، لغوی و زبان شناسی، مطالب زیادی درحوزه جامعه شناسی تاریخی می توان به دست آورد. مطالعه و شناخت این میراث مهمّ فرهنگی، شناخت هرچه بهترگذشته فرهنگی وجامعه شناسی سرزمین ایران را به دنبال دارد و تحوّل فکری وتکامل اجتماعی مردم آن را نشان می دهد. بررسی باورها، آیین ها و دیگر عناصر فرهنگ عامه درفیروزشاه نامه موضوع این مقاله است که به شیوه توصیفی -تحلیلی با مراجعه به منابع کتابخانه ای نوشته شده است. گفتنی است این کتاب از جهت داشتن عناصرفولکلوریک اثری درخورتوجه است.آداب ورسوم اجتماعی و فرهنگی و باورهای خرافی به ترتیب بالاترین بسامد را در عناصرفرهنگ عامه فیروزشاهنامه دارا می باشند.
جامعه کرد بر اساس خاک به عنوان نماد قلمرو، و خون نماد عشیره پدر تبار، استقرار یافته است. از این رو، شیوه زیست ایلی و روستایی _ عشیره ای در جامعه کرد، استیلا داشته است. بی شک، تفوق این شیوه زیست سبب ناکامی توسعه شهر و شهرنشینی در جامعه کرد گردیده است . مقاله حاضر بر آن است که ضمن بررسی مفهوم شهر به صورت عام، به انکشاف مفهوم شهر و شهرنشینی در مناطق کردنشین به طور خاص دست یابد، تا از این طریق زمینه ها و علل و عوامل توسعه نیافتگی شهر و شهرنشینی، ضعف تجار کرد به منظور نیل به قدرت، و عدم حمایت ایشان از انقلاب مشروطیت، و سرانجام، عدم تکوین سرمایه داری در مناطق شهری کردنشین آشکار گردد.
در ایران عصر سلاجقه، طنز، به عنوان خنده طعنه آمیز به مسائل گوناگون جامعه به کار می رفته است. در تاریخ نگاریِ مدرنِ ادبیاتِ ایرانِ اسلا می ، طنزپردازی به همان معنای امروزین «قصد نقد اجتماعی سیاسی»، فعالیتی ادبی تعریف شده است که عمدتا توسط شعرا در قالب یک نوع ادبی خاص انجام و ترویج می شده است. علی رغم این نگرش عمدتاً ادب انگارانه و ژانری به طنز، اگر مفهوم طنز را فراتر از معنای کنونی آن، «بیان هنری اجتماع نقیضین» درنظر بگیریم، آنگاه باید گفت معنا و موضوعات طنزآمیز در فرهنگ ادبی جامعه ایران دوره میانه چه جایگاه و تنوعی داشته است؟ مساله مقاله حاضر بررسی فرهنگ طنزپردازی در جامعه ایران اسلا می دوران حکمرانی سلجوقیان با توجه به انواع گروه ها و نیز شیوه های بیانی و کاربرد آن است که با روش تاریخی انجام گرفته است. دستاورد مقاله نشان می دهد علاوه بر شاعرانی که در تاریخنگاری مدرن ادبیات فارسی به مثابه مُرَوِّجان نقد اجتماعی در ژانر ادبی طنز برجسته شده اند، اقشار گوناگون جامعه شامل مردمان عادی، دلقکان، صوفیان، علما و کارگزاران حکومت نیز برای بیان طعنه آمیز موضوعات مختلف جامعه به شکلی خنده دار، شیوه های بیانی گوناگون طنزپردازی رایج در «فرهنگ ادبی عامه» را درباره طیف وسیعی از موضوعات به کار می بردند و مقصود خود را در قالب مفاهیم طنزپردازانه و شیوه های ادبی از تحقیر تا تحامق بیان می کردند.
ترجمه از جمله راه های انعکاس تحولات فکری- فرهنگی اروپا در گروه های فعال اجتماعی ایران دورة قاجار محسوب می شود و می توان برای ترجمه ها، به مثابه متون نوشتاری جدید، نقش اجتماعی در روند انتقال فرهنگی قائل شد. جریان نوگرایی متأثر از ترجمه آثار و متون اروپایی در ایران در مقایسه با کشورهایی همچون عثمانی و مصر به سادگی شکل نگرفت و با دو مسئله عمده مواجه بود: اول، بدفهمی محتوا در نتیجة تلفیق محتوای متون تخصصی جدید با دانش و روش های ترجمه در ایران و دوم، ایفای نقش کانون های فرهنگی واسطه در روند آشنایی ایران با میراث علمی، فکری و فرهنگی دنیای جدید در نتیجة فاصله جغرافیایی ایران از اروپا. به گونه ای که برخی از محققان نقش کشورهای واسطه در تأخیر ارتباط مستقیم ایران با وضع جدید به«بیراهه عثمانی» توصیف کرده اند، زیرا ترجمه از طریق زبان های واسطه، وضعی را رقم زد که ترجمه از متون اصلی کمتر مورد توجه مخاطب ایرانی قرار گرفت. در این مقاله، با روش تحلیل گفتمان، نحوه انعکاس متون جدید در جامعه ایران و روند تقابل و تلفیق صورت گرفته بین ذهنیت ایرانی با ذهنیت جدید، در فرایند ترجمه ها بررسی می شود تا ضمن برجسته سازی اصلی ترین دال های انتقال دهندة مفاهیم و معانی جدید در محتوای متون ترجمه شده، صورت بندی جدیدی از فرایند اقتباس و تولید متن، مراحل، آثار و موانع تأثیر بیشتر آن پرداخته شود.