هجوم تیمور و تشدید مصائب زرتشتیان در خراسان و حوزه شمالی ایران، نخبگان روحانی این اقلّیت را بر آن داشت تا به مناطق امن تری چون یزد و کرمان پناه آورند. از این رو با اسکان موبدان در روستاهای تُرکآباد و شریف آباد یزد، این خطه نه تنها به مهم ترین کانون زرتشتی گری ایران ارتقا یافت که مرجعی برای پارسیان هند جهت کسب اطلاعات دینی گردید. تداوم این روابط فرهنگی باعث شد تا در سده نوزدهم میلادی که پارسیان در سایه مناسبات مطلوب با دولتمردان انگلیسی حاکم بر هند و بهره گیری از رهاوردهای فکری غرب برجستگی یافته بودند، با ایجاد «انجمن اکابر پارسیان هند» در صدد یاری به هم کیشان خود در ایران برآیند. موضوعی که با عزیمت مانکجی به ایران در عهد ناصری و اقدامات گسترده وی در لغو جزیه، انجام اصلاحات درون ساختاری، ایجاد مدارس نوین و تلاش در کاهش فشارهای اجتماعی برهم کیشان، فصل نوینی را در حیات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زرتشتیان یزد رقم زد. بر این مبنا، پژوهش حاضر می کوشد تا به شیوه تحلیل تاریخی گستره این روابط را در چارچوب کارکرد نمایندگان انجمن پارسیان هند در عهد ناصری به بحث و بررسی گذارد.
اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی معیارهای ارزیابی تورهای مجازی موزه های ایران، بررسی وضعیت تورهای مجازی موزه های ایران براساس معیارهای ارزیابی شناسایی شده، تعیین نقاط قوت و ضعف تورهای مجازی موزه های ایران براساس معیارهای ارزیابی شناسایی شده، و ارائه پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت موجود تورهای مجازی موزه های ایران انجام شده است.
روششناسی/رویکرد پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است و در آن از روش مطالعه کتابخانه ای و پیمایش توصیفی استفاده شده است. ابزار پژوهش، در پیمایش توصیفی، سیاهه ارزیابی محققساخته است که شامل 8 معیار اصلی و 56 پرسش استخراجی است. معیارها، شامل دسترس پذیری، سهولت استفاده و کاربر پسندی، محتوا و متن، ساختار ظاهری، تعامل و بازخورد، استفاده از فناوری های چندرسانه ای، امکانات موجود برای معلولان جسمی، و روزآمد بودن هستند.
نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در تورهای مجازی موزه های ایران معیار ساختار ظاهری با میانگین 4/18(از 20) و معیار محتوا و متن با میانگین4/13 در وضعیت مناسبی قرار دارند. همچنین، معیارهای سهولت استفاده و کاربر پسندی و دسترس پذیری، به ترتیب، با میانگین های 8/9 و 6/8 در سطح متوسط قرار دارند و سایر معیارها در وضعیت نامناسبی قرار دارند. معیار امکانات موجود برای معلولان جسمی، در کل جامعه 20 تایی، رعایت نشده است.
تغییر مذهب غازان خان (حک: 694 - 703 ق)، هفتمین فرمان روای ایلخانی، نقطة عطفی در تاریخ حاکمیت مغول ها در ایران به شمار می رود. غازان با اصلاحات و تغییر در نگاه حاکمیت و دگرگونی در نحوة مدیریت تحولاتی را در ساختار حکومت ایلخانان پدید آورد. عمدة این اصلاحات در کتاب مشهور و ارزش مند خواجه رشید الدین فضل الله همدانی به نام جامع التواریخ، به ویژه در بخش «تاریخ مبارک غازانی»، ذکر شده است. از آن جایی که نویسندة این منبع خود از کاربه دستان ارشد سازمان اداری ایلخانان بود، در مورد روایات وی پرسش های بسیاری مطرح شده است. موفقیت، آسیب شناسی، و نیز فرجام این اصلاحات بخشی از این پرسش ها را دربر می گیرد.
هدف این مقاله بررسی گزارش های جامع التواریخ درخصوص اصلاحات غازانی و مطالعة تطبیقی این گزارش ها با داده های محمد بن هندوشاه نخجوانی در کتاب دستورالکاتب فی تعیین المراتب به منظور ارزیابی میزان موفقیت اصلاحات غازان و نیز شناخت اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در نیمة دوم قرن هشتم هجری است.
آن طور که اغلب تصور شده ، باستان شناسی دانش یکدست و واحد با مرزها و منطقه ها ی موضوعی شفاف و روش شناسی نظری و عملی مشخص و روشنی نیست.مسئله های مطرح شده در آن نیز چنین اند؛هم توصیفی و تحلیلی طرح می شوند، هم تبیینی و تفسیری ره می سپارند. هم ، رنگ تفسیررا برچهره دارند، هم لعاب تاویل را برتن پوشیده اند.تداخل ها و داد و ستدهای چند ضلعی و گسترده باستان شناسان با عالمان و پژوهشگران رشته ها و دانش های دیگر اعم از تاریخی و انسانی و اجتماعی و یا طبیعی و حوزه های فکری و معرفتی دیگر به ویژه فلسفه و منطق و ریاضیات و فلسفه های علم و معرفت شناسی ، تفکیک و تحدید منطقه ها و مرزهای موضوعی وروش شناسی دانش باستان شناسی را از رشته ها و دانش های دیگر، سخت پیچیده و دشوار و در برخی موارد نیز ناممکن کرده است.