اهمیت آثار تاریخی و باستانی در بعد هویت ملی و هویت واحد بشری از یک سو و تخریب گسترده آنها از سوی گروه های افراطی مذهبی از سوی دیگر، مسئله نگاه داری از این آثار را در کانون توجه نهادهای جهان گردی و میراث فرهنگی، مانند یونسکو قرار داده است. مقاله حاضر می کوشد این موضوع را با تکیه بر آثار دارای مجسمه یا نقاشی و با استفاده از روش سندپژوهی از دیدگاه قرآن، فقه امامیه و حقوق کیفری ایران بررسی کند. نتیجه این مقاله نشان می دهد که بر اساس آیات قرآن کریم، نگاه داری این آثار و جلوگیری از تخریب آنها برای عبرت آموزی از سرانجام گذشتگان ضروری است. هم چنین در دیدگاه فقه امامیه، تخریب این آثار جایز نیست و مشمول حکم حرمت است و قانون گذار در مواد 558 تا 569 قانون مجازات اسلامی برای تخریب کنندگان این آثار مجازات تعیین کرده است.
یکی از اجزای اصلی و در واقع رکن اساسی پژوهش که از آن طریق پژوهشگر به توضیح مسئله پژوهش می پردازد، «بیان مسئله» است. به دلیل نبودِ تعریف درست از «بیان مسئله» و نیز خلط آن با دیگر اجزای پژوهش، نظیر عنوان، موضوع و سؤال اصلی پژوهش، اغلب در پژوهش های تاریخی باعث نادیده گرفتن آن می شود. شاید بتوان گفت این اشکال اغلب ناشی از نارسایی و نبودِ تعریف درست برای مفاهیم اساسی پژوهش در متون «روش پژوهش» در علوم انسانی به طور عام و در تاریخ به طور خاص است که بازتاب آن را می توان در پژوهش های تاریخی، در رساله ها و پایان نامه های دانشجویان تاریخ مشاهده کرد. پژوهش حاضر به دنبال آسیب شناسی نبودِ شفافیت یا نقصان در مفهوم «بیان مسئله» در پایان نامه ها و پژوهش های تاریخی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که به دلیل نداشتنِ تعریف صحیح از بیان مسئله در متون روش پژوهش در تاریخ، منجربه کاستی های جدی ای در پایان نامه های دانشگاهی رشته تاریخ شده است. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از منابع کتابخانه ای و مجموعه گنجینه پایان نامه ها [1] و نیز با روش توصیفی تحلیلی و آماری به تحلیل داده ها بپردازد و آسیب های روش شناسی بیان مسئله را با مطالعه موردی در پایان نامه های رشته تاریخِ دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی، در طی سال های گذشته نشان دهد. [1]. Ganj.irandoc.ac.ir
روابط هنری ایران و اروپا در قرن 11ه.ق/17م به دنبال برقراری روابط سیاسی و تجاری میان سلاطین صفویه به ویژه، شاه عباس اول و کشورهای اروپایی از جمله امپراتوری هابسبورگ به اوج خود رسید. از این رو هیأت های سیاسی و تجاری بین این دو امپراتوری به منظور عقد قراردادهای سیاسی و تجاری به آمد و شد پرداختند. از رویدادهای دیگر قرن11ه.ق/ 17م آمدن سیاحان اروپایی به ایران عصر صفوی بود که با نوشتن گزارش هایی در مورد ایران و آثار تاریخی آن نقش مهمی در شناساندن ایران به اروپاییان داشتند. انتشار سفرنامه های این سیاحان در اروپا یکی از مهمترین راههای انتقال مفاهیم هنرمعماری ایران به اروپا به ویژه در میان معماران اتریشی بوده است. بنابراین این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی زمینه های تاریخی ای که منجر به دادوستدهای فرهنگی-تمدنی به ویژه در حوزه معماری بین ایران و اتریش در دوره ی صفوی شده است پرداخت و تأثیراتی را که این نفوذ هنری در معماری شهر وین (پایتخت اتریش) داشته است، مورد مطالعه قرار داد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در دوره ی صفویه تحت تأثیر راههای ارتباطی با اروپا؛ نقل و انتقالات هنری از طریق هیأت های سیاسی و انتشار سفرنامه های سیاحان در اروپا، مضامین هنری به ویژه هنرمعمای ایران به اروپا منتقل شد و تحت تأثیر این مضامین معماری، برخی از معماران اتریشی عماراتی مانند کاخ شون برون، کاخ بلودر، کاخ کلس هایم و کلیسای سنت کارل را متأثر از معماری اصفهان در اتریش ساختند.
فهم وقایع تاریخی بدون شناخت اندیشه ای که در پس رویدادها نهفته است، امکان پذیر نیست. این نوع نگرش منوط به فهم دانش و بینش مورخ است و شناخت واقعه تاریخی بدون شناخت نظرگاه مورخ، غیرممکن است. تاریخ نگری و گرانیگاه فکری دو مورخ ابوبکر طهرانی و فضل الله روزبهان خنجی که در دوره حساسی از تاریخ ایران می زیسته اند و برهمین اساس برداشت های تاریخی خود را بیان کرده اند، نیز تابع همین قاعده است. درهمین جهت، نوشتار حاضر سعی بر آن دارد تا تأثیر تاریخ نگری و خاصه بینش تقدیرگرایانه هر دو مورخ را با رویکردی قیاس گونه در نگارش کتاب دیار بکریه با عالم آرای امینی تبیین نماید. بنابراین سؤال پژوهش این است که رویکرد کلامی و نگرش اعتقادی ابوبکر طهرانی و فضل الله روزبهان خنجی در پردازش تاریخ و تفسیر دگرگونی های تاریخی در پرتو مشیت الهی چه تأثیری داشته است. البته این مسئله با توجه به بازتاب رویکرد مشیت گرایانه هر دو مورخ در شیوه نوشتاری و با در نظرداشتن دگرگونی های تاریخی عصر آنها بررسی می شود. حاصل پژوهش که با رویکرد توصیفی تحلیلی انجام شده حاکی از این است که ابوبکر طهرانی همانند خنجی، البته در مقیاسی وسیع تر، تقدیرگرایی را در تحقق تاریخ مهم پنداشته و در برداشت تاریخ نگارانه خود از اوضاع حاکم بر قرن نهم این مهم را منظور کرده است. ازاین رو جبرگرایی، اراده مطلق خدواند در سرنوشت انسان، ناتوانی و زبونی انسان در هستی و آفرینش، غایت گرایی و تفسیر خطی تاریخ مهمترین مؤلفه های تاریخ نگاری در تاریخ دیار بکریه و عالم آرای امینی هستند که همگی در ذیل بینش تقدیرگرایانه دو مورخ قابل کشف و فهم هستند.
در بسیاری از پژوهش های مربوط به دوره امویان، بر عرب گرایی والیان و کارگزاران اموی و بی توجهی آنان به غیر عرب تأکید شده است. با وجود این، در دیوان سالاری امویان، جلوه های ایرانیِ بازمانده از دوره ساسانی و فعالیت های دیوان سالاران ایرانی، بسیار به چشم می خورد. امویان از یک سو به سبب ناآگاهی و نیاز تشکیلاتی و از سوی دیگر، به سبب مهارت و توانمندی ایرانیان در این زمینه وامدار دیوان سالاری ایران پیش از اسلام بودند. این پژوهش، با در نظر داشتن معیارهایی نظیر گزارش صریح منابع درباره ایرانی بودن دیوان سالاران و نیز نشانه های احتمالی ایرانی بودن دیوان سالاران در گزارش های منابع، به شناسایی ایرانیان دیوان سالار در این دوره پرداخته و بدین وسیله، عرب گرایی امویان را در بخش دیوان سالاری در سرزمین های شرقی خلافت به چالش کشیده است.
دوران رضاشاه را شاید بتوان نقطه ی عطفی در وضعیت کلیمیان ایران دانست. با روی کارآمدن رضاشاه، وضعیت زندگی اجتماعی کلیمیان تغییر یافت. بعد از پیروزی مشروطه طبق اصل برابری که در قانون اساسی گنجانده شده بود، تمام ایرانیان فارغ از مذهبشان، در برابر قانون یکسان بودند و این مسئله در ایجاد تحول در لایه های جامعه ی ایران، به خصوص اقلیت ها، مسئله ای مهم بود. پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد، به این پرسش پاسخ دهد که اصلاحات و اقدامات رضاشاه چه تأثیری در وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کلیمیان داشت؟ دستاورد این پژوهش نشان می دهد که اقدامات رضاشاه، پیامدهای مثبت و منفی در روند مدرن سازی برای کلیمیان داشت. اقدامات رضاشاه امکان جابه جایی طبقات جامعه ی کلیمی را از فرودستان شهری به طبقه ی متوسط فراهم کرد. در این دوره با آزادی نسبی، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کلیمیان متحول شد.
تاریخ نگاری سنتی به اقتضای موضوعش که مطالعه زندگی مردان بزرگ و مناسبات قدرت و سیاست بود به طور مستقیم با مقوله های اجتماعی/ جمعیتی به عنوان یک مساله روش شناختی درگیر نبوده ولی پیدایش تاریخ اجتماعی نوین در دهه های اخیر و به ویژه رواج مطالعات زندگی روزانه در این حوزه، مقوله بندی را هم در سطح جمعیتی و هم در قبال مضامین مورد پژوهش در زندگی این جمعیتها، حایز اهمیت ساخت. مساله این پژوهش تبیین اهمیت روش شناختی مقوله بندی در مطالعات تاریخ اجتماعی، با بررسی و مقایسه مقوله بندیهای انتخاب شده در شماری از تحقیقات زندگی روزانه در غرب و ایران است. پرسش اصلی این پژوهش نیز این است که محققان تاریخ زندگی روزانه چگونه و با توجه یا تحت تاثیر چه عواملی مقوله های تحقیق خود را انتخاب کرده و سامان داده اند؛ همچنین آیا می توان برای تمام ادوار تاریخی با شرایط جغرافیای و فرهنگی متفاوت، شیوه مقوله بندی واحدی را ارایه داد؟ فرض بر این است که مورخان در این زمینه با اتکا به روش های هرمونتیکی و همچنین با در نظر گرفتن شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هر دوره و متغیرهای مورد بررسی شان، دست به مقوله بندی متناسب زده اند. در این بررسی با مقایسه مقوله بندیهای انتخاب شده در شماری از تحقیقات تاریخ زندگی روزانه در غرب و ایران، شیوه مقوله بندی و نیز منطق و ملاک معنادارسازی این مقوله بندیها را بازشناسی کرده ایم. در این پزوهش معلوم شده که حالت پژوهش و قصد مولف و مقتضیات و اولویتهای مقوله ای در زندگی واقعی روزانه در هر دوره از مهمترین عوامل تعیین کننده شیوه مقوله بندی در این مطالعات بوده اند
این مقاله در تلاش است تا ثابت نماید جمهوری اسلامی که آیت الله خمینی در ایران بنیاد نهادند بیشتر از هر نمونه دیگری الگوی خود را در حکومت دینی صدر اسلام و به ویژه نظام سیاسی پیامبر (ص) در مدینه جستجو می نمود. شواهد متعدد در این خصوص و بیانات صریح و روشن امام خمینی مبنی بر اینکه جمهوری مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملّت می باشد، ادّعای مزبور را اثبات می کند. تأکیدهای رهبری انقلاب بر اصل آزادی عقیده، حق انتخاب و خودمختاری فردی، بهره گیری از تجربه و تخصص در امر حکومت داری، تصمیم گیری مبتنی بر اصل شورا و نظام نمایندگی (بیعت)، رعایت دوستی، محبت و مدارا در مسائل داخلی و روابط خارج، پای بندی به قوانین طبیعی و اصول این جهانی و ده ها ویژگی دیگر جاری در نظام سیاسی- اجتماعی صدر اسلام تماماً اموری هستند که نظام های جمهوری در سراسر تاریخ و به ویژه سیستم های جمهوری دموکراتیک نیز آنها را مورد تأیید قرار می دهند.