نهضت تحریم تنباکو را می توان اولین نهضت بیداری ایرانیان در تاریخ معاصر دانست. این نهضت در عصری به وقوع پیوست که ایران اسلامی به وسیله استبداد و استعمار دچار ضعف و نابسامانی شدیدی شده بود. در این نهضت، با اینکه اقشار و گروه های گوناگون اجتماعی شرکت داشتند، جریان روشن فکری (گروه تحصیل کرده اروپایی) به رغم گفتمان اصلاحاتی که همیشه مدعی آن بوده است، نقش ناچیزی ایفا کرد. در این اثر، سعی شده است علل این حضور نیافتن بررسی شود. به نظر می رسد کج فهمی و تحلیل نادرست این جریان از واقعیت های جاری ایران در این دوره عامل اصلی این حضور کم رنگ بود. درک و موضع نادرست این جریان در برابر سه طرف اصلی درگیر در این نهضت (یعنی: مردم و فرهنگ سیاسی آنها؛ استبداد و دستگاه سلطنت قاجاری؛ استعمار و میزان نفوذ آن) موجب شد این جریان نتواند در نهضتی که به راستی آن را «مادر نهضت های معاصر ایران» می توان دانست، نقش ایفا کند. آنها می توانستند با تکیه بر بیداری مردم و استفاده از ظرفیت های فرهنگی سیاسی آنها، به جای خرافی خواندن اعتقادات و تحقیر فرهنگ سیاسی دینی مردم، و نیز با تکیه بر نگاه واقع بینانه نسبت به ماهیت استبدادی حکومت ایران و اصلاح گری واقعی به جای داشتن یک نگاه ضداستبدادی متأثر از شرایط غرب و نیز با بی اعتمادی به استعمار و کشورهای بیگانه، به جای خوش بینی به خیرخواهی آنها و خوش حالی از حضور آنها در ایران در کنار دیگر اقشار مردم، نقش مهم و بسزایی در این نهضت ایفا کنند.
نقش خوانش های گوناگون میراث حدیثی شیعه در شکل دهی به کنش کاربران گفتمان های شیعی و کشمکش های گفتمانی بر سر تفسیری صحیح از این میراث، بازاندیشی جوامع حدیثی را بسیار ضروری ساخته است. بررسی کتاب الحجه از مجموعه حدیثی کافی به عنوان یک نمونه برای این بازاندیشی با بهره گیری از روش تحلیلِ انتقادیِ گفتمان، موضوع مقاله حاضر است. بر اساس پیش فرض این روش، هر متن فقط برساخته بافتار تاریخی خود نیست و می تواند با یک کنش بیناگفتمانی به یک راهبرد گفتمانی آفرینشگر تبدیل شود و نقشی برسازنده نسبت به بافتار تاریخی خود اجرا کند. کاربست این روش برای تحلیل کتاب الحجه نشان می دهد که شیخ کلینی (د.329ه.ق) به منظور یافتن راهی برای برون رفت از بحران های جامعه شیعه در عصر غیبت صغرا که با فراگیر شدن عقل گرایی شیعی هم زمان بود، دست به کنشی بینا گفتمانی زد. بر این اساس، او در کنار پذیرش دیدگاه حدیث گرایان قم درباره علم ائمه(ع)، می کوشید از برداشت متهم به تقصیر آنان فاصله بگیرد و با برجسته ساختن باورهای معطوف به وحیانی و الهامی بودن منابع علم ائمه(ع)، حیاتی تازه به عقل شیعی در آن شرایط بحرانی دهد.
تاریخ محلی یکی از شاخه های تاریخ نگاری محسوب می شود که در ایران سابقه طولانی دارد مثلاً کتاب تاریخ سیستان و کتاب تاریخ بخارا از جمله نخستین تاریخ نگاری های محلی در ایران محسوب می شود. ارزش یک کتاب تاریخی، به منزله منبعی تاریخی، مشروط به قدمت و نزدیک بودن به زمان رویدادهای توصیف شده یا استفاده از آثار قدیمی است که به صورت دیگر حفظ نشده است. پاره ای از متقدم ترین تاریخ نگاران از آن جهت حائز اهمیت هستند که برای نخستین بار از اطلاعات ویژه ای را برای ما ثبت می کنند. در زمینه تاریخ گرجی های شوشتر، کتاب تذکره شوشتر نوشته سیدعبدالله جزایری از نخستین کتاب هایی است که اطلاعات جامع و کاملی در این زمینه ارائه می دهد به طوری که بیش از یک سوم این کتاب در زمینه تاریخ نگاری گرجی های شوشتر است. در این پژوهش به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که تاریخ نگاران ملی و محلی چه اندازه به تاریخ گرجی های شوشتر پرداخته اند؟ پاسخ این پژوهش بر این استوار است که کتاب تذکره شوشتر از نخستین و مهم ترین منابعی است که به صورت کاملاً تخصصی به تاریخ گرجیان شوشتر پرداخته است و سایر نویسندگان، از مطالب این کتاب بهره برده اند.
ورود پیامبر به مدینه با پدیده ای به نام نفاق و گروهی به نام منافقان در جامعه اسلامی همراه بود. این گروه برای ایجاد مانع در راه گسترش اسلام دست به توطئه می زدند. جریان افک توطئه ای خطرناک از سوی منافقان بود. موفقیت منافقان در این ماجرا، انزوای سیاسی- اجتماعی پیامبر را به دنبال داشت. در این ماجرا یکی از همسران پیامبر متهم به زنا شد. اهل سنت ماجرای افک را مربوط به عایشه و نزول آیات را فضیلتی برای او می دانند. از سوی دیگر، شیعه این ماجرا را در ارتباط با ماریه می دانند. نگارنده بر آن است تا چگونگی ارتباط یا عدم ارتباط این ماجرا با عایشه و ماریه را نشان دهد. نتیجه پژوهش حاضر مبین آن است که هر چند بزرگان شیعه احتمال وقوع چنین ماجرایی را درباره ماریه رد نمی کنند؛ اما شان نزول آیات افک را در مورد ماریه نمی دانند. هم چنین به دلیل محور بودن عایشه در روایت مشهور افک، برخی ارتباط این ماجرا را با عایشه ردّ می کنند. هر چند می توان فرضیه شخص سومی را نیز در این ماجرا مطرح کرد. با این حال، ارتباط این ماجرا با عایشه، علی رغم اشکالات و ابهامات در متن گزارش بیشتر مورد توجه است. در مجوع حادثه افک، صرف نظر از جزئیات آن و فراتر از نزاع های خانوادگی، اساسی ترین توطئه داخلی منافقان بر ضدّ پیامبر بود که با نزول آیات افک، توطئه های منافقان خنثی شد.
استفاده از گچ به عنوان تزئینات در ساختمان ها عمری طولانی دارد. بررسی آثار بازمانده از دوره های تاریخی نشان می دهد که هنر گچبری از عصر اشکانیان روشمند و از اسلوب ویژه برخوردار شده است. این روش ها در عصر ساسانیان رو به تکامل نهاده و در دوران اسلامی با تغییراتی تداوم یافت. دانسته های ما از هنر تزئینات گچبری دوره ساسانی بیشتر براساس کاوش چند محوطه مهم این دوره ازجمله شهر تاریخی بیشاپور است. بیشاپور مرکز کوره شاپور یکی از کوره یا ایالت های پنج گانه پارس به حساب می آمد در زمان «شاپور اول» دومین شاهنشاه ساسانی تأسیس شد. در کاوش بیشاپور درکنار تابلو های موزاییک منحصربه فرد، گچبری و رنگ آمیزی روی گچ، به ویژه در بخش ارگ شاهی به دست آمده است. یافته های مهمی ازجمله آشکار شدن فضاهای معماری در جنوب ایوان موزاییک در بخشی موسوم به «ارگ شاهی» و یافته های سنگی ازقبیل: هاون، خونک، پیکره های سنگی از جنس سنگ مرمر و مهره های تزئینی، کوره شیشه گری و قطعات ظروف شیشه ای، سفال و فلز ازجمله آثاری هستند که در کاوش فصل نهم به دست آمده است. مهم ترین آثار معماری به دست آمده عبارتنداز: راهروهای ضلع جنوبی ایوان موزاییک، اتاق های همراه با طاقچه های گچبری که بعضاً با رنگ قرمز از جنس گل اخرا نقاشی و تزئین شده اند و هم چنین در این اتاق ها اندود گچ دیوارها و اندود گچی کف فضاهای معماری نیز به دست آمده است. گچبری های به دست آمده بیشتر نوارهای موازی که بیشتر در حاشیه طاقچه ها و ورودی ها به کار می رفته را شامل می شود. تزئینات گچی ایوان موزاییک شامل: اندود گچ و رنگ آمیزی روی اندود و هم چنین آثار و بقایای گچبری است. حال، پرسش اصلی در این پژوهش با این نظر که این قطعات همگی متعلق به دوره ساسانی هستند، با چه روشی ساخته شده اند؟ در این مقاله روش یافته اندوزی داده ها به دو شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته و کوشش شده است تا این یافته ها در بستر هنر گچبری دوره ساسانی شهر تاریخی بیشاپور معرفی و تجزیه و تحلیل شود.
هجوم مغول و نابسامانی های پس ازآن، ساختار سیاسی و حیات اقتصادی- اجتماعی بخش مهمی از ایران را دچار گسست کرد و تا مدتی زمینه های لازم برای از میان رفتن نابسامانی های مذکور هموار نگردید. نوشتار حاضر با طرح این سؤال که: پیشینه قومی- قبیله ای حاکمان مغولی پیش از تشکیل حکومت ایلخانان در احیای سنن حکومتی ایرانی و امنیت بخشی به اوضاع چه تأثیری داشته و در نظام مندی ساختار سیاسی عهد ایلخانی از چه جایگاهی برخوردار بوده است؟ بر این باور است که تلاش برای کاستن از شدت نابسامانی های حاکم بر ایران، نابسامانی هایی که مبهم بودن جایگاه سیاسی ایران در تقسیم اولوس های چنگیزی و نگرش مقطعی و موقتی مغول ها به این سرزمین آن را تشدید می کرد، از سوی نمایندگان اعزامی مغول که پایگاه قومی- قبیله ای متمدن تری داشتند آغاز شد. این کارگزاران مغولی با بهره گیری از پیشینه تمدنی خویش و سهمی که نمایندگان قبیله ای آن ها در نظام مندی قدرت نوظهور مغولی داشتند، موجبات احیای سنن سیاسی ایران را فراهم کردند و انتقال تجربیات ایشان در نهادینگی حکومت ایلخانی و روالمندی سنن سیاسی این عهد، سهم به سزایی داشت.
فلسفه تاریخ یکی از مهم ترین شاخه های معرفت تاریخی و در بردارنده مباحث مختلفی است که قانون تاریخی در بین آن ها، جایگاه ویژه ای دارد. این موضوع با عنوان سنت الهی در قرآن و نهج البلاغه همراه با ارائه نمونه هایی مبتنی بر روش حکمت و تعقل تاریخی مورد توجه قرار گرفته است و آگاهی از آن، یکی از نشانه های یقین و شناخت قطعی شمرده می شود.مقاله پیش رو سعی دارد با روش وصفی تحلیلی و با استفاده از آیات قرآن و آرای شارحان نهج البلاغه، مروری بر مفهوم و ویژگی های سنت های تاریخی در قرآن و نهج البلاغه داشته باشد. یافته های این مقاله نشان می دهد بر اساس آموزه های قرآن و نهج البلاغه، وقوع رویدادهای تاریخی، تابع سنت هایی ویژه است. همان گونه که دیگر صحنه های جهان هستی نیز به وسیله سنت های ویژه آن ها اداره می شود. این سنت ها ویژگی هایی هم چون تغییرناپذیری، واقع گرایی، تبدیل ناپذیری و حرکت به سوی هدفی معین دارند.
روندهای سیاسی فرهنگی طی شده در جمهوری آذربایجان کنونی با محوریت «غیریت سازی تاریخی با ایران» منجر به واگرایی آن از ایران شده است. یکی از مأموریت های رادیو برون مرزی آذری ایران، تبیین پیوندها و گسست های تاریخی برای افکار عمومی همسایه شمالی است. در این مقاله، سعی شده است میزان و چگونگی پرداخت به تاریخ مشترک دو کشور در این رادیوی باقدمت با کاربست نظریه های «برجسته سازی» و «چارچوب سازی» رسانه ای واکاوی شود. برای این منظور، برنامه های تاریخی سه ماه از این رسانه شنیداری به صورت تمام شماری، بر اساس تکنیک کدگذاری، تحلیل محتوای کمی شده است. ۲ مقوله برجسته سازی و 7 متغیر چارچوب سازی برنامه ها را سنجیده است. یافته ها نشان می دهد برنامه ها به ویژه از دیدگاه چارچوب سازی از حد مطلوب فاصله دارند. تحلیل های آماری مؤید این موضوع است که برجسته سازی مباحث تاریخی از اولویت رسانه و اولویت سیاسی کافی برای سیاست گذاران این رسانه شنیداری برخوردار نیست. برای تنویر جامع تر افکارِ سطوح و لایه های مختلف مخاطبان پیشنهاد می شود که ضمن افزایش تعداد برنامه های تاریخی، بهره گیری از چارچوب های شناختی مانند روایت هم زمان وقایع دو سرزمین، غیرمستقیم گویی، چندصدایی و تعاملی کردن برنامه ها نیز تقویت شود. بازتعریف دانش تاریخی و افزایش خودآگاهی کنشگران مدنی آذری در ارتقای زمینه های همنوایی و همگرایی دو کشور مؤثر خواهد بود.
سرزمین خراسان بزرگ که در سده های اولیه اسلامی و به خصوص در قرن سوم و چهارم هجری/ نهم و دهم میلادی دوران رشد و ترقی خود طی می کرد، سرزمینی ثروتمند و حاصلخیز بود، که همواره چشم طمع قدرتمندان منطقه را به سوی خود جلب می کرد. پس از آن که مواهب و امتیازات این سرزمین محمود بن سبکتگین غزنوی را به سوی خود کشاند، باعث شد که وفاداری ظاهری او نسبت به سامانیان بهسلطه طلبی و استقلال خواهی تبدیل شود. اما دیگر دولت ترک منطقه نیز که در فروپاشی امارت سامانیان نقش داشت، در پی فرصت مناسبی برای دست انداختن و تسلط بر این ناحیه بود. از این رو بود که تهاجماتی از سوی قراخانیان گاه به صورت یکپارچه و گاه پراکنده از ماواءالنهر به این سرزمین صورت گرفت. غزنویان نیز در مقابل برای مواجهه با تحرکات قراخانیان در خراسان، گهگاه به لشکرکشی به ماوراءالنهر می پرداختند. بنابراین پژوهش حاضر قصد بررسی این سوال اساسی را دارد که دلایل اصلی رقابت و درگیری قراخانیان و غزنویان یعنی اولین دولت های ترک مسلمان منطقه که حکومت ایرانی سامانی را بین خود تقسم نموده بودند، در خراسان چه بوده است و چه عواملی موجب درگیری این دو دولت در خراسان می گردید؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که سیاست توسعه طلبی دو دولت ترک مسلمان علت اصلی این رقابت و درگیری بوده است. هر دوی آن ها خود را وارث سامانیان در منطقه می دانست که خراسان جزیی از قلمروی آن دولت محسوب می شد. ضمن آن که وسعت قلمروی غزنویان و توجه بیشتر آن ها به موضوع لشکرکشی و غزوات هندوستان، و مسائل متعدد دیگری که در دوره سلطان مسعود مزید بر آن شد، فرصت مناسبی را برای تعقیب سیاست قراخانیان برای توسعه قلمروی خود به این سوی جیحون فراهم می آورد. عدم یکپارچگی این دولت نیز زمینه اقدامات خودسرانه برخی از حکام نظیر علی تگین حاکم بخارا را موجب می گردید.