رونق و گسترش تشیع از مهم ترین تحولات تاریخی ایران در دوره حکومت مغولان در ایران و نیز مرحله ای تعیین کننده در سیر تاریخ تشیع به شمار می آید. آن چنان که می توان آن را سرآغازی تازه و یا نقطه عطفی با اهمیت در روندی دانست که سرانجام به رسمیت ماندگار تشیع در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران در دوره صفوی و پس از آن انجامید. در میان تمامی تکاپوهای شیعی در این دوره، شیعه شدن سلطان محمد اولجایتو هشتمین ایلخان مغول و تصمیم او برای رسمی کردن این مذهب بیش از همه توجه مورخان و محققان را به خود جلب کرده است. به همین جهت پرداختن به ابعاد این رویداد می تواند به روشن تر شدن کلیت تاریخ تشیع در این زمان کمک کند. یکی از مسایل مبهم و مورد اختلاف مورخان و پژوهشگران در این زمینه، تعیین مدت شیعه بودن اولجایتو و رسمیت داشتن این مذهب در زمان فرمانروایی اوست. یک راه برای رفع یا کاستن از این ابهامات و اختلافات و دست یابی به یک محدوده زمانی مشخص در این مورد، دسته بندی روایات تاریخی و تحلیل های گوناگون و ارزیابی هر یک از آن ها و سپس حصول یک جمع بندی از آن هاست. مقاله حاضر بر اساس این دیدگاه نوشته شده است.
تغییر، از ضرورتهای حیات بشری؛ و تعلیم و تربیت تنها وسیله نیل به آن است. تحول و تغییر از شاخصههای جامعه ایران عصر صفوی بود. اینکه دولتمردان آن عصر برای نیل به مقاصد سیاسی، مذهبی و اقتصادی، جامعه را از طریق چه مؤسسات و با چه آموزشهایی جهتدهی و مدیریت میکردند، پرسشی درخور توجه است. دستاورد این تحقیق با بهرهگیری از روش تحقیق تاریخی، این است که پادشاهان صفوی در بعد آموزشهای نظری از کلیه مؤسسات سنتی و جدید، اعم از مساجد، خانقاهها، مدارس، قهوهخانهها و غیره با محتوایی متناسب با جهتگیری جدید مذهبی استفاده میکردهاند.
سید اجل شمس الدین عمر بخاری، از بخارا برخاست؛ اما از آنجا که بخارا و بهطور کلی منطقه ماوراءالنهر از روزگار فروپاشی سامانیان در دست سلسله ترکنژاد قراخانیان قرار گرفت و این وضعیت کمابیش تا حمله مغول به ایران ادامه داشت، آگاهیهای کمی از آن دیار در منابع فارسی زبان باقی ماند. چنانکه ایرانیان تنها از طریق نوشته های رشیدالدین فضلالله که تقریباً با سید اجل معاصر بود، با وی آشنا شدند و ظاهراً در ایران کسی چیزی بیش از آن درباره این وزیر ایرانی تبار مغولان چین نمی دانست. بهطور طبیعی، هرچه از روزگار زندگانی سید اجل گذشت به علت استقلال ایران و جدایی ایلخانان ایران از خاقانان مغولی چین و جغتاییان حاکم بر فرا رود این اطلاعات کمتر نیز شد. به طوری که وقتی یکی از نوادگان سید اجل در ایران قرن 10ق/16م به ذکر نسب خود تا به سید اجل بخاری پرداخت، کمتر کسی متوجه شد که منظور از این نیای بزرگ کیست؛ یا اگر هم شد در منابع بعدی بازتابی نیافت. در روزگاران جدید و معاصر نیز به علت جدایی مطالعات ایرانشناسی از پژوهشهای مربوط به چین و عدم آشنایی این دو ملت کهنسال از زبان یکدیگر، این فرصت بهدست نیامد و ظاهراً کسی متوجه وجود نوادگانی از سید اجل در ایران نگردید. مقاله حاضر بر آن است تا به معرفی نوادگان وی در ایران بپردازد.
آرتور چستر میلسپوی آمریکایی به دلیل ماموریت مستشاری خود در ایران یکی به سال 1301 ه.ش. و دیگری به سال 1321 ه.ش.- و انجام اصلاحات در امور مالیه و دارایی ایران، شهرت و جایگاهی ویژه در تاریخ سیاسی معاصر یافته است. ایرانیان به دلیل پیشینه تجربی سلطه گری روسیه و انگلستان، هر گاه که می توانستند فارغ از تحمیل ها و اجبارهای استعمارگرانه تصمیم بگیرند در هنگامه های بهره گیری و به کارگیری نیروهای متخصص ترجیح می دادند از کشورهایی مستشار استخدام کنند که آن کشور از یک سو، پیشینه استعمارگرانه و از دیگر سو علقه های استثمار گرایانه نسبت به ایران نداشته باشد. بنابراین کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه، آلمان، اتریش و ایتالیا همیشه این بخت و اقبال را می یافتند که در کشورهای افسانه ای مشرق زمین مستشارانی داشته باشند. نگارنده بر این است با تکیه کامل بر دو کتاب وی- مامویت آمریکایی ها در ایران و آمریکایی ها در ایران- موضوع را از منظری دیگر پی جویی کند. در پیوند نابرابرانه کشورهای قدرتمند استعمارگر و کشورهای ضعیف استعمار شونده، کشور قوی به دلیل دردآور "نگاه کارکردی" کشور ضعیف را از منظر "نگاه کارپذیری" می نگرد و ساحت تحلیل را مبتنی بر پیوند «سوژه» و «ابژه» می کند. در این پیوند کنشگر به خود اجازه می دهد نحوه شناسایی اش را از "دیگری" یا کنش پذیر بر معیارهای خود مبتنی کند و جایی برای بازنمودن مستقلانه دیگری نمی گذارد. هنگامی که از فاعل و موضوع شناسایی سخن به میان آید به نظر می رسد نخستین گام نقد ایران پژوهی غریبان برداشته شده است.
ورود اندیشه تجدد گرایانه غربی تاثیرات مهمی در ساختارهای جامعه ایران گذاشت. یکی از عرصه هایی که به دنبال ورود اندیشه جدید غرب متحول شد، پزشکی بود. می توان ورود این اندیشه ها را معیاری برای تقسیم بندی طب به دو دوره طب سنتی و طب مدرن قلمداد کرد.حضور اطبای فرنگی مسیونرهای پزشکی در دربار قاجاریان، اعزام محصل به اروپا برای تحصیل طب جدید، ایجاد مدرسه طب دارالفنون و تشکیل کمیسیون پزشکی آن، ایجاد مجلس حفظ الصحه، تالیف کتب طبی، تصویب قوانین طبابت از سوی مجلس دوماز جمله عوامل رونق طب جدید در دوره قاجار شد. البته در این دوره نیز طب سنتی در کنار طب جدید به حیات خود ادامه داد.با تقویت جریان تجددگرایی، روند تحول طب سنتی به طب نوین نیز تشدید شد و نمودهای عینی این تحول با تقویت جریان تجددگرایی را می توان در تاسیس بیمارستان های عمومی و تخصصی دوره قاجار به روشنی مشاهده کرد.با توجه به تحولات و دگرگونی های اساسی در مسیر طب و طبابت در دوره قاجار این مقاله درصدد پاسخگویی به پرسش های زیر است:1- طبابت سنتی چه ویژگی هایی داشت و چرا نتوانست نیازهای درمانی جامعه قاجار را برآورده سازد؟2- چه عواملی در تاسیس بیمارستان ها به شیوه های جدید در تهران دوره قاجار موثر بودند؟3- نقش اطبا خارجی یا اطبا ایرانی در اداره بیمارستان ها چه بوده است؟پاسخ واقع بینانه به پرسش های مطرح شده در این پژوهش کمک می کند تا به تاریخچه تحول طب سنتی و عبور پرفراز و نشیب آن تا رسیدن به طب نوین پی برده و زمینه هایی که برای شکل گیری یک نظام درمانی مناسب با نیاز و شرایط اجتماعی و فرهنگی شده بود را بازسازی کنیم.بدین منظور نخست به دستاوردها و پیشرفت های علمی که علت عمده روی آوری به تمدن نوین بود، پرداخته و سپس در همین رابطه به اوضاع اجتماعی ایران روزگار قاجار می پردازیم.
سرپرستی سایکس یکی از چهره های برجسته شرق شناسی و ایران شناسی انگلستان است که در دوران حیات خود تحقیقات و مطالعات گسترده ای در حوزه شرق شناسی و ایران شناسی داشته است. او نزدیک به نیم قرن از عمر خود را در کشورهای آسیایی و آفریقایی سپری کرد که حداقل 25 سال از آن در ایران بوده است. ضرورت مسوولیت های سیاسی و نظامی سایکس در ایران از یک سو، و علاقه و همت او در تحقیقات و مطالعات از سوی دیگر، وی را ناگزیر به سفرهای طولانی کرد که حداقل شش بار آن به ایران بوده و در طی این مسافرت ها، اقدام به تحقیقات گسترده و همه جانبه کرد و اطلاعات ارزشمند و مفیدی جمع آوری نمود. کثرت و تنوع آثار او در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دینی و به ویژه تاریخ و جغرافیا، نشانی از وسعت و عمق اطلاعات و همت و پشتکار وی دارد.سایکس در زمینه تاریخ ایران، کتابی تحت عنوان «تاریخ ایران» از آغاز تا عصر خویش را به رشته تحریر در آورد. او در این کتاب و نیز سایر آثار خود از منابع فراوانی از یونانی، رومی، سریانی، ارمنی و عربی گرفته تا اکتشافات باستان شناسان فرانسوی، و نیز از آثار ایران شناسان و مورخان انگلیسی گرفته تا مشاهدات و مطالعات شخصی خود بهره برد. او مدعی است که با این کار خود خلا به وجود آمده در طول صد سال قبل یعنی از زمان تالیف تاریخ ایران سرجان مالکم به این طرف را، پر کرده است. ویژگی های تاریخ نگاری او یکی از مسایل بسیار مهمی است که در این مقاله به تفصیل از آن سخن رفته است. مسایلی از قبیل انگیزه ها، اهداف، دیدگاه ها و تاثیرات محیط پیرامونی و اندیشه های اجتماعی در نوع نگاه او به تاریخ ایران از آن جمله است.