غذاهای دریایی و آبزیان یکی از سالم ترین و بهترین مواد غذایی مصرفی می باشند که نقش ارزنده ای در امنیت غذایی و سلامت جامعه دارند و به دلیل افزایش تقاضای مصرف ماهی، آبزی پروری بخش مهمی از صنعت دامپروری در سراسر دنیا به حساب می آید. لذا این مطالعه با هدف بررسی اثر پروبیوتیک باکتوسل بر میزان بازماندگی ماهیان قزل آلا و بر درآمد آبزی پروران انجام گرفت. در این مطالعه از 8000 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 60 گرم استفاده شده که به 2 گروه تجربی تیمار با باکتوسل و کنترل یا فاقد تیمار تقسیم شدند. در این پژوهش باکتوسل Pediococcus acidilactituma به روش اکسترودر شده به غذای ماهیان اضافه شد و در طول دوره ی آزمایش با استفاده از فرمول های مربوطه میزان بازماندگی ماهیان در دو گروه محاسبه و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS18 و از طریق آزمون آماری تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. داده های حاصل از این تحقیق موید آن است که پروبیوتیک باکتوسل باعث افزایش میزان بازماندگی ماهیان قزل آلا می گردد. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، پروبیوتیک باکتوسل احتمالا از طریق تحریک سیستم ایمنی و کاهش اثر پاتوژن ها و افزایش تولید ایمونوگلوبین ها باعث افزایش ماندگاری ماهیان قزل آلای رنگین کمان و در نتیجه افزایش راندمان تولید و درآمد بیشتر آبزی پروران می شود.
بازار بدهی به عنوان بخش مهمی از سیستم مالی، در کنار نظام بانکداری، نقش مؤثری در تأمین پول دارد. قوانین اسلام معامله های مبتنی بر ربا را منع کرده است. بنابراین، در نظام اسلامی نمی توان از ابزارهای متعارف بدهی استفاده کرد و به ابزارهای جایگزین مناسب برای اوراق بدهی متعارف نیاز است که با قوانین اسلامی نیز منطبق باشد.
این مقاله با ارائه الگوی مفهومی مبتنی بر رویکرد بازاریابی و تکنیکی به بحث درباره ابعاد فقهی و راه اندازی صکوک اجاره در بازار مالی ایران می پردازد. درنهایت، نتیجه گیری می شود که صکوک اجاره، جایگزین مناسبی برای اوراق قرضه و مکمل دیگری برای اوراق مشارکت است. همچنین دولت باید برای تعریف، حمایت، به کارگیری این ابزار جدید مالی و ایجاد بازارهای ثانویة مورد نیاز سرمایه گذاران فردی اقدام کند.
در سالهای اخیر، از توسعه صادرات غیرنفتی به عنوان یکی از سیاستهای مورد تأکیددولت نام بردهاند. تحلیلگران اقتصادی کشور نیز، کم و بیش، به موضوع توسعه صادراتغیرنفتی به عنوان راهبردی موفقیتآمیز برای رسیدن به نرخ رشد اقتصادی بالا، اشاره کردهاند.راهبرد توسعه صادرات، در واقع، پس از تجربه موفقیتآمیز در شماری از کشورهای در حالتوسعه، وارد متون اقتصادی گردید. از لحاظ تجربی نیز در سالهای اخیر، در این مورد مطالعاتزیادی صورت گرفته است. در این مقاله، کوشیدهایم تا با دادههای آماری ایران و استفاده از یکمدل تابع تولید، اثرهای رشد صادرات غیرنفتی را بر رشد اقتصادی، بررسی نماییم. در مدلمورد استفاده در این پژوهش، اثر صادرات غیرنفتی بر رشد اقتصادی از طریق اثرهای جانبی وافزایش بهرهوری، توضیح داده میشود. نتایج این پژوهش که براساس دادههای آماری سالهای1346 تا 1376، انجام یافته است، اثرهای مثبتی از رشد صادرات غیرنفتی را بر رشد تولیدناخالص داخلی بدون نفت در ایران، نشان نمیدهد. به نظر میرسد میزان صادرات غیرنفتی درایران و ترکیب آن، در این زمینه، علل اصلی باشند.
در این مقاله، تغییر کاهش شکاف درآمد سرانهی 138 کشور دنیا به سمت امریکا، با کمک مدل سری زمانی فرضیهی هم گرایی و آزمون های ریشهی واحد داده های تابلویی، طی دورهی 2008-1950 بررسی شده است. کلیه آزمون های ریشهی واحد داده های تابلویی فرضیه هم گرایی گروهی کشورها به سمت امریکا را رد مینمایند. نتایج آزمون های ریشهی واحد تک متغیره حاکی از ارتقاء درآمد سرانه کشورهای کرهی جنوبی، سوئیس ، اتریش، مجارستان و لسوتو و واگرایی قوی کشورهای نیوزیلند، اردن و سوریه می باشند. تخمین نقاط شکست نشان میدهد، بیش تر شکست های ساختاری حول تاریخ های خاصی مانند شوکهای نفتی و یا بحران های مالی اتفاق افتاده اند. براساس سایر یافته های این مطالعه، بیش تر کشورهای فقیر هم چنان فقیر و بیش تر کشورهای ثروتمند هم چنان ثروتمند باقی مانده اند. در این بین، تعدادی از کشورها مانند هنگکنگ، تایوان، سنگاپور، چین و هند از بن بست عقب ماندگی خارج، اما تعدادی دیگر مانند ماداگاسکار، کنیا و کومور وارد این تله شده اند. تحولات توزیع GDP سرانهی واقعی کشورها در مقاطع زمانی مختلف تأیید برای این یافته میباشد. طبقه بندی JEL : O1; O47; C32; C33
مقاله حاضر با هدف شناخت فعالیتهای پایداری و معرفی عوامل مؤثر بر رفتارهای پایداری کشاورزان انجام شده است. پژوهش با استفاده از روش پیمایش (توصیفی) در بین ذرتکاران استان خوزستان انجام شد و از بین 9750 نفر کشاورز ذرتکار (9750N=) با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده، تعداد 370 نفر کشاورز ذرتکار (370n=) به طور تصادفی انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با دریافت نظر استادان دانشگاه و کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت و میزان ضریب آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی پرسشنامه، 75/0 بدست آمد. بر اساس نتایج، اکثریت کشاورزان از تناوب زراعی و کودهای ریزمغذی برای حاصلخیزی مزرعه خود استفاده میکردند. استفاده از کودهای سبز، کودهای حیوانی، استفاده از لگومها در تناوب با ذرت و بکارگیری روشهای تلفیقی برای مبارزه با علفهای هرز کم بود. همچنین نتایج نشان داد که سطح سواد، میزان استفاده از کانالهای ارتباطی، میزان تماس با مراکز ترویجی و میزان عملکرد با انجام فعالیتهای پایداری رابطه مثبت و معنیداری داشتند. متغیرهای سن، تعداد فرزندان، مقدار آفتکش مصرفی و نوع مالکیت کشاورز رابطه منفی و معنیداری با انجام فعالیتهای پایداری داشتند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای میزان استفاده از آفتکشها، میزان تماس با مراکز ترویجی، میزان استفاده از کودهای حیوانی و میزان عملکرد ذرت 28 درصد از تغییرات فعالیتهای پایداری را تبیین میکنند. در نهایت، مقاله پیشنهادهایی برای بهبود فعالیتهای پایداری در بین کشاورزان ارایه میدهد.
در سال های اخیر، نظریات نوین در توانمندسازی، بر نقش راهکارهای خودجوش حاشیه نشینان، معطوف شده است. یکی از راهکارهای عملی که ساکنین سکونتگاه های غیررسمی برای برون رفت از مشکلات حاشیه نشینی در پیش گرفته اند، روی آوردن به اقتصاد غیررسمی و مشاغل خودجوش است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر روش پرسشنامه ای، در پی بررسی نقش این دسته از مشاغل به عنوان راهکاری برخاسته از درون این اجتماعات، برای تسکین مسئله اسکان غیررسمی در میان سکونتگاه های غیررسمی حصارامیر در پاکدشت است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد. حجم جامعه آماری، ۲۵۳۰۳ نفر جمعیت کل حصارامیر در نظرگرفته شد. بر این اساس تعداد نمونه ها ۳۷۸ محاسبه شد. نتایج تکنیک SWOT نشان دادند که توسعه مشاغل خودجوش در سکونتگاه های غیررسمی حصارامیر پاکدشت، نقاط قوت بسیار بالایی (33/3 امتیاز از نظر عوامل داخلی و 34/3 امتیاز از نظر عوامل خارجی) دارد. برای تحلیل پرسشنامه ها از آزمون های آماری تک نمونه ای خی دو و تی استفاده شده است. نتیجه آزمون خی دو نشان داد بین جنسیت افراد مورد مطالعه و گرایش به مشاغل خودجوش، رابطه معناداری در سطح احتمال ۹۵ درصد وجود دارد. آزمون تی و نیز کلموگروف- اسمیرنوف، برای نشان دادن تأثیر مشاغل خودجوش در بهبود وضعیت اقتصادی استفاده شد. نتایج آزمون نشان می دهند که گرایش به این گونه اشتغال ها سبب بهبود وضعیت اقتصادی افراد گردیده است. آزمون ها نشان دهنده سطح معناداری کمتر از 05/0 بوده که بیانگر تأثیر این مشاغل در بهبود وضعیت اقتصادی می باشد.
هدف این مقاله محاسبه رفاه تحت سیاست های مالی متفاوت با استفاده از یک مدل تعادل عمومی تصادفی پویا در چارچوب سیاست پولی و مالی بهینه برای اقتصاد ایران می باشد. برای بررسی اثرات به کارگیری ابزارهای مالیاتی سناریوهای مختلفی ارائه می شود. نتایج نشان داد تعداد و نوع ابزارهای سیاست مالی در دسترس برنامه ریزنقش مهمی درتعیین میزان تغییرات رفاه در یک مدل سیاست پولی و مالی بهینه، ایفا می کند. پیشنهاد می شود برنامه ریز در یک مدل سیاست پولی و مالی بهینه، با درنظر گرفتن ابزارهای سیاست مالی در دسترس و اثرات ناشی از شوک های اقتصادی بر میزان تغییرات رفاه، به تعیین سیاست ها اقدام نماید.
This paper examines convergence of real GDP per capita in the selected East Asian countries and this relationship with selected Middle East countries during the period 1950-2009. The reason behind this refers to the fact that East Asia countries (including China، Hong Kong، Singapore، Malaysia، Indonesia، Thailand، Japan and South Korea) have been involved in achieving success arising from regional cooperation. On the other hand، the Middle East region has been well-known in producing and exporting oil (Iran، Iraq، Kuwait، Qatar، Saudi Arabia and United Arab Emirates). However، these countries have had strong relationship whit East Asian countries through trade and investment relations. Overall، the question is whether such strong relationship has led to a reduction in the real per capita gap between the selected countries of the both regions. To find the answer، income departures across countries are evaluated from several panel data unit root tests. We and no evidence supporting the existence of convergence process for the income in the East Asian and Middle East countries. But in each region، convergence within countries can not reject.
وجود ریسک سیستماتیک عملکرد در بخش کشاورزی یکی ازدلایل اصلی بروز خسارت های سنگین در بخش کشاورزی و یکی از موانع توسعه نظام بیمه در کشور است. تحقیق حاضر با هدف بررسی وچود ریسک سیستماتیک و دامنه وشدت آن در محصول سیب در ایران صورت گرفته است. در این راستا ابتدا مناطق تولیدی این محصول با روش پهنه بندی مبتنی بر رژیم های دمایی پهنه بندی شده اند. در مرحله دوم، با استفاده از الگوهای رگرسیونی فضایی مرتبه اول در هر یک از پهنه های ایجاد شده وجود ریسک سیستماتیک و شدت آن بررسی و در آخر، با استفاده از الگوهای رگرسیونی فضایی تکمیلی تاثیر متغیرهای اقلیمی بر روی عملکرد سیب اندازه گیری شده است. نتایج حاکی از آن است که مناطق تولید محصول سیب در کشور، قابل تفکیک به دو منطقه “کوهستانی” و “پست و کوهپایه ای” می باشد. در مناطق تولیدی کوهستانی وقوع سرمای شدید و در مناطق پست و کوهپایه ای وقوع خشکسالی سبب بروز ریسک سیستماتیک می شود. نتایج الگوهای فضایی تکمیلی نشان می دهد که خشکسالی با وقفه یکساله، بروز سرما در فروردین ماه، میانگین دمای ماه تیر و مرداد، میزان بارش کل و ضریب تغییرات بارش در سال از جمله متغیرهای اقلیمی مهم و موثر بر عملکرد سیب در ایران می باشند.