صنعت خودرو، به لحاظ نقش حساس آن در زندگی افراد جامعه، سودآوری فوقالعاده،اشتغالزایی و گردش مالی وسیع، مورد علاقه و رقابت بسیاری از کشورها و شرکتهای بزرگبینالمللی میباشد. این صنعت به سبب پیوند عمیقی که با سایر بخشهای اقتصادی و صنعتیدارد و همچنین از پیشرفتهترین تکنولوژی جهان بهرهمند میباشد، از اهمیت ویژهای برخورداراست. صنعت خودرو در جهان، طی دهههای 1980 و 1990 با تحولات عمیقی رو به رو بودهاست. با وجود این، صنعت خودرو در کشور ما همچنان با مشکلات بسیاری مواجه میباشد،بهطوری که به رغم تجربه 30 ساله، هنوز جایگاه مشخص و قابل اتکایی در ساختار اقتصادی وصنعتی کشور ندارد. بدین ترتیب، بررسی وضعیت صنعت خودرو در کشور، به ویژه در بخشخودرو سواری، دارای اهمیت خاصی است. گزارش حاضر، دو بخش اصلی بازار، تقاضا وعرضه خودرو در کشور را مورد تحلیل قرار میدهد و به شناسایی عوامل مؤثر بر آن میپردازد.
این مقاله، ضمن استدلال در مورد اهمیت توزیع درآمد به عنوان یک زمینه اصلیپژوهش طی دهه بعد، سه پرسش اساسی را مرور مینماید: وضعیت فعلی نابرابری درآمدیچگونه است؟ آیا تساوی بیشتر درآمدی با کاهش فقر سازگار است؟ نابرابری درآمدی با رشد چهرابطهای دارد؟ اول آنکه مقاله بحث مینماید که مردود شمردن کامل رابطه سهمی شکل اولیهکوزنتز در مورد ارتباط میان نابرابری و میزان درآمد، ممکن است اشتباه باشد. زمانی که مسئلهسیاستگذاری مورد توجه قرار میگیرد، شواهدی از اعتبار رابطه فوق یافت میشود. دوم اینکهاستدلال میکند که کاهش فقر با بهبود برابری درآمدی سازگار است، و بالاخره سوم اینکه اینمقاله، یافتههای پژوهشی تازه را که دلالت بر رابطه مثبت بین رشد درآمد و برابری بیشتر دارند،زیر سؤال میبرد، و خاطر نشان میسازد که این موضوع بستگی دارد به اینکه کشورهایآمریکای لاتین را در شمار مجموعه دادهها مدنظر قرار دهیم یا نه.