گرایش مثبت محققان، کارکنان ترویج و کشاورزان به همکاری با یکدیگر، لازمه رهیافتهای مشارکتی است. در این مطالعه نیز هدف اصلی: سنجش گرایش محققان پیرامون مشارکت با کارکنان ترویج و شناخت متغیرهای مرتبط با آن در مراکز تحقیقات کشاورزی (چهار محال و بختیاری، اصفهان، صفی آباد و خوزستان) است. داده ها با بهره گیری از ابزاری چون: پرسشنامه و روش مصاحبه در پاییز 1377 به دست آمده است. یافته های این پژوهش نشان داد که همکاری محققان با کارکنان ترویچ پایین بوده و با ترویج هم آشنایی کمی دارند. همچنین جهت گیریشان به سوی تحقیقات تک رشته ای بوده و گرایش مثبتی پیرامون مشارکت با کارکنان ترویج دارند. در این میان تحقیقات دارای ویژگیهای زیر، گرایش مثبت تری به مشارکت با کارکنان ترویج داشتند:تجربه تحقیقاتی بیشتر، همکاری بیشتر با کارکنان ترویج؛ موقعیت علمی پایین تر سمت مدیریتی بالاتر و شرکت بیشتر در همایشها و گردهمایی های مربوط به ترویج.از سویی نیز آشکار شد که گرایش محققان، زیر تاثیر افکار همکاران و مدیرشان قرار دارد.از همین رو بر پایه نتایج به دست آمده نیز پیشنهادهای زیر ارایه میشود:1-دیدگاه مبتنی بر مشارکت با کارکنان ترویج، تقویت شود.2-فعالیتهای مشارکتی براساس دیدگاههای محققان آغاز گردد.3-در راستای تغییر و تقویت گرایشها، به همه محققان توجه و رسیدگی لازم انجام گیرد.
تعیین الگوی بهینه بهره برداری های کشاورزی، اهمیت ویژه ای دارد. با استفاده از این الگو می توان حداکثر درآمد حاصل از مصرف میزان معینی از نهاده ها و یا حداقل هزینه ایجاد ترکیب خاصی از محصولات را تعیین کرد. برنامه ریزی ریاضی از متداولترین روشهای دستیابی به الگوی بهینه است. با این حال، استفاده از نوع خطی متداول آن تنها می تواند برنامه بهینه یک سال زراعی را تعیین کند.هدف اصلی این مطالعه معرفی کاربرد روشی در چارچوب برنامه ریزی ریاضی پویاست که می تواند تغییرات احتمالی مربوط به دوره های زمانی مختلف را در برنامه ریزی واحد کشاورزی مورد توجه قرار دهد. آمار و اطلاعات مورد نیاز در این مطالعه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، از کشاورزان استان فارس گردآوری شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که در سال اول، به علت کمبود سرمایه، لوبیا که محصولی سرمایه بر است وارد الگو نشده است. در سال دوم نیز محصولات دیم از نظر میزان سرمایه به تعادل رسیده اند و زمین به عنوان عامل محدود کننده ای برای این گروه از محصولات درآمده است؛ با این حال، محصولات آبی هنوز با مشکل کمبود سرمایه روبه رو هستند. همچنین در سال سوم، با افزایش سرمایه، مقداری از زمین به کشت لوبیا اختصاص می یابد و از سطح زیرکشت عدس آبی کاسته می شود. در این سال، سطح زیرکشت گندم آبی همچنان در حال افزایش است. در سال چهارم نیز سطح زیرکشت لوبیا، با کاهش میزان عدس آبی، همچنان افزایش می یابد. در این سال، سطح زیرکشت گندم آبی ثابت باقی می ماند. در سال پنجم، الگو به تعادل، می رسد. به دیگر سخن، سطح زیرکشت گندم آبی به میزان حداقل مورد نیاز، یعنی یک هکتار، می رسد. افزون بر آن، عدس آبی از الگو حذف می شود و سطح زیر کشت لوبیا به 2.5 هکتار می رسد. در این حالت، محدودیت سرمایه از میان می رود و محدودیت زمین سبب ثابت ماندن سطح زیرکشت محصولات آبی می شود. نتایج این مطالعه همچنین نشان می دهد که ارزش کنونی سود ناخالص محصولات وارد شده در الگو، در طول افق برنامه ریزی بیش از 45 میلیون ریال است. نتایج تحلیل حساسیت نیز نشان می دهد که بازده برنامه ای این الگو انعطاف در خور ملاحظه ای دارد. به طوری که در دامنه وسیعی از تغییرات سود ناخالص، قیمتها و هزینه ها، بازده برنامه ای الگوی ارایه شده بدون تغییر باقی می ماند. نتایج این مطالعه همچنین نشان می دهد که میزان سرمایه تنها نهاده ای است که تغییرات کمی در آن باعث تغییر تابع هدف می شود.
هدف عمده در این مطالعه، تعیین کشش قیمتی تقاضای آب کشاورزی در مناطق مورد مطالعه بوده است. در این بررسی از داده های سری زمانی سالهای 74-1360 مصرف آب خانگی شهرستان تنکابن و اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه 127 کشاورز دشت قزوین در سال 1374 برای براورد تابع تقاضای آب استفاده شده است. در این پژوهش همچنین روش برنامه ریزی خطی و اقتصاد سنجی بری تخمین توابع تقاضا به کار رفته است.در بخش کشاورزی، زارعان براساس سطح زیرکشت به دو گروه دارای زمین بیشتر از 10 هکتار و کمتر از 10 هکتار تفکیک شده اند. با استفاده از داده های پرسشنامه، تمایل به پرداخت آب بران در بخش کشاورزی مشخص شد و نتایج نشان داد:1-متغیرهای مستقل به کار رفته در مدل تقاضای آب خانگی، توانسته است 91 درصد تغییرات مصرف سالانه آب را توضیح دهد.2- با افزایش یک درصد قیمت آب خانگی، تقاضای آب به میزان کمتر از یک درصد کاهش یافته است.3- گروه زارعان دارای زمین کمتر از 10 هکتار، با افزایش قیمت، میزان تقاضای خود را بیشتر از گروه دارای زمین بالای 10 هکتار کاهش می دهند.4- نرخ تمایل به پرداخت زارعان در منطقه مورد مطالعه، 5.7 ریال برای هر متر مکعب آب آبیاری بوده است.
در چند دهه گذشته، به کارگیری الگوی جایگزینی واردات در کشور موجب استفادهگسترده از سیاستهای حمایتی شده است. سیاستهای حمایتی تجاری در دو شکل برقراریتعرفهها و موانع غیرتعرفهای به اجرا در میآیند. موانع غیرتعرفهای به واسطه آن که عملکردبازار را بیشتر از تعرفهها محدود مینمایند و اثر زیانباری بر سازوکار قیمتها دارند، نهادهاییچون سازمان تجارت جهانی را بر آن داشته است تا برای ایجاد شفافیت در نظام قیمتها، درصدد حذف این موانع برآیند و تعرفهها را جایگزین این موانع بنمایند. بنابراین، تعیین معادلتعرفهای برای موانع غیرتعرفهای از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. بدین منظور، با استفاده ازشاخص نرخ حمایت مؤثر، نگاهی ژرفتر به این موضوع میاندازیم. همچنین برایملموسشدن بحث، این روششناسی را برای صنعت لاستیک کشور مورد استفاده قرار میدهیم.