هدف این مطالعه ارزیابی نقش رشد بهره وری کل عوامل، نیروی کار و موجودی سرمایه فیزیکی در رشد اقتصاد ایران با استفاده از تابع تولید در طول برنامه های سوم، چهارم و پنجم پیش از انقلاب اسلامی (1356_1342) و برنامه های اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1383_1368) می باشد. یافته های اصلی به شرح زیر می باشد:1- منابع رشد اقتصاد ایران طی دوره 1356_1342، به ترتیب رشد موجودی سرمایه فیزیکی و رشد نیروی کار می باشد. به بیان دیگر نرخ رشد اقتصاد ایران طی این دوره، از مدل رشد برونزا پیروی کرده است.2- منابع رشد اقتصاد ایران طی دوره 1383_1368 به ترتیب رشد موجودی سرمایه فیزیکی، رشد نیروی کار و رشد بهره وری کل عوامل می باشد. به بیان دیگر نرخ رشد اقتصاد ایران طی این دوره، از مدل رشد درونزا پیروی کرده است.3- نرخ رشد بهره وری نیروی کار، نرخ رشد بهره وری موجودی سرمایه فیزیکی، نرخ رشد بهره وری کل عوامل و نرخ رشد اقتصادی طی دوره (1356_1342) و (1383_1368) دارای نوسانات شدید است.
براساس تعریف، کارایی از تقسیم ستانده های یک بنگاه برنهاده های مورد استفاده آن، به دست می آید که برای محاسبه آن، دو روش کلی پارامتری و غیرپارامتری وجود دارد. در روش غیرپارامتری که اساس محاسبات این پژوهش نیز است، با استفاده از یک سری بهینه سازی ریاضی، کارایی مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این مقاله با توجه به آمار نهاده ها و ستانده های تولید در 33 کارخانه قند، به ارزیابی کارایی کارخانجات قند پرداخته شده است. به این منظور، کارایی کارخانجات قند در دو حالت بازده ثابت نسبت به مقیاس (کارایی فنی) و بازده متغیرنسبت به مقیاس (کارایی مقیاس)، محاسبه شده است. نتایج کارایی فنی نشان می دهد که متوسط کارایی فنی کارخانجات قند معادل 69% بوده و 7 کارخانه دارای کارایی 100% است. براساس نتایج کارایی مقیاس نیز میانگین کارایی 75% به دست آمده و دراین حالت 12 کارخانه به مرز کارآ رسیده اند. در ادامه نیز با رتبه بندی واحدهای کارآ، چگونگی امکان افزایش کارایی کارخانجات قند (نا کارآ) به وسیله بنگاه مرجع مورد بررسی قرار گرفته است.
این مقاله در مورد نظریه و عمل روششناسی اقتصاد به رشتة نگارش درآمده است و به مسئله مستعمل و نخنمای رایج مقایسة نظریه با عمل نمیپردازد. شناسایی روششناسی که اقتصاددانان واقعاً در عمل به کار میبندند بسیار جالبتر از پرسش در مورد عمل آنها بدان چیزی است که از آن جانبداری مینمایند. به روشنی، این پرسش تا حدودی تجربی است و همچون تمام پرسشهای تجربی، نیازمند چارچوبی نظری برای بررسی جزئیات تجربی است. بدین منظور به ارائة «نظریة روششناسی» میپردازم که در بیش از 30 سال گذشته آن را بهکار بستهام. با توسل به این نظریة روششناسی برخی از شیوههایی را بررسی خواهم کرد که امروزه روششناسی از طریق آنها به عمل در میآید.
استانلی فیشر از اقتصاددانان صاحب نام در زمینه اقتصاد کلان و به خصوص سیاستگذاری اقتصادی است. وی در تجربة کاری خود، ترکیب مناسبی از فعالیتهای حرفهای آکادمیک (دانشگاهی) در دانشکدههای تراز اول اقتصاد و مناصب مدیریتی در سازمانهای بینالمللی را کنار هم جمع کرده است. وی در مصاحبه حاضر، که در شماره آوریل 2005 مجله پویاییهای اقتصاد کلان به چاپ رسیده، زندگی نامه علمی خود را از ابتدای جوانی به تفصیل تشریح کرده و بهخصوص چالشهای دوران مسئولیت خود در صندوق بینالمللی پول را توضیح میدهد. مصاحبه کننده، الیویر بلانچارد، خود از چهرههای مطرح اقتصاد کلان در دو دهه اخیر است . نام این دو تن از زمان انتشار کتاب "درسهایی در اقتصاد کلان" که بلانچارد و فیشر آن را نوشتهاند، از مشهورترین نامها در دروس اقتصاد کلان دوره کارشناسی ارشد و دکتری در سرتاسر دنیاست. نکته اینجاست که با وجود آنکه اقتصاد کلان طی دو دهه گذشته تقریباً از نو متولد شده، کتاب بلانچارد و فیشر هنوز از معتبرترین کتب درسی اقتصاد کلان است. این مصاحبه به همان اندازه که برای علاقهمندان به جنبههای سیاستی و کاربردی اقتصاد کلان جالب است، برای شیفتگان جنبههای نظری این شاخه پرتحول اقتصاد نیز جالب توجه خواهد بود. بهخصوص کارشناسان اقتصادی و مالی از هر دو منظر میتوانند نکات زیادی از مطالعه این مصاحبه بیاموزند...
از دهه 1980 به بعد با ظهور نقش اطلاعات در عرصه اقتصادی، پژوهشگران در جهت تحلیل آثار و تبعات اقتصادی آن، اقدام به طراحی جدول داده – ستانده اطلاعات نمودهاند که جانشینی اطلاعات با انرژی، مهمترین یافتههای آنها به شمار میرود. در مقاله حاضر با استفاده از جدول داده – ستانده، برای نخستین بار نه فقط بخشهای اطلاعات به صورت تقریبی شناسایی و از بخشهای غیراطلاعات تفکیک میشود، بلکه ضمن تمرکز بر دو رویکرد اطلاعاتبری و درآمدزایی بخشهای اطلاعات، چالشهای آماری موجود در بررسی اقتصادی اطلاعات در ایران بیان میگردد .