نظام ضرب سکه در دوره تیموریان همانند دیگر سلسله های حکومتی، اطلاعاتی ارزشمند در حوزه نفوذ و قدرت سیاسی حاکمان ارائه می دهد و به طور نسبی نشان دهنده گرایش های دینی، وضعیت سیاسی، اقتصادی، به خصوص در زمینه دادوستد است. نوشتار حاضر به روش تاریخی مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع تاریخی و سکه های موجود در موزه ها و آثار گردآورنده تصاویر سکه ها، نظام ضرب سکه و مبادلات پولی در دوره تیموریان را واکاوی می کند و درصدد است به این سؤال ها پاسخ دهد: انواع سکه های رایج دوره تیموری، به لحاظ وزن، عیار و میزان فراوانی واحدهای پولی و تنوع دارالضرب ها، شامل چه ویژگی هایی است؟ با توجه به تحلیل و مقایسه اطلاعات ذکر شده، چه تغییراتی در ارزش پول ایجاد شده و چه تأثیری بر وضعیت اقتصادی این عصر داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که نظام ضرب سکه و مبادلات پولی در دوره تیموریان(913-771ق) مانند دوره های پیشین بر پایه سکه های طلا، نقره و مس و بدون تبعیت از نظام متمرکز بوده و کوشش هایی که در زمینه ضرب سکه با وزن یکسان انجام شده است، نشان از تلاش برای دستیابی به ثبات اقتصادی، گسترش و رشد تجارت منطقه ایی و بینامنطقه ایی است که برخی از امیران تیموری و از جمله خود تیمور به جدّ دنبال آن بوده اند. توجه تیموریان به بحث تجارت و برقراری روابط با سرزمین های دیگر و همچنین ثبات داخلی از مهم ترین دلایل تلاش آنها برای همسان سازی سکه در سراسر مناطق فتح شده است. هر چند این امر با توفیق کامل روبه رو نشد، سیاست های فراگیر مبتنی بر این اصل بنیادین اقتصادی، شایسته تأمل و توجه است.
ضرورت تحول در جایگاه اجتماعی و فردی زنان به عنوان یکی از مهم ترین شروط رهایی از عقب ماندگی و پیمودن مسیر تجدد، جایگاه ویژه ای در اندیشه روشنفکران عصر قاجاریه به ویژه بعد از مشروطه داشت. این روشنفکران تلاش داشتند از طریق ابزارهای مختلف از جمله نشریات به بررسی و معرفی جایگاه زن آمریکایی بپردازند. نگارندگان پژوهش حاضر درصددند با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطبوعات و مدارس میسیونری این دوره، روند آگاهی و شناخت ایرانیان از جایگاه زن آمریکایی و آثار و نتایج آن را مورد بررسی قرار دهند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مطبوعات این دوره که راز عقب ماندگی زنان ایرانی را در بی بهرگی از آموزش می دانستند، ضمن توصیف موقعیت اجتماعی زنان به ویژه زنان آمریکایی، بر لزوم آموزش زنان ایرانی و تغییر وضعیت آنها نیز تأکید ورزیدند. در نتیجه، روند تحصیل دختران ایرانی در مدارس آمریکایی که پیشتر آغاز شده بود، ادامه پیدا کرد و تا آنجا پیش رفت که حتی ادامه تحصیل در آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفت و نمایندگان سیاسی ایران در آمریکا به تسهیل زمینه های این امر یاری رساندند. در نتیجه، تعدادی از دختران ایرانی عازم آن کشور شدند.
طایفۀ دره شوری یکی از طوایف ایل قشقایی است. در ساختار سیاسی قدرت، کلانتر به صورت رسمی مسئولیت ادارۀ آن طایفه را عهده دار بود. کلانتران علاوه بر تیره های وابسته به خود، گروهی از عوامل اجرایی را در خدمت داشتند که با عناوینی چون «دؤیربَر» و «اَدآرَ» مورد خطاب قرار می گرفتند. نگارندگان این مقاله بر آن اند تا نسبت و رابطۀ میان قدرت کلانتران دره شوری و وظایف کارگزارانشان را آشکار کنند. سؤال این است که چرا و چگونه کلانتران دره شوری از کارگزاران استفاده می کردند؟ این پژوهش به صورت میدانی بر مبنای انجام مصاحبه ها و با مکمل قرار دادن منابع کتابخانه ای، با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که کلانتران طایفۀ دره شوری برای انجام امور خانوادگی و برقراری نظم در تیر ه ها، در کنار افرادی چون کدخداها از کارگزارانشان استفاده می کردند. آن ها به عنوان بازوی اجرایی، صرفاً مسئولیت هایی را در خانۀ کلانتران برعهده نداشتند، بلکه عده ای از کارگزاران در خارج از خانۀ کلانترها نیز انجام وظیفه می کردند. کارگزاران ضمن مهارت در امور اجرایی، افرادی جنگجو بودند که کلانتران از آن ها برای سرکوب افراد و تیره های متمرد و پیشبرد اهدافشان در کنار تیره های وفادار به خود استفاده می کردند.
در تاریخ ماوراءالنهر سیاست و نهاد قدرت با دین که در این منطقه در شکل صوفیانه اش ظهور یافته ، پیوند داشته است. وجود این پیوند مثلثی را در این سرزمین ترسیم نمود که رابطه مشروعیت بخش میان اجزاء آن، تأثیر زیادی در تحولات منطقه داشته است. نگاهی به نقش نقشبندیان، مهم ترین جزء ساختار سیاسی و دینی فوق در جامعه فرارود، در دوران تجاوز روس ها و رابطه آنها با حکومت و توده های مردم در جریان مبارزات، موضوعی است که در این نوشتار به گونه ای توصیفی بدان پرداخته شده است.
«شعر» هنر تأثیرگذار و رسانه ای قوی در جوامع انسانی بوده است. از این رو، همواره به عنوان وسیله ای تبلیغاتی برای حکومت ها، فرقه ها، احزاب، قبایل و حتی افراد مختلف ایفای نقش کرده است. خلافت فاطمی (297-567 ق) در تقابل قدرت خود با مخالفانش به ویژه خلافت عباسی، از راهکارهای مختلفی بهره می برد؛ از جمله آنکه با حمایت از شعر و شاعری به پیشبرد اهداف خود می پرداخت. در این پژوهش کوشش شده است تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی کارکردهای سروده های شاعران دربار فاطمی مصر (358-567ق) به منظور تقویت جبهه خلافت فاطمی و تضعیف رقیبان آنان پرداخته شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که در خلافت فاطمی علاوه بر رویکرد زیباشناختی و هنری شعر، از آن همچون وسیله ای برای پیاده سازی باورها و نشر عقایدی چون اثبات امامت و وصایت علی(ع) و فرزندان او و به تبع آن حقانیت خلفای فاطمی، تأکید بر صحت نسب فاطمیان، تشویق و ترغیب نسبت به خلافت فاطمی و تحریک و تحریض بر ضد دشمنان، هجو مخالفان و سست کردن پایه های مشروعیت و مقبولیت آنان، بهره برداری می شد.