تاریخ دودمان اموی یکی از مهم ترین برهه های تاریخی در جهان اسلام است که تاریخ پژوهان پرشماری به بررسی آن پرداخته اند. کاوش در چگونگی برآمدن تا برافتادن این دودمان، شاخصه اصلی این پژوهش ها بوده است. اما فراکاوی و کالبدشکافی چرایی برآمدن و برافتادن امویان امری است که تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این در حالی است که در دهه های اخیر رهیافت های میان رشته ای و به دنبال آن بررسی چرایی برافتادن دودمان های تاریخی با بهره گیری از نظریات جامعه شناسی تاریخی، در تاریخ نگاری رواج چشم گیری داشته است. این نوشتار پژوهش های گوناگون صورت گرفته پیرامون امویان را در سه حوزه تاریخ نگاری غربی، عربی و ایرانی در دو قرن اخیر، با در نظر گرفتن توالی زمانی پژوهش ها و مکتبی که پژوهش بدان تعلق دارد مورد بررسی قرار داده و کوشیده است کاستی ها و نارسایی های هر یک از آن ها را نمایان سازد و سرانجام درباره بایسته های اموی پژوهی در آینده، چند نکته را یادآور شده است.
هیچ واقعه گذشته فی نفسه واجد اهمیت نیست.شناخت آن تنها از این جهت ارزشمند است که ما را به بررسی و ارزیابی دقیق و عینی آینده هدایت کند.تاریخی که به این هدف کمک نکند به اندازه بلیط باطله اتوبوس، بی ارزش است. توماس ماکائولی چکیده هم سرنوشت بودن داستان و تاریخ، معمای غامضی نیست.زیرا اندکی دقت در مفهوم واژه تاریخ می تواند چاره ساز باشد.بی گمان این نکته پذیرفتنی است که جهان تشکیل شده از رویدادهای بسیار است.اما میان رویدادهای معطوف و رویدادهای به شمار نیامده، تفاوت بسیار است.تاریخ به معنای پژوهش درباره رویدادهایی است که در یک دوره زمانی خاص از سوی افراد پژوهشگر به شمار آمده، به چشم دیده شده و در ذهن، مورد عطف توجه قرار گرفته و به کار ساختن سازه ای از روایت درباره همان رویدادها آمده اند.واقعیت فزون بر تاریخ است و با فاصله ای بسیار از حیث عدد و رقم، پیشتاز است.این امر به زایش هویت می انجامد.هویت در این معنا یکی از محک هایی است که می توان با تکیه بر آن، رخداد تاریخی شده را مورد بررسی قرار داد.هنگامی که از هویت به مثابه فرآیند سخن می گوییم در حقیقت از استمرار پدیده های تاریخی شده ای سخن به میان آورده ایم که یک فرد، گروه، قوم یا ملت در مقام پاسخ به پرسش هایی که از او درباره گذشته اش پرسیده اند برمی آید.نگارنده با واکاری پنج اثر تاریخی در صدد بررسی عنصر فرنگی در گزارش های تاریخی روزگار قاجاران برآمده است.
پس از ظهور اتابکان زنگی در قرن پنجم هجری در منطقه شامات، تحولات عظیمی در زمینه مدرسه سازی و بسط و توسعه علمی ایجاد شد. تلاش آنها در ساخت مراکز و نهادهای علمی در شهرهای مناطق شام از جمله؛ دمشق، حلب، حماه، حمص، بعلبک، منبج و رحبه و همچنین استقرار این مراکز بر نظام وقف، از یک سو سبب استقلال مالی آنها و همچنین جذب دانشمندان و علماء از سایر مناطق به این شهرها شد و از سوی دیگر گامی بزرگ در جهت پیشرفت و توسعه علمی تمدن اسلامی به شمار می رفت. در این دوره علاوه بر مدارس متعددی که به شافعی و حنفی مذهبان اختصاص داده شده بود، مراکز علمی آموزشی دیگری نیز از جمله دارالحدیث نوریه که یک مرکز علمی تخصصی بود و همچنین بیمارستان بزرگ نوریه به عنوان یک مرکز علمی آموزشی، توسط امراء و وزراء زنگی در مناطق مختلف شامات بنا شد. بنابراین در این مقاله تلاش خواهد شد تا نقش نورالدین محمود زنگی و سایر شخصیت های اتابکان و معاصر آنها در تأسیس و گسترش فعالیت مدارس و نهادهای آموزشی اتابکان در شام و موصل و ... و همچنین عملکرد نظام وقف و تاثیر آن بر مراکز علمی این دوره واکاوی شود.
انقلاب اسلامی ایران از آن جایی که یک حرکت مردمی و دینی بود، از ابتدای امر، تحت حمایت های اقشار مذهبی جامعه قرار گرفت. «جامعة روحانیت مبارز تهران» که به اختصار «جامعة روحانیت مبارز» گفته می شود، نهادی دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که به عنوان تنها تشکل سیاسی علما در ایران پیش از انقلاب شکل گرفت. این تشکل از جمله گروه های مبارزی بود که افزون بر فعالیت های سیاسی، به یک رشته فعالیت های خیریه نیز در سطح کشور روی آورد. این مقاله قصد دارد به همین جنبه از فعالیت های جامعه روحانیت تمرکز کند و آثار آن را در روند پیروزی انقلاب نشان دهد. تجلیات این حرکت را می توان در فعالیت هایی نظیر جمع آوری پول برای کمک رسانی به زندانیان سیاسی و اعتصابیون، راه اندازی کتابخانه و کمک به فقرا و محرومین جامعه نشان داد. این مقاله با استفاده از شیوة توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع اصلی (کتاب و اسناد) و انجام مصاحبه با شخصیت های تأثیرگذار، می کوشد به بررسی فعالیت های خیریه جامعة روحانیت مبارز در پیشبرد نهضت اسلامی بپردازد.