بسیاری از علاقمندان تاریخ، از تعریف دقیق و حد و حدود دوره های تاریخی بی اطلاعند و همچنین ویژگیهای یک تاریخ نگاشته استاندارد را نمی دانند. اما در ارتباط با ایرانیان حادترین جنبه این مساله به ویژه درخصوص تاریخ معاصر جلوه می کند و اغلب معلوم نیست که تاریخ معاصر ایران معادل چه دوره ای است و شروع آن را باید از کجا و از چه زمانی دانست؛ چنانکه این مساله به بحثی مفصل و جدی تبدیل شده که پای بسیاری از موضوعات دیگر مرتبط با تاریخنگاری معاصر را نیز به میان کشیده است. مقاله حاضر در ارتباط با موضوع تاریخ معاصر ایران و نقد آن شکل گرفته است.
رژیم پهلوی گمان می کرد دورترشدن محل تبعید امام خمینی(ره) از ایران باعث تضعیف نهضت خواهد شد و برهمین اساس دیپلماسی منطقه ای خود را بر عدم پذیرش امام از سوی کشورهای منطقه قرار داده بود، اما نتیجه کار طور دیگری رقم خورد. شرایط قانونی و عرفی فرانسه به رهبران و نخبگان سیاسی امکان می داد به نشر آزادانه افکار خود بپردازند و انقلابیون مخالف رژیم پهلوی از این شرایط به خوبی استفاده کردند و حول محور حضرت امام(ره) به گسترش و انتشار ایده های نهضت و انجام مقدمات تشکیل شورای انقلاب پرداختند. امام(ره) استراتژی و اهداف انقلاب را از فرانسه به مردم ایران و جهان ابلاغ می کرد و سرانجام بر اثر فرصتهای به دست آمده در فرانسه، سرنگونی رژیم شاه به گونه ای باورنکردنی تسریع گردید. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل نقش مهاجرت امام به پاریس و تاثیر خاص فضای فرانسه بر تسریع انقلاب 1357 می پردازد.
امپراتوری عثمانی، از اهمیت و جایگاه ویژه ای در روابط خارجی ایران برخوردار بود. توسعه طلبیهای امپراتوری سنی عثمانی، در کنار قدرت گرفتن صفویان شیعی در ایران، به تدریج این دو قدرت بزرگ آن زمان را رویاروی یکدیگر قرار داد. درگیریها و جنگهای متعددی میان دو کشور به وقوع پیوست و در نتیجه این جنگها، معاهدات و قراردادهای مهمی منعقد گردیدند که در تاریخ روابط دو کشور نقش اساسی ایفا می کنند. مهمترین نقطه عطف، شکل گرفتن سلطنت پهلوی در ایران و حکومت کمال آتاتورک در کشور جدید ترکیه بود که این دو کشور را در فرایند نظم جهانی دوشادوش یکدیگر قرار داد و این همگرایی علیرغم پابرجاماندن بسیاری از اختلافات، تا پایان سلطنت پهلوی ادامه داشت. نزدیکی و شباهت رضاخان و آتاتورک به یکدیگر و خواست دول قدرتمند، باعث گردید ایران و ترکیه از مخاصمه و جنگجویی علیه یکدیگر به همگرایی و دوستی تمایل یابند و اگرچه سایه سوءظن و بدگمانی همچنان بر روابط خارجی دو کشور حاکم بود، اما از هم پیمانی و همراهی آنها با یکدیگر در حمایت از منافع غرب چیزی نمی کاست. در مقاله زیر روابط تاریخی دو کشور ایران و ترکیه، به ویژه در دوره حکومت پهلوی اول و دوم، مورد بررسی قرار گرفته است.