فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۳۲۱ تا ۳۲٬۳۴۰ مورد از کل ۳۹٬۳۵۱ مورد.
پاسخ به سؤوالات مالی
مسکن و تعاونیهای مسکن
منبع:
تعاون ۱۳۸۰ شماره ۱۲۲
حوزههای تخصصی:
تحقیقات، تعاون و توسعه
تاثیرپذیری سرمایه گذاری بخش خصوصی از بودجه دولت (بودجه عمرانی) در ایران
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعهای مهمی که در بررسی سیاستهای مالی (هزینههای عمرانی دولت)مورد بحث میباشد، اثر آن بر سرمایهگذاری بخش خصوصی است. مباحث متفاوت و گاهیمتضاد درباره این اثر وجود دارد. برخی میگویند رابطه منفی وجود دارد، زیرا هزینههای دولترقیب بخش خصوصی در جذب منابع محدود و کمیاب جامعه است. برخی برآنند کههزینههای دولت بازدهی سرمایهگذاری خصوصی را (از طریق کاهش هزینهها و افزایشدرآمدها) بالا برده و منجر به افزایش آن میشود. در این مقاله با استفاده از یک مدل مناسب کهناظر بر عوامل مؤثر در سرمایهگذاری خصوصی کشورهای در حال توسعه است، این رابطه را درایران برای تأثیر هزینههای عمرانی (بودجه عمرانی) بر سرمایهگذاری خصوصی بررسیمینماییم. این بررسی نشان میدهد که بودجه عمرانی دولت که در این مقاله در برخی موارد ازآن به عنوان سرمایهگذاری عمومی، هزینههای عمرانی یاد میشود، اثر مثبت معنادار برسرمایهگذاری خصوصی دارد.
بانکداری فردی در بانک فردا
تغییرات الگوی مزیت نسبی محصولات کشاورزی در ایران: تحلیلی کاربردی با استفاده از شاخص های مزیت نسبی ابراز شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی وجود یا نبود مزیت نسبی و روند تغییرات آن طی دوره زمانی 1368-78 (1989-99) برای گروهی از محصولات باغی کشور که دربردارنده: پسته، بادام، فندق، گردو، سیب، پرتغال، خرما، انجیر، هلو و شلیل است و همچنین گروهی از محصولات زراعی یعنی: پنبه، پیاز، سیب زمینی، گوجه فرنگی، و نیز گروهی از محصولات فراوری شده که آب میوه، انجیر خشک، کشمش، مو و پوست و عسل را در بر می گیرد با استفاده از معیارهای مزیت نسبی ابراز شده (RCA) و مزیت نسبی ابراز شده متقارن (RSCA) می پردازد و چگونگی واکنش ساختار صادراتی ایران را در برابر تغییرات ساختار صادرات جهانی و کشورهای خاورمیانه تحلیل می کند. نتایج این مطالعه نشان می دهد، در حالی که بر اساس معیارهای RCA وRSCA ، ایران مزیت نسبی روشن و درخور توجهی در تولید بیشتر محصولات مورد مطالعه دارد، ولی مجموعه سیاستهای تجاری کشور و رفتار اقتصادی تولید کنندگان و صادر کنندگان به گونه ای بوده که نتوانسته است به واکنش به موقع و مناسب ساختار صادراتی کشور در برابر تغییرات ساختار صادراتی کشورهای منطقه و جهان بیانجامد. از این رو موقعیت رقابتی محصولات کشاورزی ایران در بازارهای جهانی طی دوره مورد مطالعه تضعیف شده است. افزون بر این، وجود نوسانهای زیاد در روند شاخص های RCA و RSCA در دوره مطالعه، نشان دهنده نبود راهبرد و برنامه های کاربردی مشخص برای توسعه سیستماتیک صادرات غیر نفتی در ایران است.
مقایسه روشهای ارزیابی چند ضابطه ای در مدیریت پایدار منابع آبی مطالعه موردی: حوزه آبریز قره قوم خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در جستجوی ارایه روشهای مناسب برای برنامه ریزی توسعه منابع آبی در سطح منطقه ای در حوزه آبریز قره قوم خراسان است که بر نتایج چند رشته ای جامع و مطالعات امکانیابی توسعه منابع آبی حوزه آبریز یاد شده استوار است. در این مطالعات، پتانسیلها و محدودیتهای منابع آبی حوزه آبریز برای توسعه، مطالعه و امکانات توسعه منطقه ای به صورت پروژه های متعدد و متنوع طراحی و ارایه شده است. یکی از اصول مهم در بهره برداری بهینه از منابع، جستجوی روش و فرآیند مناسب در فرمولبندی برنامه توسعه منابع آبی مبتنی بر این پروژه های پیشنهادی است. از آنجا که به علت محدودیت منابع، همه این پروژه ها در کوتاه مدت اجرا شدنی نیست، برنامه ریزان توسعه منابع آبی تمایل دارند با فرمولبندی آنها در قالب یک برنامه، آن دسته از پروژه ها را انتخاب کنند که ضمن دارا بودن بالاترین بهره وری از منابع موجود، موثرترین مشارکت را در برآورد هدفهای گهگاه متضاد گروههای ذینفع و تصمیم گیران داشته باشد. در یک فرآیند تصمیم گیری عقلایی، این مساله نوعی ارزیابی چند ضابطه ای (Multicriteria evalution) و چند پروژه ای است. در این پژوهش ضمن معرفی روشهای یاد شده، تکنیک دیگری به نام تحلیل مطبوبیت بده- بستان(Utility Based Trade-off Analysis: UTA) معرفی می شود و با استفاده از دو روش یاد شده، چگونگی رسیدن به هدف اصلی این پژوهش که همانا اولویت بندی پروژه های مطلوبتر است، مورد بررسی قرار می گیرد. در پایان نیز نتایج این دو روش با روش ارزشیابی مالی تک ضابطه ای منفعت به هزینه مقایسه می شود. این نتایج گویای آن است که روشهای ارزیابی چند ضابطه ای و UTA بسته به نوع مسئله تصمیم گیری اولویت بندی پروژه ای را به شیوه مطلوبتر نسبت به دیگر روشهای ارزیابی ارایه می دهد.
عوامل اجتماعی- اقتصادی موثر در پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار: مطالعه موردی در استان تهران (1380-1378(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره برداری درست از منابع آبی و استفاده از روش های آبیاری مناسب در کشاورزی ایران که منطقه ای کم آب به شمار می رود، اهمیت ویژه ای دارد. یکی از راه های استفاده بهینه از آب در کشاوری، پذیرش فناوری نوین سیستم های آبیاری تحت فشار است که در چند سال اخیر به عنوان نوآوری به بهره برداران و مدیران مزرعه مناطق روستایی استان تهران معرفی شده است. پژوهش حاضر به منظور شناخت عوامل اجتماعی - اقتصادی موثر در فرآیند پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار و دلایل نارضایتی دارندگان سیستم، با بهره گیری از روش تحقیق پیمایشی در مناطق روستایی استان تهران در دو قسمت انجام گرفته است. نتایج قسمت اول این مطالعه نشان می دهد که ویژگی های فردی و اجتماعی مانند سن، سابقه کار، تحصیلات، آگاهی، امکانات مالی، ارتباطات بیشتر، بخصوص با ترویج، و غیره در پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار موثر است.نتایج قسمت دوم که موقعیت بهره برداران و علل نارضایتی دارندگان سیستم را مورد بررسی قرار می دهد، نشان داده است که در هر منطقه باید با مطالعات قبلی و به تناسب آب و هوا، خاک و نوع محصول همان منطقه سیستم عرضه شود. نارضایتی بهره برداران، بیشتر از نحوه دریافت وام، نحوه کار شرکت های طراح، مجری وکیفیت وسایل دریافتی بوده است که این خود باعث مقاومت بهره برداران فاقد سیستم در برابر پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار می شود. لذا این موضوع باید مورد توجه مسوولان قرار گیرد.
استفاده از تابع هزینه ترانسلوگ چند محصولی در تخمین همزمان توابع هزینه و تقاضای نهاده ها در کشاورزی مطالعه مورد: استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی در این مطالعه، تحلیل چگونگی تاثیر نهاده ها در تولید گندم و جو است. بدین منظور، نخست، ضمن اشاره به مزایای استفاده از تابع هزینه به جای تابع تولید در تجزیه و تحلیل فناوری تولید، معرفی انواع توابع هزینه چند محصولی انجام گرفت. سپس، تابع هزینه ترانسلوگ چند محصولی انتخاب شد و با استفاده از قضیه شفرد، توابع تقاضای شرطی نهاده های کود شیمیایی، بذر، نیروی کار و ماشین آلات در چارچوب معادلات سیستمی با بهره گیری از روش رگرسیونهای به ظاهر نامرتبط تکراری به صورت مقید برآورد شد. داده های به کار رفته در این مطالعه، مربوط به 100 بهره بردار گندم و جو در سطح استان فارس است که در سال زراعی 1377-78 از راه پرسشنامه های طرح هزینه تولید وزارت کشاورزی (پیشین) فراهم آمد. با استفاده از ضرایب به دست آمده در مراحل پیشگفته، وضعیت تابع هزینه، کششهای جزیی خودی و متقاطع جانشین آلن، کششهای قیمتی خودی و متقاطع تقاضای نهاده ها، چگونگی صرفه های برگرفته از مقیاس، چگونگی رابطه مکملی هزینه های دو محصول و نیز هزینه نهایی تولید آنها بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که مدل هزینه ترانسلوگ، برازش خوبی نسبت به داده های مورد تحقیق داشته است و کود شیمیایی مکمل بذر مصرفی به شمار می رود و نیروی کار، ماشین آلات و کود شیمیایی نیز روابط جانشینی دارند. همچنین همه کششهای قیمتی تقاضا برای نهاده های کمتر از یک است که این یافته، گویای بی کشش بودن تقاضا برای آن هاست. تولید دو محصول یاد شده نیز بازده نزولی نسبت به مقیاس دارد و یک درصد افزایش در تولید موجب 2.05 درصد افزایش در هزینه های متغیر می شود. در این پژوهش، فرضیه نبود رابطه مکملی هزینه دو محصول رشد شده است. این موضوع، تاثیر هزینه نهایی یک محصول را بر سطح تولید محصول دیگر نشان می دهد. همچنین فرضیه های هوموتتیک بودن، بازدهی ثابت نسبت به مقیاس و همگنی و کشش جانشین واحد نیز از راه آزمون نسبت حداکثر راستنمایی رد شده است.