ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۲۶ مورد از کل ۱٬۳۲۶ مورد.
۱۳۲۱.

مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک های دلبستگی افراد با ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: با افزایش تقاضای جراحی تطبیق جنسیت در ایران، بررسی متغیرهای مرتبط با ملال جنسیتی اهمیت بیشتری یافته است. سبک‌های دلبستگی و احساسات از جمله متغیرهای تاثیرگذار در بروز ملال جنسیتی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک‌های دلبستگی در افراد ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا بود. روش: در پژوهش حاضر ۳۰ نفر در سه گروه (ملال جنسیتی تطبیق‌یافته، نیافته و افراد عادی) با روش نمونه‌گیری در دسترس از کرج انتخاب شدند. پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی- مقایسه‌ای بود. داده‌ها با پرسشنامه‌های شرم درونی شده (کوک و همکاران، ۱۹۹۳) و سبک‌های دلبستگی (کولینز و رید، ۱۹۹۰) جمع‌آوری و دادها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که در سبک دلبستگی دوسوگرا و ایمن میان دو گروه ملال جنسیتی تطبیق یافته و نیافته تفاوت معنادار وجود دارد. در زیر مقیاس‌های احساس شرم درونی شده، فقط در زیر مقیاس عزت‌نفس، تفاوت معناداری میان دو گروه افراد ملال جنسیتی تطبیق نیافته و غیر مبتلا وجود داشت (05/0p <). نتیجه‌گیری: ملال جنسیتی متأثر از عزت نفس پایین و سبک دلبستگی ناایمن یا دوسوگرا است. افراد تطبیق‌نیافته در معرض بیشترین آسیب روانی قرار دارند، در حالی که تطبیق جنسیت با افزایش عزت‌نفس و سبک دلبستگی ایمن همراه است.
۱۳۲۲.

تأثیر ساختارهای مختلف پاداش و جنسیت بر میزان عدم صداقت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۱
مقدمه: عدم صداقت به‌عنوان تحریف عمدی واقعیت برای کسب منافع شخصی یا گروهی، یکی از چالش‌های مهم در روابط انسانی و سازمانی است. شواهد نشان می‌دهد که عوامل مختلفی مانند جنسیت و ساختارهای پاداش می‌توانند در شکل‌گیری این رفتار مؤثر باشند، اما یافته‌های پیشین در این زمینه متناقض بوده و روشن نیست که این عوامل چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش جنسیت و ساختارهای مختلف پاداش در بروز رفتارهای غیرصادقانه انجام شد. روش: این پژوهش با طراحی آزمایشی عاملی مختلط انجام شد. متغیر درون‌گروهی شامل ۶ ساختار پاداش مختلف (خط مبنا، به ‌نفع خود – به ‌ضرر دیگری، به نفع خود - به نفع دیگری، به ضرر خود - به نفع دیگری، به نفع خود، به نفع دیگری) و متغیر بین‌گروهی شامل جنسیت (31 زن و 31 مرد) بود. برای سنجش دروغ‌گویی از تکلیف تشدید به عدم صداقت (گرت، 2016) استفاده شد. داده‌ها با مدل خطی مختلط و آزمون بونفرونی تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد ساختار پاداش تأثیر معناداری بر میزان دروغ‌گویی افراد داشت (001/0>p، 70/8 =F)؛ جنسیت به‌تنهایی اثر معناداری نداشت (07/0=p)، اما تعامل جنسیت و ساختار پاداش معنادار بود(001/0>p، 30/16=F). مردان در ساختارهای خودخدمتگرانه بیشتر دروغ گفتند، اما این تفاوت در ساختارهای جامعه‌پسند کاهش یافت. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند، نوع ساختار پاداش بیش از جنسیت بر رفتار غیرصادقانه اثرگذار است. طراحی پاداش‌های اخلاق‌محور می‌تواند؛ راهبردی کاربردی برای کاهش دروغ‌گویی در محیط‌های آموزشی و سازمانی باشد.
۱۳۲۳.

اثربخشی آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش زدایی بر بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه: یائسگی یک مرحله طبیعی از زندگی زنان است و زمانی در زندگی آنان رخ می­دهد که زنان، قدرت باروری خود را از دست­ می­دهند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش روانی - اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی در زنان یائسه اجرا شد. روش: روش تحقیق با استفاده از طرح دو گروهی همسان با پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنانی که دارای علائم پیش از یائسگی در کرج در سال 1401-1402 بودند. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از زنان تحت علائم پیش از یائسگی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی بودند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی مؤثر است (05/0p<). نتیجه‌گیری: این آموزش به دلیل احساس آرامیدگی در فرد می‌تواند بهبود در بهزیستی و انزوای اجتماعی زنان یائسه ایجاد کند و آنها را قادر سازد تا با استرس و اضطراب یائسگی مقابله کنند. لذا پیشنهاد می­شود که در تحقیقات آتی، افراد سنین مختلف نیز مورد مطالعه قرار گیرند.
۱۳۲۴.

مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان با برو ن ریزی هیجانی، درون ریزی هیجانی و بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی از مؤلفه‌های بنیادین رشد اجتماعی- عاطفی در دوران کودکی به شمار می‌روند که نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت روابط بین‌فردی، سازگاری رفتاری و سلامت روانی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سطح بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان دارای الگوهای متفاوت ابراز هیجانی، شامل برون‌ریزی هیجانی، درون‌ریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود. روش: این مطالعه به شیوه علی‌- مقایسه‌ای انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی در منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل می­دادند که از میان آن‌ها، ۹۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت هدفمند در سه گروه هم اندازه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (2002) برای طبقه‌بندی اختلالات رفتاری، آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای سنجش توانایی شناسایی هیجانات پایه، و مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان پرایس و همکاران (2002) برای ارزیابی ابعاد عملکرد اجتماعی کودکان بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنا‌دار میان سه گروه در هر دو متغیر مورد بررسی بود (p<0.01) . به‌طور خاص، کودکان بهنجار در شاخص‌های کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری نسبت به همتایان دارای اختلالات هیجانی داشتند، در حالی که کودکان با برون‌ریزی هیجانی نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی نسبت به گروه‌های دیگر کسب کردند. نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهند که اختلال در تنظیم هیجانات لزوماً به معنای ناتوانی در شناسایی آن‌ها نیست، بلکه تفاوت در نحوه تفسیر، پردازش و به‌کارگیری این اطلاعات در بافت تعاملات اجتماعی، عامل تعیین‌کننده در افت عملکرد اجتماعی کودکان دارای مشکلات هیجانی است. از این‌رو، توجه به مداخلات آموزشی- درمانی با هدف بهبود یکپارچگی هیجانی و اجتماعی در این گروه از کودکان ضرورت دارد. همچنین انجام پژوهش‌های آینده با استفاده از طرح‌های طولی و روش‌های ترکیبی برای تعمیق درک این روابط توصیه می‌شود
۱۳۲۵.

نقش ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت در پیش بینی رضایت شغلی زنان: یک مطالعه توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت شغلی زنان شاغل بر اساس ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت انجام شده است. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل زنان شاغل در بخش دولتی شهر شیراز بود. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای 384 نفر در نهایت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های رضایت‌شغلی فیلد و روث (1951)، پرسشنامه ادراک نابرابری‌جنسیتی یعقوبی و همکاران (1392) و پرسشنامه امنیت اجتماعی ابراهیمی و بنی فاطمه (1393) بود. با استفاده از همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار spss24 داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج بدست آمده نشان داد که بین ادراک امنیت و رضایت شغلی زنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما میان ادراک نابرابری جنسیتی و رضایت شغلی زنان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (P<./0001). تحلیل رگرسیون نشان داد که امنیت27/0 در گام اول و ادراک نابرابری جنسیتی 34/0درصد از واریانس رضایت شغلی زنان را پیش‌بینی نمودند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که برای افزایش رضایت شغلی زنان، نیاز است تا سیاست‌ها و اقدامات مؤثری برای کاهش نابرابری جنسیتی و افزایش ادراک امنیت در محیط‌های کاری اتخاذ شود. این اقدامات می‌تواند، شامل ارائه آموزش‌های لازم به مدیران و کارکنان، ایجاد سیاست‌های حمایتی برای زنان و تضمین محیط کاری ایمن باشد.
۱۳۲۶.

ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایش‌های اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است. روش: این پژوهش با طرح توصیفی– پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازه‌ای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایش‌های اجتماعی مطلوب استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تک‌عاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشان‌دهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگی‌های قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایش‌های اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایت‌بخش است. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و می‌تواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار می‌تواند بینش‌های ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینه‌های پژوهشی و کاربردی روان‌شناسی مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان