مسئولیت دولت ها در قبال اِعمال بازیگران غیردولتی در روابط بین الملل از موضوعات محل اختلاف بین المللی است که با روند فزاینده جنگ های نیابتی منطقه ای، تبیین و تحلیل آن امری ضروری است. هدف مقاله حاضر تبیین مبنای رویکرد دیوان به قواعد حاکم بر مسئولیت دولت ها در قبال اَعمال بازیگران غیردولتی در روابط بین الملل با تبیین رأی قضیه نیکاراگوئه است. به منظور بررسی موضوع موردِاشاره، کنترل مؤثر به عنوان اصل حاکم بر مسئولیت بین المللی دولت ها که قضیه نیکاراگوئه مبنای صدور رأی دیوان دادگستری بین المللی قرار گرفته، بررسی شده است. در ادامه از رأی دیوان کیفری یوگسلاوی سابق که با رأی دیوان در تعارض است بحث شده و سرانجام از ضرورت تغییر رویکرد و قواعد حاکم بر مسئولیت بین المللی دولت ها سخن به میان آمده است. نتایج مقاله بیانگر این امر است که رویه قضایی دیوان بعد از قضیه 1989نیکاراگوئه و درمورد انتساب اَعمال بازیگران غیردولتی به دولت حامی دچار دگرگونی شده زیرا درغیراین صورت حقوق بین الملل پاسخگوی سؤالات و رخدادهای جدید حقوقی نبوده و نمی تواند با معیارهایی مثل کنترل مؤثر، عدالت را تأمین نماید. ازهمین رو باید برای تضمین حقوق بنیادین بشر، حقوق بین الملل به معیارهای مترقی متعدد دیگری چون کنترل کلی بیشتر توجه کرد و آن را در این بخش از حقوق بین الملل تئوریزه کرد. رأی نیکاراگوئه برمبنای نظریه رئالیستی روابط بین الملل و حقوق بین الملل است که در زمانه خود قابل استناد بوده است ولی امروزه با قدرت گرفتن نظریه ایدئالیستی که حول محور حقوق بنیادین بشر شکل گرفته است می توان تحلیل کرد که مبنای صدور رأی نیکاراگوئه در تبیین تحلیل مسئولیت کشورهای حامی و بازیگران غیردولتی در نقض تعهدات حقوق بشردوستانه کارآمد نیست.
همکاری نظامی ابزاری برای تأمین منافع ملی است. تجارت اسلحه به تشدید یا مهار اقدام های تهاجمی یا تدافعی، ثبات منطقه ای یا برهم زدن آن کمک می کند. بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، روسیه کوشید به بازار تسلیحات نظامی در سطح منطقه و جهان بازگردد تا رقابت خود را با تسلیحات پیشرفته ایالات متحد آمریکا حفظ کند. با شروع بهار عربی در سال 2011 و به ویژه مداخله روسیه در بحران سوریه از سال 2015، فروش تسلیحات پیشرفته روسی در این منطقه افزایش یافته است. در این نوشتار با بهره گیری از نظریه معمای امنیتی و روش پژوهش کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که با صادرات تسلیحات روسی به کشورهای منطقه غرب آسیا، چشم انداز امنیتی در این منطقه چگونه خواهد بود؟ در شرایط حاضر ملاحظات ژئوپلیتیکی و مزایای نسبی از درآمد فروش این تسلیحات از انگیزه های روسیه برای حضور در این بازار بزرگ است. با وجود رقیب قدرتمندی همچون ایالات متحد بازار صادرات تسلیحات در این منطقه پرآشوب، پیچیده خواهد شد. فرضیه این است که روسیه با فروش تسلیحات خود به کشورهای غرب آسیا، مناسب با شرایط زمانی و مکانی، موجب کاهش یا افزایش معمای امنیتی بین کشورهای این منطقه شده است. یافته ها نشان می دهد فروش تسلیحات روسیه به ایران می تواند سبب شکل گیری معمای امنیتی بین این کشور و اسرائیل شود. در مورد سوریه و عراق نیز می تواند به مبارزه آن ها علیه تروریسم کمک کند و ثبات ساز شناخته شود. همچنین تا زمانی که فروش تسلیحاتی روسیه به مصر توزان قوا بین مصر و اسرائیل را برهم نزند، معمای امنیتی بین مصر و اسرائیل شکل نخواهد گرفت.
هدف: این مطالعه با هدف واکاوی مسائل و انتظارات دانشجویان بین المللی از آموزش عالی ایران در بحران کرونا صورت گرفت.روش پژوهش: پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است و با دیدمان کیفی اجرا شده است. تعداد 102 تن از دانشجویان بین المللی شاغل به تحصیل در ایران در این مطالعه مشارکت کردند و به پرسش های بسته پاسخ و بازپاسخ جواب دادند. برای تحلیل اطلاعات گردآوری شده از روش تحلیل محتوا استفاده شد.یافته ها: یافته های مطالعه، بر اساس کدگذاری و مقوله بندی، نشان داد مهم ترین نگرانی های دانشجویان بین المللی در بحران کرونا را می توان در چهار مقوله: آموزشی، پژوهشی، اقتصادی، شخصی-خانوادگی دسته بندی کرد. افزون بر این، انتظارات این گروه دانشجویان از دانشگاه محل تحصیل در سه مقوله ارتباطی-اطلاع رسانی، تحصیلی، و حمایتی طبقه بندی شد.نتیجه گیری: عصر کرونا در کنار تمام دغدغه ها، این فرصت گرانقدر را در اختیار قرار می دهد تا با شناسایی و برآوردن انتظارات دانشجویان بین المللی و افزایش رضایتمندی آنان، زمینه جذب تعداد بیشتری دانشجوی بین المللی را در عصر پساکرونا فراهم کرد. بر این اساس، یافته های این مطالعه برای دانشگاه هایی که در صدد جذب تعداد بیشتری دانشجوی بین المللی هستند، مفید و کاربردی است.
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، تجاری سازی دانش مبتنی بر نقش دوسوتوانی سازمانی بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر برحسب هدف، کاربردی با رویکرد کیفی است. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای استقرایی چارچوب های تجاری سازی دانش و برگزاری دو دوره پنل دلفی خبرگان تجاری سازی دانش مبتنی بر دوسوتوانی گردآوری شده است. مشارکت کنندگان 28 نفر از خبرگان دانشگاهی و متخصصان و افراد مشغول به کار در مراکز رشد در استان مازندران در سال تحصیلی 99-1398 بودند که به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واحد معنایی و تکنیک دلفی بود.یافته ها: بر اساس یافته ها ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های تجاری سازی دانش مبتنی بر دوسوتوانی سازمانی در قالب 4 بعد شامل «تجاری سازی دانش مبتنی بر دوسوتوانی ساختاری، دوسوتوانی مدیریتی، دوسوتوانی زمینه ای و دوسوتوانی نوآوری» و 10 مؤلفه جدایی مکانی، ساختارهای موازی، حمایت های مدیران، اقدامات توانمندساز مدیر، اقدامات انگیزشی مدیر، اقدامات فرصت آفرین مدیر، نهادی، فرد، نوآوری اکتشافی و نوآوری بهره بردارانه و 83 شاخص شناسایی شدند.نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، تمامی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها مورد تأیید قرار گرفتند.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی میزان کاربست ابعاد اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد و نقش آنها در انگیزش تحصیلی دانشجویان اجرا شدروش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری را دانشجویان دانشگاه یزد تشکیل می دهند که بر اساس حجم نمونه محاسبه شده 385 نفر از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته اخلاق حرفه ای و پرسشنامه استاندارد انگیرش تحصیلی استفاده شد که روایی آنها ازطریق روایی محتوایی و روایی سازه، و پایایی آنها ازطریق آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد. تحلیل داده ها از طریق آزمون تی تک نمونه ای در SPSS و مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Amos انجام گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد، میزان اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی بالاتر از متوسط قرار دارد. از بین ابعاد اخلاق حرفه ای، کمترین میانگین مربوط به رعایت عدالت بود که پایین تر از حد متوسط قرار دارد. همچنین بعد ارتباط با دانشجو دارای بالاترین میانگین بود. آزمون فرضیه ها نشان داد، از بین ابعاد اخلاق حرفه ای رعایت عدالت بیشترین تأثیر را در انگیزش تحصیلی دانشجویان دارد. در حالی که تأثیر رعایت قوانین و مقررات در انگیزش دانشجویان تأیید نشد.نتیجه گیری: رعایت اخلاق حرفه ای از سوی اعضای هیئت علمی می تواند عامل مهمی در افزایش انگیزش تحصیلی دانشجویان باشد. از این رو، اعضای هیئت علمی باید به حفظ و ارتقاء اخلاق حرفه ای در خود توجه داشته باشند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه در سال1398 انجام گرفته است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه، همه اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه به تعداد 620 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان تعداد 217 نفر به دست آمد. روش نمونه گیری از نوع در دسترس بوده است. ابزار استفاده شده، پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی برنامه راهبردی است. روایی این پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و روایی سازه با استفاده از نرمافزار لیزرل مورد تأیید قرار گرفت. میزان پایایی این ابزار با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ0/904 به دست آمد.یافته ها: وضعیت کلی برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه و مؤلفه های آن پایینتر از میانگین فرضی جامعه قرار دارد. همچنین، نتایج عدم برابری میانگین رتبه های متغیرهای پژوهش را نشان داد؛ مؤلفه« تدوین ارزشها و تصویرسازی وضع مطلوب» دارای باالترین میانگین رتبه و مؤلفه« آینده نگاری راهبردی» دارای کمترین میانگین رتبه در ارکان برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه است.نتیجه گیری: وضعیت کلی برنامه راهبردی دانشگاه ارومیه در سطح نسبتأ مطلوب ارزیابی شد. همچنین، سطح مطلوبیت مؤلفه« بررسی وضعیت موجود» و مؤلفه« آینده نگاری راهبردی» نامطلوب بوده و سایر مؤلفه ها نسبتاً مطلوب ارزیابی شدند.
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، طراحی و تدوین الگویی به منظور بازنگری برنامه درسی رشته آموزش عالی در مقطع دکتری بود.روش پژوهش: بدین منظور از پژوهش کیفی و روش تحلیل مضمون استفاده شده است. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه پژوهش، متخصصان و صاحب نظران برنامه های درسی و افراد با تجربه در این حوزه بود که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند و با روش زنجیره ای به عنوان شرکت کنندگان پژوهش انتخاب شدند. تعداد شرکت کنندگان بر اساس اشباع اطلاعاتی پژوهشگر بوده است.یافته ها: نتایج پژوهش در بخش عناصر مهم و مورد توجه در بازنگری برنامه های درسی شامل 6 تم اصلی یعنی سیاست ها، هدف ها، محتوا، روش های یاددهی- یادگیری، روش های ارزشیابی و نوع ارائه دوره است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش، نشان دهنده آن است که مؤلفه های اصلی الگوی بازنگری برنامه های درسی شامل 5 تم اصلی یعنی توجه به فرایندمحور بودن بازنگری برنامه های درسی، جامعیت در بازنگری برنامه های درسی، جلب مشارکت ذی نفعان، اجتناب از تمرکزگرایی و تأکید بر نقش ارزشیابی در فرایند بازنگری برنامه های درسی است.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی توانمندی ها و شایستگی های دانش آموختگان رشته علوم قرآن و حدیث انجام گرفته است.روش پژوهش: به این منظور به شیوه توصیفی-تحلیلی از الگوی پرسشنامه شارع پور و همکاران (1380) استفاده شده است. پیمایش از طریق سامانه پرس آنلاین، اجرا و تعداد 212 پرسشنامه تحلیل شد. ابتدا برازش مدل با نرم افزار 24 AMOS در دو بُعد «نگرش و سبک زندگی» و «سواد و مهارت حرفه ای» تأیید شد. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار 24 SPSS به شیوه توصیفی (فراوانی و درصد) و شیوه استنباطی (آزمون خی دو و فریدمن) تحلیل شد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد نمونه مورد بررسی در این پژوهش که بیش از 86 درصد آنها دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی هستند، در دو مؤلفه «سواد تخصصی» و «آشنایی با نهادها و شخصیت های علمی» نیازمند توجه ویژه اند، نقش دانشگاه را در ایجاد هویت دانشگاهی، فهم فرهنگی و ایجاد مهارت های پایه زبان خارجی و فناوری اطلاعات مؤثر نمی دانند، اما تحصیلات خود را در موفقیت شغلی مفید ارزیابی می کنند.نتیجه گیری: رشته علوم قرآن و حدیث به جهت ایجاد توانمندی و شایستگی های دانش آموختگان در ابعاد مختلف نیازمند بازنگری است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه کاشان به کشورهای مقصد مهاجرت و سنجش اثرگذاری محیط کالبدی کشورهای مقصد در مقایسه با سایر عوامل در مهاجرت نخبگان می باشد.روش پژوهش: این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و از نوع کاربردی بوده که حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power با سطح اطمینان 95 درصد و خطای احتمالی 5 درصد 150 نفر دانشجویان تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه کاشان محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از آزمون آماری T-Test در نرم افزار SPSS و جهت تبیین و مدل سازی اثرات نیز از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته است که ضریب پایایی با استفاده از آلفا کرونباخ تأیید گردید.یافته ها: تحلیل یافته های منتج از مدل سازی معادلات ساختاری بیانگر این است که از بین شاخص های موردسنجش، شاخص نظم اجتماعی و قانون گرایی بیشترین بار عاملی با وزن رگرسیونی (98/0) و پس از آن عوامل اجتماعی و فرهنگی با وزن رگرسیونی (96/0) و شاخص های سیاسی و اقتصادی به صورت مشترک با وزن رگرسیونی (88/0) رتبه بندی شدند و شاخص های علمی-آموزشی-پژوهشی، محیط کالبدی و قصد مهاجرت نیز با بارهای عاملی(78/0)، (60/0)، (54/0) در مرتبه های بعدی قرار گرفته اند و قصد مهاجرت نخبگان در رابطه با محیط کالبدی کشور مقصد با وزن عاملی 39/0 را نشان داد.نتیجه گیری: پس از تحلیل جزئی تر شاخص های مذکور رفاه و تأمین اجتماعی بهتر، رضایت شغلی، وجود آزادی در ابراز عقیده، اعتبارات و تسهیلات بالای پژوهشی و نبودن قوانین دست و پاگیر برای نخبگان، رعایت قوانین و مقررات و زیرساخت های ارتباطی کشور مقصد بیشترین عامل های تمایل مهاجرت نخبگان تشخیص داده شد و بررسی نتایج دلایل مهاجرت نخبگان بر اساس دیدگاه سیستمی و نظریه های جاذبه دافعه و محرومیت نسبی تبیین گردید.
هدف: هدف از انجام این پژوهش، نقد مبانی نظری «نظریه جامعه باز» یا همان «لیبرال دموکراسی منفی» کارل پوپر بود . روش: پژوهش حاضر به روش نقد معرفت شناختی و ابطال روش ابطال گرایی در فلسفه علم پوپر صورت گرفت. یافته ها: هرچند پوپر در نظریه اش خواهان تحقق جامعه ای مبتنی بر قبول اصالت فرد، محوریت قانون و تساوی در برابر آن، دموکراسی و آزادی بود، اما شرط تحقق همه این اصول را صرفاً بروز و نمود حذفی اراده های انسانی می دانست. نظریه وی بر فرض «جهانهای سه گانه» در هستی شناسی، «ابطال گرایی» در فلسفه علم و «استحاله کسب یقین» در معرفت شناسی استوار شده و در مقابل این نظریه، نظریه مردم سالاری دینی قرار دارد که در قرائت اسلام ناب بر پایه قبول مبدء و معاد و منزلتِ خلیفه اللهی انسان، مبتنی بر «رئالیسمِ» هستی شناختی، «اثبات گراییِ تجربی و عقلانی و وحیانی» در فلسفه علم و «امکان و بلکه ضرورت کسب یقین» در معرفت شناسی استوار شده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از مقاله حاضر می تواند تناقض موجود در ادعای «اصلاحات گام به گام منفی»، طرح شده از سوی اصلاح طلبان پوپری در دنیای اسلام و ایران اسلامی را عیان سازد و رهیافتی به یکی از بنیادی ترین و تاریخی ترین مسائل حوزه فلسفه سیاست؛ یعنی «مبانی مشروعیت در تحقق و بقای حکومت» باشد.
هدف: پژوهش حاضر به دنبال طراحی الگوی سازمان متمدن برای دانشگاه لرستان بر پایه الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت بود. روش: جمع آوری داده ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان علمی و اجرایی و در بخش کمّی از طریق پرسشنامه و نظرسنجی از 234 نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه لرستان انجام شد. در بخش کیفی، تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی، مبتنی برتکنیک مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: پس از پیاده سازی متون مصاحبه، 238عبارت کلیدی و66 مضمون پایه، استخراج و در 16 مضمون سازمان دهنده دسته بندی شدند و در نهایت، با طبقه بندی محتوایی این مضامین، چهار مضمون فراگیر حاصل شد. نتیجه گیری: استخراج ابعاد الگوی سازمان متمدن برای دانشگاه لرستان بر پایه الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، شامل توسعه سرمایه معنوی، عدالت محوری، توسعه منابع انسانی وکارآفرینی است.
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی برساخت هویت ملی دانشجویان دکتری با رویکرد کیفی و تکنیک نظریه زمینه ای بود. روش: ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود. برای انتخاب مصاحبه شوندگان، از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد، از نمونه گیری نظری استفاده شد. جامعه بررسی شده، دانشجویان دکتری مشغول به تحصیل در رشته های انسانی طی دهه گذشته بودند. یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، شرایط علّی این پژوهش، زبان، مذهب، ارزشمندی تمدن و اقوام موجود در ایران می باشند. ارزشمندی ملیت در عین نارضایتی، مقوله محوری است که در بستر ایدئولوژی و دموکراسی و موقعیت راهبردی ایران شکل گرفته است و دو مقوله سلطه جهانی و انسانیت ارجح بر ملیت، عوامل مداخله گر در این زمینه اند. آموزش مناسب و مطالبه گری و جایگاه مردم و تصمیم آگا هانه شخصی نیز مقوله های راهبردی معرفی شدند که پیامد و نتیجه این هماهنگی، انتخاب وطن برای زندگی و تمامیت ارضی و هویت ملی است.
هدف: هدف از انجام مقاله حاضر، بازسازی معنایی نظام اسلامی بر اساس بیانات مقام معظم رهبری بود. روش: پژوهش حاضر بر اساس روش شناسی کیفی است و از روش نظریه پردازی داده بنیاد ثانویه برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. مهم ترین پرسشهای تحقیق حاضر این بودند که: کدام مدل نظری نظام اسلامی را از دیدگاه مقام معظم رهبری تبیین می کند؟ چه تغییراتی در ایران رخ داد که نظام اسلامی صورت گرفت؟ راهبردهای کنشی آن چیست؟ پیامدهای این راهبردها چه خواهد بود؟ یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها شامل چندین مقوله عمده به این شرح است: متعیّنهای تعیین نظام سازی از طریق نظام جدید از طریق همه پرسی، تدوین و تصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی به عنوان شرایط علّی درونی؛ تعرّض به عنوان ولایت و تحریف در معنای آن، القای ناسازگاری مردم سالاری با دین سالاری، جدا کردن دولتمردان از روحانیت به عنوان موانع و شرایط علّی بیرونی؛ نظام سازی بر مبنای فقه، طرح مردم سالاری دینی، طرح مسئله ولایت فقیه به عنوان بستر و شرایط مداخله گر؛ ضدیت با ایدئولوژی سلطنت و استبداد، مردمی بودن انقلاب و نظام، احیای هویت اسلامی در دنیای اسلام به عنوان پیامدهای نظام اسلامی و تکمیل مبانی معرفتی و بنای نظام اسلامی، جریان داشتن نظام سازی، امکان تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی، نقش اجتهاد و مجتهد در تکمیل نظام سازی همبستگی داخلی به عنوان راهبرد مقوله هسته ای این بررسی نظام اسلامی است که مقولات عمده مذکور را در بر می گیرد.
هدف: هدف از نگارش این مقاله، بررسی راه حلهایی برای پاسخ این پرسش بود که چگونه می توان در پرتو نظریه های علم دینی، آموزش دینی علم سازگار داشت. این پرسش که خود ذیل مسئله «کاربست علم دینی در آموزش علوم» تلقی می شود، در تحلیل دقیق تر مسئله، به پرسش از امکان و سازگاری «آموزش دینی علم» تقلیل یافته بود. روش : در راستای هدف تحقیق، سه فرضیه مطرح شد و فرضیه ها با روشی تحلیلی- فلسفی، هم در پرتو نظریه علم دینی مهدی گلشنی که متناسب ترین نظریه با علوم طبیعی است و هم از منظر سازگاری برساخته «آموزش دینی علم»، بررسی شدند. یافته ها: پس از تحلیل و بررسی و تدقیق فرضیه ها، یافته های این پژوهش نشان داد که در حوزه آموزش علوم: نخست، «آموزش خداباورانه علم» رویکردی حداکثری برای «آموزش دینی علم سازگار» است؛ دوم، «آموزش خداباورانه علم» در ساحت نگرش قابل تحقق است؛ سوم، رویکرد بین رشته ای، رویکردی منصفانه و حداقلی در برنامه «آموزش دینی علم سازگار» است. نتیجه گیری : برای دستیابی به «آموزش دینی علم سازگار»، می توان در طیفی از راه حلها از رویکرد بین رشته ای(رویکرد حداقلی) تا آموزش خداباورانه علم(رویکرد حداکثری) عمل کرد.
انضباط فکری ترکیبی نو و بدیع، ناظر بر نظم و انضباط در حوزه تفکر است و به اندیشه کنترل شده و سنجیده نظر دارد . هدف : هدف از نگارش این مقاله، تبیین ساختار نظام مند انضباط فکری در قرآن بود. روش : پژوهش حاضر به شیوه تحلیل محتوا و با استناد به آیات قرآن نگاشته شده است . یافته ها : گزاره های مرتبط با انضباط فکری در قرآن، در چهار بخش مبانی(لزوم شکرگزاری منعم، تمایز از سایر موجودات، ممانعت از ورود به دوزخ ، مسئولیت اعضا، برتری اهل تفکر، پلیدی بی خردان، سقوط به جایگاه بدترین موجود)، مقدمات(ایجابی: تقوا، حلم و بردباری؛ سلبی: پیروی از امیال، کثرت گرایی، شخصیت گرایی، تقلید کورکورانه)؛ الزامات(آزادی اندیشه، احترام به آرا و اندیشه ها، پرسشگری، حقیقت جویی، علم) و موانع(تهدید، ترس، عجله و شتابزدگی، حب و بغض، خشم و غضب) تشریح و تبیین شده است . نتیجه : فکر صحیح در قرآن دارای ساختاری نظام مند شامل هر چهار رکن اساسی یک شبکه نظام مند است. کاربست این پژوهش در تربیت دینی دانشجویان، به خصوص در سالهای ابتدایی ورود به دانشگاه، می تواند تحولی عظیم در روش تفکر آنان ایجاد کند و آنان را به سمت رشد و تعالی فکری سوق دهد
هدف : هدف از نگارش این مقاله، احصا و تشریح ویژگی های شناختی و رفتاری مؤثر بر عملکرد اساتید گروههای معارف اسلامی در دانشگاهها با الهام از آرای آیت الله مصباح یزدی است. روش : این پژوهش از حیث گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و تجربیات شخصی و از نظر شیوه پردازش اطلاعات، تحلیلی- استنتاجی است. یافته ها : اَهمّ ویژگی های شناختی عبارتند از: آشنایی با پدیده دین، به خصوص کلّیات دین اسلام؛ آشنایی با کلّیات علوم اسلامی؛ آشنایی با کلّیات تاریخ اسلام؛، آشنایی با یک دوره تفسیر فشرده قرآن؛ آشنایی با فِرَق اسلامی با تأکید بر فرقه های زنده و تأثیرگذار؛ آشنایی با نظام حقوقی اسلام؛ آشنایی با مسائل مبتلابه فقهی خود و دانشجویان؛ آشنایی با شُبهات جدید دینی؛ آشنایی با ادیان جهان و جنبشهای نو پدید دینی؛ آشنایی با مسائل روز؛ آشنایی با مؤلّفه های دنیای جدید و پیامدهایشان؛ تسلّط به دو زبان عربی و انگلیسی؛ تسلّط کامل به متن درسی؛ شناسایی منابع تکمیلیِ معتبرِ متون درسی و آشنایی با رشته های مختلف دانشگاهی. اَهمّ ویژگی های رفتاری(اخلاقی) عبارتند از: صداقت، عدالت، تواضع، سعه صدر و خیرخواهی. بحث و نتیجه گیری : تربیت اساتیدی با ویژگی های احصا شده، با همه دشواری هایش، ضروری و ممکن است و این مهم باید به طور مستمر از دوره کارشناسی آغاز و در به کارگیری اساتید حق التدریسی بازنگری شود.
هدف: پژوهش حاضر با بررسی مقالات فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، به این دو پرسش پاسخ داده است که مقالات منتشرشده در این فصلنامه دارای چه نقاط ضعفی بوده و دوم اینکه، این مقالات تا چه میزان توانسته اند سیاستهای نشریه را تأمین کنند. روش : این پژوهش با استفاده از روش پژوهش ترکیبی تدوین شده که در این شیوه با استفاده از دو روش تحلیل کمّی و کیفی به تبیین داده ها اقدام شده است. یافته ها: بررسی مقالات فصلنامه بیانگر آن است که در بخش آسیب شناسی عناوین، از بین 159 عنوان مقاله منتشرشده بین سالهای 1394 تا 1398، 66/5 درصد مقالات دارای تشابه عنوانی، 47/14 درصد مقالات دارای آسیب طولانی بودن عنوان، 18/8 درصد نامفهومی عنوان و 57/12 درصد مقالات با سیاستها و اهداف نشریه همخوانی نداشته اند. در بخش چکیده، 04/27 درصد چکیده ها ضعف در بیان هدف، 95/11 درصد ضعف در بیان روش، 06/10 درصد ضعف در بیان یافته ها و 92/6 درصد چکیده ها در بیان نتیجه گیری نقص داشتند. همچنین از 488 کلیدواژه، 256 مورد معادل 41/34 درصد، دارای آسیب بود. نتیجه گیری: صرف نظر از آسیبها و ضعفهای موجود در مقالات منتشرشده در فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، مقالات مورد بررسی توانسته اند انتظارات نشریه را برآورده سازند؛ به طوری که 5/80 درصد مقالات با سیاستهای و اهداف کلان نشریه همخوانی داشتند و به طور میانگین در بخشهای مختلف، کمتر از 15 درصد آسیب دیده می شود که جا دارد در شماره های آتی این نقیصه ها اصلاح شود.
هدف: هدف از انجام این پژوهش، بازنمایی معرفت شناسی در علوم انسانی بود. در این پژوهش، مبانی و ارزشهای مقبول دین اسلام حجت بوده و از ارتباط عقلایی بین علوم، الگویی برای معرفت شناسی در علوم انسانی به دست آمده است. روش: روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و برای استنتاج، از تحلیل محتوای مضمونی به شیوه توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: برای پیاده سازی معرفت شناسی در علوم انسانی، روشهای مختلفی به دست آمد. برای شناخت خدا در دو بعد شناخت به خدای توحیدی و شناخت به الهه شرک و با دو روش کسب علم لدنی خاص و علم لدنی عام، با روش تفسیر صادق، در مبحث شناخت جهان در دو بعد شناخت به جهان طبیعی و شناخت به جهان ماورای طبیعی و با دو نوع روش کسب علم شعوری و علم اشعاری، با روش علم نافع جامع و در مبحث شناخت انسان در دو بعد شناخت به انسان مادی و شناخت به انسان ملکوتی و با دو روش کسب علم حضوری و علم حصولی، با روش علم ثمین غایت محور می توان به معرفت شناسی دست یافت.