نیاز اهل کتاب و کتابت سبب شد تا در سده های میانه و پس از آن در عهد تیموریان و صفویان کاغذگران به جنبه های زیبایی شناختی کاغذ بیندیشند و انواع و گونه های کاغذهای الوان و هنری را فراهم آورند . یکی از روش های مورد توجه بر اساس توصیه های اساتید فن ، رنگرزی کاغذ با رنگ طبیعی حنا بوده است که در دوره های متفاوت تاریخی مورد استفاده هنرمندان قرار گرفته است . در این تحقیق پس از بررسی اجمالی رنگ های مورد استفاده و روش های مختلف رنگرزی بر اساس متون تاریخی به جا مانده از دوره تیموریان و صفویان تا قاجار ، به بررسی علمی اثرات میکروبیولوژیک رنگ حنا پرداخته شده است ...
در این مقاله فرضیه نگارنده مبتنی بر این نکته بوده که با افول کتاب آرایی که تقریباً از اواخر دوره صفوی شروع می شود، پیکرنگاری به مثابه ابزاری برای کسب اعتبار فرهنگی و تبلیغ در باری شکل گرفته و نمونه آن وجود پیکرنگاری های متعدد از نادرشاه و جانشینان اوست که امروزه از این دوره باقی است. تناه کتابی که به دستور میرزا مهدیخان استرآبادی ، هنرپرور این دوره، کتاب آرایی شد، کتاب جهانگشای نادری است که ظاهراً محمد علی نقاشباشی دربار حدود سیزده نگاره بر ان نقش زده که جملگی در ارتباط با جنگ ها و پیروزی های نادر است. در کنار این پیکرنگاری ها و کتاب آرایی، نقاشی از نوع لاکی هم که از اواخر دوره صفوی شروع شده بود، بر روی قلمدان ها، قاب آیینه ها،صندوقچه ها ، روی جلد کتاب ها و غیره رونق بیشتری یافت و نقاشانی چون محمد علی، علی اشرف، محمد باقر و بعدها محمد صادق در این قلمرو آثاری ماندگار تولید کردند که امروزه در موزه ها و مجموعه ها ی خصوصی نگهداری می شود. دراین مقاله تلاش شده تا از لابلای متون و آثار برجای مانده ، نقاشی دوره افشاریه بازسازی و ویژگی ها و خصوصیات آن شناسانده شود..
در این مقاله تلاش گردیده به طور اجمالی در خصوص سیر تحول هنر تصویرسازی ((Illustration در صدر اسلام و علل افت و خیز آن در آن دوره بیان شود؛ انبوه آثار تصویرسازی شده به دست آمده درطول تاریخ دین مبین اسلام، و بیان مطالب مختلف ضد و نقیض در باب حرمت یا عدم حرمت آن لزوم بررسی مکرر موضوع را می طلبد. در حال حاضر علیرغم وجود مباحث استدلالی و نیز فتاوای دینی مثبت در خصوص لزوم بهره گیری از شیوه های مختلف هنری جهت تنویر افکار عمومی، در خصوص حقایق تاریخی اسلام و نیز بیان مفاهیم علمی، ادبی و اجتماعی، شاهد اظهار نظر تعداد اندکی از افرادی هستیم که همواره از دین پدیده ای سخت و غامض می سازند و جامعه اسلامی را نسبت به شیوه های مفید و مؤثر به شک و تردید می اندازند.
نقاشی از منابعی است که با آن میتوان به معانی آثار تاریخی معماری و درک گذشتگان از آنها دست یافت. یکی از وجوه اصلی فضا ساختارِ آن (روابط اجزای فضا با هم و با کل) است؛ و چون فضا در معماری اسلامی اهمیتی فراوان دارد، بررسی و تحلیل ساختارِ فضا در نگارههای اسلامی کاری است لازم .برای این کار، ابتدا باید به خصوصیات نگارههای ایرانی پرداخت. مضمون بیشتر این آثار ملهم از شعر پارسی، خصوصاً آثار شعرای طراز اول، است. نکتة دیگر آنکه نگارگر ایرانی جهان را نه از دید خود که به صورت بایسته تصویر میکرد؛ و علاوه بر این، نگارههای ایرانی غالباً بیتوجه به زمان و مکان تصویر شده و صحنه به مدد نشانه و تمثیل مصور گشته و فضا بسته و محدود به صحنة حادثه است. اما اهمیت و ویژگیهای نگارههای دورة مورد نظر، (ایلخانی و تیموری و اوایل صفوی) اینهاست: تقارن با دورة رواج شیوة آذری در معماری؛ تعدد و تنوع؛ اشتمال بر مکاتب و شیوههای مختلف نگارگری؛ وفور فضاهای معماری در آنها و نمودن ریزهکاریهای معماری و مناظر طبیعی. در کل، ویژگیهای ساختار فضای معماری و درکِ آن در نگارههای قرن هفتم تا قرن دهم هجری قمری بدین شرح است: جزء کامل است و کل ناقص؛ جزء واقعی است و کل نمادین، ولی حقیقی؛ فضا به صورت متداوم و در زمانها و جهات مختلف و در ترکیب با هم درک میشده است؛ کلیت فضا با درک جزء به جزء فضاهای خردتر فهم میشده است؛ درک فضای معماریْ هندسی و در تقابل با محیط طبیعی بوده است؛ ساختار هندسی قائم بوده است؛ درک فضا کاملتر و واضحتر از قبل شده است.