امروزه نزدیک به یک قرن است که هنر پژوهان جهان درباره رضا عباسی هنرمند نقاش در باره شاه عباس مطلب می نویسند و هنر پژوهان در نیمه اول قرن 20 رضا آقا رضا و رضا عباسی را سه تن مجزا فرض و درباره او و آثارش قلم فرسایی کرده اند در نیمه دوم این قرن آثار هنر پژوهانی چون سچوکین و انتونی ولش و شیلا کنبی منتشر میشود و این محققان به رفع اشتباهات محققان پیشین می پردازند و این نتیجه حاصل می شود که این سه تن یک نفر هستند در قالب سه اسم و رقم بخصوص تک نگاری محققانه کنبی در باره آثار و احوال رضا عباسی به طور مستوفی کارستان و زندگی او را می پژوهد و نتایح در خور شایسته پیش رو می نهد در این مقاله نگارنده از برای اثبات یکی بودن این سه تن به شواهد تاریخی و تاریخنگاری دیگری نیز اشاره می کند و بر این نظر تاکید می ورزد که رضا آقارضا و رضا عباسی سه اسم و رقم هستند در قالب یک قلم.
وقایع مذکور در قصص قرآن برخی متعلق به گذشتة دور است (انباء) و بعضی مربوط به گذشتة نزدیک (اخبار)؛ و هدف از هر دو عبرت است. در قصص قرآن، یا شخصیتْ محور است یا رویداد یا گفتگو؛ و البته در بعضی، مانند معراج حضرت رسول اکرم (ص)، هر سه عنصر مرکز توجه است. بهعلاوه، در آنها، حرکت و زمان و مکان نقشی تعیینکننده دارد. در نگارگری ایرانی، قصص قرآن را بدین نامها خواندهاند: قصص الانبیاء، سیرة النبی، انبیانامه، فالنامه، معراجنامه. نگارههای قرن دهمی قصص الانبیاء از حیث تصویرگری و اندازه و زبان و تزینیات و محل نگهداری و... واجد ویژگیهای جالبی است. در اینجا، نگارههای دو قصة قرآنی (متعلق به قرن دهم هجری قمری)، کشتهشدن هابیل به دست قابیل و عذاب قوم حضرت هود (عاد)، با روایت این قصص در تفسیر سورآبادی (قرن پنجم هجری قمری) مقایسه شده است.