در این تحقیق سعی بر آن داریم که با بررسی آثار استاد محمد سیاه قلم ، از نظر موضوع ،تکنیک ، البسه و تزیینات و تجزیه و تحلیل آن به زاویه هایی از دیدگاه ، مکان و زمان این هنرمند پی ببریم ، این هنرمند اهل کجاست و تحت تأثیر چه زمان و مکانی بوده ،طراحی آزادانه ، موضوعاتی که در زمان خود بسیار نادر بوده است و حتی در زمان بعد همه ،چنین دیدگاه و سبکی در نگارگری کمتر دیده اید ، سبکی رئالیستی همراه با یک نگاه کوبیستی.
مطلب بحث انگیز در پایان سده ی بیستم ، گسترش مفاهیم ساده و دگرگونیهای هنر مدرن بود که طرح آن با عناوین جنبشها « جنبشهای هنری » غیر منطقی به نظر می رسد . استفاده از پیشرفت های تکنولوژیکی به عنوان ابزار جدید در خلق آثار هنری ، در بین تمام دلایل موجود ، این گونه باورهها را بی مناسبت کرده ، درست مثل تحولاتی اساسی در شیوه های هنری در پایان سده نوزدهم ( شیوه هایی چون کلاسی سیسم ، رمانتی سیسم و ... ) دیگر این گونه دسته بندیها و تعاریف هنری به درد نمی خورد ، بلکه ایسم های مشترکی به وجود آمدند ...