در سال های اخیر شاهد رواج نورپردازی نماهای مسکونی در سطح شهر تهران هستیم. این نورپردازی ها به دلیل نبود قوانین هدایت کننده و همچنین عدم آگاهی و شناخت عموم از ماهیت هنری نورپردازی، به شیوه های سلیقه ای انجام می شوند که باعث ایجاد اغتشاش بصری در منظر شبانه شهر تهران شده است. این مسئله لزوم وجود مقرراتی در جهت کنترل این روند را آشکار می سازد. برای تبیین قوانین سامان دهنده نیاز است تا شناختی علمی از نورپردازی هایی که در سطح شهر انجام می گیرد حاصل شود. در این راستا بررسی حدود 50 نمونه از نماهای مسکونی نورپردازی شده در سطح شهر تهران در قالب تحقیقی با مشاهدات میدانی گسترده صورت گرفت. مشاهدات نشان می دهد که نورپردازی نماهای مسکونی به طور کلی با سه رویکرد عمده عملکردگرایانه، تزئینی و معناگرایانه انجام می شود. همچنین با در نظر گرفتن معیارهای مفهومی و ظاهری می توان نماها را در شش دسته با ویژ گی های متفاوت مورد بررسی قرار داد. طبقه بندی رویکردهای نورپردازی و شناخت ابعاد نظری و ویژگی های هر یک از این دسته ها، می تواند اولین گام در مدیریت منظر شبانه محلات مسکونی و ایجاد قوانین هدایت کننده در این زمینه باشد.
مهم ترین فضاهایی که مورد بازدید و اقامت گردشگران قرارمی گیرند فضاهای شهری هستند که از دیرباز جذاب ترین فضاها را تشکیل می داده اند، زیرا پیشرفته ترین و کامل ترین قرارگاه های انسانی را تشکیل می دهند. یکی از بزرگ ترین منافع حاصل از صنعت گردشگری تأثیر اقتصادی گردشگری و افزایش درآمد برای ساکنان آن مناطق گردشگری است که می تواند به صورت فردی یا عمومی برای این مناطق به وجود آید. تأثیر مثبت دیگر گردشگری می تواند ایجاد فرصت های شغلی جدید و نیز افزایش اشتغال در فعالیت های مرتبط با این صنعت باشد. در اغلب مناطق توسعه یافته گردشگری، شبکه حمل ونقل وسیع و مناسب وجود دارد. ساختار حمل ونقل و دسترسی راحت و با کیفیت بالا برای گردشگران یکی از مهم ترین ملزومات ایجاد در هر منطقه گردشگری است. حمل ونقل دارای یک سری متغیرهای مکانی است که بر روی هزینه ها و تولید در سایر فعالیت های اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است. از این منظر حمل ونقل به عنوان عامل تسهیل کننده جابه جایی است که دارای هزینه های اقتصادی و بودجه ای می باشد. در تحقیق حاضر به تبیین و بررسی نقش مقوله گردشگری در اقتصاد شهر و تعاریف مرتبط با آن ها پرداخته شده و تأثیری که حمل ونقل و امکانات ترابری و جابجایی می تواند بر رونق و رشد صنعت گردشگری شهری و به تبع آن اقتصاد شهر داشته باشد مورد تحقیق قرار گرفته است.
پژوهش حاضر باهدف مطالعه فرش به عنوان یک سند تاریخی در ارتباط باشخصیت تقی خان درانی انجام یافته است. منابع بسیاری به بررسی تاریخ کرمان عصر زندیه پرداخته و به سبب اهمیت حکومت تقی خان، به وی نیز توجه شده است. رویکردهای گوناگونی نسبت به شخصیت او در میان این منابع وجود دارد. برخی به سجایا و بعضی دیگر به رذایل اخلاقی او پرداخته اند. این مقاله با دو هدف معرفی کارکرد اسنادی قالی و تحلیل متن-بافته های مندرج بر قالی وقفی عصر زندیه، در راستای شناخت شخصیت تقی خان درانی از یک سو و تطبیق یافته ها با منابع مکتوب و درک واگرایی رویکردها به حاکم کرمان به رشته تحریر درآمده است. لذا، مساله پژوهش، معرفی اهمیت قالی به عنوان سند تاریخی با مصداق شخصیت تقی خان درانی است. درک علت ناهمگونی آرا در شناخت شخص نام برده در قالی وقفی و سایر منابع مدنظر است. ضرورت پرداختن به چنین موضوعی، اهمیت تاریخی داشته و موجب توسعه منابع مکتوب عصر زندیه(1209-1163ه.ق.) می شود که فقدان پژوهش، همواره، بدان زیان رسانیده است. گردآوری اطلاعات به روش کتاب خانه ای انجام شده و با رویکرد توصیفی، تطبیقی و تحلیلی بدان پرداخته شده است؛ در ضمن، پژوهش از نوع مطالعات اسنادی است. به نظر می رسد قالی، علاوه بر کاربرد و اغنای حس زیبایی شناسی، می تواند کارکرد اسنادی هم داشته باشد. فرضیه دیگر این که، شخصیت تقی خان درانی بازتابی متفاوت در میان متون درباری، تاریخ کرمان و کتیبه قالی وقفی عصر زندیه دارد. سروده موجود در کتیبه قالی، دال بر کارکرد تبلیغاتی دست بافته است.
انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و برای ادامه ی حیات خود به ارتباط با دیگران نیاز دارد. بخشی از این ارتباطات در فضای شهری شکل می گیرد و مراکز تجاری در شکل گیری تعاملات اجتماعی نقش قابل توجهی ایفا می کنند چرا که امروزه خرید برای افراد، بیشتر جنبه ی تفریحی و فراغتی دارد و افراد برای گذراندن اوقات فراغت به مراکز خرید می روند. از زمانی که خرید معنای واحد اقتصادی خود را از دست داد و در قالب یک عامل تفریحی_ تجاری شکل گرفت، افراد زمان بیشتری را در مراکز تجاری گذراندند و این موجب شد این مراکز به رقابت با یکدیگر بپردازند و در جهت رفع نیازهای اجتماعی و روحی افراد نیز تلاش کنند و به این ترتیب مراکز تجاری بزرگی به نام مال های تجاری قدم به عرصه ظهور گذاشتند که پاسخ به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و تفریحی شهروندان را در خود جای داده اند. این مراکز برای پاسخگویی به نیاز شهروندان به خصوص در زمینه ی تعاملات اجتماعی، بایستی یک سری مؤلفه ها و پارامترهایی را دارا باشند؛ حال در این پژوهش به بررسی این پارامتر ها با هدف بهبود و ارتقاء آن ها، در مجتمع تجاری_ تفریحی خلیج فارس به عنوان نمونه موردی مورد مطالعه پرداخته شده است. در مسیر تتبع، از مطالعات کتابخانه ای_ اسنادی و برداشت های میدانی، استفاده شده است و برای بررسی مؤلفه ها ازجدول سوات بهره گیری شده و راهبردهایی در جهت ارتقاء کیفیت این مجتمع، که بزرگترین مرکز تجاری_ تفریحی شیراز می باشد ارائه شده است. براساس تحلیل های انجام شده و یافته های بدست آمده از پژوهش، مجتمع تجاری مورد مطالعه اگرچه که دارای ضعف هایی می باشد، اما در سطح کیفی قابل قبولی واقع شده است. بعضی از این یافته ها عبارتند از: وجود نورپردازی مناسب در مجتمع، قرار گیری در ورودی شهرک صدرا، دور بودن از مرکز شهر، امکان جانمایی ایستگاه های حمل و نقل عمومی سریع السیر و خطرکاهش حضورپذیری به دلیل دور بودن از مرکز شهر. در نهایت با پیشنهاداتی که در راستای اهتمام برای کاهش ضعف های موجود و تقویت قوت ها داده شده است، می توان سطح کیفی مجتمع تجاری ذکر شده را ارتقاء داد که ماحصل آن حضور بیشتر افراد در این مجتمع و نهایتا تعاملات اجتماعی بیشتر است.
جهان امروزه شاهد افزایش روزافزون رویدادهایی هست که در سرتاسر کشورها جریان می یابند. به تبع این موضوع، نیازها و مسائل جدیدی در شهرها در حال پیدایش است که شهرها را از اصالت و خصوصیات زمینه ای خود دور می کند. شهرهای کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند و تحت تأثیر این کلان روندها و روندها قرارگرفته اند. ازاین روی، هدف اصلی مقاله حاضر "فهم تأثیرات کلان روندها و روندهای جاری بر آینده شهر ایرانی-اسلامی با رویکرد تحلیل ساختاری و سناریونگاری" است. روش پژوهش، ترکیبی پیچیده، با بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، تکنیک دلفی (پرسش نامه، مصاحبه عمیق)، تکنیک تحلیل ساختاری و سناریونگاری است. با توجه به مطالعات و بررسی های انجام شده، بیست و یک روند در شهرهای معاصر ایرانی شناسایی شد. سپس روندهای دوازده گانه شهر تبریز تبیین شدند و با بهره گیری از تکنیک تحلیل ساختاری و سناریونگاری، آینده شهر ایرانی-اسلامی در مواجهه با روندهای شهر تبریز در قالب سناریوهای سه گانه شهری، واکاوی شد. جهت گیری سناریوی وضع موجود در بافت تاریخی تبریز، به سمت سناریوی بدبینانه، از نکات مهم در سناریونگاری محسوب می شود که لزوم بازنگری جدّی در سیاست های شهری را نشان می دهد. بی توجهی به روندها و تأثیرات آن ها بر شهر و ویژگی های آن و پافشاری بر فرآیندهای فعلی در ساختار شهر، زیان های جبران ناپذیری را بر شهرها و اصالت آن ها وارد می کند. ازاین روی، شناسایی دقیق و توجه ویژه به کلان روندها، خاصّه روندهای شهرهای معاصر، منجر به تحول در نوع نگرش سیستم مدیریت شهری می¬شود و این نگاه آگاهانه بستری مطلوب در جهت تعالی شهر فراهم می آورد.