از نظر فیلسوفان، حرکت مولد ایجاد دو عنصر زمان و مکان است. ریشه و شالوده اولیه نگاه به زمان و مکان در هنر ایران باستان و هنر ایران اسلامی، یکسان بوده است. عرفای اسلامی اعتقاد دارند که عوالم وجود به ترتیب به سه دسته کلیِ «محسوس، مثالی و معقول» تقسیم می شود. عالم مثال به این جهت که بین دو عالم مجرد (معقول) و مادی (محسوس) قرار دارد، دارای هر دو خواص مادی (از جهت قابل رؤیت بودن) وغیر مادی (از جهت غیر قابل لمس بودن) است. عالم مثال از این جهت که علت عالم مادی است، همواره از نظر فیلسوفان، حرکت مولد ایجاد دو عنصر زمان و مکان است. ریشه و شالوده اولیه نگاه به زمان و مکان در هنر ایران باستان و هنر ایران اسلامی، یکسان بوده است. عرفای اسلامی اعتقاد دارند که عوالم وجود به ترتیب به سه دسته کلیِ «محسوس، مثالی و معقول» تقسیم می شود. عالم مثال به این جهت که بین دو عالم مجرد (معقول) و مادی (محسوس) قرار دارد، دارای هر دو خواص مادی (از جهت قابل رؤیت بودن) وغیر مادی (از جهت غیر قابل لمس بودن) است. عالم مثال از این جهت که علت عالم مادی است، همواره مورد توجه هنرمند ایرانی بوده است. فضای نگارگری ایرانی، فضای عالم مثال است. در ترسیم این فضای مثالی، محدود نبودن به زمان و مکان مادی سبب می شود نگارگر قادر باشد در یک زمان، اشیاء و اماکن را از چند زاویه مختلف رؤیت کند. مطلق بودن زمان در این فضا، سبب ترسیم تمامی اوقات (حتی صحنه های شب) در نوری یکدست، یکنواخت و منتشره شده است. عدم محدودیت به زمان و مکان فیزیکی در نگار گری ایرانی، امکانات بیان بصری بیشتری در اختیار هنرمند نگارگر قرار می دهد.
ریشه اصلی مشکلات ساخت و صدمات قابل نوجه ناشی از زلزله در شهر ها و روستاهای کشور، عدم آگاهی از روش های صحیح اجرای ساختمان ها می باشد، اما تنگناهای مالی نیز امکان اجرای چنین روشهایی را محدودتر می سازند. مشکلات مالی در روستاهای کشور که متحمل خسارت بالایی در زلزله ها می شوند، اجازه ساخت و سازهای مطابق با آیین نامه های اجرای ساختمان های مقاوم را نمی دهد. ضروری است روشهای اجرایی آسان تر و ارزان تری که علاوه بر مقاومت کافی در برابر زلزله، با اقتصاد مردم روستاها و سطح توانایی تکنولوژیکی- اجرایی آنها متناسب باشد، جایگزین روشهای پیشین شود. هرچند هم اکنون، سازمانهای دولتی مشغول ساخت و ساز برای زلزله زدگان بم و روستاهای اطراف می باشند، ولی در سال های آتی که مردم خود باید به انجام این امر بپردازند، مجدداً همان مشکلات قبلی بروز خواهد کرد. بنابراین برای کاهش صدمات ناشی از زلزله ارائه و آموزش یک روش مقاوم و مطابق با اقتصاد این قشر از اجتماع امری اجتناب ناپذیر وحتی ضروری است. این مقاله به بررسی این سوال می پردازد که برای ساختن ساختمان در مناطق زلزله زده مانند زرند، باید روشهای موجود را مورد بازبینی قرار داد، یا باید به تغییر اساسی درروش های ساخت پرداخت و در صورت ضرورت این تغییر چگونه میتوان با توجه به ویژگیهای اقلیمی، اقتصادی و اجرایی چنین مناطقی، روش هایی متناسب با توانایی های محلی و امکانات این مناطق ارائه داد.
برآورد ظرفیت برد، در طول حدود سه دهه گذشته، همراه با سایر روش های ارزیابی سرزمین، به عنوان شیوه ای مؤثر جهت سنجش مقادیر استفاده از سرزمین، مورد توجّه جامعه علمی و مدیران اجرایی بوده است. این مفهوم که مبنا و پایه اصلی آن، شناخت حدود قابل قبول تغییرات در شاخص های معرّف کیفیت محیط زیست می باشد، به ویژه در برنامه ریزی شهری، منطقه ای، توریسم و پارکداری کاربرد گسترده ای یافته است. تعدّد فنون به کار رفته برای برآورد کمّی ظرفیت برد، نبود یک تعریف فراگیر برای این مفهوم و ماهیّت متغیر آن از دلایلی است که صاحبنظران در انتقاد به اثر بخشی اجرایی آن در برنامه ریزی توسعه مطرح کرده اند. بر این اساس شناخت علمی و کاربردی این مفهوم و ایجاد اتفاق نظر مابین ارزیابان، تصمیم گیرندگان و مدیران اجرایی برنامه های توسعه از جمله الزامات کاربرد این روش است.در مقاله حاضر، ابتدا مفاهیم، مؤلفه ها و چارچوب روش شناختی برآورد کمّی ظرفیت برد سرزمین طی یک بررسی سیستماتیک، معرفی و مورد تحلیل قرار گرفته و در ادامه، نمونه ای از کاربرد روش برآورد کمّی ظرفیت برد در برنامه ریزی توسعه گردشگری با اقتباس از نتایج طرح مطالعات راهبردی توسعه گردشگری دره عباس آباد-گنجنامه همدان ارائه گردیده است.
ارامنه به عنوان یکی از گروههایی که در دوره شاه عباس اول صفوی به اصفهان مهاجرت داده شدهاند برای فراهم آوردن زندگی مادی و معنوی خود در پایتخت صفویان نیاز به مبانی فرهنگی خاص خود داشتند، در این راستا نیاز به مراکز عبادی، آنها را بر آن داشت تا با کسب اجازه از دربار صفوی نسبت به ساخت کلیسا اقدام نمایند.کلیساهای بیت لحم و وانک از کلیساهای معروف در جلفای اصفهان می باشند که از نظر نقاشی های داخل بنا از ارزش و اعتبار زیادی برخوردارند. گنبد کلیسای بیت لحم از داخل نمازخانه با نقاشیهای زیبایی آذین یافته است و سقف آن با گل و بوتههای زیادی رنگ آمیزی شده است. محراب آن نسبتاٌ وسیع است و دور تا دور داخل بنا 70 تصویر وجود دارد. درکلیسای وانک نیز که حدود 25 سال بعد از بیت لحم ساخته شده بیش از 100 تصویر وجود دارد که همه توسط هنرمندان ارمنی اجرا شده اند. این نقاشان عبارت بودند از میناس ماردیروس (که در اجرای نقاشیهای هر دو کلیسا سهم داشته است)، هوانس مرکوز (نقاش زندگی گریگور مقدس در کلیسای وانک)، کشیش استپانوس و آستوازادور (که نقاشیهای تزئینی گل و بوته های کلیسای بیت لحم را به عهده داشته است). همانگونه که گفته شد نقاشان متفاوت بوده اند و به همین دلیل با آثار متنوعی از نظر اجرا و نحوه ی کار روبرو هستیم.کلیسای بیت لحم در سال 1627 میلادی (1006 شمسی) توسط شخصی ثروتمند به نام خواجه پطروس ساخته شد (هم اکنون به همراه فرزند و نوه اش در سمت غربی محوطه کلیسا مدفون است) و کلیسای فعلی وانک در سال 1655 (1034 شمسی) بر روی ویرانه های کلیسای قدیمی وانک ( متعلق به سال 1605 میلادی / 983 شمسی) بنا شده است.در این تحقیق سعی شده است با استفاده از دادههای تاریخی، اسناد، عکسها و تصاویر به معرفی کامل این دو بنا و نقاشیهای موجود در آنها پرداخته شود.در روش و اساس کار، ضمن استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی و کتب تاریخ مربوط به این دوره از مصاحبه با اساتید مرمت گر(استاد ستراک نازاریان) و تاریخ نگار ( استاد لئون میناسیان) ارامنه نیز سود برده ایم، و برای اثبات فرضیات از روش تحلیل محتوایی استفاده می شود.
در تاریخ ایران پس از اسلام، عصر صفوی به لحاظ تحولات مهم سیاسی- اجتماعی نقطه عطفی محسوب میشود که با حکومت انقلابی شاه اسماعیل صفوی آغاز میگردد. نگارگری صفویه نیز مانند سایر شاخههای هنری از این تاثیر برکنار نماند و شاید بیش از شاخههای دیگر بتوان نشانههای تحولات اجتماعی را در آن مشاهده نمود. در این نوشتار با نگاهی به چند و چون این تاثیرگذاری، سعی گردیده تا تحولات نگارگری عصر صفوی به موازات تحولات اجتماعی آن مورد بحث و بررسی قرار گیرد. یکی از این رویدادهای قابل توجه، گسترش رابطه با اروپاییان است که نمود آن بیش از هر پدیده هنری در نگارگری قابل مشاهده و اندازه گیری است. ارتباط مستقیم با اروپاییانی که به ایران میآمدند، آثار هنری وارداتی از اروپا و هنرمندان اروپایی ساکن در ایران همگی زمینه شکلگیری سبک جدیدی در نقاشی ایرانی را فراهم آورد. مضافاً، تحولات درونی نگارگری نیز، همچون مستقل شدن نقاشی از کتابت و واقعگرایی، روند تغییر در نقاشی ایرانی را تسریع نمود. در واقع، تغییرات ایجاد شده در نگارگری صفوی دو روند موازی بودند که اولی درونی و در ادامه سیر کُند و طبیعی تحول نگارگری ایران و دیگری سریع و انقلابی و تحت تاثیر هنر اروپائیان شکل می یافت. از این میان، آنکه ادامه یافت و به تدریج فراگیر شد روند دوم بود. سؤالاتی که در این مقاله پاسخ داده می شود: -1تحولات نگارگری دوران صفوی تحت تاثیر چه فرایندهای اجتماعی و فرهنگی شکل گرفت؟-2آثار هنر وارداتی اروپا و هنرمندان اروپایی چه تغییرات سبکی و تکنیکی را در نگارگری ایران عصر صفوی پدید آوردند؟اهدافی که در این مقاله مد نظر است: -1بررسی تاثیر و تاثر تحولات سیاسی- اجتماعی عصر صفوی بر نگارگری این دوران. -2دستیابی به نوع تاثیرپذیری نگارگری ایرانی عصر صفوی از سبکها و تکنیکهای نقاشی اروپایی. روش تحقیق: تاریخی- تحلیلی