هدف تحقیق حاضر بررسی روند تغییر حالت های هیجانی و عاطفی در یک و دو جلسه فعالیت شبیه سازی شده فوتبال بود. بدین منظور 10 آزمودنی مرد داوطلب که به طور منظم در فعالیت های ورزشی شرکت می کردند پروتکل تمرینی دراست و همکاران (2000) را اجرا کردند. مقیاس خودارزیابی آدمک که سه خرده مقیاس لذت، انگیختگی و تسلط را اندازه گیری می کرد قبل، بعد و در هر 15 دقیقه دوره فعالیت 90 دقیقه ای اندازه گیری شد. نتایج تحقیق نشان داد که با افزایش زمان تمرین میزان لذت (46/18=F و 0001/0=P) و انگیختگی (58/25=F و 0001/0=P) بیشتر و میزان تسلط (37/21=F و 0001/0=P) کاهش می یابد. همچنین تمرین دوم در یک روز با افزایش لذت (06/21=F و 0001/0=P) و انگیختگی (11/10=F و 001/0=P) و کاهش تسلط (33/27=F و 0001/0=P) نسبت به دوره های دیگر همراه بود. نتایج با استناد به رویدادهای درونی بازی فوتبال و ریتم شبانه روزی بدن بحث شد.
براساس یافته های روانشناسی و علوم تربیتی، سال های پیش از دبستان در رشد و تربیت کودکان نقش اساسی و تعیین کننده ای دارد. یکی از ابعاد رشد در این سال ها رشد حرکتی است. بررسی عملکرد حرکتی با توجه به ابعاد پیکرسنجی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ازاین رو تحقیق حاضر، از طرفی با هدف بررسی ارتباط ویژگی های پیکرسنجی با عملکرد حرکتی، و از طرف دیگر به منظور تعیین اختلاف عملکرد حرکتی در کلیة کودکان پیش دبستانی شهر شیراز، بر روی 157 دختر و پسر 3 تا 6 ساله اجرا شد. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی مقطعی بود. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک، برگة ثبت ویژگی های پیکرسنجی و آزمون عملکرد حرکتی بود. از روش های آماری تحلیل واریانس یکطرفه، ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و تی مستقل برای تحلیل استفاده گردید. نتایج در بررسی گروه های سنی، تفاوت معناداری را در پرش عمودی با 47 /25 =F و 2 = df و 000 /0 ≥P و در پرش افقی با 15 /14 = F و 2= df و 000 /0≥ P نشان داد. در پرش عمودی برتری با گروه سنی 5 ساله ها و در پرش افقی برتری با گروه سنی 4 ساله ها بود. همچنین در بررسی تأثیر جنسیت، در پرش عمودی (70 /1 = t و 155=df و 008 /0 ≥P و پرتاب توپ 98 /1 =t و 155 = df و 030 /0 P≥ برتری با پسران بود. در نهایت در بررسی ارتباط ابعاد پیکرسنجی با عملکرد حرکتی، وزن و ابعاد طولی بیشترین همبستگی را نشان دادند. نتایج این تحقیق نشان دهندة افزایش تدریجی قدرت عضلانی متناسب با افزایش سن است. به دست آمدن تفاوت جنسیتی در برخی از عامل های مورد بررسی، ضرورت مطالعات بعدی را بارز می سازد. بر اساس یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود که در تحقیقات آینده از نمونه ها و ابزارهای دیگری در پیکرسنجی به منظور مقایسه استفاده شود.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه است. 45 آزمودنی با میانگین سنی7 /1±03 /8 به طور تصادفی در سه گروه تجربی مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی قرار گرفتند. آزمودنی ها مهارت بالانس دو پایه را به مدت سه هفته (هر هفته سه جلسه) تمرین کردند. پیش آزمون، آزمون اکتساب و آزمون یادداری از سه گروه به عمل آمد. امتیازات آزمودنی ها از طریق محاسبة میانگین امتیازات سه داور براساس هنجار تعیین شدة فدراسیون ژیمناستیک صورت گرفت. نتایج تحلیل واریانس دو طرفه در اندازه های تکراری نشان داد مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه تاثیر معنی داری دارد (001 /0 pv =). همچنین نتایج نشان داد اختلاف معنی داری بین گروه های مدل انیمیشن و مدل ترکیبی وجود ندارد (156 /0 pv =). در نهایت هر دو گروه مدل انیمیشن و مدل ترکیبی، عملکرد بهتری نسبت به گروه تصاویر ثابت داشتند (001 /0 pv =). در کل نتایج نشان میدهد مشاهدة انیمیشن روش الگودهی مناسب برای یادگیری مهارت بالانس دوپایه در سنین کودکی است. همچنین پیشنهاد می شود، از تصاویر ثابت به عنوان مکمل همراه با انیمیشن استفاده شود.
این پژوهش با هدف بررسی روایی و پایایی مدل تعهد ورزشی در دانشجویان ورزشکار انجام گرفت. 327 دانشجوی ورزشکار (206 پسر و 121 دختر) که به روش نمونه گیری لایه ای تصادفی انتخاب شده بودند، پرسشنامة مدل تعهد ورزشی اسکانلان و همکاران (1993) را تکمیل کردند. نتایج تحقیق عاملی اکتشافی نشان داد که مدل یادشده دارای پنج عامل (مؤلفه) است که در مجموع 67 درصد از واریانس کل مدل را تبیین می کردند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از روش الگویابی معادلة ساختاری نشان داد که الگوی پنج عاملی برازندگی قابل قبولی با داده ها دارد. ضرایب آلفای کرونباخ به جز برای مؤلفه های مشغولیات جایگزین و فرصت های مشارکت در سطح قابل قبولی با داده ها دارد. ضرایب آلفای کرونباخ به جز برای مؤلفه های مشغولیات جایگزین و فرصت های مشارکت در سطح قابل قبولی (70 /0 = α) قرار داشت. ضرایب همبستگی حاصل از بازآزمایی نشان داد که این پرسشنامه (مدل) ثبات زمانی مناسبی دارد. یافته ها نشان داد که مدل تعهد ورزشی در نمونة دانشجویان ورزشکار از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است. بنابراین، این مدل می تواند چارچوب نظری چندمتغیری با دسته بندی منجسم تر برای اندازه گیری تداوم رفتار مشارکت در یک ورزش خاص یا به طور کلی فعالیت جسمانی فراهم سازد.
تصویرسازی به مفهوم تجسم نمودن اجرای موفقیت آمیز یک مهارت حرکتی و یا تصویری آرامش بخش در ذهن بدون هیچگونه تمرین بدنی و تجربه خارجی است. هدف از انجام این تحقیق مقایسه اثر تمرین تصویرسازی به روش سنتی و تصویرسازی به روش PETTLEP بر تعادل ایستا و پویا بود. جامعة آماری تحقیق حاضر را دانشجویان دختر دانشگاه تهران که در نیمسال اول 90-89 واحد عمومی 1 را اخذ کردند تشکیل داد که از این میان 54 نفر از آنها (میانگین سنی 89 /1± 94 /21 سال) به صورت داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت داشتند.ابتدا آزمودنی ها پرسشنامه تجدید نظر شدة تصویرسازی حرکت هال و مارتین (1997) را پر کردند، سپس پیش آزمون تعادل ایستا (آزمون لک لک) و تعادل پویا (آزمون اصلاح شده بَس ) از آنها به عمل آمد. با مشاهدة توزیع طبیعی داده ها شرکت کنند گان بطور تصادفی به سه گروه همگن18 نفره (تمرین فیزیکی ، تصویرسازی سنتی و تصویرسازی PETTLEP) تقسیم شدند و تحت یک دوره تمرین به مدت 12هفته ( هر هفته 1 جلسة 20 دقیقه ای)، قرار گرفتند.در پایان دوره مداخله، پس آزمون تعادل ایستا و پویا شبیه به پیش آزمون انجام شد. سپس آزمون یادداری 24 ساعت بعد و آزمون انتقال مهارت ها 30 دقیقه پس از آزمون یادداری انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد تفاوت معنی داری بین گروه های مختلف در پیش آزمون تعادل ایستا و پویا و نمرات تصویر سازی وجود نداشت(P>0.05) . علاوه بر این، بر اساس نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری نشان داده شد با وجود این که اجرای هر سه گروه در آزمون تعادل ایستا و تعادل پویا روند پیشرفت را نشان داد(P<0.05) اما هیچ تفاوت معنی داری در پس آزمون بین گروه ها مشاهده نشد P>0.05)). به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد که مدل تصویرسازی PETTLEP در اجرای تعادل ایستا موثر بود اما از از کارایی کافی در تعادل پویا برخوردار نبود.
هدف از پژوهش حاضر، آزمایش فرضیة ویژگی تمرین رفتار حرکتی از طریق متغیر مکان به عنوان یک متغیر زمینه ای جدید است. شرکت کنندگان، 30 دانش آموز دختر نوجوان با میانگین سنی 50 /1 ± 50 /11 سال بودند که به مدت ده جلسه تحت آموزش مهارت ادراکی – حرکتی کاتا توسط مربی کاتا قرار گرفتند. پس از اتمام دورة آموزشی، آزمون یادداری در مکان اکتساب و سپس آزمون انتقال در مکانی متفاوت از مکان تمرین برگزار و نمره های اجرای کاتا اندازه گیری شد. برای تحلیل اطلاعات از آزمون آماری t همبسته استفاده شد. نتایج نشان داد که شرکت کنندگان اجرای بهینة خود را در مکان تمرین نشان دادند. درحالی که با تغییر مکان تمرین افت معناداری در اجرا داشتند. براساس نتایج حاصل، به نظر می رسد اجرای تکلیف با مکان تمرین مرتبط است. یافته های این تحقیق شواهدی را در جهت حمایت از فرضیة ویژگی تمرین فراهم کرد.
تصویرسازی ذهنی از مهارت های روانی است که روان شناسان ورزشی به ورزشکاران توصیه می کنند. هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثر تصویرسازی شناختی و انگیزشی بر یادگیری مهارت های پایه بسکتبال است. 59 دانشجوی مبتدی و داوطلب به طور تصادفی به سه گروه تمرین بدنی(21نفر)، تمرین بدنی با تصویرسازی شناختی (19 نفر) و تمرین بدنی با تصویرسازی انگیزشی(19 نفر) تقسیم شدند. هر گروه هفت هفته و هر هفته دو جلسه به انجام تمرین بدنی، تصویرسازی شناختی و انگیزشی پرداختند. پیش و پس از مداخله از آزمودنی ها در موقعیت مشابه آزمون پرتاب آزاد، پاس و دریبل بسکتبال گرفته شد. با استفاده از روش اندازه های تکراری نتایج تحلیل و در سطح معنی داری 05/0>P مقایسه شدند. تغییرات نمرات درون گروه ها نشان داد 14 جلسه تمرین سبب بهبود معنی دار عملکرد مهارت های پایه بسکتبال شده است (05/0>P). در پرتاب توپ، دو گروه تمرین بدنی در ترکیب با تصویرسازی انگیزشی و شناختی، در مقایسه با گروه تمرین بدنی پیشرفت معنی داری داشتند (05/0>P). در پاس، دو گروه تمرین بدنی در ترکیب با تصویرسازی انگیزشی و شناختی، در مقایسه با گروه تمرین بدنی پیشرفت بیشتری را تجربه کردند. تنها تغییرات واریانس بین گروهی در مهارت دریبل معنی دار بود (05/0>P) طوری که عملکرد گروه تمرین بدنی توأم با تصویرسازی انگیزشی از گروه تمرین بدنی بهتر بود. با تأکید بر این راه کار آموزشی که تصویرسازی اجرای ورزشی را بهبود می دهد، تصویرسازی انگیزشی تأثیر مطلوب و مؤثرتری بر عملکردهای مختلف اعم از انگیزشی و شناختی دارد
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر شرکت در یک جلسه درس تربیت بدنی بر مؤلفه های شش گانه خلقی است. بنا بر نتایج پژوهش های گذشته، انواع فعالیت بدنی بر حالات خلقی تأثیر مثبت دارد، اما تأثیر درس تربیت بدنی در دانشگاه بر متغیرهای خلقی آشکار نیست. از میان کلیه دانشجویان دختر دانشگاه شهید بهشتی که واحد تربیت بدنی عمومی 2 را در رشته های والیبال، بسکتبال و تنیس روی میز انتخاب کرده بودند (245 نفر)، 128 نفر (میانگین سنی 19/22) به طور تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه حالات خلقی برونل (برومز) را پیش و پس از شرکت در یک جلسه درس تربیت بدنی تکمیل کردند. آنالیز واریانس با اندازه گیری های تکراری نشان داد یک جلسه درس تربیت بدنی بر همه مؤلفه های خلقی تاثیرگذار است. تفکیک اثر در دروس مختلف نشان داد شرکت در یک جلسه درس تنیس روی میز و والیبال بر همه مؤلفه های خلقی مؤثر است، ولی مؤلفه های خستگی خلقی پس از شرکت در یک جلسه بسکتبال تغییر معنی داری نداشتند. نتایج، با توجه به فرضیه های روان شناختی موجود در تأثیر فعالیت بدنی بر خلق و خو بحث و بررسی شده است.
هدف از این تحقیق، تعیین اثر یکی از راهبردهای روانشناختی با عنوان خودگفتاری انگیزشی بود. خودگفتاری انگیزشی نوعی خودگفتاری است که به نظر می رسد از طریق تلاش و صرف انرژی بیشتر و با ایجاد انگیزش مثبت در اجرا موجب تسهیل در کار و کنترل سطح انگیختگی می شود. البته در این پژوهش اثر این راهبرد بر اجرای مهارت ساده و پیچیده بررسی شده است. به همین منظور از 42 دانشجوی تربیت بدنی در دامنه سنی 20 تا 25 سال که واحد بسکتبال 1 و 2 را گذرانده اند، استفاده شد. نمونه حاضر به شکل تصادفی ساده دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند، پس از 15 دقیقه گرم کردن عمومی بدن و تمرین تکالیف ابتدا یک پیش آزمون بدون مداخلة خودگفتاری، شامل آزمون پاس دادن توپ بسکتبال، ایفرد 1996 الف تحت تکلیف ساده و آزمون پاس دادن، ایفرد 1984 تحت تکلیف پیچیده، انجام گرفت. سپس یک پس آزمون شامل آزمون عنوان شده با مداخلة خودگفتاری از آنها به عمل آمد. در این پژوهش برای تعیین اختلاف درون گروهی و برون گروهی به ترتیب از آزمون های t همبسته و t مستقل از نرم افزار SPSS با نسخة 5 /11 در سطح معنی داری آلفای 05 /0 استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه های کنترل و تجربی در اجرای مهارت ساده (703 /0= P) و پیچیده (512 /0=P) در مرحلة پیش آزمون وجود نداشت. در نتیجه هر دو گروه از نظر عملکرد در یک سطح هستند. همچنین خودگفتاری انگیزشی موجب افزایش بهبود در اجرای مهارت ساده در گروه تجربی شد (01 /0=P) ؛ اختلاف معنی دار به نفع گروه تجربی به لحاظ بهبود مهارت ساده در پس آزمون دو گروه مشاهده شد (004 /0=P) ؛ خودگفتاری انگیزشی موجب افزایش بهبود در اجرای مهارت پیچیده در گروه تجربی شد (001 /0=P) ؛ اختلاف معنی دار به نفع گروه تجربی به لحاظ بهبود مهارت پیچیده در پس آزمون دو گروه مشاهده شد (048 /0=P) . با توجه به اختلاف میانگین در مهارت ساده بین گروه انگیزشی و کنترل (94 /0= ) و اختلاف میانگین در مهارت پیچیده بین این دو گروه (48 /0 = )، مشخص شد که اختلاف میانگین در مهارت ساده بیشتر از مهارت پیچیده بوده است. به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد خودگفتاری انگیزشی بر بهبود اجرای تکالیف مؤثر بوده و اثر آن بر مهارت ساده بیشتر بوده است.