هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش جرح و تعدیل متن بر درک مطلب میباشد. سنت سادهسازی متون تاکنون به تعدیل زبانی آنها محدود میشده است. ایده تعدیل متن از طریق تعامل که ابتدا در حوزه ارتباط شفاهی مطرح شد پیشرفت جدیدی است که میتواند بالقوه در سازماندهی آموزش خواندن مفید باشد. در تحقیق حاضر بین متون تعدیل شده از طریق تعامل شفاهی و متون ساده شده با استفاده از طرح تحقیق تکرار سنجش مقایسهای به عمل آمد. نتایج کاربرد متون تحت شرایط آزمایشی فوق و شرایط کنترل استفاده از متون اصلی ساده نشده نشان داد که درک مطلب زبانآموزان در شرایط تعدیل از طریق تعامل شفاهی در بالاترین سطح و در شرایط کاربرد متون اصلی ساده نشده در پایینترین سطح و در شرایط کاربرد متون ساده شده در بین دو حالت فوق قرار داشت. در مقاله حاضر نتایج پژوهش مورد بحث قرار گرفته و پیشنهاداتی برای بهبود آموزش خواندن ارائه شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و جرات ورزی با مشارکت کلامی بین فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی، با توجه به جنسیت، میزان برون گرایی و سطح بسندگی زبان انگلیسی انجام شد. 68 دختر و 47 پسر در دو سطح مبتدی و متوسط از بسندگی زبان به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و با پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینک و پرسشنامه شخصیتی تجدید نظر شده نئو مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان و گام به گام نشان داد که برون گرایی، سطح بسندگی زبان انگلیسی و جنسیت می توانند تغییرات مشارکت کلامی را پیش بینی نمایند. متغیر هوش هیجانی، به دلیل عدم ارتباط و متغیر جرات ورزی، به رغم ارتباط مستقیم و معنی دار با مشارکت کلامی، به واسطه همپوشی با متغیر برون گرایی از تحلیل خارج شدند. نتایج آزمون t نشان دهنده مشارکت کلامی و جرات ورزی بیشتر فراگیران برون گرا نسبت به فراگیران درون گرا بود. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود دوره های آموزش جرات ورزی برای فراگیران درون گرا در نظر گرفته شود.
این تحقیق رابطه بین انگیزه و استفاده از راهبردهای یادگیری زبان توسط دانشجویان دانشگاه را مورد بررسی قرار داد. بعلاوه متغیرهایی چون جنسیت و سطح بسندگی زبان مورد مطالعه قرار گرفت، ابزار استفاده شده در این تحقیق شامل موارد زیر می گردد: الف- پرسشنامه ای در مورد انگیزه که توسط ولراند و همکاران (1992) ساخته شده بود. ب- پرشسنامه دیگری در مورد راهبردهای یادگیری زبان که توسط اکسفورد (1990) ساخته شده بود. ج- یک تست تافل. نتایج این تحقیق نشان داد که انگیزه بیرونی رابطه معنی داری با انتخاب راهبردهای یادگیری زبان نداشت، این در حالی است که انگیزه درونی رابطه معنی داری با راهبردهای یادگیری زبان پیدا کرد. همچنین تفاوتی بین زنان و مردان به لحاظ انتخاب و استفاده از راهبردها وجود نداشت وسطح بسندگی زبان تفاوتی در استفاده از استراتژیک ها و راهبردها ایجاد نکرد. همچنین، زبان آموزان ایرانی بیشتر از انگیزه درونی برخوردار بودند تا از انگیزه بیرونی
در بحث آموزش زبان، کلمات ـ در مقام عناصر انتقالدهنده معنا ـ عامل مهم برقراری ارتباط و درک متقابل بهشمار میروند. فرهنگهای لغت نیز ابزاری برای درک معنای اولیه کلمات هستند. اما بعضی وقتها با وجود مراجعه به فرهنگ لغت، دریافت درست مترادف یک کلمه یا یک اصطلاح، زبانآموز را در سطوح میانی و پیشرفته یادگیری زبان، دچار مشکل میکند. چرا که بعضی از کلمات و اصطلاحات که ریشه در عمق باورهای جامعهای زبانی دارند، در فرهنگهای لغت، تنها با معنای تحتالفظیشان آورده شدهاند، بیآنکه اشارهای به معنای ثانویهشان شده باشد. این مقاله به بررسی نقش کلمات در انتقال فرهنگ میپردازد و چگونگی آموزش معنا و ابعاد فرهنگی کلمات، پرسش اساسی آن است. در این مقاله به شکلی خاص به بررسی مشکلات فرهنگی آموزش زبان فرانسه و کلمات و اصطلاحات آن به زبانآموزان فارسی زبان در ایران خواهیم پرداخت. در انتها راه کارهایی برای آموزش مفاهیم و ابعاد فرهنگی واژگان مطرح خواهد شد.
" روش آزمون یکی از عوامل مهمی است که بر عملکرد آزمودنی در آزمون تاثیر می گذارد. به این معنا که آزمونی که برای سنجش یک توانایی خاص استفاده می شود، با توجه به روش ارائه آن، می تواند نتایج متفاوتی داشته باشد. زبان ارائه ی آزمون (زبان اول یا دوم) یکی از جنبه های روش آزمون است که می تواند عملکرد آزمودنی را تحت تاثیر قرار دهد.
هدف این تحقیق بررسی تاثیر ارائه ی سؤال های یک آزمون درک مطلب انگلیسی به زبان فارسی است. به این منظور، دو نوع آزمون درک مطلب انگلیسی، یکی با سؤال های انگلیسی و دیگری با سؤال های فارسی، به 193 دانشجوی زبان انگلیسی با سطوح بسندگی ابتدایی، متوسط و پیشرفته داده شد. نتایج تحقیق نشان داد، این روش آزمون به طور کلی تاثیری بر عملکرد زبان آموزان ندارد. نتایج همچنین نشان داد، ارائه ی سؤال های آزمون درک مطلب انگلیسی به زبان فارسی بر عملکرد زبان آموزان با سطح بسندگی ابتدایی تاثیرگذار بوده، موجب شد زبان آموزان این سطح که سؤال های آزمون را به زبان فارسی دریافت کردند، عملکرد بهتری نسبت به زبان آموزان با همین سطح که سؤال ها را به زبان انگلیسی دریافت کردند، داشته باشند."
" هدف این پژوهش بررسی نقش دو رویکرد تدریس یعنی رویکرد ساختگرایی و روش انتقالی دانش در رشد فراشناخت در مهارت ""درک مطلب"" در زبان دوم است. به این منظور تعدادی از دانشجویان رشته ی مهندسی دانشگاه صنعتی اصفهان با استفاده از آزمون استاندارد توانایی زبان به دو گروه همگن تقسیم شده، سپس از طریق دو رویکرد ذکر شده تحت آموزش قرار گرفتند (گروه تحت آموزش روش انتقالی 31n= و گروه تحت آموزش به روش ساختگرایی 43n= .( ابتدا، از هر دو گروه خواسته شد که درباره ی موضوع ""مفهوم مهارت خواندن"" از دیدگاه خود و با توجه به نکات مشخص شده یک مقاله بنویسند. پس از انجام آموزش به دو روش ذکر شده، مجدداً دانشجویان در هر گروه مقاله ی بالا را با همان عنوان و روش نوشتند. پس از آن، مقاله های اولیه و نهایی دانشجویان بر اساس روش پدیدار شناسی مارتون (1994) به منظور بررسی فرآیندهای فراشناخت و رشد آنها در طول دوره ی آموزش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
بررسی ها نشان داد، مقوله ی فراشناخت در مقاله های نوشته شده دارای مؤلفه های مختلفی است. مقوله های ""استدلال"" و ""کاربرد"" به عنوان دو جزء در نظر گرفته شده در مفهوم فراشناخت در این مطالعه نیز دارای ابعاد و طبقه بندی های متفاوتی می باشند.
تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که رشد مؤلفه های فراشناخت در گروه تحت آموزش ساختگرایی به شکل معناداری با گروه تحت آموزش به روش انتقالی متفاوت است.
"
استفاده از رسانه های صوتی و تصویری در فرآیند آموزش زبان، از جمله مشخصه های شیوه شنیداری- دیداری محسوب می شود. وجود قابلیت های متنوع در اینترنت از قبیل آماده سازی و ارائه مطالب در قالب داده های صوتی و تصویری، امکان بهره گیری از این بستر را در آموزش زبان به شیوه شنیداری- دیداری فراهم نموده است. مقاله حاضر آموزش زبان به شیوه شنیداری- دیداری را در محیط اینترنت از دو بعد کارایی و سازگاری مورد بررسی قرار می دهد.
پژوهش حاضر به بررسی پایایی (reliability) خودارزیابی (self assessment) دانش واژگانی (lexical knowledge) در متن و نقش توانش زبانی بر آن، می پردازد. این پژوهش در سه مرحله انجام شده است. در مرحله نخست، زبان آموزان، آزمون توانش زبانی را پاسخ گفتند و میزان درک خود از معنای 40 واژه مشخص شده در متن را تعیین کردند. در مرحله دوم، از آن ها خواسته شد تا ترجمه، مترادف، متضاد و یا توضیح واژگانی را که در مرحله قبل میزان درک خود از آنها را مشخص کرده بودند، فراهم آورند. در مرحله سوم آن ها میزان دانش خود از واژگان مشخص شده در مرحله اول را ارزیابی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که خودارزیابی زبان آموزان معتبر نیست و تحت تاثیر توانش زبانی آن ها قرار دارد. از این رو پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که مدرسان زبان ضمن تشویق زبان آموزان به حدس واژگان ناآشنا در متن، آن ها را به طور مستمر به بازنگری و بررسی معنای حدس زده ترغیب کنند.