در میان روشهای مختلف ترجمه، معمولا دو روش "لفظ به لفظ" و "معنی به معنی" به عنوان دو قطب ترجمه به حساب می آیند. در روش اول که صورت گرا و قدیمی است مطابقت کلمه به کلمه ترجمه با متن اصلی از اولویت و اهمیت برخوردار است، در حالی که در روش دوم که معنی گرا و روش جدید در ترجمه است مطابقت کلام در دو زبان بر مطابقت کلمه به کلمه ترجیح داده می شود. موضوع ترجیح دادن محتوا بر صورت و یا بر عکس، با توجه به نوع متن، هنوز یکی از مباحث مهم در بررسی مسائل ترجمه می باشد. بعضی ها از روش صورت گرا، به ویژه در ترجمه متون ادبی و دینی، طرفداری می کنند، اما برخی دیگر به برتری محتوا بر صورت اعتقاد دارند و روش معنی گرا را ترجیح می دهند تا اینکه پیام یا معنی متن اصلی در اثر سرهم بندی ناشی از ترجمه لفظ گرا مورد تحریف قرار نگیرد. مقاله حاضر تلاشی در جهت بررسی این نظرات در مطالعات ترجمه است
"بررسی و توصیف وضعیت کنونی آموزش ترجمه می تواند وزن و سمت و سوی هر رشته و همچنین کاستیها و کمبودهای موجود در راه رسیدن به اهداف را روشن کند. با مروری بر کلیات و آمار و ارقام دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد چند مساله به وضوح نمایان می شود. نکته اول نفوذ زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و همچنین زبان عربی به عنوان زبان دوم در ایران است. مساله دیگر پراکندگی درسها و تداخل اهداف سایر رشته ها در رشته مترجمی است. ظاهرا واژه «مترجمی» به مفهوم «تربیت مترجم» است. ولی با نگاهی به رشته مترجمی در دوره کارشناسی ارشد متوجه می شویم که این رشته در واقع همان «مطالعات ترجمه» است و به نظر تمام دانشجویان کارشناسی ارشد، اطلاق عنوان رشته «مترجمی» به این رشته فریب دهنده است.
در این بررسی توصیفی این نتیجه حاصل می شود که رشته «دبیری» دیر یا زود به علت اشباع بازار کار، رو به تعطیلی می رود و رشته های «تربیت مترجم» و «مترجمی»، به خاطر کاربردی بودن آنها و نیاز جامعه، محبوبیت بسیاری یافته است و رو به شکوفایی می رود. این بررسی همچنین نیاز فراوان دانشگاههای کشور به ترتیب مدرس پژوهشگر جهت تدریس و تحقیق در رشته ترجمه را نشان می دهد. از علل جذابیت رشته «تربیت مترجم» نیاز جامعه و تخصصی و کاربردی بودن آن، و درآمدزایی رشته برای دانشگاهها است.
"
"آنچه امروز نقد ترجمه نام گرفته، در واقع سنجش کیفیت ترجمه بوده و اساس آن بررسی مقابله ای است، به این صورت که بخش های متناظر دو متن مقصد و مبدا با هم مقایسه می شود و ترجمه هر بخش در چارچوب مفهوم ""معادل"" که خود مفهومی غیردقیق و تابع قضاوت شخصی است، با عنوانهایی چون ""غلط"" و ""درست"" سنجیده می شود. این رویکرد تقلیل گرا و جز نگر برای نقد ترجمه کافی نیست اگر چه ممکن است برای آموزش ترجمه یا حوزه هایی نظیر آن مفید باشد. نقد ترجمه، چون نقد ادبی، نیاز به چارچوبی نظری دارد که فراتر از بررسی مقابله ای باشد.
مقاله حاضر بر آن است تا نشان دهد، تحلیل انتقادی گفتمان چارچوب نظری مناسبی است که می تواند دیدگاههای لازم برای نقد ترجمه را در خود جای دهد. به این ترتیب نقد ترجمه به جای جستجوی غلط و درست باید بررسی کند انتخابهای مترجم (انتخابهای واژگانی، دستوری، ...) چه دلالتی دارند، کدام چارچوب ایدئولوژیکی را منعکس می کنند، و هویت های فرهنگی را چگونه به تصویر می کشند. نقد ترجمه می تواند در چارچوب تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه را از دیدگاههای مختلف نقد کند؛ مثلا از دیدگاه استعمارگرایی، پسااستعماری، فمینیسم، مناسبات قدرت، و جز آن. بنابراین نقد ترجمه در واقع نقد ایدئولوژی هاست و به زبان تازه ای نیاز دارد که با زبان مقابله تفاوت دارد"
در مقالهء حاضر مفاهیم تنفر، حقارت، عشق در آثارلرما نتف مورد بررسى قرا ر گرفته و دیدگاه خاص نویسنده در رابطه با این واژگان بیان مى شود. ابتدا این مفاهیم به طور مختصر در آثار منظوم مثل "شاعر" و "اندیشه ها"،و سپس به صورت مفصل در آثار منثور لرمانتف مثل رمان "وادیم"وداستانهاى، "شاهزا ده مرى "،"شا هزا ده لیگؤفسکایا "ورمان "قهرمان دورا ن ما") بررسى مى گردند. همچنین سعى شده شکل گیرى و تکامل جهان بینى قهرمانان آثار لرمانتف از زاویهء این مفاهیم نشان داده شوند، که نتیجهء این تکاملى تغییر انسان از موجودى عامى و خودخواه به موجودىو الاو اخلاقى مى باشد. جمع بندى جنبهء اخلاقى، فلسفى این مساله به صورت زیر مى باشد: زندگى انسان ها در حقارت موجب عدم درک تفاو ت بین تنفر/ نیستى و عشق/ هستى مى گردد. به همین دلیل انسانى که در حقارت زندگى مى کند، به نظر مى رسد تاثیرگذار نیست و به عبارت دیگر او حق انتخاب، له " یا "علیه" را ندارد.
هدف از نگارش مختصر حاضر، اشاره به فرایند برگردان آن گونه از زبان ادبی است که تحت عنوان "شعر" طبقه بندی می شود. برای دستیابی به این هدف ابتدا به چگونگی آفرینش "شعر" توجه خواهد شد و شیوه برجسته سازی زبان خودکار برای رسیدن به این گونه ادبی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. سپس سعی بر آن خواهد بود تا به توصیف روشهایی پرداخته شود که مترجمان در برگردان "شعر" پیش رو دارند و برای دست یازیدن به این مهم به کار می گیرند. بر این اساس، ابتدا به چگونگی آفرینش شعر در زبان مبدا اشاره خواهد شد. در بخش بعد، فرایند ترجمه آن گونه که در این مختصر مورد نظر است معرفی خواهد گردید تا از این طریق معلوم گردد که انتخاب های مترجم به هنگام برگردان شعر چگونه صورت می پذیرد و فرایند برگردان شعر از چه نوع عملکردی برخوردار است.
"هدف مقاله حاضر پاسخ به این مساله است که آیا در دوران باستان و میانه در ایران ترجمه وجود داشته است یا نه؟ و اگر وجود داشته، دلایل و چگونگی پیدایش آن چه بوده است؟ نقشهای آن کدامند؟ و بررسی آن چه کمکی به علوم زبانی می کند؟
به این منظور با کنکاش در آثار ایران شناسان ایرانی وغیر ایرانی، به توصیف آثار ترجمه پرداخته می شود و تاثیر بررسی تاریخ ترجمه بر تحقیقات تاریخی محض و نیز چرایی پیدایش ترجمه و تاثیر آن بر زندگی اجتماعی این دوران مورد تحلیل قرار می گیرد؛ و ترجمه به عنوان عامل حفظ مذهب، اتحاد، سلطه گرایی، و ایستادگی در برابر نیستی معرفی می شود، عاملی که نخستین مدارج تکاملی اجتماعی را منعکس می کند و خبر از تحولات و چگونگی همزیستی اقوام پیشین می دهد.
در لا به لای متن مقاله، آثار ترجمه شده و زبانهایی که در آنها به کار گرفته شده اند به تفکیک معرفی می شوند و برای دستیابی سریع خواننده به ارتباط زبانهای مکتوب، در انتهای مقاله جدولی مقدماتی که ارتباط این زبانها را نشان می دهد ارائه می گردد."
تمرین»از دیرباز یا درواقع از بدو پیدایش آموزش زبان همواره یکی از مهمترین و کارسازترین ابزارهای افزایش کارآیی و بالا بردن سطح توانش زبانی در زبانآموزان محسوب شده است.ازاینرو مربیان و متخصصان باصحلاحیت بسیاری،همهء سعی خود را در این زمینه بهکار گرفتهاند که حاصل این تلاشها،تهیه تمرینات متنوعی بوده است.اگرچه این تمرینات با دقت زیاد تهیه و همواره باتوجه به پیشرفتهای گوناگون در علم آموزش زبان،دستخوش تحولات فراوانی شده،اما بهبود چندانی حاصل نشده است. بنابراین،باوجود فراوانی،گوناگونی و تنوع بسیار این تمرینات و تغییر مداوم آنها برای روزآمد شدنشان بهلحاظ واژگانی،حاصل کاربرد آنها آنچنانکه باید درخشان نیست،خصوصا در کشورهایی که«زبان مقصد»،کاربردی در جامعه ندارد و تنها شانس زبانآموزان در تکلم به آن زبان،در کلاس درس است و نهایتا یک شب بعد از جلسهء کلاس یا یک شب قبل از جلسه بعدی شاید به ناچار به حل تمرینات کلاسی میپردازند.اما در فاصله میان دو جلسه از کلاس،آنچنانکه باید فعالیتی در این زمینه از سوی زبانآموز صورت نمیگیرد و همین خود موجب عقبماندگی وی در یادگیری میشود.بهمنظور حل این مشکل،نویسندهء مقاله پیشنهادی مبنی بر تقسیمبندی تمرینات و انجام تدریجی آنها توسط زبانآموز مبتدی،و نیز چگونگی تهیهء این نوع تمرینات ارائه میدهد.
"ترجمه قرآن مجید به زبان انگلیسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که بسیاری از ملل دنیا دانش خود را درباره قرآن از طریق ترجمه انگلیسی آن بدست می آورند. بدین ترتیب شناخت این ترجمه ها ضروری است. لذا بر آن شدیم که کتاب شناسی توضیحی ترجمه های انگلیسی قرآن مجید را جهت علاقه مندان به تحقیق در این زمینه فراهم آوریم.
این کتاب شناسی شامل ترجمه های کامل قرآن مجید به زبان انگلیسی است. در مورد مترجمانی که ترجمه انگلیسی آنان به دفعات تجدید چاپ شده، جدیدترین چاپ را برگزیده ایم. مگر آنکه این تجدید چاپ همراه با ویرایش و یا تغییر عنوان اثر بوده است که در این حال به صورت ترجمه ای مستقل ذکر شده است.
سعی شده است که اطلاعات کتابنامه ای دقیق و کامل باشد مگر در مواردی که این اطلاعات در اصل کتاب ذکر نشده و یا قابل دسترسی نبوده است. مشخصات کتابشناختی ترجمه های قرآن بر اساس نظم الفبایی املای انگلیسی نام خانوادگی مترجم یا مترجمان مرتب گردیده است و ذیل هر مدخل توضیحات ارائه گردیده است.
"
"صورت شعر نوشته ای فشرده و مختصر است و معنی شعر بیشتر احساسی و اشاره ضمنی است تا لفظی و اشاره عینی. در این نوع نوشته و گفته، صورت و معنی چنان پیوندی ناگسستنی دارند که اگر در فرایند ترجمه از هم جدا شوند بسیاری از آن معانی احساسی غیرقابل بیان و زیباییها و ظرافتهای صوری متن اصلی از بین می روند، چرا که خیلی از ویژگیهای شعر ترجمه ناپذیر و غیر قابل انتقال به زبان دیگرند. هیچ مترجمی نمی تواند صدای خوش آهنگ، وزن و قافیه، اشارات ضمنی، و سایر ویژگیهای اساسی شعر را ترجمه کند مگر با شبیه سازی ها و بدل سازی های کلی که در این صورت نیز تقریبا هیچکدام از محسنات ادبی و زیباییهای طبیعی متن اصلی به ترجمه منتقل نمی شود.
حدود ترجمه ناپذیری شعر از مباحث عمده در مطالعات ترجمه است. رابرت فراست معتقد است آنچه در ترجمه شعر از بین می رود خود شعر است. اعتقاد راسخ رومن یا کوبسن بر این است که شعر صراحتا قابل ترجمه نیست، و شلی نیز اساسا به ناممکن بودن ترجمه شعر عقیده دارد. از طرف دیگر، برخی از دانشمندان نیز استدلال می کنند که تمام معانی همیشه قابل ترجمه است و هر چه در یک زبان قابل بیان باشد به زبان دیگری نیز قابل انتقال خواهد بود.
ما در این مقاله نظریه های مختلفی را در مورد ترجمه پذیری و یا ترجمه ناپذیری شعر بررسی کرده، به این نتیجه می رسیم که ممکن بودن و یا غیر ممکن بودن ترجمه شعر هیچکدام نباید به معنی مطلق آن در نظر گرفته شود. یک پیام را می توان به هر زبان طبیعی انتقال داد، تنها صورت این پیام است که در زبانهای مختلف و نیز در نظم و نثر متفاوت می باشد. بنابر این گر چه این امکان وجود دارد که بتوان یک شعر را به نحوی ترجمه کرد که در زبان مقصد قابل قبول باشد، اما انتقال تمام ویژگیها و زیباییهای متن اصلی شعر زبان ترجمه امکان پذیر نیست."
برای طراحی درسها و سرفصل آنها جهت تربیت مترجم، لازم است بدانیم که مترجم برای برگرداندن یک متن نوشتاری از زبانی به زبان دیگر به چه دانشی نیازمند است. دانش لازم برای درک مطلب خواندن، و دانش لازم برای انتخاب واژه ها و ساختارهای دستوری جهت به رمز درآوردن آنچه که مترجم از خواندن متن درک کرده است تا آن را به زبان مقصد بازگو کند مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهاد شده است که در گزینش دانشجوی مترجمی و تربیت وی چه اقداماتی باید صورت گیرد.
در این مقاله ابتدا به شناخت زبانگونه ما از هستی و مراحل آن پرداخته شده است. سپس در مرحله دوم، زبانی کردن هستی، "نمادین سازی"، در قالب نشانه های زبانی و ماهیت این نشانه ها در اثر زبانی و ادبی بحث شده است. در ادامه به پدیدار شدن نقشهای متفاوت زبان پرداخته شده است از جمله نقش ارتباطی یا ابزاری که پدید آورنده آثار زبانی است و نقش ناابزاری یا زیباشناختی که پدید آورنده آثار ادبی است. نقش دوم در ارتباط با پدیده برجسته سازی و ماهیت انگیخته ای نشانه ها و ادبیت متن تبیین شده است. بر این اساس ترجمه نقش محور با در نظر گرفتن معیارهای ذکر شده راهی به سوی ترجمه آثار زبانی و به ویژه ادبی معرفی شده است. در آخر نیز ترجمه به مثابه مکالمه ای بین دو زیست جهان زبان مبدا و مقصد مطرح شده است