تحقیق حاضر به دنبال بررسی فرضیه شفاف سازی و بررسی پدیده شفاف سازی در بافتی متناظر یک سویه فارسی- انگلیسی است. برای انجام این کار، ده حکایت که به صورت تصادفی از گلستان سعدی انتخاب شدند به همراه سه ترجمه انگلیسی آنها، توسط رهاتسک (2004)، ایستویک (1979)، و راس (1890)، مورد مطالعه قرار گرفتند. در همین راستا، محقق با مطالعه جمله به جمله این حکایتها و ترجمه های آنها به بررسی جنبه های پدیده شفاف سازی پرداخت و با استفاده از تقسیم بندی کلودی (2004) موارد شفاف سازی به کار گرفته را از ترجمه ها استخراج کرد. یافته های تحقیق، فرضیه شفاف سازی را تایید کرد و نشان داد که مترجمان از تمام انواع شفاف سازی اجباری، اختیاری، کاربرد شناختی، و ترجمه- ذاتی استفاده کرده اند. از این میان شفاف سازی اجباری نسبت به دیگر موارد بسامد بالاتری داشت.
این پژوهش کوشیده است تا روش نوینی را برای آموزش مهارت نوشتار معرفی و بررسی نماید که بر استفاده از اصطلاحات پیش ساخته (formulaic expressions) تاکید دارد. بر خلاف روش های رایج آموزش مهارت نوشتار، این روش علاوه بر آموزش دستور و واژگان زبان به آموزش نوشتار فرآیندی نیز (process writing) اهتمام می ورزد. دو گروه 30 نفره از زبان آموزان در این پژوهش شرکت داشته که یکی بر اساس این روش نوین و دیگری بر پایه آموزش دستور و واژگان به فراگیری مهارت نوشتار پرداخته اند. پس از پایان دوره، از زبان آموزان دو گروه خواسته شد که یک متن استدلالی بنویسند. نتایج که به کمک تعدادی t-test حاصل شدند نشان داد که زبان آموزانی که با روش نوشتار اصطلاحی (formulaic writing) آموزش دیده اند، هم از نظر انتقال معنا و هم از نظر استفاده صحیح از ساختار موفق تر بوده اند. تهیه کنندگان این پژوهش معتقدند که استفاده از روش نوشتار اصطلاحی (formulaic writing) در بهبود مهارت نوشتار به ویژه در دوره های افزایش سطح زبانی و آمادگی برای ادامه تحصیل در خارج از ایران که اهداف ارتباطی بیشتری را شامل می شوند، به صورت غیر قابل انکاری مفید است.
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی وضعیت موجود آموزش زبان انگلیسی وآسیب شناسی آن در مهد کودک ها است. بدین منظور22 مهد کودک در سطح شهر مشهد انتخاب شدند، مورد مشاهده قرار گرفتندو در موارد لزوم، با مسوولان و معلمان مهد کودک ها مصاحبه انجام شد. نتایج این پژوهش کیفی نشان داد که مهد کودک ها فضاها و امکانات آموزشی مطلوب و مناسب آموزشی را ندارند، فاقد برنامه آموزشی مدون برای آموزش زبان انگلیسی اند، معلمان این مراکز عموماً فاقد صلاحیت تدریس اند، آنان با روش های آموزشی کودکان و زبان انگلیسی آشنایی کمی دارند و توجه خاص را به نیازهای عاطفی، شناختی و اجتماعی کودکان ندارند. در پایان، پیشنهادهایی برای ارتقای سطح آموزش زبان انگلیسی کودکان در مهد کودک ها به مسوولان و معلمان داده شد
یادگیری لغت یکی از مهم ترین بخش های آموزش زبان خارجی می باشد. ولی محققان در مورد بهترین روش تدریس و یادگیــــــری لغت اتفاق نظر ندارند. اخیرا محققانی مانند کیتینگ (2008 ) و کیم (2008) بر رویکرد آموزشی فعالیت – محور در مقایسه با روش سنتی ارائه، تمرین و تولید لغات (معروف به پی پی پی) تاکید نموده اند. بنابراین هدف این تحقیق، بررسی تاثیر فعالیت های آموزشی ( شنیداری-عملی وتکمیل چارت) در مقایسه با روش تدریس ارائه، تمرین و تولید در یادگیری لغات توسط زبان آموزان زبان انگلیسی می باشد. بدین منظور، 72 نفر زبان آموز در مرکز زبان جهاد دانشگاهی شهرکرد که از لحاظ مهارت زبانی در سطح متوسط بودند در این تحقیق شرکت نمودند. شرکت کنند گان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. دریکی از گــــــروهها لغات با روش ارائه، تمرین وتولید آموزش داده شد و در گروه دیگر آموزش لغات با فعالیت شنیداری-عملی و تکمیل چارت صورت گرفت. گروه فعالیت – محور خود به دو گروه مجزا تقسیم شد: گروه آموزشی شنیداری-عملی و گروه آموزشی تکمیل چارت. جهت جمع آوری داده ها، یک آزمون لغت که شامل 30 سوال چهار گزینه ای بود بصورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. تجزیه و تحلیل کوواریانس بر روی نمرات نشان داد که استفاده از فعالیت های آموزشی تاثیر مثبت قابل توجهی بر میانگین نمرات داشت که این امر حاکی از موثر بودن این روش در یادگیری لغات زبان دوم می باشد. نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که تفاوت معنا داری بین انجام فعالیت های آموزشی شنیداری-عملی و تکمیل چارت در یادگیری لغات نمی باشد.
تحقیق حاضر تکرار طرح پژوهشی دیگری است برای پیدا کردن عوامل زیر بنایی خصوصیات موثر معلمان زبان انگلیسی (CEELT) بعد از انتخاب نمونه آماری همگونتر و نماینده تر. به این منظور پرسشنامه CEELT تالیف شده توسط معافیان و پیش قدم (2008) به 1469 زبان آموز ایرانی که انگلیسی را به عنوان زبان خارجی در مدارس دولتی و موسسات خصوصی مختلف در مشهد تحصیل می کردند داده شد تا سه فرضیه مرتبط با استحکام روابط بین خصوصیات، تعداد عوامل استخراج شده و خصوصیاتی که روی بیش از یک عامل لود می کنند مورد بررسی قرار گیرند. وقتی که از روش تحلیل عاملی برای استخراج عامل سازه ای استفاده شد چهل و هفت خصوصیت مورد مطالعه به دلیل داشتن همبستگی درونی زیاد با یکدیگر تنها روی پنج عامل برقراری ارتباط صمیمی، عادل بودن، صلاحیت شغلی، تسهیل و برگزاری امتحان لود کردند. نتایج حاضر بیانگر چندین التزام پژوهشی است. اول اینکه همبستگی بین متغیرها و آمار KMO که مبین کافی بودن نمونه گیری است بایدگزارش شوند. دوما نمونه آماری می بایستی شامل حداقل یک هزار شرکت کننده و ترجیحا دارای نسبت سی نفر برای هر خصوصیت مطرح شده باشد و بالاخره تمام خصوصیاتی که روی بیش از یک عامل لود می کنند می بایستی گزارش شوند. لودهای چند عاملی بیانگر ضرورت اتخاد نگرشی چند بعدی نسبت به آموزش زبان و برقراری ارتباط معنادار بین خصوصیات معلمان و توانایی هایی از قبیل پیشرفت تحصیلی و بسندگی هستند.
ترجمه و نوشتار دارای رویکردها و ویژگی های مشابهی هستند. این پژوهش به بررسی رابطه ترجمه و نوشتار با توجه به تفاوت های جنسیتی در کیفیت ترجمه متن بیانی و اطلاعی و سبک نگارش (بیانی و اطلاعی) مترجمان زن و مرد می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل 150 نفر (75 زن و 75 مرد) از دانشجویان سال آخر کارشناسی رشته مترجمی زبان انگلیسی از 10 دانشگاه کشور بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان درابتدا دو پاراگراف انگلیسی شامل متن های بیانی و اطلاعی جهت ترجمه دریافت کردند و پس از آن، یک پاراگراف به زبان فارسی نگاشتند. کیفیت ترجمه و سبک نگارش به ترتیب توسط سه تن از متخصصان رشته ترجمه و سه تن از متخصصان رشته زبان شناسی بررسی وسپس یک بار بر اساس آزمون تی برای هریک از دوگروه زن و مرد به طور جداگانه و بار دیگر به صورت مقایسه ای با یکدیگر بر اساس آزمون تحلیل واریانس دو طرفه تجزیه و تحلیل شد. نتایج آزمون تی بیانگر وجود تفاوت معنادار میان کیفیت ترجمه مردان در متن بیانی با توجه به سبک نگارششان بود. نتایج آزمون تحلیل واریانس دو طرفه نیز حاکی از وجود رابطه معنادار میان متغیر سبک نگارش و کیفیت ترجمه متن بیانی بود. با این وجود، رابطه معناداری میان دیگر متغیرهای پژوهش یافت نشد
پژوهش حاضر تلاشی است برای مشخص نمودن اینکه آیا صفت فاعلی انگلیسی در روند ترجمه از زبان انگلیسی به فارسی تغییر می کند یا خیر. داده های این تحقیق از کتاب Animal Farm، نوشته جورج اورول (1990) و سه ترجمه آن جمع آوری شده است. بر اساس شیوه تجزیه و تحلیل متن یا محتوا، محقق ساختارهای دستوری زبان فارسی را که معادل صفت های فاعلی انگلیسی هستند، تعیین می کند. از هر فصل کتاب مزرعه حیوانات، 10 جمله مرکب دارای صفت فاعلی انگلیسی انتخاب گردید. این ساختارهای انگلیسی بر اساس مدل کتفورد (1965) درباره تغییر ساختاری در ترجمه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سپس فراوانی ها و درصدها برآورد شدند. در توزیع ساختارهای دستوری فارسی، ساختارهای فعلی بیشترین فراوانی (40 درصد) و معانی ضمنی و عبارت ها کم ترین فراوانی ( 3 درصد) را به خود اختصاص دادند. سایر ساختارهای دستوری فارسی مانند جمله واره ها و قیدها، سطوح مختلف فراوانی را در میان فراوانی ساختارهای ذکر شده در بالا به دست آوردند.
آموزش زبان خارجی، تاریخچهای بسیار طولانی دارد. با توجه به این مسئله که در روند آموزش زبان خارجی، اصلیترین هدف، دستیابی زبانآموز به مهارت استفاده از زبان در ارتباط مستقیم با گویشوران آن زبان است، بررسی روشهایی که به زبانآموز در دستیابی به این توانایی کمک میکند، ضروری است. ما در این مقاله برآنیم تا به بررسی ضرورت و نحوه استفاده از فناوریهای نوین در آموزش زبانهای خارجی، بر پایه بررسی موردی سینما به عنوان یک عامل توانمند در شناخت جزییات فرهنگی کشور مقصد و زبان زنده آن کشور، بپردازیم. پس از تبین دلایل ضرورت استفاده، با ارایه مدلی عملی برای استفاده کارآمد از فیلم، چند پیشنهاد به منظور کاربردی کردن دروس پخش فیلم در دانشگاه ارایه نماییم.در این مدل با انتخاب یک فیلم که نمونهای از سینمای ملی روسیه محسوب میشود خواهیم کوشید تا به صورت عملی نحوه استفاده از فیلم به عنوان یک عامل توانمند در روند آموزش زبان به ویژه در آشنایی زبانآموزان با فرهنگ کشور مقصد و زبان زنده آن سرزمین را تشریح دهیم
کودکی، اثر اتوبیوگرافی ناتالی ساروت، نویسنده فرانسوی قرن بیستم است. در این اثر، ساروت با تداعی خاطرات، با زدودن مرز بین واقعیت و خیال، شاهکاری میآفریند تا دنیای آمیخته از هر دو عنصر را به خواننده عرضه بدارد. آن چه مایه موجودیت این رمان میشود، گسستن از سنت، ماهیت واقعی و شکل روایی آن است. ساروت در این اثر شکل تازهای از «من» نویسنده را ارایه میکند که گاهی در نقش کودکی ظاهر میشود تا وقایع را نقل کند؛ گاهی نیز به عنوان راوی در متن نقش میآفریند و حوادث را آگاهانه نقد و بررسی میکند. در این جستار سعی میشود به شیوه نوین روایت در کودکی اثر ساروت پرداخته شود تا بتوان برای پرسش زیر پاسخ مناسبی پیدا کرد: چرا ساروت برای بازگویی یادمانهای کودکانهاش از گفتوگوی درون متنی بین راوی و شخصیت استفاده کرده است؟ به موازات بررسی این مقوله، سعی شده است تا با پژوهشی در شیوه نگارش، ساختار اثر و ویژگیهای زبانشناختی و زمانی آن به تفاوتهای اساسی رمان نو با رمان سنتی اشاره شود.