مقاله شفاعت اثر مستشرق آمریکایی خانم والری جف هافمن است که در دائره المعارف قرآن لایدن، یکی از دائره المعارف های برجسته و مورد رجوع جهانی پیرامون قرآن کریم منتشر شده است. از آنجا که نقد و ارزیابی اینگونه آثار زمینه آشنایی افکار عمومی با اسلام حقیقی را فراهم می سازد لذا پژوهش حاضر به منظور مشخص نمودن فضای فکری مستشرقان در خصوص آموزه های قرآنی برای پژوهشگران مسلمان به ارزیابی این مدخل پرداخته است. نوشتار پیش رو ضمن اشاره به محتوای مقاله، نظریات نادرست هافمن درباره شفاعت را با استفاده از مصادر معتبر اسلامی و استدلال های متقن در بوته نقد قرار می دهد. در این جستار مشاهده می شود نظریه های ذکر شده با تتبع اندک و سطحی از آیات قرآن و متأثر از مبانی فکری گروهی از اهل تسنن و برگرفته ازبرخی روایات در کتب ایشان بوده که مخالف دلالت های قرآنی و احادیث قطعی صادر شده در این زمینه است .
الکلامُ یدورُحول العیون من وجهة نـظرالقرآن الکریم والادباء الماضین منهم والحاضرین،والذین بلغ عددهم فی هذه المقالة أکثر من خمسة وأربعین شاعراً، وما ترشح منهم من معانی الجمال لاوصاف العیون العظیمة، علی لسان الظرفاء من الادباء، من سعة العیون، و سوادها وبیاضها ،وسهامها ونبالها وسیوفها و ... التی قدمتها الشعراء فی هذا المضمار والتی بلغت المئات، فجئنا بشواهد مختلفة حیث بلغ أکثر من مئة وخمسین بیتاً من الفنون الشعریة مع ذکر أصحابها، ثم أشرنا الی الفنون المختلفة التی صدرت عن أفواه الشعراء، والنظرة الایجابیة والسلبیة للعیون.
هدف اصلی در نگارش این مقاله، مطالعه روشمند و تحلیلی گزاره های اخلاقی بیان شده در سوره های قرآن کریم است؛ به این منظور با استفاده از روش تحلیل محتوا، نقش و جایگاه این گزاره ها در هدایت افراد و جامعه اسلامی به سمت کمال و سعادت تبیین می شود و یک مدل نظام اخلاقی بر اساس آن به دست می آید. این پژوهه بر آن است که با استخراج گزاره های اخلاقی قرآن کریم، تجزیه و تحلیل آن ها و سپس طبقه بندی موضوعی، در نهایت، به تبیین مُدل چگونگی هدایت افراد و جامعه اسلامی بپردازد. گزاره های اخلاقی بیان شده در سوره های قرآن کریم، در دو بُعد فردی و جمعی، به صورت همسان بیان خواهد شد و به منظور ساخت یک مدل و نظام ساختاری در حوزه اخلاق، چهار رکن اصلی یک نظام (اصول و مبانی نظری، الزامات، مقدمات و موانع) در این زمینه تبیین می شود. در این مقاله سوره «اسراء» نمونه ای است که با روش تحلیل محتوا به مطالعه آن می پردازیم. نتایج به دست آمده از این پژوهش، بیانگر آن است که گزاره های فردی در دو حوزه فضیلت و رذیلت 47% و گزاره های جمعی بیان شده در این سوره نیز در چهار حوزه فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد، 53% از مجموع گزاره های این سوره را تشکیل می دهد. مدلی که در پایان ذکر می شود، همه جنبه ها و جهات یک نظام اخلاقی در سطح فردی و جمعی را تبیین می کند.
موضوع گریستن، از جمله موضوعاتى است که از ابعاد مختلف از جمله ابعاد روان شناختى، تربیتى، دینى، اخلاقى و عرفانى مورد بررسى قرار گرفته است. این مقاله به بررسى آثار تربیتى گریستن بر تکامل معنوى انسان مى پردازد که با روش تحلیلى و توصیفى و به منظور تبیین ارتباط میان گریستن، با تربیت اخلاقى و تکامل معنوى انسان، تدوین یافته است. گریه، نوعى واکنش به احساسات و هیجان هاى درونى انسان است که مى تواند بر ابعاد روانى، تربیتى، معنوى و اخلاقى انسان تأثیر بگذارد. ابتدایى ترین تأثیر گریه، به ویژه گریه در امور معنوى، ایجاد آرامش است که انسان بعد از گریه کردن، در اثر تخلیه شدن فشارهاى درونى، احساس خوشایند و یک سبکى و آرامش برایش پدید مى آید. همچنین گریه موجب نشاط و امید در انسان شده و انگیزه فرد را تقویت مى نماید و سلاحى در مبارزه با شیطان درونى انسان مى شود. از سوى دیگر، گریه سبب پاک شدن گناهان انسان و نزول رحمت خداوند شده، انسان را در دفع برخى رذائل اخلاقى و نیز کسب برخى فضیلت ها، کمک مى نماید و سر انجام انسان را در رسیدن به قرب الهى یارى مى کند.
قصه قدمتی کهن در عرصة فرهنگ و انتقال مفاهیم انسانی دارد و سازگارترین فرم کلامی با ذهن بشر است. شاید از همین روست که کتب آسمانی اغلب پیام خویش را در قالب قصه بیان داشته اند. از آنجا که قصه های قرآنملاک های فنّی قصه های امروزی را دارد، راه را برای مقایسه و تحلیل نظریه های انتقادی جدید باز گذاشته است. یکی از این راه ها، ریخت شناسی قصه ها از دیدگاه ولادیمیر پراپ است. روش ولادیمیر پراپ یکی از بهترین شیوه های تحلیل و ریخت شناسی قصه ها بر پایة کنش شخصیّت ها و خویشکاری آن هاست. نوشتة حاضر به بررسی ریخت شناسی قصّة حضرت موسی (ع)در قرآنبا بهره گیری از روش پراپ، بر اساس روش توصیفی تحلیلی می پردازد و برای وصول به نتیجه ای بهتر، قصه به سه بخش تقسیم شده است و شخصیت ها و خویشکاری های هر بخش، هدف تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که این قصه با الگویی که پراپ از قصه های پریان ارائه می دهد، با اندکی جابجایی در خویشکاری شخصیّت های قصه هماهنگ است؛ زیرا از سی ویک خویشکاری قصه های پریان، بیست وسه خویشکاری در بین شش شخصیّت موجود در قصه دیده می شود و جریان قصه از آرامش و رسیدن به اوج و رسیدن به آرامش مجدّد، با سه حرکت از حرکت های ششگانه پراپ همسانی دارد