چکیده: شناخت و روش شناخت اجتماعی، از موضوعات مهم و اساسی در حوزة علوم اجتماعی است که در دوره های مختلف تاریخی از گذشته تاکنون رویکردهای مختلفی دربارة آن وجود داشته است. یکی از دسته بندی های روش شناختی، تقسیم روش به روش شناسی بنیادین و روش شناسی کاربردی است که انواع مختلف روش شناخت اجتماعی را می توان در ذیل آن قرار داد. در این گونه شناسی، روش شناسی بنیادین، که به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی ناظر بوده و به صورت بنیادین روش شناسی اجتماعی را مد نظر قرار می دهد، مبنای بحث در این مقاله واقع می شود. در علوم اجتماعی با سه روش بنیادین اثباتی، تفهمی و رئالیسم انتقادی سروکار داریم. هر یک از این روش ها از مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی خاصی بهره گرفته، با یکدیگر در تقابلند. قرآن نیز به علت برخورداری از مبادی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی ویژة خویش از یک روش بنیادین «رئالیسم توحیدی» بهره می گیرد. ویژگی های خاص اندیشة قرآن، روش شناسی قرآنی را از مکاتب روش شناختی مدرن متمایز می سازد. قرآن هستی را دارای دو بعد مادی و معنوی دانسته، آن را یک پارچه و با محوریت خداوند حکیم معرفی می کند. همچنین سرنوشت انسان و کمال نهایی وی را در میزان قرب الهی می داند.
قرآن به همة ابزارهای حسی، عقلی و وحیانی مرجعیت می بخشد؛ اما مرجعیت آنها را در چارچوب مبانی خویش می پذیرد. همه چیز در اندیشة قرآن، به خداوند ارتباط پیدا می کند. قرآن از همة رویکردهای تبیینی و توصیفی، خرد و کلان، تجربی، تفهمی و انتقادی برخوردار می شود؛ اما آنها را در چارچوب توحید و مبتنی بر یک عقبة الهیاتی بازتعریف می کند. این، ویژگی ممتاز روش شناسی قرآن است که روش های سکولار از آن بهره ای نمی برند و به علت چنین فقر معرفتی، با تکیه بر یک ابزار، سایر ابزارها را نفی می کنند. همچنین روش شناسی قرآن، به علت بهره گیری از ابزار وحی، قابلیت های افزون تری را نسبت به روش های مدرن دارد؛ از جمله، امکان فهم و درک عمیق تر واقعیت اجتماعی و دست یابی به ضرورت ها و باید و نبایدهای اجتماعی بیشتری در آن.
انسان موجودى است اجتماعى، به دلیل این ویژگىها که در فرایند جامعهپذیرى و اجتماعى شدن به آن مىرسد، از موجودات دیگر متمایز است. از اینرو، جامعهپذیرى نقطه اتصال علوم مختلف انسانى و اجتماعى است و آگاهى از آن منوط بر آن است که مفهوم آن در این مجموعه از علوم انسانى دنبال شود.
بنابر مفهوم جامعهپذیرى، انسانها آموزههاى اجتماعى خود را از محیط گرفته و در فرایند جامعهپذیرى مىکوشند خود را همانند جمع سازند؛ هرچند این فرایند، رابطهاى دوسویه است و کنشگران با محیط در تأثیر و تأثر متقابلاند. این مقاله با رویکرد نظرى و تحلیلى، و با کنکاش در آیات قرآنى مىکوشد تا نشان دهد قرآن کریم ضمن احترام به جماعت انسانها، همگان را به پذیرش همه آموزههاى اجتماعى فرانمىخواند، بلکه سرپیچى از آموزههاى ناسازگار با اسلام را مطلوب مىشمارد. بنابراین، در نگاه قرآن، اجتماعى شدن در گروههاى مؤمنانى که هنجارها و ارزشگذارىهاى خود را بر پایه ارزشهاى اسلام بنا مىکنند، محترم است، نه در هر گروه و اجتماعى.
ادگار مورَن (به فرانسوی:Edgar Morin) فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی است.وی در 1921 در پاریس با نام اصلی«ادگار ناهوم»زاده شد.او رگه های یهودی ـ اسپانیایی) دارد و به خاطر تنوع کارهایش شهرت دارد،چندان که علاقه مندی های مختلفی در کارهایش دیده می شود و به مرزهای مرسوم در نظام های دانشگاهی بی اعتنا است.کارهای معرفت شناختی او انقلابی اند،زیرا کوشیده تا مثلث ارتباطِ ایدئولوژی ـ سیاست ـ علم را از طریق آن چه«پیچیدگی»می نامد،بازاندیشی کند.منظور از«پیچیده»معنی مخالف ساده نیست،بلکه مقصود یک«روش»ست که به«راز و رمز»جهان با دانستن این که«امر ساده همواره فقط چیزی است که توسط شخصی ساده شده»،اعتنا می کند. در این مقاله دیدگاه مورن دربارە مسئله شناخت که در کتاب درآمدی براندیشه پیچیده ایشان مطرح شده با آیات قرآنی مقایسه شده است.ابتدا دیدگاه مورن و سپس نظرات قرآن در این مورد مطرح ودر پایان مقایسه و نتیجه گیری شده است.
دنیابس عجیب است وشگرف وزیبایی های خاصی رابه تصویرکشانده است تصاویری الوان ورنگارنگ وبس کامل. برخی ازاین زیبائیهاکه بدون شک یادآورخدای متعال هستندبعضی ازاوقات معجزه می نمایند یکی ازاین معجزات عالم گیرکه قرنهاست ذهن بشر رابه خودمعطوف کرده قرآن مجیداست.
ازهمان ابتدای گشایش این معجزه بصری وکتبی حروفی به ظاهرکوچک ولی بس پرمعنا،باشکوه وعظیم جلب توجه می نمایند.الم.ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین (بقره،2/1 ـ 2)
سالهاست که اسرارقرآن کریم کماکان ناشناخته باقی مانده اند و ازآن جمله هم (الم) واین حروف مقطعه هستند. که در این مقاله به تفصیل درباره آن سخن گفته ایم.