گوناگونی فرهنگی روندی گریزناپذیر در جهان کنونی است که به واسطة جهانی شدن و فراگیر شدن ارتباطات شتابی دوچندان گرفته است. در این نوشتار به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که اگر در جهان امروز در هیچ جامعه ای و از جمله در ایران امکان تحقق یگانگی فرهنگی یا ایجاد نوعی فرهنگ یکدست و یکپارچه وجود ندارد، چگونه می توان سیاستی فرهنگی شالوده ریزی کرد که به وحدت ملی بینجامد؟ ضمن انتقاد از انواع گفتمان های یگانه باور که سودای شالوده ریزی جامعه و فرهنگی یگانه و یکدست در سر دارند، در دفاع از گوناگونی فرهنگی و چندگانگی هویتی استدلال می شود و با تکیه بر همان استدلال ها و با عنایت به شرایط خاص تاریخی و فرهنگی ایران، در پیش گرفتن سیاستی فرهنگی که توانایی جذب آحاد مختلف جامعة ایران را داشته باشد پیشنهاد می شود.
پنداره انسان شناسی کاربردی درواقع به حدود یک قرن پیش(1906) همراه با پایه گذاری برنامه درسی مرتبطی در دانشگاه آکسفورد باز می گردد. هرچند پیش از آن گرایشی تقریبا مشابه تحت عنوان انسان شناسی عملی نیز از حدود دهه 1860 توسط جیمز هانت نیز مورد توجه قرار گرفته بود. اما استفاده از واژه دقیق "انسان شناسی کاربردی" برای اولین بار به رادکلیف براون نسبت داده می شود که آن را در مقاله ای تحت عنوان انسان شناسی به مثابه خدمتی عمومی و نقش مالینوفسکی در آن در سال 1930 به کار برد...