زمینه و هدف: جرم دارای ظرف مکانی و زمانی منحصربه فرد است که آن را از دیگر رفتارها متمایز می سازد و باعث می شود تا رفتار مجرمانه در واحد مکان، توزیع فضایی یکسانی نداشته باشد. این پژوهش با هدف تحلیل فضایی کانون سرقت داخل خودرو در سرکلانتری پنجم تهران بزرگ انجام پذیرفته تا مناطق جرم خیز شناسایی شود.<br /> روش شناسی: روش مورد استفاده در پژوهش، توصیفی- تحلیلی می باشد، برای شناسایی الگوهای مکانی از مدل آماری گرافیک مبنا در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی استفاده شده، مهم ترین آزمون مورد استفاده مرکز متوسط و بیضی انحراف از معیار می باشد و از روش تخمین کرانل به عنوان روش آماری گرافیک مبنا استفاده شده است و برای تحلیل آماری و تحلیل گرافیکی از نرم افزار GIS و نرم افزار جانبی Crime analysis استفاده شده است. <br /> یافته ها: ویژگی های فیزیکی اجتماعی مکان های جرم و مکان های ﻣﺠﺎور آن ها با ﺑﺮوز بزه کاری ارتباط دارند، همچنین مهم ترین کانون های جرم خیز تهران را محدوده های پرازدحام در طول روز و کم تراکم در طول شب شکل می دهند و بیشتر جرایم را در محدوده های تجاری و اداری که محدودیت پارکینگ عمومی دارد اتفاق می افتد.<br /> نتایج: مکان های پارک اتومبیل برای زمان طولانی، نظیر پارکینگ های نزدیک پایانه ها، خطوط مترو، اماکن تجاری و اداری و تفریحی به عنوان یکی از مکان های مناسب برای سرقت داخل خودرو عمل می کنند. هدف ها و آماج های جرم، فراوان است و صاحبان ماشین ها معمولاً تا ساعت ها به محل بازنمی گردند. سرقت در این محل ها برخلاف مناطق مسکونی معمولاً در طول روز اتفاق می افتد و غالباً زمان زیادی برای ارزیابی ریسک های احتمالی ناشی از ارتکاب جرم وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مدیریت خشم و استرس بر کاهش خشم و استرس مادران کودکان مبتلا به اختلال های طیف اتیسم انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به طیف اتیسم مراجع کننده به مرکز به آرا در سال 94 تشکیل می دادند. به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر از مادران به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه (15 نفره) آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزارهای این پژوهش پرسشنامه های پاسخ به استرس کوه و همکاران (2001) و پرخاشگری گلادو (1991) بود. آموزش مدیریت خشم و استرس روی مادران گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هفتگی 90 دقیقه ای اجرا شد. در این تحقیق از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق آزمون تحلیل کواریانس صورت گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مدیریت خشم و استرس والدگری موجب کنترل خشم و ابعاد آن (کلامی، فیزیکی و تکانش گری) و هم چنین کاهش استرس و ابعاد آن (تنش، پرخاشگری، خشم، خستگی و ناکامی) در مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم می شود.
بعد ذهنی مشارکت، تمایل به مشارکت اجتماعی است و به دلیل اعتماد و سایر عوامل زمینه ساز ایجاد می شود و بعد عینی مشارکت اجتماعی به صورت عضویت، نظارت، اجرا و تصمیم گیری بروز می کند و بیانگر پیوند عینی افراد است. به نظر می رسد وجود و تقویت ابعاد مختلف امنیت، نقش بسزایی در تقویت هر دو بعد ذهنی و عینی مشارکت اجتماعی شهروندان داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش انگاره امنیت در ارتقاء مشارکت اجتماعی شهروندان شهر شیراز، ازطریق اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی و روش آن توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. برای اولویت بندی انگاره های مؤثر بر میزان مشارکت شهروندان، پرسش نامه ای تدوین و به طور تصادفی میان 256 نفر از جامعه آماری توزیع شده و برای تحلیل داده ها و بررسی نقش انگاره امنیت از نرم افزار SPSS و آزمون T استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند امنیت بیش از سایر عوامل، زمینه مشارکت اجتماعی فعال شهروندان را فراهم می آورد و پس از آن، به ترتیب عوامل اثربخشی، نقش آفرینی، انگیزه، تناسب، حمایت، اعتماد، اطلاعات و آموزش، احساس مسئولیت، تعلق و دلبستگی، زمینه و مقدمات و دعوت از عوامل تأثیرگذار بر آن هستند. همچنین، در بخش نتیجه، راهکارهای ارتقاء هر یک از این مؤلفه ها بیان شده است.
Purpose: The aim of this study was to explain the effectiveness of the model of established methods in autism (functional behavior analysis of ABA, Snowlen, and Dosa) based on the level of attention in children with autism spectrum disorder in Tehran. Methodology: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design with a control group. The statistical population of this study was all children with autism spectrum disorder in Tehran in public and private educational and rehabilitation centers in 2018. By available sampling method, 48 people were selected and randomly divided into 4 intervention groups by applied behavior analysis method. , Snozelen, dosa and control group were divided. Data were collected based on the Connors Scale Scale (Parent Form) (1999), a modified review checklist, and the Wechsler intelligence test. Descriptive and inferential statistical methods and multivariate analysis of covariance were used to eliminate the pretest effect using SPSS software was used. Findings: The results showed that all three methods of functional behavior analysis of ABA, Snozlen and Dosa had a significant effect on increasing attention compared to the control group. Also, ABA applied behavior analysis method had a greater effect on improving attention in the three measurement stages than the other two experimental groups. Conclusion: The findings of the study showed that the use of these interventions and educational programs as a method in improving and rehabilitating children with this disorder is useful, so the use of this method is recommended. The results showed that the difference between the analysis of functional behavior of ABA, Snozlen and Dosa with the control group was significant at the level of 0.05, so it can be said that all three methods of functional behavior analysis of ABA, Snozlen and Dosa compared to the control group had a significant effect on increasing attention.
در این پژوهش، ساختار عاملی و اعتبار نسخه فارسی پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند، در بین 576 نفر از مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران تعیین شده است که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. این پژوهش، با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن، یک تحقیق توصیفی بر اساس روش های روانسنجی است. ساختار عاملی پرسشنامه، بر اساس شاخص های برازش و شاخص های بهبود در تحلیل عاملی تاییدی توسط نرم افزار AMOS مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها نشان داد در پرسشنامه شیوه های فرزندپروری به استثنای ماده های 24، 8، 13 و 18، بقیه ماده ها عوامل از پیش تعیین شده پرسشنامه را می سنجند و سوالات پرسشنامه، دارای روایی نسبتا مطلوبی هستند. همچنین برای محاسبه اعتبار کل پرسشنامه از آلفای طبقه ای و برای محاسبه اعتبار خرده مقیاس ها از ضریب گاتمن استفاده گردید. نتایج نشان دهنده اعتبار نسبتا خوب پرسشنامه و خرده مقیاس های آن می باشد.
پژوهش حاضر به بررسى رابطه سبک هاى پردازش حسى با رضایتمندى زناشویى پرداخته است. نمونه پژوهش شامل 136 زوج (272 نفر) ساکن شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از پروفاىل پردازش حسى نوجوان بزرگسال (براون و دان، 2002). فرم 40 سؤالى مقیاس رضایتمندى زناشویى انریچ، هنجار شده براى جامعه ایرانى (عسگرى، بهمنى و تمدنى، 1385). داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سبک جست وجوگرى حسى در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه مثبت معنادار دارد و سبک هاى پردازش حسى ثبت پایین، اجتناب گری حسی و حساسیت پذیری حسی در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه منفى معنادار دارد. نتایج حاصل از بررسى رابطه احتمالی فاصله نمرات زوجین در هر سبک پردازش حسی با رضایتمندی زناشویی آن ها، نشان داد فاصله نمرات زن و شوهر در جست وجوگری حسی و اجتناب گری حسی با رضایتمندی زناشویی مردان رابطه مثبت معنادار دارد و فاصله نمرات زن و شوهر در ثبت پایین با رضایتمندی زناشویی زنان و مردان رابطه منفى معنادار دارد.
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبت گری در رابطه بین ابعاد دلبستگی و رضایت جنسی زوجین، به شیوه همبستگی انجام شد. جامعه پژوهش شامل زوج های ایرانی ساکن تهران بود؛ که دست کم یکی از آنها تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. از جامعه مذکور، 508 نفر (254 زوج) به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ رﺿﺎﯾﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﻻرﺳ ﻮن (1998)، پرسشنامه مراقبت گری کانس و شاور (1994) و پرسشنامه مقیاس های رابطه گریفین و بارثولومیو (1994) جمع آوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش از ارتباط مورد انتظار میان رضایت جنسی، ابعاد دلبستگی و مراقبت گری حمایت کرد. به طور کلی یافته ها نشان داد ناایمنی های دلبستگی بر ابعاد حساسیت و مجاورت مراقبت گری اثر منفی و بر ابعاد کنترل و وسواس مراقبت گری اثر مثبت دارد. از سوی دیگر، حساسیت و مجاورت پیش بین های مثبت و کنترل و وسواس پیش بین های منفی رضایت جنسی یافت شدند بر اساس یافته ها، به خانواده درمان گران و درمان گران حوزه سلامت جنسی پیشنهاد می شود برای کمک به ارتقای رضایتمندی جنسی زوجین، احساس دلبستگی ایمن و نیز مراقبت گری مبتنی بر حساسیت و مجاورت را میان زوجین تقویت نموده، و وسواس و کنترل مراقبتی را در زوجین کاهش دهند.
امروزه تلاش برای دست یافتن به جایگاهی بهتر در اقتصاد جهانی، بخش مهمی از مبارزه برای توسعه می باشد. بحث بهبود رفاه در قالب نظریه مزیت نسبی مطرح می شود؛ یعنی هر کشوری که بهترین کارکرد خود را محور قرار دهد، به بهترین نتیجه می رسد. سئوال اصلی این تحقیق این است که اعلامیه حق توسعه چگونه بر توسعه یافتگی کشورهای در حال توسعه اثر گذار است. مطالعه از نوع اسنادی و کیفی از نوع فرا مطالعه است زیرا یافته ها غیر پارامتریک است و اطلاعات موجود با استفاده از روش فرا تحلیل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. مهم ترین ابزار جمع آوری اطلاعات فیش و تکنیک تحلیل محتوا است که با مراجعه به همه منابع شناسایی شده ، اطلاعات مهم و مورد نیاز جمع آوری شده اند. منابع مورد استفاده مشتمل بر 59 کتاب، 93 مقاله و 80 کنوانسیون ، اعلامیه و قانون است. در مطالعه حاضر مقولاتتعهدات حقوقی اقتصادی – اجتماعی ناشی از حق توسعه، سرمایه گذاری خارجی مستقیم، موانع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی توسعه در کشورهای در حال توسعه ، مقوله های اصلی هستند . نتایج تحقیق نشان داد که پرثمرترین فعالیت هر کشوری، فعالیتی است که با منابع و عوامل موجود در آن کشور هم سازتر باشد. حق توسعه موجب ارتقا توانمندی نیروی انسانی شده و کمک کشورهای توسعه یافته به کشورهای توسعه نیافته می تواند آنها از از چرخه فقر رها ساختا و در مسیر توسعه قرار دهد. نتایج همچنین نشان داد که حق توسعه از طریق کمک به آموزش ، توانمند سازی زنان، توجه به حقوق کودکان و سرمایه گذاری خارجی می تواند به عنوان مکانیسمی در جهت سوق کشورهای توسعه نیافته به مسیر توسعه یافتگی یاری رساند.
تأثیر آموزش عالی بر توسعه موضوعی انکارناپذیر است؛ اما به نظر می رسد صرف افزایش لجام گسیخته و بدون برنامه مؤسسات آموزش عالی و تعداد دانشجویان، زمینه ساز دست یابی به توسعه نیست. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین شاخص های کمی (کمیت آموزش کمی) و کیفی (کارآیی و برابری) آموزش عالی با توسعه اقتصادی میان 78 کشور منتخب جهان است. پشتوانه نظری این پژوهش، بر نظریه های سرمایه انسانی، توسعه انسانی و رویکردهای مرتبط با بازده سرمایه گذاری در آموزش متکی است. این پژوهش به لحاظ روش شناسی با اتکا به پارادایم اثباتی و با استفاده از تحلیل ثانویه داده های طولی بین سال های 2010-2016 انجام شد. نتایج نشان دادند گسترش آموزش عالی از شروط لازم برای دست یابی به توسعه اقتصادی است نه شرط کافی. همچنین شاخص های کمی آموزش عالی در ترکیب متوازن با شاخص های کیفی نظیر کارآیی و برابری، ممکن است زمینه ساز توسعه اقتصادی شود؛ درنهایت، در دوره پساتوده ای برای تبیین توسعه اقتصادی، توجه به شاخص های کیفی آموزش عالی، بستر و محیط گسترده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره که دو نهاد آموزش و اقتصاد در آن فعالیت می کنند و همچنین ترکیب پیچیده ای از سایر عوامل ضرورت دارد.
قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی، آسیب های متعدد جسمی و روانی برای زنان به همراه دارد. برنامه ریزی اجتماعی برای مقابله با این مسئله اجتماعی نیازمند شناسایی دقیق آن و زمینه های فرهنگی شکل دهنده آن است. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش پاسخ به این سؤال است که ویژگی های خشونت علیه زنان در خانواده و نیز عوامل فرهنگی زمینه ساز آن کدام است. نمونه مورد بررسی شامل 31 نفر از زنان خشونت دیده 15 تا 65 ساله شهر تهران است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ایشان جمع آوری گردید. روش انجام پژوهش روش تحلیل مضمونی بوده است. زنان خشونت دیده برای پدیده خشونت خانگی علیه زنان چهار ویژگی چرخه ای بودن، افزایش تدریجی تا مرحله جدایی و یا طلاق عاطفی، اجتناب ناپذیر بودن و همراه بودن خشونت جسمی با انواع دیگر خشونت را برشمردند. مضمون های فرهنگی اصلی شناسایی شده شامل مضمون اصلی مردسالاری (مضمون های فرعی جامعه پذیری جنسیتی، سلب قدرت تصمیم گیری از زنان و درونی سازی ستم) و مضمون اصلی نگرش های فرهنگی نادرست (طلاق تابوی اجتماعی، خشونت موضوعی مربوط به حوزه خصوصی خانواده و تحمل خشونت در هر شرایطی) بودند.
شیخ فضل الله نوری از تأثیرگذارترین شخصیت های صدر مشروطه و مهم ترین مخالف آن جنبش به شمار می رفت. دربارة دلایل مخالفت های او با مشروطه و نیز دریافت او از حکومت قانون، فراوان سخن گفته اند. اما ما در این جا به بررسی تصور شیخ فضل الله از بنیان های نظم اجتماعی می پردازیم. پرسش اصلی این است که او چه دریافت و تصوری از منشأ نظم اجتماعی داشت؟ و چه نسبتی میان این نظم و اراده الهی برقرار می کرد؟ این پرسش را بر اساس تمایزی که چارلز دیویس میان سه گونه برداشت از نظم اجتماعی قائل است، مورد بررسی قرار می دهیم. او به لحاظ نسبتی که جوامع با امر قدسی برقرار می کنند، میان سه جامعة قدسی، سکولار و کثرت گرا تمایز قائل می شود. بر این اساس می توان گفت تصور شیخ نوری از بنیان های نظم اجتماعی منطبق با جامعة قدسی است؛ یعنی جامعه ای که نه حاصل اراده و توافق انسان های تشکیل دهندة آن، که برآمده از اراده ای فوق بشری یا الاهی است که انسان ها باید خود را با آن منطبق سازند. در واقع نوری با مقدس ساختن نظم موجود آن را از دسترس انسان خارج می سازد و از هرگونه تغییری مصون می داند. به دیگر سخن، شیخ با انجماد قوانین و خارج کردن آن از دسترس عاملان اجتماعی، مخالف هرگونه تغییر و نوآوری به شمار می رود. او تدوین و نگارش قانون را بدعت در دین و حفظ بیضة اسلام را در زمان غیبت برعهدة نواب عام می داند. او شاه را قوة مجریة حکومت اسلامی معرفی می کند و تضعیف «سلطان اسلام پناه» را همچون تضعیف دین می شمارد. در مجموع، تمام استدلال های شیخ در جهت حفظ و تقویت نظم موجود از طریق مقدس ساختن آن است. دریافت او از عدالت نیز در انطباق کامل با تصور قدسی از نظم است. عدالت به گمان شیخ چیزی جز اجرای احکام شریعت نیست و از آن جا که در نظر وی تساوی حقوق برخلاف احکام شریعت است، عین ظلم تلقی می شود.
یکم) محیط زیست؛ چیستی و انواع
دوم) نگاهی به روانشناسی محیط زیست
سوم) بحران محیط زیست
چهارم) جایگاه ایران در تخریب محیط زیست
پنجم) اسلام و محیط زیست
ششم)بررسی کارآمدی وقف در محیط زیست
هفتم) بحران کم آبی در گفتگو با پروفسور کردوانی
هشتم) فضای سبز در تاریخ و ادبیات ایران
نهم) نگاهی به وضعیت منابع آب در ایران و جهان
نهم) بررسی وضعیت حیات وحش کشور
دهم) ایران در محاصره مشکلات بدون مرز
یازدهم) نگاهی به اصول فقهی در ارتباط با محیط زیست