نوارکوهستانی موجوددرغرب دریاچة اورمیّه درمعرض ناپایداریهای دامنهای متعدّدی است . ریزش وواژگونی، بهمن مواد، خاک روانی،گل روانی، لغزشهای چرخشی ولغزشهای مرکّب هریک سهم ویژهای دراین ناپایداریها برعهده دارند. ریزشها و واژگونیها بیشترین مساحت را اشغال میکنند؛ ولی لغزشهای چرخشی ازنظر فراوانی، شدّت وقوع و میزان خسارتهای تحمیلی ازدرجة اهمّیّت بالایی برخوردارهستند. حرکات ازنوع ریزش وواژگونی بیشتر درنواحیای رخ میدهد که یا آهک از زیر انحلال یافته و یا کنگلومرای به ضخامت حدّاقل سه متر که دارای لایهبندی تدریجی است، از سطوح پایین تخریب پیدا نموده باشد. هرچند که در وقوع گلروانی و بهمن مواد نیز نابودی پوشش گیاهی نقش ایفاء میکند؛ ولی حدّاقل درمورد بهمن مواد، این تخریب را به گذشتههای دور میتوان نسبت داد. علیرغم دلایلی که برای حرکات دامنهای یادشده بیان گردید، دروقوع لغزشهای چرخشی وخاک روانیها، نقش انسان درکاهش آستانة لغزشپذیری آشکارتر است. علاوه بر آن که نوع و میزان نفوذپذیری نهشتههای سطحی، شیب زمین و بارشها توجیهگر اصلی پراکندگی وقوع لغزشهای چرخشی وخاک روانیها بشمار میرود، فعّالیّتهای انسانی ازجمله ایجاد کانالهای آبیاری، جادّهها و ساخت و سازها، کشت و زرع بر روی این مواد و عبور لولههای انتقال آب، در مقیاس وسیعی توانسته است تا تحریک پذیری موادّ زمین را در قبال این حرکات به میزان زیادی تقلیل دهد.
لغزش، حرکت یکپارچه و ناگهانی حجمی از خاک و موادّ سطح دامنههاست که به پاییندست دامنهها منتقل میشود. وقوع لغزشهای متعدّد در باغهای چای نواحی کوهستانی شرق گیلان باعث کاهش سطح کشت چای میشود که در نتیجه مقدار تولید چای پایین میآید و هر ساله بهمنظور رفع کمبودها و نیازهای مصرفی چای، مقدار قابل توجّهی ارز جهت واردات چای از کشور خارج میگردد. ضمن آنکه کاهش تولید چای خسارات مالی زیادی به چایکاران ناحیه وارد میسازد. بنابراین شناخت پدیده، معرفی اماکن لغزشی و عوامل و عناصر مؤثّر بر لغزشها در باغهای چای شرق گیلان میتواند بهعنوان مطالعات پایهای برای برنامهریزان مفید باشد و نتایج حاصل از تحقیق به اقتصاد ناحیه و سطح ملّی کمک نماید. این مقاله که خلاصهای از گزارش نهایی تحقیقی است که در سال 1375 توسّط نگارنده به انجام رسیده، با اهداف زیر ارائه میگردد: 1) معرفی عوامل و عناصر مؤثّر در ایجاد لغزشها و اولویتبندی آنها؛ 2) شناسایی و معرفی مکانهای لغزشی یا مستعد به رویداد لغزش و اولویتبندی نواحی، به نسبت فراوانی لغزشها.
دریاچه طبیعی“چشمه سبز” در دامنه شمالی رشته کوه بینالود (شمال خراسان) واقع و مشرف بر حوضه آبریز رودخانه گلمکان میباشد. این دریاچه کوهستانی که در ارتفاع 2500 متری از سطح دریا واقع شده، یکی از نقاط جذاب و دیدنی است که در مورد منشا وژنز آن اظهار نظر چندانی صورت نگرفته و ابهاماتی چند وجود دارد. حوضچه این دریاچه از سنگهای متاپولیتی با دگرگونی ضعیف معروف به اسلیت و فیلیت (در سازندهای ژوراسیک) تشکیل شده است. در مورد نحوه تکوین و تکامل آن میتوان حداقل دو پیش فرض را درنظر گرفت، نخست آنکه مورفولوژی و شکل تقریباً مدور دریاچه و نواحی پیرامونی آن، میتواند بیانگر این باشد که دریاچه مذکور احتمالاً حاصل میراثهای اقلیمی و مورفوکلیماتیک عصر یخچالی کواترنر بوده و در نتیجه به عنوان یک “دریاچه سیرکی” هویت مییابد. دوم اینکه چون بینالود توسط زمین ساختهای پوسته ای نازک، شکل گرفته و درواقع به صورت یک نوار چین خورده و گسلیده از نوع گسلهای تراستی است؛ بنابراین تجمع آب در امتداد دره های سوبسکانتی مقابل جبهه رورانده طی دوره های مرطوبترکواترنر، موجب پیدایش دریاچه چشمه سبز شده است. وجود یک گسل با روند شمال غربی – جنوب شرقی (که محور دریاچه را تشکیل میدهد)، میتواند فرضیه دوم را قوت ببخشد.
کمبود بارش و محدودیت منابع آب یکی از موانع عمده9 توسعه ÷ایدار بشمار می رود که برای مقابله با آن باروری ابرها به عنوان یکی از راهکارهای جدید تامین منابع آب مطرح شده است یکی از عوامل بسیار 1روری در انتخاب مکان مناسب باروری ابرها اقلیم شناسی بارش در منطقه می باشد تحقیق حاضر در منطقه کرمان با استفاده از دادههای بارش روزانه ایستگاه های منطقه در یک دوره آماری بیست ساله انجام شده است . نتایج مطالعه نشان می دهد که بیش از 80 در صد از بارش سالانه منطقه مورد مطالعه در فصل های زمستان و اوایل بهار ریزش می کند (آذر تا فروردین ) که بیش از60 در صد از آن متعلق به زمستان است توزیع مکانی بارش در منطقه یکنواخت نیست و منحنی های همبارش بیش از 300 میلی متر وح داکثر بارش سالانه بر ارتفاعات بلند مرکزی منطقه از جمله هزار لاله زار و جبال بارز منطبق می باشد حدود 35 در صد از بارش اکثر ایستگاه های منطقه را دوره های بارش سنگین (30-10 میلی متر) و استثنایی |(بیش از 30 میلی متر) به خود اختصاص می دهد بیش از 60 در صد از دوره های مرطوب را بارش های یک روزه 30 در صد بارش های متوالی دو روزه وکمتر از 10 در صد بارش ها را دوره های متوالی سه روزه و بیشتر تشکیل می دهد دوره های بارشی سنگین و استثنائی و بارش های متوالی دو روزه و بیشتر نیز منطبق بر ارتفاعات مرکزی منطقه است . بنابراین ماههای آذر تا فروردین فاصله زمانی مناسب تر و شیب های جنوبی ارتفاعات مرکزی محدوده مکانی بهتری را برای اجرای ÷روپه های باروری ابرها در منطقه فراهم می نماید.
بررسی آثار مرفولوژیکی یخبندان های کواترنر ایران موضوع مورد علاقه بسیاری از محققان بوده که می توان شروع آن را به ژاک دومرگان (1890) نسبت داد. در این میان ردیابی پاره ای از پدیده ها سهل تر و پاره ای دیگر به واسطه غیر محتمل تر بودن آن کمتر مورد ارزیابی محققان قرار گرفته و از آن جمله می توان از وجود آثار یخسارها یا کلاهک های یخی نام برد. نکته در خور تعمق در این زمینه توجه زمین ریخت شناسان به تغییرات اقلیمی و دنبال کردن آثار ژئومرفیک ناشی از آن در سطوح اراضی است. این بررسی ها توانسته، آنها را با روش های خاصی آشنا سازد به طوری که با تمسک به پدیده های ژئومرفولوژی ناشی از عملکرد یخ در آن دوران، قادر به محاسبه و برآورد رقومی ویژگی های اقلیمی عصر یخبندان شده اند. در مطالعات اخیر کشف و بسط نظریه های جدید در مورد مکان هایی است که محققان پیشکسوت کمتر تصور وجود آثار عملکرد یخ در آنها را می داده اند محور نوآوری و بداعت در این گونه پژوهش هاست. آن چنان که بررسی های انجام شده بر روی چاله های برودتی ایران نشان می دهد چهار کانون برودتی در ایران وجود دارد که پهنه وسیعی از ایران را در بر می گیرد و به غیر از آثار معمول یخچالی، پدیده های دیگر یخچالی چون یخسارها نیز در این نواحی قابل ردیابی است (نعمت الهی،1382)این مقاله که برگرفته از یک طرح تحقیقاتی است و با حمایت مالی وزارت نیرو به انجام رسیده با اتکا به روش رایت و تحلیل رقومی داده های هواشناسی مضبوط نسبت به بازسازی شرایط دمایی در دوره سرد اقدام و سپس با تعیین گستره آن در ایران نسبت به ردیابی آثار یخسارهای محتمل در منطقه سلفچگان اقدام گردید. نتایج این پژوهش به استناد برآوردهای اقلیمی از یکسو و شواهد مرفیک ارضی و پاره ای شواهد رسوبی در سلفچگان و دهکده راهجرد آثار یک کلاهک یخی در ناحیه سلفچگان همراه با یک معبر بزرگ یخچالی که توسط یک سیرک و یک دریاچه یخی تغذیه می شده است را در عصر یخچالی تاخیری اثبات می کند