در حال حاضر در سطح ملی، افزایش جمعیت شهری ناشی از مهاجرت های روستایی و عشایر متشکل از اقوام و طوایف مختلف و عوارض ناشی از آن یکی از دشواری ها و مشکلات در کشور ماست. پنج گروه قومی با فرهنگ و هویت های نسبتا مستقل در قالب جوامع روستایی یکجانشین، 161 ایل و 619 طایفه کوچ نشین در سرزمین ملی در حال ایجاد هویت جدیدی از شهرهای حاشیه ای ایران هستند که مرحله گذار از شهرهای دولت به شهرهای اقوام را طی می کنند. در طول 30 سال گذشته، شهرنشینی شتابان، مهاجرت های قومی را به داخل شهرها در مناطق حاشیه ای تشدید کرده و بخش اعظمی از اقوام، طوایف و گروه های قومی را به داخل شهرها فراخوانده است.
تحلیل فضایی مهاجرت های درون شهرستانی، درون استانی و برون استانی حکایت از این نوع مهاجرت ها در مناطق قومی دارد. در این میان مهاجرت به مراکز استانی از همه چشمگیرتر است. این نوع مهاجرت تفاوت های آشکاری را با مهاجرت های سایر استان های مرکزی و تعدادی از استان های حاشیه ای مثل سواحل دریای خزر و خراسان نشان می دهد که بازخورد چندانی با شکل های قومی و معیشت های شبانی ندارند.
بررسی ها از تغییر ساختار اجتماعی شهرها به همراه توسعه و گسترش کالبدی شهرهایی حکایت دارد که از شکل گیری هسته ها و کانون های اولیه آنها چندین دهه بیشتر نمی گذرد و در طول سه دهه اخیر به رشد چشمگیری از نظر تعداد جمعیت و گسترش کالبدی دست زده اند.
لهذا ضرورت توجه مبرم و بنیادی به ساختار اجتماعی با توجه به این که تحولات شهری، روند تکاملی خود را با فرهنگ و همبستگی های متفاوت چگونه پشت سر خواهند گذاشت و آیا تعامل فرهنگی داخل شهرها و ایجاد زمینه های غالب برای ترویج مناسبات روابط سالم فرهنگی تا چه اندازه راه گشای جریانات اجتماعی است؟ از بررسی ها و مطالعات این مقاله می باشد. پژوهش در یک تحلیل تاریخی – تکوینی با استفاده از ابزارهای جدید و آمارهای موجود به انجام رسیده است. در حقیقت این مقاله در پی آن است که ضمن شناخت روند جریانات، یک نوع هماهنگی در قوانین مدنی، سیاسی و حکومتی و مبانی قوانین مدیریت شهری را پیشنهاد نماید تا موانع حاصل از تاثیر اَشکال اجتماعی را خنثی یا متعادل سازد.
سازماندهی سیاسی فضا یا سیاست های آمایش سرزمینی، از موضوعات مطرح در حوزه مطالعات جغرافیای سیاسی به شمار می آید. نمود عینی سیاست های آمایش سرزمینی حکومت های مرکزی را در مناطق مرزی با اعمال راهبردهای هدفمند، به منظور هدایت متوازن دو الگوی امنیت و توسعه، می توان مشاهده کرد. در نوشتار حاضر، آزمون فرضیه وجود رابطه بین سیاست های آمایش سرزمینی ایران و ترکیه در مناطق مرزی همجوار، با شرایط و مناسبات حاکم بر سیاست داخلی و خارجی هر یک از این دو کشور، از طریق تحلیل یافته های نویسندگان و داده های آماری قابل استناد دو کشور، موردنظر بوده است. تحلیل یافته ها ما را بدین نتیجه رهنمون ساخت که در بیشتر مواقع، تنظیم سیاست گذاری های مناطق مرزی بدون توجه به مقتضیات داخلی و با توجه به شرایط کشور مقابل، پیگیری و اجرا شده است. این امر، تداعی گر حاکمیت الگوی ایدئولوژی محور بر الگوی عدالت محور در اجرای سیاست های آمایشی دو کشور در مناطق مرزی همجوار بوده است؛ که نتایج چندان امیدوارکننده ای را برای بهبود شرایط حاکم در مناطق مرزی، آشکار نمی سازد.
شناخت تاثیر فعالیت کشت و صنعت بر پویش شهرنشینی در شهر نوبنیاد پارس آباد، تحولات اجتماعی ـ اقتصادی و کالبدی شهر پارس آباد و شناخت سازوکارهای تاثیر فعالیت های کشت و صنعت بر توسعه شهر پارس آباد، از مهمترین اهداف این بررسی است. نوع تحقیق، توسعه ای ـ بنیادی و روش بررسی آن توصیفی ـ تحلیلی است.نتایج بررسی نشان می دهد که جمعیت شهر پارس آباد ـ که در اولین دوره سرشماری در سال 1335 در حدود 500 نفر بوده است ـ با نرخ رشدی بسیار بالا در بین شهرهای کشور، در آخرین دوره سرشماری در سال 1385 به 82000 نفر افزایش یافته است. توسعه این شهر عمدتا در نتیجه گسترش فعالیت مجتمع های کشت و صنعت و فرصت های اشتغال صورت گرفته و فرآیندهای تولیدی و صنایع تبدیلی و سرانجام ارزش افزوده های ناشی از فعالیت های زنجیره ای وابسته به بخش کشاورزی کلان مقیاس با مدیریت دولتی، روند توسعه آن را سرعت بخشیده است. توسعه کشاورزی همچنین مشاغل جدیدی را به وجود آورده و بنگاه های مختلفی بر مبنای آن دایر گردیده است. در مسیر جاده های اصلی و فرعی به شهر، مغازه ها و مراکز کسب و کار تازه ای ایجاد شده و در نهایت حجم آمد وشد به شهر مشخصا افزایش یافته است. 94 درصد افراد مورد بررسی در پژوهش حاضر، بر این باورند که کشت و صنعت ها و فعالیت های اقتصادی وابسته به آنها، بیشترین تاثیر را در توسعه فیزیکی و کالبدی شهر پارس آباد، طی 40 سال گذشته داشته اند. مقایسه روند رشد این شهر با دیگر شهرهای استان و منطقه مورد مطالعه طی نیم قرن اخیر، و همچنین حجم سرمایه گذاری گسترده و گردش مالی بالای شرکت های کشت و صنعت، نشان می دهد که توسعه شهر پارس آباد عمدتا از کشت و صنعت ها و فعالیت های وابسته به آنها تاثیر پذیرفته است.
تعدد گروه های قومی دارای گرایش سیاسی در جوامع معاصر، به علت تفاوت های ماهیتی با نظا م های سیاسی حاکم، منشأ بالقوه ای برای تضعیف وفاق و تهدیدی برای انسجام ملی کشورها ب هشمار م ی آید وجود فرضیه قومیت و به تبع آن تصور تضعیف امنیت ملی، به فرضیه ای تعمی م پذیر در تحلیل مناسبات قومیت و حاکمیت سیاسی تبدیل شده است، اما ن می توان این فرضیه را به تمامی کشورها که دارای اقوام متعدد هستند، تعمیم داد . هدف پژوهش حاضر آن است که نشان دهد آیا وجود فرضیة قومیت و واگرایی با شرایط قومی ایران مطابقت دارد . داده های به کارگرفته شده برای تحلیل فرضیه فوق، شامل عناصر پایدار همگرایی قومی (سرزمین بنیادهای جغرافیایی و پایداری سرزمین، حاکمیت و ساختار سیاسی، تداوم تاریخی، و بنیادهای فره نگی) و منابع اعتباری تهدید قومی (دولت مدرن، محرومیت نسبی، نخبگان قومی وغیرقومی، تهدیدات منطقه ای، و فرامنطقه ای) است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تعدد قومی در ایران ، نه تنها تضعیف کنندة امنیت ملی نبوده، بلکه با تکیه بر عناصر پایدار همگرا ی ی قومی، قوام بخش و تداوم دهندة هویت کشور ایران بوده است و گروه های قومی با تکیه بر تاریخ طولانی و استقرار در فضای ایران، جزئی از هویت و شاکله ایران به شمار می آیند. لذا تهدیدات مطرح شده در خصوص گروه های قومی، ریشه ای و اصولی نبوده اند و بیشتر از تحولات و چالش های جدید به شمار می آیند، که با مدیریت مناسب و صحیح م یتوان این تهدیدات را برطرف ساخت. نوشتار حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، با این فرض که بنیادهای پایدار در همگرایی و هویت بخشی به منظور تقویت کشور با حضور اقوام (در ساختار سنتی در قالب ایلات و قبایل و در ساختار جدید در قالب گروه های قومی ) شکل گرفته اند، سعی در کالبد شکافی نقش اقوام در ساختار سیاسی ایران دارد.
رشد و توسعه روستایی، ارتباطی تنگاتنگ با مشارکت روستاییان دارد، چرا که مشارکت در واقع کارایی برنامه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و کیفیت تصمیم گیری برای مناطق روستایی را افزایش می دهد. ضعف مشارکت مردمی در جامعه روستایی، از پویایی روستاها می کاهد و رشد و شکوفایی روستاها را با دشواری مواجه می سازد. در پژوهش حاضر، نقش مشارکت های مردمی در توسعه روستاهای دهستان سلگی شهرستان نهاوند مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه بر روی 345 نفر از سرپرستان خانوار، در 6 روستای نمونه دهستان سلگی شهرستان نهاوند ـ از استان همدان ـ انجام گرفته و در آن از روش مطالعات اسنادی و روش پیمایشی با استفاده از تکنیک تکمیل پرسش نامه برای شناسایی وضعیت مشارکت در روستاهای نمونه استفاده شده است. برای دستیابی به این هدف، پس از تهیه پرسش نامه و بررسی اعتبار و روایی آن، پرسش نامه ها در بین افراد نمونه توزیع شده، و از نتایج آنها برای تایید یا رد فرضیه ها استفاده گردید. برای آزمون فرضیه ها، با استفاده از شاخص های توسعه یافتگی روستاهای مورد مطالعه، سطح تحصیلات و وضعیت اقتصادی خانوارها و با به کارگیری آزمون های همبستگی پیرسون و کروسکال والیس از طریق نرم افزار SPSS به منظور داده پردازی استفاده شده است.مطالعات انجام شده، نشان می دهد که در منطقه مورد مطالعه، علاوه بر وجود پتانسیل ها و زمینه های مشارکت در توسعه روستایی، موانع و مشکلاتی در چهار دسته اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر سر راه مشارکت پویا و فعال وجود دارد، که رفع هر کدام از آنها مستلزم به کارگیری راهکاری ویژه است. مجموعه اقدامات مذکور، به ارایه راهکار و برنامه ریزی منطبق با توانمندی های موجود در ناحیه روستایی موردنظر نیاز دارد.
در پژوهش حاضر، داده های ماهانه نیازهای سرمایشی و گرمایشی 28 ایستگاه هواشناسی شمال غرب کشور طی دوره آماری 20 ساله از سال 1984 تا 2003 با استفاده از روش های آماری، ابزارهای مشاهداتی نقشه و نمودار، مورد بررسی قرار گرفت و توزیع فضایی و مکانی این مقادیر تحلیل گردید. همچنین با استفاده از سامانه جدید پهنه بندی اقلیمی از دیدگاه نیازهای سرمایشی ـ گرمایشی محیط، منطقه مورد مطالعه پهنه بندی شد و نقشه پهنه بندی اقلیمی شمال غرب ایران بر پایه طبقه بندی های فوق، در محیط GIS ارائه گردید. در بررسی تاثیر عوامل مستقل بر نیازهای سرمایشی و گرمایشی در منطقه، معلوم گردید که دریای خزر به جز بر باریکه ساحلی این پهنه آبی تاثیری ندارد، ولی عرض جغرافیایی و ارتفاع بر نیازهای گرمایشی و سرمایشی مؤثرند. نتیجه مطالعه نشان داد که به ازای افزایش هر درجه عرض جغرافیایی 622/0 درجه ـ روز، نیازهای گرمایشی افزایش می یابد و 651/0 درجه ـ روز از میزان نیازهای سرمایشی کاسته می شود. همچنین معلوم شد که در دهه دوم آماری در نقاط مرتفع منطقه، به طور متوسط 317 درجه ـ روز از میزان نیازهای گرمایشی کاسته شده است. به طور کلی می توان گفت که شرایط یکسانی از نظر نیازهای سرمایشی و گرمایشی در منطقه مورد مطالعه حاکم نیست، به طوری که نتیجه پهنه بندی، وجود 11 طبقه متفاوت اقلیمی از دیدگاه نیازهای گرمایشی و سرمایشی را نشان می دهد.
هر گیاه برحسب شرایط اقلیمی برای دوره حیات خود نیاز به کسب مقدار معینی حرارت دارد. در پژوهش حاضر، نیازهای حرارتی دو رقم از کلزای پاییزه برای مناطق سرد بررسی شده است. به این منظور به مدت 7 سال پیاپی این ارقام در مزرعه آزمایشی مرکز تحقیقات هواشناسی کشاورزی فرخ شهر کشت گردید و اقدام به برداشت اطلاعات فنولوژیکی آن شد. نتایج نشان داد که میانگین کل دوره حیاتی ارقام SLM046، Okapi به ترتیب برابر 161 و 163 روز است و به این ترتیب اختلاف زیادی با یکدیگر ندارند. میانگین مجموع نیازهای حرارتی این دو رقم نیز به ترتیب برمبنای دمای پایه صفر درجه (دمای فعال) برابر با 2340 و 2383 درجه بوده است و براساس دمای 5 درجه سانتی گراد (دمای مؤثر) به ترتیب برابر 1548 و 1559 محاسبه شد. مقایسه میانگین مجموع طول کل دوره حیاتی این دو رقم با دیگر ارقام پاییزه که بین 83 تا 126 روز در سایر نقاط دنیا گزارش شده است، نشان می دهد که این دوره در منطقه سردسیر کشور ایران در حدود 35 تا 40 روز بلندتر است. این امر می تواند به دو علت باشد یا تفاوت ژنتیکی ـ که کمتر به نظر می رسد چنین اهمیتی داشته باشد ـ یا تفاوت اقلیمی محل کشت ـ که محتمل تر به نظر می رسد ـ زیرا طول روز و عرض جغرافیایی مناطق کشت، میزان انرژی کسب شده به وسیله گیاه را تغییر می دهد.
سیاست گذاری و برنامه ریزی در زمینه رشد کشاورزی و بهبود اوضاع و احوال روستاها و روستاییان نیازمند آمار و اطلاعات درست و بهنگام است. در ایران به دست آوردن آمار مربوط به کشاورزی، بیشتر از طریق کارشناسی و روش های سنتی صورت می پذیرد. بررسی ها نشان داده است که این روش ها دارای خطاهای زیادی است. در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از روش های جدید ـ ازجمله بهره گیری از تصاویر ماهواره ای و فناوری های سنجش از دور ـ با خطای کمتری به تولید آمار و اطلاعات کشاورزی بپردازد. از درهم آمیختن داده ها در قالب سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) می توان ضمن رسیدن به نتایجی با دقت و صحت بیشتر، امکان ذخیره و بازیابی، تجزیه و تحلیل، اندازه گیری، ترکیب و مدل سازی فعالیت های مختلف مدیریت منابع زمینی را فراهم آورد. در این پژوهش از تصاویر ماهواره ای رادارست دریافتی در سال 1998 و مقایسه آن با تصاویر اپتیکی لندست برای تهیه نقشه و تخمین سطح زیر کشت برنج در شهرستان ساری استفاده شده است. بعد از همسان سازیِ مختصاتیِ داده های موجود، از روش های متفاوت پردازش تصویر ـ ازجمله طبقه بندی تصاویر برمبنای روش حداکثر مشابهت (MLC) ـ برای شناسایی و تمییز زمین های برنجکاری استفاده شد. مقایسه نتایج به دست آمده با نقشه های کشت برنج موجود بیانگر آن است که روش های کسب آمار کشاورزی از طریق فناوری های سنجش از دور، بسیار دقیق تر از روش های سنتی کسب آمار و اطلاعات مکانی است.
مقاله حاضر باهدف بررسی تاثیرپارامترهای محیط طبیعی در مکانیابی پایانه-های بین شهری (مسافربری) به مطالعه موردی یکی ازشهرهای شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می پردازد. روش تحقیق این پژوهش آماری توصیفی با استفاده از مدل پتانسیلی هنس می باشد. به همین منظور با استفاده از قابلیت های GIS ، از داده های مربوط به شاخص های هیدرولوژی، اقلیم و توپوگرافی شهر، برای ترسیم بافر و تحلیل فضایی از بسته نرم افزاری spatial analysis، استفاده شد. همچنین با استفاده از نوار ابزار spline منطقه موردمطالعه در رابطه با پارامترهای اقلیم مرزبندی و شیب منطقه را باایجادtin در محیط GIS و با استفاده از نوار ابزارslope طبقه بندی شد. به این ترتیب مکان های بهینه از نظر شاخص های هیدرولوژیکی، اقلیمی و توپوگرافیک به صورت polygon مشخص-گردید. سپس با هم پوشانی این polygonها و با استفاده از تئوری فیلد پتانسیل افزایشی و با هم پوشانی polygon ها، نقاط هم پوشان به عنوان نقطه بهینه از نظرمحیط طبیعی انتخاب گردید. لازم به یادآوری است که در مکان یابی پایانه عوامل مختلف می توانند به عنوان معیار مکان یابی قرار گیرند. در این مقاله تاکید بر پارامترهای محیط طبیعی است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در مکانیابی پایانه های شهری و سایر تاسیسات و خدمات شهری مفید واقع شود.
در این پژوهش با استفاده از داده های مربوط به فراوانی روزهای برفی ایستگاه سینوپتیک تبریز به عنوان نمونه ای از اقلیم شمال غرب ایران، خصوصیات زمانی و روزهای برفی با روش آماری موردمطالعه قرار گرفته است. در این مطالعه برحسب مورد از روش های تعیین همبستگی پیرسون، تحلیل روند خطی و پلی نومیال درجه شش و نیز تحلیل خوشه ای ادغام برحسب روش وارد با معیار فاصله اقلیدسی برای طبقه بندی ماهانه روزهای برفی استفاده شده است. این مطالعه نشان داد که در مقیاس زمانی ماهانه، ماه های فوریه، ژانویه، مارس و دسامبر در بازه فصلی زمستان دارای بیشترین فراوانی روزهای برفی هستند. همچنین ارتباط نسبتا مستقیمی بین شاخص نوسان اطلس شمالی و روزهای برفی سالانه در ایستگاه تبریز مشاهده شده است.
امروزه تبیین آسیب های کاربری آموزشی برای حل بخشی از مشکلات فرهنگی شهرها ضروری است. با این هدف به بررسی فضاهای آموزشی شهر ایلام پرداخته ایم. در این پژوهش مشخص گردید سرانه آموزشی، نحوه کاربرد فضا، نحوه استقرار در محیط و ویژگی ها و تناسبات مسائل و مشکلاتی دارند. جامعه آماری نمونه دبیرستان های شهر ایلام طی سال های1355 تا 1385 انتخاب شده است. شاخص های شعاع عملکرد مفید، جمعیت زیرپوشش، سطح زیربنا، سطوح و فضاهـای آزاد، همجـواری منـاسب، از جنبه های گوناگون تجزیه و تحلیل شده است.
دراین مقاله با توجه به قابلیت های GIS دربررسی میزان تاثیرگذاری کاربری ها بر یکدیگر و همچنین ارزیابی موقعیت کاربری ها، شعاع دسترسی وآستانه های جمعیتی از مدل تحلیل Buffering ، Distance بهره گرفته شده است. برای بررسی و ارزیابی دبیرستان های شهر ایلام از معیارهای کاربری اراضی (ماتریس سازگاری، مطلوبیت و ظرفیت) استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد توزیع ناموزون فضاهای آموزشی و مکانیابی نامناسب آنها زمینه ساز بحران های شهری است. فضاهای آموزشی مقطع موردمطالعه به لحاظ توزیع فضایی ناموزون، کارکرد مطلوبی ندارند. همچنین از لحاظ دسترسی دانش آموزان نواحی مختلف شهر به مدارس، از شعاع دسترسی مطلوب بی بهره اند. بیش از 30 درصد از مدارس موردمطالعه در حریم کاربری های ناسازگار قرار گرفته اند. همچنین از لحاظ سرانه های آموزشی، 35 درصد از دبیرستان ها حداقل سرانه های استاندارد دارند و بقیه مدارس از حد سرانه های استاندارد محرومند.
بررسی عملکرد بانک کشاورزی جمهوری اسلامی ایران را می توان بهترین راه حصول اطمینان ارایه خدمات مالی به روستائیان دانست. جهت نیل به این مهم، ابزارها و الگو های مختلفی وجود دارد که در پژوهش توصیفی- پیمایشی حاضر از الگوی ارزیابی متوازن برای سنجش عملکرد و بررسی وضعیت موجود بانک کشاورزی در خصوص واگذاری اعتبارات بهره گرفته است. در این خصوص پس از بررسی شاخص های عملکردی، تعداد 25 شاخص در قالب چهار بعد الگوی ارزیابی متوازن انتخاب و ارزیابی شده است. نتایج این بررسی ها به تعیین فاصله میان وضع موجود و مطلوب عملکرد بانک کشاورزی انجامیده است.
در دهه های اخیر، رشد و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در اطراف شهرهای بزرگ به ویژه در کشورهای در حال توسعه با ماهیتی خودرو و خودجوش، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عدیده ای را به همراه داشته که در نهایت باعث بروز ناپایداری الگوی توسعه شهری در کشورهای مذکور شده است. هدف این مقاله، بررسی و ارزیابی تطبیقی شاخص های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در شهرک انقلاب و حصار امیر(به عنوان سکونتگاه های غیررسمی) با منطقه 19 شهر تهران می باشد. در این راستا به منظور ارزیابی وضعیت شاخص ها در دو سکونتگاه مذکور، در مقایسه با شهر تهران از روش آماری تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که شهرک انقلاب و حصار امیر از لحاظ شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نسبت به شهر تهران در سطح پایین تری قرار دارد. همچنین نتیجه ی بررسی تحولات فرهنگی و اقتصادی با استفاده از آزمون خی دو نشان می دهد که سکونتگاه های مذکور در حال گذار از فرهنگ سنتی خود به فرهنگ شهری می باشند و به نوعی شیوه ی زندگی شهری پیدا کرده اند.
گسل کوهبنان که به عنوان یکی از گسل های اصلی از مجموعه گسل های بنیادی جنوب خاوری ایران مرکزی شناخته می شود، با جنبش مورب لغز (راستا لغز راستگرد به همراه مولفه معکوس) مسبب بسیاری از رویدادهای لرزه ای در قسمت شمال کرمان تا جنوب خاوری استان یزد می باشد. در طول این گسل شواهد ریخت زمین ساختی قابل توجهی دیده می شود که بیانگر فعالیت های امروزی این گسل می باشد.
بر پایه شواهد حرکتی، جنبشی و هندسی گسل کوهبنان به 38 قطعه تقسیم گردید. مقادیر شاخص های زمین ریختی V , Vf , %facet , Smf به ترتیب دارای مقادیر میانگین 1.058، 87.57%، 0.7466، 1.8399 می باشند. بر اساس مقادیر پارامترهای زمین ریخت شناسی محاسبه شده و میزان فعالیت های زمین ساختی، این منطقه در دسته با فعالیت های زمین ساختی بالا از لحاط فرازگیری تقسیم بندی می گردد. میزان این فرازگیری برای منطقه مورد نظر 3±1 میلی متر در سال پیشنهاد می شود.
پدیده لغزش زمین همانند پدیده های زمین لرزه، سیل و آتشفشان از بلایای طبیعی مهم بشمار می رود که هر ساله رخداد آن در مناطق کوهستانی و مرتفع کشور خسارات و صدمات قابل ملاحظه ای به بار می آورد. امروزه در کشور های درگیر با مساله زمین لغزش تمایل فزاینده ای جهت ارزیابی و پهنه بندی خطر و خسارات این پدیده وجود دارد. عوامل مختلفی نظیر توپوگرافی، سنگ شناسی، اقلیم و غیره در ناپایداری دامنه ها موثر می باشند و به طرق مختلف سبب ناپایداری دامنه ها می گردند. در تحقیق حاضر به منظور پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوضه آبخیز صفی آباد، واقع در شرق استان گلستان از مدل حائری - سمیعی در سامانه اطلاعات جغرافیایی استفاده گردید. بدین منظور عوامل موثر در ایجاد زمین لغزش شامل زاویه شیب، لیتولوژی، گسل، راه و رودخانه، میزان بارندگی، شدت بارندگی و زمین لرزه به عنوان عوامل اصلی در بروز زمین لغزش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سپس لایه های اطلاعاتی مربوط به هر یک از عوامل موثر در وقوع زمین لغزش بااستفاده از GIS تهیه و عوامل موثر کمی و وزن دهی شدند و سرانجام نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش تهیه گردید و با انجام بازدیدهای متعدد میدانی توسط GPS اقدام به تعیین موقعیت زمین لغزشهای رخ داده شده در سطح حوضه گردید. بررسی های بعمل آمده نشان داد حوضه مورد مطالعه فاقد مناطق دارای کلاس خطر فوق العاده زیاد بوده و از 6 لغزش ثبت شده هیج لغزشی در پهنه های دارای خطر زیاد و خیلی زیاد مشاهده نشده است. لذا مدل مورد مطالعه در این حوضه کارایی مناسبی ندارد و کاربرد آن در تهیه نقشه های بزرگ مقیاس خطر زمین لغزش باید همراه با اصلاحات منطقه ای و همچنین مطالعه و بررسی بیشتر باشد.
مدیریت بهینه منابع آبی و حفظ و ارتقای کیفیت آنها نیازمند وجود اطلاعات در زمینه موقعیت، مقدار و پراکنش فاکتورهای شیمیایی آب در یک منطقه جغرافیایی معین میباشد. تغییر کیفیت آب های زیرزمینی و شور شدن منابع آب در حال حاضر خطری بزرگ در راه توسعه کشاورزی کشور بخصوص در اراضی خشک میباشد. این تحقیق در دشت ارسنجان در شمال شرق استان فارس صورت گرفته و هدف از آن مطالعه تغییرات کیفی و مکانی خصوصیات آبهای زیرزمینی از نظر پارامترهای EC، PH،NO3++ و TDS و پهنه بندی آبهای زیرزمینی منطقه جهت مصارف شرب و کشاورزی میباشد. نتایج نشان داد که مقدار EC و TDSاز شمال غرب دشت به سمت جنوب و جنوب شرق در حال افزایش است. در حالیکه مقدار NO3++ از جنوب و جنوب شرق به سمت شمال غرب در افزایش می باشد. علاوه بر این نتایج نشان داد که از نظر شرب، آب های زیر زمینی منطقه بر اساس دیاگرام شولر در چهار گروه خوب (17 درصد)، قابل قبول (48.22 درصد)، نامناسب (31.71 درصد) و بد (3.07 درصد) و ازنظر کیفیت، جهت استفاده در کشاورزی در چهار کلاس خوب (14.5 درصد)، قابل قبول (66.14) مشکوک (15.71 درصد) و بد (3.65 درصد) قرار می گیرند. همچنین نتایج نشان داد که از نظر درجه ایجاد مشکل در استفاده از آب های زیر زمینی در کشاورزی بیش از 75% درصد آب های زیر زمینی دشت ارسنجان دارای مشکل کم تا متوسط هستند.
در این پژوهش به مطالعه تغییرات عوامل مختلف هواشناسی در سه ارتفاع 170، 130 و 5 سانتیمتری از سطح و در ساعات 6:30، 12:30 و 18:30 به وقت محلی (3:30+ به وقت گرینویچ)، در روزهای آبیاری و غیر آبیاری در پارک گیاهشناسی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران به مدت 62 روز در فصل تابستان پرداخته شد که از این تعداد بطور متناوب 15 روز آبیاری توسط سیستم آبیاری بارانی انجام پذیرفت (7 روز آبیاری در صبح و 8 روز آبیاری در بعد از ظهر). نتایج بررسی ها نشان داد که آبیاری در صبح (8 تا 11:30) باعث کاهش دمای خشک و دمای حداکثر و افزایش دمای تر و رطوبت نسبی در تمامی ساعات و ارتفاعات مختلف دیده بانی می گردد در حالی که آبیاری در بعد از ظهر (13 تا 16:30) باعث افزایش دمای خشک، دمای حداقل، دمای حداکثر و کاهش دمای تر و رطوبت نسبی در تمامی ساعات و ارتفاعات مختلف دیده بانی می گردد.