دیوان فصیحی هروی، به کوشش ابراهیم قیصری، با مقدمه محمد دهقانی، انتشارات امیرکبیر، تهران 1383، 435 )سی و هشت + 258+139 ( صفحه. فصیحی هروی )حدود (1049-987، که از شاعران توانای سبک مشهور به «هندی» است، ظاهرا در بخارا دیده به جهان گشود و در هرات بزرگ شد و پرورش یافت و آرزوی سفر هند در دلش ماند. وی مداح مقرب والیان خراسان - حسین خان شاملو و برادرش حسن خان شاملو - بود و مورد توجه شاه عباس نیز قرار گرفت. شعر فصیحی، در رتبه، یقینا به شعر سرایندگان طراز اول سبک هندی نمی رسد؛ اما آن مایه از توان شاعری و احاطه بر پرورش مضامین در وی بوده است که توجه معاصران را جلب و عنوان ملک الشعرای خراسان کسب کند. گویا میرزا جلال اسیر و ناظم هروی و درویش واله هروی از شاگردان او بوده اند. اسیر شهرستانی وی را چنین ستوده است: آنان که مست فیض بهارند چون اسیر ته جرعه ای زجام فصیحی کشیده اند فصیحی کلمه «آتش» و مضامین و مترادفات و مناسبات آن را بارها و بارها به کار گرفته و آن را دست مایه آفرینش ترکیب ها و مضامین نو ساخته، چندان که در مقدمه دیوان چاپی اش «شاعر شعله» خوانده شده است. به امام علی بن موسی الرضا علیه السلام ارادت بسیار داشته و مدایحی در تکریم امام سروده است.
انعکاس داستان زندگی پیامبران یکی از بن مایه های اصلی نزد شاعران است . با بازخوانی زندگی حضرت یوسف در قرآن و استخراج و مطالعه تلمیحاتی که در دیوان صائب از این داستان انعکاس یافته است در می یابیم که بازتاب زندگی یوسف د رآینه صور خیال صائب به قدری متنوع ومواج است که می توان به استناد نمونه های شعری مدعی شد ‘ صائب در بیان تمام زوایای زندگی یوسف چیزی را فرو گذار نکرده است . از جمله رؤیای آغاز داستان ‘ به چاه افکندن توسط برادران ‘ حسادت برادران ‘ فروش یوسف به قافله و به پادشاه مصر بنا به درخواست زلیخا ‘ اظهار علاقه زلیخا نسبت به یوسف ‘ تهمت ناروا زدن به یوسف ‘ به زندان افکندن او ‘ توانایی تعبیر خواب ‘ عزیز مصر شدن ‘ فراق پدر بر جدایی فرزند ‘ حسن و جمال یوسف ‘ به حکومت رسیدن یوسف ‘ دیدار با پدر ‘ و سرانجام به حقیقت پیوستن رؤیای آغازین داستان .
أبوالفرج الإصفهانی مـن کبار العلماء وأعیان الأدباء فی القـرن الثالث الهجری، وکان عالمـاً بأیام النّاس والأنساب والسیر. تطرّقنا فی هذا المقال إلی حیاته العلمیّة والثقافیّة ودرسنا شخصیته بما فیها من الغموض؛ إذ نراه ینتمی إلی التشیّع مع أنّه أمویّ النسب، وعرضنا بعض ما وصل إلینا من آراء العلماء حول شخصیته.
ورأینا أنه رغم غزارته العلمیّـة والأدبیّة لایخلو من بعض الإساءات والهفوات. وعمدنا إلی کتابه الأغانی، ذلک الکتاب الشهیر الذی اعتبر من أهم مصادر فی اللغة العربیة وتاریخها والذی یغلب علیه صحة النقل؛ فعالجناه وعثرنا علی بعض الأخطاء والروایات الضعیفة.
واعترف الکثیر من العلماء بمکانة أبی الفرج العلمیّة والأدبیة؛ وکتابه الأغانی یعتبر موسوعة أدبیّة وتاریخیة؛ إذ یحمل بین دفّتیه ترجمة لحیاة معظم الجاهلیین والمخضرمین والإسلامیین والمحدثین، کما یتضمن بعض الأحداث التاریخیة.
این مقاله از بخش سعدی کتاب تاریخ ادبیات ایران نوشته ذبیح الله صفا انتخاب گردیده است. این نوشته تمام جوانب زندگی سعدی از نام، تاریخ تولد، معاصران، آثار، افکار و... را با استناد به مستندترین و مهمترین منابع موجود مربوط به زندگی سعدی از ابتدا و آثار خود شیخ سعدی و نقش مهم وی در تاریخ ادبیانت فارسی مورد بررسی قرار میدهد.
شمس الدین کاشانی سراینده شهنامه چنگیزی یا همان تاریخ منظوم مغول از شعرای قرن هشتم هجری است. اطلاع ما از احوال و آثار احتمالیِ او بسیار اندک است. آنچه روشن است حضور او در دربار غازان خان ،(694-703ه .ق) و سلطان محمد خدابنده، الجایتو، (703-716 ه.ق) است. شمس کاشی شهنامه چنگیزی را که به نظم شده بخشی از جامع التواریخ است به پیشنهاد غازان خان و تایید و حمایت خواجه رشید فضل الله همدانی (645-718 ه.ق) به نظم در آورده است. اولین بار ادگار بلوشه، مستشرق فرانسوی، شمس کاشی را در جلد سوم فهرست نسخه های خطی کتابخانه ملی پاریس معرفی کرد، پس از او منوچهر مرتضوی در نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز و سپس کتاب مسائل عصرایلخانان به معرفی شمس کاشی بر پایه نسخه پاریس پرداخت. از آن پس اندک اشاره ها راجع به شمس کاشی و شهنامه چنگیزی همه بر پایه نوشته های مرتضوی است. مقاله حاضر بر اساس نسخ خطی موجود از شهنامه چنگیزی و اطلاعاتی که از وی در جُنگ ها و تذکره های خطی و چاپی است به معرفی شمس کاشی و اثر او می پردازد. همچنین هویت شمس کاشی صاحب شهنامه چنگیزی را با شمس الدین کاشی شاعر قرن ششم و اوایل قرن هفتم که با هم خلط شده است تفکیک می نماید.