فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۱
271 - 299
حوزههای تخصصی:
زبان های ترکی آذری و فارسی از دیرباز واژه های بسیاری را داد و ستد کرده اند. در این میان، فراوانی وام واژه های فارسی در زبان آذری بسیار بوده و حوزه معنایی آن ها دگرگون شده است. در مقاله حاضر برآنیم تا نخست، دگرگونی های حوزه معنایی واژه های قرضی فارسی در زبان آذری معاصر و سپس، سهم دگرگونی های معنایی واژه ها دو سوی ارس را بررسی کنیم. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و بر مبنای انتخاب تصادفی و تکرارپذیری واژه ها انجام پذیرفته که بر پایه مطالعه کتاب ها، مقاله ها، روزنامه ها و مشاهده رسانه های دیداری جمهوری آذربایجان به کار گرفته شده است. در این راستا، گفتار مردم آذربایجان ایران نیز ملاک عمل قرار گرفته است. بر این اساس، یافته هایی به دست آمد که نشان می دهند از میان 22 واژه انتخابی، بیشتر واژه ها (12 مورد) دچار تخصیص معنایی شده و در زبان آذری معاصر مفهوم تازه یافته اند؛ برخی دیگر از آن ها (4 مورد) دایره معنایی گسترده ای نسبت به اصل فارسی خود دارند؛ برخی دیگر از واژه های دخیل (6 مورد)، از قاعده جایگزینی واژه ها پیروی کرده اند. در این حوزه های معنایی، شرایط جغرافیای سیاسی مؤثّر بوده و کاربرد واژه های دخیل در دو سوی ارس متفاوت از یک دیگر شده است. رویِ هم رفته، سهم دخل و تصرّف معنایی و بهره برداری از واژه های قرضی فارسی در زبان معاصر جمهوری آذربایجان به دلیل پویایی زبان در پهنه های ملی و بین المللی، بیشتر است.
بررسی فرایندهای آوایی در گویش آباده طشک در مقایسه با فارسی معیار با رویکرد واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان به عنوان یک ابزار ارتباط و گویش های به عنوان بخش های در معرض تغییر و تکامل یک زبان همواره مورد توجه پژوهشگران بوده اند. از نظر زبان شناسان، عوامل جغرافیایی و اجتماعی در بروز و پیدایش گویش ها تاثیر دارند. گردآوری و مستندسازی گویش های محلی، برای طبقه بندی گویش های ایران، و تدوین فرهنگ تاریخی زبان فارسی اهمیت بسزایی دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تطبیقی ساختار دستوری-واژگانی دو گونه زبانی لری آباده و فارسی نو است و داده ها در این پژوهشِ کیفی به روش میدانی-کتابخانه ای و از طریق مصاحبه با گویشوران این دو گونه زبانی و نیز منابع معتبر گردآوری شده اند. در حقیقت این پژوهش می کوشد تا با مقایسه ساختار دو گویش لری آباده و فارسی نو نشان دهد که ساختار واژگانی و آوایی آن ها چگونه است و در گذر زمان دستخوش چه تغییراتی شده اند؟ با بررسی و تحلیل واژه های گویشی، برخی ابهامات متون فارسی نوشته شده به خطوط ایرانی با خط عربی-فارسی نیز برطرف می شود. نتایج این پژوهش نشان داد که ساخت آوایی گویش آباده (لری) به لحاظ دستوری و واژگانی با فارسی نو پیوند نزدیکی دارد.
بازنمود طرحواره های تصوری در توصیفات کودکان بینا و نابینا در زبان فارسی در دو گروه سنی (8-6 و 10-8 سال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر این است که بازنمود طرحواره های تصوری در توصیفات زبانی کودکان بینا و نابینا در دو گروه سنی 6-8 و 8-10 سال را مورد بررسی قرار دهد تا مشخص شود که فقدان حس بینایی تا چه حد می تواند در بازنمایی سه طرحواره مد نظر در تحقیق، (طرحواره های فضا، مسیر و نیرو) مؤثر باشد. به این منظور، از 10 کودک بینا و 10 کودک نابینا خواسته شد تا در قالب مصاحبه 20 موقعیت عینی را توصیف کنند که در مجموع، 944 جمله حاوی سه طرحواره از داده ها استخراج شد. بررسی های آماری نشان می دهد که کودکان بینا در قیاس با کودکان نابینا به طور میانگین و به شکل معناداری سه طرحواره را به میزان بیشتری به کار برده اند؛ به طوری که میانگین رتبه ای برای کودکان بینا 33/4 و برای کودکان نابینا 67/2 می باشد. به نظر می رسد کودکان نابینا به این علت که فاقد یکی از حواس پنج گانه هستند؛ دریافت های حسی-ادراکی محدود تری نسبت به گروه مقابل دارند و گستره محدودتری از محیط را ادراک کرده و آن را به زبان نیز منتقل می کنند. این در حالی است که عامل سن تأثیر چندانی در بازنمایی طرحواره ها نداشته است. علاوه براین، بررسی تفاوت بازنمایی تک تک طرحواره ها نشان داد که کودکان نابینا از طرحواره فضا به میزان بیشتری نسبت به کودکان بینا استفاده کرده اند. در مقابل، کودکان بینا طرحواره نیرو را به طور معنا دار در قیاس با کودکان نابینا به میزان بیشتری به کار برده اند که به نظر می رسد چنین تفاوتی با میزان پیچیدگی طرحواره های تصوری مرتبط باشد.
بررسی فرایند ترکیب و دسته بندی آن از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده آن در زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر کلمات مرکب مازندرانی برگرفته از فرهنگ تبری (نصری اشرفی، 1381)، از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده بررسی شده است. برمبنای دسته بندی بیستو و اسکالیز (2005)، به عنوان چارچوب نظری پژوهش، ترکیب سه دسته اصلی همپایگی، اسنادی/ توصیفی و وابستگی را در بر می گیرد. این دسته بندی مبتنی بر روابط دستوری ممکن بین دو سازه در ساختارهای نحوی است. از نظر رابطه بین عناصر سازنده، ترکیب دو دسته فعلی و غیرفعلی را شامل می شود. تأکید مقاله حاضر عمدتا بر ترکیب فعلی و دسته بندی آن است. ترکیب فعلی نوعی ترکیب وابسته است که در ساختار آن سازه غیرفعلی، متمم سازه فعلی است. ترکیب های فعلی از نظر معنایی به چهار دسته موضوعی، غیرموضوعی، گروهی و مکرر تقسیم بندی می شوند. شواهد نشان می دهدکه انطباق نسبتا کاملی بین مازندرانی و دسته بندی بیستو و اسکالیز وجود دارد.
Inferencing Complexity of Iranian TEFL Ph.D. Entrance Exam under the Lens of Construction-Integration Model of Inference Processing
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۱
122 - 141
حوزههای تخصصی:
The present study aims at scrutinizing the inference complexity level (henceforth ICL) of test items of the Iranian State University TEFL Ph.D. entrance exam (ISUTPEE) from 2010 to 2017 through the lens of Kintsch's construction-integration theory (C-I) (Kintsch, 1988, 1998). Though there is ample research on inferencing in the field of reading comprehension, the existing literature reveals a serious gap in relation to inferencing complexity of test items in high-stakes exams that exert profound effects on the academic achievements of the individuals. Inferencing is examined in this study to explore the ICL of the test items of the Special Knowledge Test (SKT) according to three levels of memory representations of Kintsch's model: the surface model, the textbase, and the situation model. To this end, the test items for eight consecutive years of the ISUTPEE were examined in relation to the three distinct kinds of mental representations. To ensure the reliability of coding by the researchers, two other specialist coders assessed the ICL of 33% of the items. The intraclass correlation among the three sets of codes was 0.91. The results of the study showed that a large number of questions, accounting for more than 80% of the items, merely activate the surface and the textbase model of information representations in memory. Furthermore, the ICL for each of the four parts of SKT was examined. This analytical study carries a stark warning regarding a deficiency of systematic attention to ICL in the development of test items.
La parole d’Homais et les trouvailles stylistiques : étude stylistique et génétique(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۲, N° ۳, printemps-été ۲۰۲۱
169 - 199
حوزههای تخصصی:
Dans cet article nous analysons les procédés stylistiques et les artifices romanesques employés par Flaubert dans Madame Bovary afin de résoudre le problème de l’inadéquation du langage et du réel. Nous étudions ces techniques d’écriture dans la parole d’Homais. L’apport de cette étude réside dans l’application de la méthode génétique qui permet de suivre l’évolution de l’écriture de Flaubert à travers les différents états rédactionnels des manuscrits. En étudiant le style de cet écrivain à l’état naissant, nous essayons de puiser dans les brouillons comment il représente cette parole et avec quels procédés stylistiques. Homais est un personnage très important dans le roman car il incarne la parole défectueuse, celle qui trouble l’écrivain dans sa quête du style parfait et dans sa lutte contre le problème du « chaudron fêlé ». C’est un homme qui parle non pour communiquer mais pour émouvoir et quoique redondante et incomplète, sa parole cherche à tout dire. A travers le personnage d’Homais et employant ses mots, le romancier vise à subvertir le langage incrusté dans la Bêtise humaine.
«Com Herculés, le fier jeiant»: la mythologie dans la littérature française aux XIIIe-XIVe siècles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La contribution se concentre sur l'analyse de la survivance du matériel mythologique dans la littérature française des treizième et quatorzième siècles. Pour cette analyse, trois textes ont été choisis pour représenter autant de manières de comprendre la mythologie au Moyen Âge, en France et en Italie. La première œuvre, le roman d'Hector et Herculés, met en évidence la modernisation des matériaux épiques, qui se déclinent selon les canons du roman et de la chanson de geste. Le roman d'Hector et Herculés présente in nuce le contact entre mythologie et religion chrétienne qui est bien explicité dans le second texte, le Huon d'Auvergne. La chanson de geste raconte les aventures du héros éponyme, qui est envoyé en enfer par Charles Martel. Son pèlerinage rappelle étroitement les aventures d'Ulysse et les héros des romans courtois. En outre, le Huon d'Auvergne associe étroitement la conception chrétienne à la survie du matériel mythologique. Un exemple en est donné par l'épisode des femmes diaboliques, qui ressemblent de près au règne de la Sibylle des Apennins. Le dernier texte est l'Histoire Ancienne jusqu'à César, un récit historique qui part de la Genèse et raconte l'histoire de l'humanité jusqu'à l'époque romaine. Déjà dans sa structure, l'Histoire combine le texte sacré avec l'histoire, la mythologie avec les chroniques. De cette façon, les héros de la guerre de Troie peuvent à la fois invoquer leurs dieux pour la victoire de la guerre et se dire chrétiens. À travers les trois exemples présentés, il sera montré comment le Moyen Âge a préservé la mythologie, en essayant à chaque fois de la proposer dans une perspective chrétienne.
ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی آزمون حرکات بیانگر در افراد زبان پریش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
177 - 193
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ساخت و تعیین ویژگی های روانسنجی آزمون حرکات بیانگر در بیماران زبان پریش زبان می باشد. بدین منظور ابتدا تصاویری بدین منظور طراحی شد. در طراحی تصاویر مواردی از قبیل فلجی دست و پا در نظر گرفته شد. برای تعیین روایی محتوایی گزینه های طراحی شده از دو شاخص CVR و CVI استفاده شد که هیئتکارشناسی در این آزمون 15 زبان شناس و گفتاردرمانگر بود. مطابق جدول تصمیم گیری لاوشه برای تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) گزینه های بالای 0.49 و برای تعیین شاخص روایی محتوایی (CVI) نیز گزینه های بالای 0.79 انتخاب شدند . آزمون ساخته شده بر روی 51 بیمار زبان پریش با میانگین سنی 51 سال و 153 فرد سالم با میانگین سنی 50 سال اجرا شد. از 41 بیمار زبان پریش و 105 نفر فرد سالم بازآزمون گرفته شد (0.94ICC=). نمرات 42 نفر آزمودنی و 136 نفر فرد سالم توسط دوارزیاب مورد بررسی قرار گرفت (0.91r=). ضریب همسانی درونی آزمون (آلفای کرونباخ) 0.96 بود و اعتبار همه زیر آزمونها بالای 0.91 بود که نشان می دهد همه گویه ها نقش یکسانی در نمره کل دارند و در صورت حذف یک گویه آلفا به طور معنادار افزایش نمی یابد.
بررسی میزان خودکارشدگی در پردازش نحوی در زبان فارسی: شواهدی از داده های الکتروانسفالگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
261 - 288
حوزههای تخصصی:
زبان یک توانایی شناختی است که از نظامی خلاق و زایا به نام نحو برخوردار است. نحو به موجب تولید بی-نهایت جمله حائز اهمیت ویژه ای در زبان است و تصور می شود انسان به صورت خودکار و بدون هوشیاری به تولید و درک جملات می پردازد. با توجه به اهمیت این مسئله، پژوهش حاضر میزان خودکارشدگی پردازش نحوی در زبان فارسی را بررسی می کند. برای این منظور، از ثبت پتانسیل های مرتبط با رخداد (ERP) توسط الکتروانسفالوگرافی که تفکیک پذیری زمانی برحسب هزارم ثانیه دارد، استفاده شده است. این پژوهش با اجرای یک آزمایش در محل آزمایشگاه ملی نقشه برداری مغز ایران و با حمایت مالی ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی بر روی سخنگویان فارسی زبان انجام شده است. در این آزمون با به کارگیری پارادایم چشمک زدن توجهی در یک تکلیف پردازش زبانی در قالب بافت های نحوی کوتاه و محدود، به بررسی میزان خودکارشدگی پردازش این بافت ها به کمک ثبت ERP با تعداد 22 داوطلب (10 نفر خانم و 12 نفر آقا؛ با میانگین سنی 8/23 سال) پرداختیم. تجزیه و تحلیل سیگنال های به دست آمده با استفاده از نرم افزار EEGlab در برنامه متلب انجام شد. نتایج آزمون نشان داد که پردازش نحوی فرایندی خودکار نبوده بلکه یک فرایند کنترل شده ذهنی است و به صورت هوشیارانه انجام می گیرد.
برجسته سازی زبان شناختی با افزودن توازن آوایی، واژگانی و گروهی در متن اسناد رسمی و تأثیر آن بر درک مخاطب: رویکرد زبان شناسی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۲
97 - 112
حوزههای تخصصی:
اسنادی که در دفاتر اسناد رسمی تنظیم می شوند، پس از امضا قابل انکار نیستند و باید به طور کامل به وسیله مخاطب درک شوند. هرچه متن به زبان خودکار نزدیک تر باشد، آسان تر درک می شود. به همین دلیل است که متون علمی، بر خلاف متون ادبی، خالی از ابزارهای زیبایی آفرینی هستند. برای ساده سازی متن اسناد رسمی در چارچوب زبان شناسی حقوقی، پژوهش توصیفی - تحلیلی حاضر در پی شناسایی و در صورت امکان بازنویسی نمودهای برجسته سازی، به مثابه ویژگی زبان ادب بوده است که می تواند با دور کردن این متن ها از زبان خودکار، درک را برای مخاطب دشوار کند. برای شناسایی این نمود ها و نشان دادن تأثیر آن ها بر درک مخاطب، صد نمونه سند رسمی ( پنجاه نمونه از کتاب نمونه اسناد و پنجاه نمونه از اسناد واقعی تنظیم شده در دفتر اسناد رسمی 1479 تهران) بررسی و تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که برجسته سازی در این سند ها از راه قاعده افزایی و با ایجاد توازن در (1240) مورد تکرار در سطوح آوایی، واژگانی و گروهی، در واژه های عربی و حقوقی صورت گرفته است. حذف توازن و بازنویسی در درصد قابل توجّهی از نمونه ها (03/65%)، ممکن بوده و این جایگزینی ها باعث افزایش معنادار (40) درصدی در میزان درک صد نفر از مراجعه کنندگان به دفتر اسناد رسمی شده است.
Reflective Reciprocal Teaching: A Technique for Improving Iranian EFL Learners’ Reading Comprehension Ability(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۸, Autumn ۲۰۲۱
39 - 63
حوزههای تخصصی:
The primary aim of this study was to shed light on the impact of a new instruction model, reflective reciprocal teaching (RRT), on English as a foreign language learners' (EFL) reading comprehension ability. Its mode of inquiry was a mixed-method, and it took on a quasi-experimental design, including a pretest, treatment, and posttest paradigm. The sampling techniques were both convenience and random sampling by which 100 EFL freshman learners were selected and assigned into three groups of reflective reciprocal teaching (RRT), reciprocal teaching (RT), and control. Two tests, namely Oxford Quick Placement Test and Michigan English Language Assessment Battery, were used to measure EFL learners' proficiency level and reading comprehension ability in its quantitative phase. ANOVA was utilized to analyze the collected data. Also, during the next step, which aimed to explore the learners' perceptions of RRT instruction, semi-structured interviews were used to collect qualitative data. The results indicated that the RRT group outperformed the control group regarding their reading comprehension ability; however, the RT instruction did not significantly impact this issue. Accordingly, the qualitative data analysis findings indicated that self-regulated learning, perceived competence, metacognitive awareness, confidence, and intrinsic motivation were the significant results of the RRT instruction model, contributing to the learners' reading comprehension ability.
آسیب شناسی ترجمه مای شبیه به لیس در جزء اول و دوم قرآن کریم (بر اساس نظریه کارمن گارسس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
9 - 34
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به سبب دارا بودن آموزه های بلند آسمانی و گنجینه های فراوانِ صرفی، نحوی و بلاغیِ زبانِ عربی، همواره مورد توجه دانشمندان و عربی پژوهانِ سراسرِ جهان قرار گرفته است. به این ترتیب، ترجمه این کتاب ارزشمند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو، هر ساله هزاران مقاله و پایان نامه با محوریتِ ارزیابی ترجمه های قرآن کریم به نگارش در می آید تا چند و چونیِ درستی ترجمه این کتاب مقدس، آشکار شود. از میان ترجمه های فارسی قرآن کریم، همواره ترجمه های وفادارِ آن، موردِ توجه و استقبال بیشترِ خوانندگان و پژوهشگران قرار گرفته است؛ از جمله مترجم هایی که با وفاداری تمام، این مصحف گران مایه را به زبان فارسی ترجمه کرده اند، می توان افرادی همچون مکارم شیرازی (Makarem Shirazi, 2001)، مشکینی (Meshkini, 2015)، الهی قمشه ای (Elahi Qomshee, 2006)، خرمشاهی (Khorramshahi, 1997) و فولادوند (Fooladvand, 1997) را نام برد. هر چند، ترجمه های آن ها نسبت به متن قرآن کریم وفادار بوده، ولی همچون هر اثر ادبی دیگری- همچنان که از شایستگی های بسیاری بهره مند است، ممکن است از کاستی هایی به دور نباشد. به این ترتیب، پژوهش حاضر با تکیه بر الگوی ارزیابی ترجمه ارائه شده به وسیله کارمن گارسس (Garces, 1994) و بر مبنای سطح دوم این نظریه (سطح صرفی و نحوی) ترجمه های این مترجم ها را در حوزه «مای شبیه به لیس» مورد پژوهش و ارزیابی قرار داده است. پس از بررسی، این یافته به دست آمد که مهمترین عامل در ضعف ترجمه های موردِ اشاره در این حوزه، معادل یابی نکردنِ درست در زبان مقصد و نادیده گرفتن بی پرده گویی های خداوند در این کتاب ارزشمند (قبض نحوی) بوده است.
تحلیل شبکه معنایی حرف «حتی» در قرآن با رویکرد معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرف «حتی» در قرآن با بسامد چشمگیر برای نشان دادن انتهای غایت فرضی به کار رفته است و درواقع روند شکل گیری نقطه پایان را نشان می دهد. اما کارکرد حتی در آیات قرآن به همین معنای پیش نمونه ای منتهی نمی شود، بلکه با قرار گرفتن در ساختارهای مختلف، شبکه ای از معانی متعدد را کدگذاری می کند. نوشتار حاضر با رویکرد معناشناسی شناختی و به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و استخراج شبکه معنایی مفهوم سازی شده با حرف حتی در آیات می پردازد. بررسی کیفیت و عملکرد این حرف در آیات قرآن نشان می دهد، حرف حتی در ساختارهای مختلف، معانی متفاوتی را تبیین کرده که همه در معنای پیش نمونه ای آن اشتراک مفهومی می یابند، بر این اساس، اولین شاخه از شبکه مفهومی این حرف، شاخه هم معنایی است که با دو واژه «کی» و «الا» مشتراکات معنایی یافته است. دومین شبکه شعاعی این حرف، معانی ثانویه استعاری هستند که از جمله این معانی «تجمع»، «انتقال»، «پوشش» و...بوده است و شاخه سوم حتی نوعی وظیفه طرح واره سازی را به عهده گرفته که طرح واره های حجمی، حرکتی، قدرتی و جهتی را تصویرسازی کرده است که با شواهد قرآنی بررسی شد.
بررسی رابطه تفاوت های فردی در فارسی آموزان سطوح مختلف در کلاس های آموزش زبان فارسی به منزله زبان دوم (تمایل به برقراری ارتباط، هوش اجتماعی و انگیزش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش به طور خاص افزایش درک و آگاهی ما از رابطه بین عوامل مربوط به تفاوت های فردی در آموزش زبان به و یژه عوامل تمایل به برقرای ارتباط، هوش اجتماعی و انگیزش است. دو متغیر جنس و سطح دانش زبانی نیز در این پژوهش موردبررسی قرار گرفته است. برای پاسخ به سه پرسش و بررسی فرضیه ها ی پژوهش 168 نفر از فارسی آموزان بزرگ سال سطوح مختلف زبانی (79 زن و 89 مرد) در دانشگاه های مختلف، به پرسش نامه 44 گویه ای پاسخ دادند. نتیجه تحلیل آماری و آزمون های مختلف برای بررسی داده های مربوط به متغیرهای تمایل به برقراری ارتباط WTC و مؤلفه های انگیزش و هوش اجتماعی نشان داد که روابط این سه متغیر با یکدیگر کاملاً معنادار است و فقط رابطه تمایل به برقراری ارتباط و خودبایدی در فارسی آموزان دختر معنادار نیست. روابط بین متغیر تمایل به برقراری ارتباط با چهار متغیر خودآرمانی، تجربه یادگیری، انگیزش کلی و هوش اجتماعی در فارسی آموزان پسر قوی تر از دختران است و رابطه بین متغیرهای هوش اجتماعی و انگیزش در فارسی آموزان دختر از پسران قوی تر است. تحلیل داده ها براساس سطوح زبانی نشان داد در سطح مقدماتی روابط بین متغیر تمایل به برقراری با سه متغیر خودآرمانی، تجربه یادگیری و انگیزش کلی و نیز رابطه متغیر هوش اجتماعی و انگیزش قوی تر از سایر سطوح زبانی است. در سطح میانی افزایش متغیر تمایل به برقراری ارتباط موجب کاهش معنادار متغیر خودبایدی می شود و رابطه متغیر تمایل به برقراری ارتباط و هوش اجتماعی در سطح میانی بیشتر از سطوح دیگر است.
Exploring Teaching Demonstrations in the Teaching Journals: A Case of Filipino Pre-Service Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In any teacher education practicum program in the Philippines, teaching demonstration is the most challenging undertaking of the student teachers during the internship program. This phenomenological study design explored the teaching demonstration experiences of student teachers reflected in their teaching journals. Data were 22 teaching journals taken from the internship portfolios produced by the Bachelor of Secondary Education (BSEd)-English graduates from a state university in the Philippines. Content analysis was used to analyze the data. Eight generated themes from the teaching journals that could provide suggestions for future student teachers and other members of the discourse community concerning the teaching demonstration were drawn, which are 1. ‘The Look’ of a Student Teacher, 2. Teaching with Enthusiasm, 3. The Voice of a Student Teacher in the ESL Classroom, 4. Lesson Planning Advice, 5. Subject Matter Familiarity, 6. Instructional Materials Efficiency, 7. Tips for Classroom Management, and 8. Improving the Questioning Skill. A focus group interview with the participants, which was also analyzed using content analysis, with some of the BSEd-English graduates was also utilized to further discuss the findings. The paper concludes with pedagogical implications for the Teacher Education Institution (TEI) and the concerned members of the discourse community.
EFL Teachers’ Professional Development, Job Satisfaction, and Reflective Thinking: A Structural Equation Modeling(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۲ , ۲۰۲۱
111 - 132
حوزههای تخصصی:
The demand for learning English as a foreign language has significantly heightened the need to recruit efficient teachers. Related literature confirms the lack of studies on teacher characteristics that can affect their job satisfaction. This study aimed to study the relationship between Iranian EFL teachers’ professional development, job satisfaction, and reflective thinking. One-hundred and fifty-nine teachers from different universities, language institutes, and schools wer e requested to answer the professional development questionnaire, the Minnesota satisfaction questionnaire, and reflective thinking scale as the main data collection instruments. These questionnaires were given in three different ways: in person, email, and social networks. Structural Equation Modeling was used to examine the hypothesized model of associations. This model was confirmed following the application of the modification indices proposed by the software (Normal chi-square = 3.4; RMSEA =.03; RMR =.02; GFI =.94; AGFI =.91; NFI =.94; CFI =.94; IFI =.94). The findings showed that there were significant internal correlations between all the latent variables and their sub-scales. Furthermore, findings of multiple regression analysis revealed that professional development and reflective thinking positively predicted job satisfaction, with professional development exerting more predictive power compared to reflective thinking. Pedagogical implications of the results have been discussed.
The Effects of Task Type on Iranian EFL Learners’ Use of Lexical Diversity and Sophistication(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
EFL learners’ ability to use advanced and varied vocabulary is a crucial issue in writing performance. This study aimed to investigate the effect of writing task type on lexical diversity and sophistication. The relationship between lexical sophistication and lexical diversity in the narrative, argumentative, and descriptive task types written by upper-intermediate EFL learners was also explored. To this end, 70 EFL upper -intermediate learners, enrolled in advanced writing tasks, were selected as the participants. They undertook narrative, descriptive, and argumentative writing tasks in a counterbalanced way. Then, Vocabulary Diversity (Voc-D) and Measure of Textual Lexical Diversity (MTLD) were used to measure lexical diversity. Lexical sophistication was measured using CELEX log frequency and Beyond 2000 Words (K3+). The writings were pasted into Coh-Metrix measure MTLD, Voc-D, and CELEX. VocabProfiler was also used to measure K3+ of the writings. In lieu of the purposes of the study, the research design involved repeated measures and correlation. Using Multivariate Analysis of Variance and Pearson’s Correlation Coefficient, the findings revealed that lexical diversity varied significantly across the three writing tasks. The highest scores of MTLD and Voc-D belonged to the narrative, argumentative, and descriptive writing tasks, respectively. Moreover, EFL learners used more advanced words in argumentative task type according to the measurement of CELEX and K3+ level words. However, learners' lexical sophistication in narrative and descriptive writings did not emerge as significantly different when measured by K3+. The significant positive relationship between lexical sophistication and lexical diversity was evident in all three task types.
پیچیدگی بازنمودی زمان های دستوری مطلق در درک شنیداری جمله های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۱
55 - 80
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی این پژوهش، واقعیتِ روان شناختیِ پیچیدگیِ بازنمودی زمانِ دستوری مطلق در فارسی است. در این پژوهش با به کارگیری روش تصمیم گیریِ واژگانیِ بیناحسی، تلاش شده تا چگونگی پردازشِ جمله های حاوی انواع زمان های دستوری با برنامه نرم افزاری دی.ام.دی.اکس بررسی شود. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر رمزگان چندبخشی/چندگانه در روان شناسی زبان (Shapiro & Levine, 1990) و طبقه بندی زمانی در زبا ن شناسی (Comrie, 1985) است. متغیر مستقل، نوع زمان دستوری و متغیر وابسته، زمان واکنش آزمودنی ها به محرک دیداری است. آزمودنی ها 25 نفردانشجوی 18 تا 30 ساله بوده اند که در دو گروه مرد و زن دسته بندی شده اند. نتیجه آزمون نخست نشان می دهد که جمله های دربردارنده زمان دستوری حال ساده مشتمل بر حقایق علمی، کارگفت های کنشی/ جرایی و نیز جمله های مشتمل بر فعل آینده همراه مصدر صرف شده خواستن سریع تر از انواع دیگر پردازش می شوند. توجیه و توضیح این امر را می توان به این حقیقت نسبت داد که حقایق علمی در تجربه زیسته بشر ثبت شده است و فراوانی بالایی دارد. افزون بر این، افعال کنشی-اجرایی که وابسته به زمان ادای جمله هستند و افعال در زمان دستوری آینده که فقط یک کارکرد در پیوند با آن ها در نظر گرفته شده ، سریع تر پردازش می شوند. نتیجه آزمون دوم نشان می دهد که زمان پردازش جمله های مرکب دارای زمان های مختلف تفاوت معنا داری با یک دیگر ندارد. به بیان دیگر، با مرکب شدن نوع جمله تفاوت های معنی داری که در آزمون (1) قابل مشاهده بود از بین رفته است. این نکته نشان می دهد که متغیر نوع جمله نسبت به متغیر زمان دستوری فعل تأثیر بیشتری بر بار شناختی ذهن دارد. دستاورد پژوهش حاضر از این قرار است که می توان در امر آموزش زبان فارسی از مفهوم بار شناختی بهره گرفت و یافته های پژوهش را در ترتیب تدوین مطالب و مواد آموزشی مورد توجه قرار داد.
A Comparative Study on Rhetorical Structure of Articles Written by Iranian and English Native Scholars in Business Management(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The most effective means of directing attention to an article in the academic community is to publish it in credential journals, however, writing in English can be challenging for novice writers especially non-native speakers (NNS) of English. Thus, despite the ample research in some fields, there is a great need for studies comparing the rhetorical features together with move structure of sections of Research Articles (RA) written by native scholars with non-native (NN) scholars’ RAs to provide NN writers with academic writing patterns beside procedures needed for publishing in the field of Business Management. To this end, Hyland’s (2000) five-move model was employed for identifying rhetorical moves along with a “bottom-up” approach for realizing linguistic signals in the Abstract, Introduction and Conclusion sections of thirty articles from international and national journals. The study revealed correspondence of most international articles to Hyland’s move model, a tendency for writing informative Abstracts was apparent with the presence of all the moves in Introduction and Conclusion sections. Analysis of linguistic aspects of articles illustrated a striking difference in the use of language features between native and NN scholars. The findings of this study have some implications for people involved in genre analysis as well as teaching academic writing and material design.
Metadiscourse Markers in the Abstract Section of Applied Linguistics Research Articles: Celebrity vs. Non-celebrity Authors(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
159 - 176
حوزههای تخصصی:
Metadiscourse involves the self-reflective linguistic expressions that refer to the evolving text, the writer, and the imagined readers of that text. This study utilized an interpersonal model of metadiscourse to examine the authors' use of metadiscourse in the Abstract sections of Applied Linguistics Research Articles (RAs). It investigated the distributions of interactive and interactional metadiscourse markers at a corpus of 110 RAs published by celebrity and non-celebrity authors to determine the ways academic writers deploy these resources at a hight-stake research genre to persuade readers in their discourse community. The findings revealed that frame markers with a relative frequency of 112 were the most frequent strategy category for the non-celebrity authors. Moreover, evidentials with a relative frequency of 3 were the least frequently used strategy for the celebrity authors. There were no significant differences in the use of interactive and interactional metadiscourse markers between celebrity and non-celebrity authors. These findings might have implications for the teaching of academic writing and scholarly publishing and for novice writers who aim to publish their studies in academic journals.