صغری ابراهیمی قوام

صغری ابراهیمی قوام

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱۲۳ مورد.
۴۳.

بررسی تاثیر آموزش ""فلسفه برای کودکان"" بر تحول اخلاقی دانش آموزان پسر پایه ی پنجم ابتدایی شهر تهران در سال 1387(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره کودکی دوم
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی وضع رفتار و عقاید
تعداد بازدید : ۱۴۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۳۶
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش ""فلسفه برای کودکان"" (P4C ) بر تحول اخلاقی دانش آموزان بود. به این منظور، دو کلاس در پایه ی پنجم مدرسه ای ابتدایی و پسرانه در منطقه ی یک آموزش و پرورش شهر تهران به طور تصادفی انتخاب شد. یکی از این کلاس ها به عنوان گروه آزمایش تحت 9 جلسه آموزش P4C قرار گرفت. از هر یک از کلاس ها 16 نفر بطور تصادفی برای آزمون گیری انتخاب شدند. با استفاده از فرم های موازی معماهای اخلاقی کلبرگ و پیاژه و پی گیری بالینی قضاوت های اخلاقی کودکان به روش مصاحبه ی فردی استدلال های اخلاقی دانش آموزان از نظر تراز کلی تحول اخلاقی، خود پیروی اخلاقی و اخلاق فاعلی در پیش آزمون و پس آزمون نمره گذاری شد. تحلیل کورایانس چند گانه هیچ گونه تفاوت معناداری را بین پس آزمون های تعدیل شده ی دو گروه در هیچ یک از متغیرها نشان نداد و بنابر این هیچ یک از فرضیه های پژوهشی مورد تایید قرار نگرفت. به نظر می رسد اجرای روش آموزش فلسفه به کودکان در بافت آموزش و پرورش ایران نیاز مند مداخلات شدید تر و ملاحظات بیشتری است.
۴۵.

تدوین برنامه ی آموزشی افزایش علاقه ی اجتماعی (والد-کودک) و بررسی اثربخشی آن در افزایش میزان علاقه ی اجتماعی دانش آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۲ تعداد دانلود : ۸۳۴
پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه ی افزایش علاقه ی اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر میزان علاقه ی اجتماعی دانش آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شد. روش تحقیق حاضر آزمایشی است و برای جمع آوری داده ها از طرح آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. از میان دانش آموزان 9 تا 12 سال ارجاع شده به مراکز درمانی 32 نفر از افرادی که در مصاحبه ی تشخیصی و نیز آزمون CBCL دارای اختلال نافرمانی مقابله ای تشخیص داده شدند، به همراه والدین آن ها به صورت تصادفی به عنوان نمونه ی پژوهش انتخاب گردیدند و در دو گروه 16 نفره به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل سیاهه ی رفتاری کودکان (CBCL) جهت تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای و مقیاس علاقه ی اجتماعی برای کودکان ایرانی (SISIC) جهت اندازه گیری میزان علاقه ی اجتماعی دانش آموزان بودند که در دو مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که در متغیر علاقه ی اجتماعی و همه ی زیر مقیاس های آن شامل مسؤولیت پذیری-انجام تکالیف، ارتباط با مردم- همدلی، جرأت-اطمینان و برابری در مقابل کهتری-برتری؛ نمره ی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بعد از آموزش برنامه ی علاقه ی اجتماعی افزایش معناداری دارد. بنابراین نتایج پژوهش حاضر گواه این مسأله است که برنامه ی آموزشی افزایش علاقه ی اجتماعی تدوین شده در پژوهش حاضر میزان علاقه ی اجتماعی و تمامی زیر مقیاس های علاقه ی اجتماعی را در کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای افزایش می دهد. درنتیجه از این برنامه ی آموزشی می توان برای پرورش علاقه ی اجتماعی کودکان و نیز ارتقای ویژگی های مثبت همبسته با علاقه ی اجتماعی که در مطالعات متعددی مورد تأیید قرار گرفته اند، بهره برد.
۴۹.

اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مؤلفه های برنامه ریزی و حل مسأله ی کارکردهای اجرایی دانش آموزان دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۵ تعداد دانلود : ۹۴۰
راه حلِ مشکلاتِ تعلیم و تربیت کنونی، نیازمند رویکردی پیچیده تر وآگاهانه است که بخشی مهم به وسیله ی علمِ مغز، ذهن و تعلیم و تربیت (یادگیری سازگار با مغز) ارائه شده است. یادگیریِ سازگار با مغز بر چگونگی یادگیری طبیعی مغز تأکید دارد و به دنبال تغییرِ چارچوب، بر اساس ساختار و کارکردِ واقعی مغز انسان برای ایجادِ آموزش مؤثر است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مولفه های برنامه ریزی و حل مسأله کارکردهای اجرایی دانش آموزان پایه چهارم دبستانی بود. این پژوهش با طرحِ گروه کنترلِ نابرابر، از طرح های نیمه آزمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دبستانی پسرانه غیر دولتی مدارس سلام در شهر تهران ( 7 مدرسه) در سال تحصیلی 95-94 بود و نمونه ی هدفمند به تعداد 38دانش آموز پایه چهارم از دو مدرسه سلام منطقه 5 تهران انتخاب شد. 50 ساعت آموزش سازگار با مغز برای معلم گروه آزمایش و 3 ماه آموزش دانش آموزان بر اساس طرح درس های سازگار با مغز برای دروس ریاضی، فارسی و علوم اجرا شد. با استفاده از ابزار آزمون برج لندن، داده های پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد و با استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس یک راهه و چند راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که یادگیری سازگار با مغز بر افزایش مؤلفه های برنامه ریزی و حل مسأله کارکردهای اجرایی مؤثر بوده است (416/0= اندازه اثر، 01/0>P، 94/24=F). این یافته ها، یادگیری و آموزش هوشمندانه و آگاهانه با توجه به مؤلفه ها و اصول یادگیری سازگار با مغز را بر توانایی برنامه ریزی و حل مسأله تأکید می کند.
۵۰.

تدوین مدل علّی فرسودگی تحصیلی با توجّه به نقش واسطه ای خودکارآمدی در دانشجویان دوره ی کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۹ تعداد دانلود : ۷۸۱
هدف پژوهش حاضرتدوین مدل علّی فرسودگی تحصیلی بر اساس متغیرهای حمایت اجتماعی و کمال گرایی ناسازگارانه و با نقش میانجی گری خودکارآمدی در دانشجویان دوره کارشناسی بود. جامعه آماری پژوهش، عبارت از کلیه دانشجویان دوره ی کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، و گروه نمونه تحقیق 493 (139 پسر، و 354 دختر) دانشجوی دوره ی کارشناسی بود که به صورت تصادفی از جامعه آماری مورد نظر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های فرسودگی تحصیلی مسلش نسخه دانشجویان(2002)، حمایت اجتماعی ملکی، دمارای و الیوت(2000)، کمال گرایی استابر(2007) و خودکارآمدی عمومی شرر(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها، به روش تحلیل مسیر نشان داد که حمایت همکلاسان و کمال گرایی ناسازگارانه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم(از طریق خودکارآمدی) فرسودگی تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهند. به طور کلی سهم اثرات مستقیم و غیرمستقیم مدل و درصد واریانس تبیین شده فرسودگی تحصیلی در مدل برابر با 27/ بود. تمامی شاخص های تعیین اعتبار مدل شامل شاخص هنجار شده مجذور کای، شاخص نیکویی برازش تعدیل یافته، شاخص برازندگی هنجار شده، شاخص برازندگی تطبیقی، شاخص توکر-لویس و جذر میانگین مجذورات خطای تقریب حکایت از مناسبت و کفایت مدل نهایی داشت. تبیین های مربوط به فرضیات و تلویحات نتایج به منظور مقابله با فرسودگی تحصیلی مورد بحث قرار گرفت.
۵۱.

مدل پیش بینی عملکرد تحصیلی بر اساس مولفه های هوش عاطفی ،مهارت های حل مسئله وانگیزش پیشرفت با میانجی گری راهبردهای یادگیری (شناختی وفراشناختی)در دانش آموزان مدارس هوشمند وعادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۶ تعداد دانلود : ۹۴۷
ﭘیﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼیﻠی داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﺮای ﻧﻈﺮیﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑیﺘی ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤیﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. مدارس هوشمند، یکی از محیط هایی است که پتاسیل های لازم را برای تحقق چنین هدفی داراست. عملکرد تحصیلی از متغیرهای زیادی تاثیر می پذیرد. هدف کلی مطالعه حاضر تدوین مدل پیش بینی عملکرد تحصیلی بر اساس مؤلفه های هوش عاطفی، مهارت های حل مسئله و انگیزش پیشرفت در دانش آموزان مدارس هوشمند و عادی بود. روش همبستگی از نوع پیش بینی بوده است. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه استان تهران بوده اند که با استفاده از روش نمونه برداری خوشه ای چند مرحله ای 583 دانش آموزان به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس انگیزه پیشرفت هرمانس فرم کوتا پرسش نامه حل مسئله اجتماعی تجدیدنظر شده (SPSI-R:SF)؛ پرسشنامه راهبردهای یادگیری (کرمی، 1381)؛ مقیاس هوش عاطفی بار-آن (2000) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی درتاج استفاده شد. نتایج نشان داد که اثرمستقیم و غیرمستقیم هوش عاطفی و انگیزش پیشرفت بر عملکرد تحصیلی دانش اموزان مدارس هوشمند به طور معناداری بالاتر از تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس عادی است است. بین اثرمستقیم و غیرمستقیم مهارت حل مسئله بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس هوشمند و عادی تفاوت معناداری مشاهده نشد. استفاده و به کارگیری فناوری هوشمند و به روز، از یک طرف باعث بهبود امر یاددهی- یادگیری معلمان و دانش آموزان می شود، از طرف دیگر معلمان و دانش آموزان با استفاده بهینه و درست از آن می توانند سطح علمی خود را ارتقا داده و باعث توسعه کشور شوند.
۵۵.

پیش بینی پیشرفت تحصیلی بر اساس مولفه های مهارتهای تحصیلی و ویژگی های شخصیتی در دانشجویان علوم پزشکی شهید بهشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۸ تعداد دانلود : ۸۱۸
مقدمه : مطالعه عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی نسبتا پیچیده است زیرا این مفهوم ابعاد گسترده ایی دارد که هم عوامل شناختی و هم عوامل غیر شناختی بر آن اثر می گذارد . دو عامل موثر در پیشرفت تحصیلی ، مهارتهای تحصیلی دانشجویان و ویژگی های شخصیتی می باشد . هدف: این مطالعه با هدف پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بر اساس مولفه های مهارتهای تحصیلی و ویژگی های شخصیتی در آنان در سال 1395 انجام شد . روش : پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال تحصیلی 95-96 بود . یک نمونه 250 نفره از دانشجویان بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی از بین چهار دانشکده پزشکی، توانبخشی، دارو سازی و پرستاری انتخاب شدند . ابزراهای پژوهش شامل پرسشنامه مهارتهای تحصیلی و پرسشنامه شخصیتی NEO بود . برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه توسط نرم افزار SPSS ویرایش 21 استفاده گردید . یافته ها : بر طبق یافته ها مولفه های مهارتهای تحصیلی 1/43 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین می کنند. از بین مؤلفه های مهارتهای تحصیلی، کنترل بر فعالیت یادگیری (05/0 p< ،161/0=β)، تمرکز (05/0 p< ،094/0=β)، و خودکارآمدی (05/0 p< ،142/0=β) به صورت مثبت پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کند. همچنین ویژگی های شخصیتی 4/23 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین می کنند .در مدل نهایی با بررسی ضرایب رگرسیون استاندارد مشخص شد که از بین ویژگی های شخصیتی، روان رنجوری (01/0 p< ،249/0-=β) بصورت منفی و ویژگی های برونگرایی (01/0 p< ،173/0=β) و وجدانی بودن (01/0 p< ،363/0=β) به صورت مثبت پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که بر اساس مهارتهای تحصیلی و ویژگی های شخصیتی ، می توان پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیش بینی نمود . لذا توجه به مهارتهای تحصیلی و ویژگی های شخصیتی در کنار سایر عوامل تاثیرگذار در پیشرفت تحصیلی دانشجویان می تواند باعث افزایش میزان عملکرد آنان شود .
۵۶.

تدوین بسته آموزشی رفتار ترافیکی و تعیین اثربخشی آن بر یادگیری کودکان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی شهری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۱۲۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۱۹
زمینه و هدف: آسیب های کودکان در حوادث ترافیکی یکی از دلایل مهم مرگ و ناتوانی آنان است و پیشگیری از این امر نیازمند ارائه آموزش است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش بسته ترافیکی ارائه شده به کودکان هفت ساله شهر تهران است. روش: این پژوهش از نوع «شبه آزمایشی» و با طرح «پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل» است. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان پایه اول ابتدایی شهر تهران است. دو گروه سی نفری از دو کلاس پایه اول از مدرسه ای در منطقه 5 تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند و قبل و بعد از ارائه بسته آموزشی ترافیکی با کمک پرسش نامه روا و پایا (آلفای کرونباخ 91/0) مورد پرسش قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از شاخص های آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد میانگین و انحراف معیار رفتار ایمن ترافیکی پسران و دختران گروه آزمایش در پس آزمون به طور معناداری بهبود یافته است. همچنین تفاوت بین نمره های پس آزمون رفتار ایمن ترافیکی گروه آزمایش و کنترل و نیز اثر تعاملی جنسیت و گروه بر نمره های پس آزمون، رفتار ایمن ترافیکی معنادار بوده و بین میانگین رفتار ایمن ترافیکی پسران گروه آزمایش و کنترل و دختران گروه آزمایش و کنترل تفاوت وجود دارد؛ این نتایج حاکی از آن است که پس از آموزش در هر دو جنسیت، گروه آزمایش از گروه کنترل عملکرد بهتری داشته اند و اثربخشی آموزش ترافیک به کودکان تأیید می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان