ایرج شاکری نیا

ایرج شاکری نیا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

تجربۀ زیستۀ استادیاران نو استخدام از قلدری در دانشگاه: تحلیل پیامدها و راهبردهای مقابله ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
زمینه: امروزه قلدری سازمانی یکی از معضلات جدی در محیط های آموزشی است و می تواند پیامدهای روانی، جسمانی و سازمانی متعددی برای قربانیان به همراه داشته باشد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای قلدری سازمانی برای استادیاران نواستخدام و راهبردهای مقابله ای آنان در محیط دانشگاهی انجام شده است. این پژوهش به دنبال شناسایی و تحلیل این پیامدها و راهکارهای اتخاذی اعضاء هیئت علمی برای مقابله با این پدیده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان پژوهش را استادیاران نواستخدام دانشگاه گیلان که به باور خود مورد قلدری واقع شده بودند، در سال 1401 تشکیل دادند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر هدفمند و گلوله برفی بود و داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 مرد و 8 زن، جمع آوری شد و نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه داشت. داده ها به روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. یافته ها: از تحلیل داده ها، 15 کد باز، 4 مقوله فرعی و 2 مضمون اصلی به دست آمد. مضامین اصلی برای پیامدهای قلدری سازمانی شامل پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی بودند. مقولات مربوط به پیامدهای فردی، شامل پیامدهای جسمی و پیامدهای روان شناختی و مقولات مربوط به پیامدهای سازمانی، شامل کاهش بهره وری و تضعیف فرهنگ سازمانی بود. همچنین، 13 کد باز، 4 مقوله فرعی و 2 مضمون اصلی از راهبردهای مقابله ای با قلدری سازمانی به دست آمد که مضامین اصلی شامل راهبردهای مقابله ای فردی با مقولات پذیرش و کناره گیری و دریافت حمایت اجتماعی با مقولات جستجوی حمایت از همتایان و جستجوی حمایت در خانواده بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلدری سازمانی تأثیرات منفی عمیقی بر سلامت جسمانی و روانی اعضاء هیئت علمی دانشگاه دارد. این پیامدها شامل سردرد، حملات میگرنی و غیره می باشد. از سوی دیگر تجربه مورد قلدری واقع شدن، منجر به پیامدهای سازمانی از جمله کاهش بهره وری افراد و تضعیف فرهنگ سازمانی در دانشگاه می شود. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند ایجاد محیط های حمایتی و آموزشی، تقویت مدیریت تعارض و افزایش آگاهی نسبت به پیامدهای قلدری است تا افراد قادر به واکنش مؤثرتر و مثبت تری باشند. همچنین نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی همکاران و خانواده نقش کلیدی در کاهش اثرات منفی این پدیده ایفا می کند.
۴۲.

اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۷
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
۴۳.

مدل ساختاری رابطه بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد: نقش میانجی سیستم های مغزی/ رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۹
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری رابطه بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی سیستم های مغزی/رفتاری در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه همه مردان مبتلا به سومصرف مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد رشت در سال 1403 بودند که 264 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل: پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف و کیز، 1995، (PWB، پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005، (DTS، و پرسشنامه سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، BIS/BAS) بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم تحمل پریشانی بر بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار؛ اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری بر بهزیستی روان شناختی، منفی و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری بر بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار بود (05/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم سیستم های مغزی/رفتاری در ارتباط بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار بود (05/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت نقش میانجی سیستم های مغزی/رفتاری در ارتباط بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد تایید شد.
۴۴.

اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
هدف. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی انجام شد. روش. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 214 از زنان با تجربه طلاق عاطفی در سال 1402 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، تعادل عاطفی دینر و همکاران (2009) و توافق پذیری (کاستا و مک کری، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به میزان 8 جلسه تحت مداخله درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (2011) قرار گرفت درحالی که در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). همچنین نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). نتیجه گیری. براساس نتایج یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری می شود که می توان از محتوا و دستورالعمل های درمان فراتشخیصی برای افزایش توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی استفاده کرد. علاوه بر این، می توان بیان کرد که مداخلات فراتشخیصی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند که چگونه با هیجان های نامناسب خود مواجه شده و سازگارانه تر با هیجان های خود برخورد کنند. روش مذکور در تلاش است تا با تنظیم عادت های نظم بخشی هیجانی، وقوع و شدت عادت های هیجانی را کم کرده، میزان آسیب را کاهش و کارکرد آن را افزایش دهند. در رویکرد یک پارچه رفتارها، هیجانات، افکار و احساس ها با هم در تعامل پویایی بوده، هر کدام از آن ها در تجربه هیجانی نقش تعین کننده داشته و در آن اثرگذار هستند. بر این اساس، درمان فراتشخیصی با تأکید ویژه بر نقش هیجان ها و شیوه پردازش آن ها سبب مدیریت و پردازش بهتر هیجان ها شده و از این طریق می تواند منجر به افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی شود. در بخش دیگری از این پژوهش نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافته مذکور با نتایج حاصل از پژوهش های بیگی و لطفی (1402)، فیروزی و همکاران (1401) ما و همکاران (2021) هم راستا است. در تبیین یافته یاد شده می توان بیان کرد تکنیک های درمان فراتشخیصی از قبیل آگاهی هیجانی، مواجهه، پذیرش هیجانات و بازسازی شناختی، باعث می شود که فرد از ارتباط متقابل بین افکار و هیجانات آگاه و ارزیابی های ناسازگارانه خودکار شناسایی شوند و این ارزیابی مجدد شناختی، باعث افزایش انعطاف پذیری در افکار و تعدیل احساسات شده و سبب می شود تا افراد، با به کارگیری انعطاف پذیری شناختی، قدرت حل مسئله خود را نیز بهبود داده و با کسب قدرت مقابله ای بالاتر، تاب آوری روان شناختی بیشتری را از خود نشان دهند. علاوه بر این، می توان بیان کرد که درمان فراتشخیصی یک پارچه به منظور آماج قرار دادن عوامل مشترک بین اختلال های هیجانی و اختلال های روان شناختی دارای آسیب های هیجانی طراحی شده است و تأکید عمده آن بر تجربه و پاسخ های هیجانی است. بر این اساس، درمان فراتشخیصی یک پارچه به زنان دارای طلاق عاطفی می آموزد که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود مواجه شده و به شیوه سازگارانه تری به هیجان های خود پاسخ دهند. این درمان کمک می کند تا افراد فهم بهتری از تعامل افکار، احساس ها و رفتارها در ایجاد تجربه های هیجانی درونی داشته باشند و این روند می تواند به بهبود پردازش شناختی و روان شناختی منتهی شده و تعادل عاطفی روان شناختی بالاتری را در پی داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان