این مقاله بر آن است که نظریه حداقلی در قلمرو فقه اسلامی را که از جانب برخی نویسندگان مطرح شده است، مورد نقد و بررسی قرار دهد. این نظریه بر آن است که فقه اسلامی، پاسخگوی همه نیازهای بشری نبوده و تنها حداقلها را بیان کرده است و برای پر کردن این خلأ باید از قوانین بشری بهره برد.
در این مقاله، اثبات خواهد شد که فقه اسلامی اکثری است نه اقلی، یعنی در بیان احکام حلال و حرام و درست و نادرست در حوزه روابط اجتماعی از جامعیت و پویایی لازم برخوردار است و دانش بشری و عقل عرفی را به عنوان ابزار تعیین و تشخیص موضوعات و راهکارهای مناسب برای احکام دینی به رسمیت میشناسد.
یکی از بحثهای مهم دربارة تجربة دینی بررسی ذهنی یا عینی بودن تجربههای دینی است. بسیاری از فیلسوفان دین و متکلمان الهی بر عینی بودن تجربههای دینی تأکید دارند. یعنی تجربههای دینی پدیدههایی صرفاً ذهنی و روانی نیستند. بلکه بر حقیقت یا حقایقی عینی و ماورأ طبیعی دلالت میکنند.
نظریه پلورالیزم، حقیقت و رستگارى را منحصر در دین خاصى نمىداند و همه ادیان را به طور نسبى از حقیقت مطلق بهرهمند مىداند. برخى از متفکران نیز این نظریه را برگزیده و به استناد بعضى از آیات قرآن که صراط مستقیم در آنها به صورت نکره آمده استبر اثبات تعدد و تکثر صراط مستقیم پاى فشردهاند، نگارنده در پى آن است که اثبات کند پلورالیزم دینى از دیدگاه قرآن مردود بوده و صراط مستقیم یگانه است و تعدد و تکثرى در آن راه ندارد. در این راستا به نقد نظریه صراطهاى مستقیم پرداخته و شواهدى از سخنان متفکران آورده و اثبات نموده است که با آمدن شریعت جدید الهى، شریعتهاى پیشین منسوخ گردیده و معیار حق و باطل، شریعت اسلام است که هم جهانى است و هم جاودانى.
در نوشتار حاضر، دلایل عقلی لزوم عصمت امام تبیین و تحلیل شده است. چکیده این دلایل به قرار زیر است. اساسی ترین ملاک نیازمندی مؤمنان به امام، معصوم نبودن آنان است. هرگاه این ملاک در امام نیز نباشد، به امام دیگری نیاز خواهد بود و لازمه آن تسلسل محال است. شریعت اسلام، پس از پیامبر، باید برای مکلفان حفظ و تبیین شود. این آرمان، بدون عصمت امام به دست نخواهد آمد. در شریعت اسلامی، اطاعت از امام، همچون اطاعت از پیامبر ، بدون هیچ قید و شرطی واجب شده است. وجوب اطاعت از چنین فردی در گرو معصوم بودن او است. تحقق کامل هدفهای امامت، در گرو آن است که امام مورد اطمینان کامل و همه جانبه مردم باشد. چنین اطمینانی، بدون عصمت به دست نخواهد آمد. از دیدگاه اسلام، امام جایگاه علمی و معنوی ویژهای دارد که از افراد عادی بالاتر است. اگر معصوم نباشد، چه بسا مرتکب گناه شود و در نتیجه، مقام او از افراد عادی نیز فروتر شود.
نیاز بشر به دین در نگاه محمد عبده از طریق باور اکثریت به ادامه حیات پس از مرگ و اهمیت یافتن راه رسیدن به سعادت ابدی و نیز از طریق ضرورت زندگی اجتماعی و رواج کرامتهای اخلاقی در آن تبیین میگردد. طباطبایی انسان را خواستار سعادت، کمال و خیر می داند، زندگی اجتماعی را یک ضرورت و وجود قانون برای آن را گریز ناپذیر میخواند. وی معتقد است قانونی میتواند تأمین کننده عدالت و سعادت باشد که با نظام تکوین هماهنگی حاصل کند، این امر زندگی اخروی را نیز شامل میشود کامیابی دین با چنین جامعیتی از طریق بحث عقلی و نیز آزمون تاریخی قابل ارزیابی است.